خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

حدس می زنم در سنگرهای عراقیها، نظامیهای غیر عراقی نشسته اند

در مقابل ما فقط عراق نبود - البته آن روز هم می گفتیم، اما بعد از این حوادث سال گذشته ی خلیج فارس، همه اعتراف کردند - غرب بود، شرق بود، امریکا بود، مجموعه ی ناتو بود، مرتجعان منطقه بودند، پول بود، سلاح بود، تجهیزات بود، تاکتیک بود، خبر ماهواره یی بود.
در یکی از این عملیات بزرگی که در سالهای اخیر داشتیم و طرف مقابل تلاش خیلی چشمگیری از خودش نشان می داد، من این جا به رفقا گفتم که حدس می زنم الان در سنگرهای قرارگاههای اصلی عراق، نظامیهای غیر عراقی نشسته باشند؛ که البته احتمال زیاد می دادم غربی باشند؛ نحوه ی حرکات این طور نشان می داد. اصلاً نوع کار نشان می داد که یک نفس جدید است که دارد آن جا کار می کند؛ بعد معلوم شد همین طور بوده است. همه ی دنیا به اینها کمک کردند؛ اما چه چیزی موجب شد که علی رغم وجود آن قوه ی هایل عجیب، اینها نتوانند بر ایران اسلامی - با همه ی ضعیفهایی که شماها می شناختید و می دانستید؛ ضعف بودجه، ضعف تجهیزات، ضعف در سازماندهیها، ضعف در انضباط، وجود بعضی از اختلافات - مسلط بشوند و مقصود خودشان را انجام بدهند؟ دنیا از این ماجرا درس گرفت.
امروز فرماندهان امریکایی که جنگیدند، می گویند ما در جنگ ایران و عراق که شاهد قضایا بودیم، تجربه آموختیم و درس گرفتم. این بر اثر چه بود؟ بر اثر همان (4)

من به این توصیه ی امام خیلی عملکره ام

این وصیت نامه هایی که امام می فرمودند بخوانید؛ من به این توصیه ی ایشان خیلی عمل کرده ام. هر چه از وصیت نامه های همین بچه ها به دستم رسیده - یک فتوکپی، یک جزوه - غالباً من اینها را خوانده ام: چیزهای عجیبی است. ماها واقعاً از این وصیت نامه ها درس می گریم. این جا معلوم می شود که درس و علم و علم الهی، بیش از آنچه که به ظواهر و قالبهای رسمی وابسته باشد، به حکمت معنوی - که ناشی از نورانیت الهی است - وابسته است. آن جوان خطش هم بزور خوانده می شودت اما هر کلمه اش برای من و امثال من، یک درس و یک راهگشاست و من خودم خیلی استفاده کرده ام.

در بسیاری از موارد، به پدر و مادرشان می نوشتند که ما از این جا دل نمی کنیم؛ این جا بهشت است و زندگی این جاست. مثلاً در جواب این که مادرش نوشته بود پسرم ! زودتر بیا، یا به ما خبر بده، می گوید اصلاً آن جا زندگی نیست؛ زندگی این جاست این همان معنویت بود. وقتی معنویت هست، دلها مجذوب آن می شود وقتی دلها مجذوب شد، نیروها به دنبال دلها و اراده ها حرکت می کند. وقتی این طور شد، بزرگترین قدرتها نمی توانند یک ملت را شکست بدهند برادران ! این واقعیت در این اتفاق افت-د؛ بزرگترین قدرتهای دنیا نتوانستند ایران را شکست بدهند. (5)

این اشکال، اشکال درستی است؛ اما بر چه کسی وارد است؟

من در این بکنم؛ نه از شماها، بلکه از عناصر مسلمان، که خود من هم جزو یکی از همینها هستم. این اعتراض و این انتقاد را از خودم هم دارم؛ از حوزه ی علمیه بیش از همه دارم. ما چند روز قبل از این، با شورای مدیریت حوزه ی علمیه ی قم جلسه داشتیم. به همان آقایان هم عرض کردم که ماهاقدری کم کار می کنیم. ممکن است قدر مطلق کار ما، از قدر مطلق کار مخالفان ما بیشتر هم باشد - من این را رد نمی کنم - اما قدر نسبی کار ما، از قدر نسبی کار ما، از قدر نسبی کار آنها خیلی کمتر است؛ زیرا که ما چنین رسالت عظیمی به عهده داریم؛ اما آنها رسالتشان کمتر از این است. رسالت آنها، رسالت کسی است که وارد ساختمانی می شود، سنگ می زند، تا شیشه ها را بشکند ! آیا این با رسالت ما قابل مقایسه است؟ اصلاً قابل مقاسه نیست. حالا شما اگر بخواهید با این کارها مقابله بکنید؛ با این رسالت عظیمی که هست، به نظر من خیلی باید تلاش بکنید و خیلی باید مطلب بنویسید.
آقایان آمده بودند شکایت می کردند که برای خواجوی کرمانی (6) سالگرد گرفته می شود و مبلغی هزینه می گردد، اما مثلاً برای شیخ (7) سالگرد گرفته نمی شود. این حرف درستی هم هست؛ یعنی شخصیت شیخ مفید، با شخصیت خواجوی کرمانی قابل مقایسه نیست. اگر شیخ مفید را محاسبه اش کنیم و اندازه اش مثلاً 100 باشد، خواجوی کرمانی 5/8 است؛ نه از جهت این که شیخ مفید یک فرد دینی است و خواجوی کرمانی یک نفر غیردینی؛ نه اصلاً فی نفسه و در همان شأن خودش، شیخ مفید برجسته تر است. این اشکال، اشکال درستی است اما به آقایان گفتم که به نظر شما این اشکال بر چه کسی وارد است؟ شما خیال می کنید که دولت جمهوری اسلامی نشسته ساگرد خواجو را تصویب کرده است؟ نه، آدم با همتی در کرمان، چون همشهری خواجو بوده، به نظرش رسیده که چه طور است یک سالگرد برای خواجو بگیریم، بعد دوندگی کرده، این را دیده، آن را دیده، پولی جمع کرده، زحمتی کشیده، و این مراسم سالگرد درست شده است. شما که در حوزه ی قم نشسته اید و شیخ مفید را می شناسید، کدامتان دویده اید، سراغ این و سراغ آن رفته اید، وی برای شیخ مفید مینار گرفته نشد، که حالا اعتراض می کنید؟ آقایان ساکت شدند ! بعد من گفتم هزار نفر هستند؛ شما از شیخ مفید بگیرید و همین طور جلو بیایید. بزرگان، علما، با رتبه های عظیم، از لحاظ علمی، از لحاظ ادبی، از لحاظ جایگاهشان در بنای عظیم معارف اسلامی - مثل خواجه نصیر (8) ابن ادریس و دیگران - هستند، اما همت نیست ! به نظر من، این بی همتی در خیلی جاها هست.(9)