خاطرات و حکایتها جلد پنجم

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

از پشت شیشه همین طور به هیأت نظامی بنده نگاه می کرد !

یک زمان برخی از آقایان علما منبر نمی رفتند؛ چون آن را خلاف شأن خود می دانستند؛ می گفتند منبر رفتن دلیل بی سوادی است ! ولی حالا شما ملاحظه کنید، فردی مثل آقای جوادی، مرد ملای فاضل - معقولاً - مثلاً در پایان یک میتینگ منبر می رود، سخنرانی می کند و فریاد می کشد. ببیندی الان باگذشته چه قدر فرق کرده است.
من یکی از دفعاتی که سال 59 از اهواز به تهران می آمدم، چون لباس نظامی تنم بود، رویش قبا می پوشیدم. رسم ما هم این بود که از راه که می رسیدیم، مستقیم خدمت امام می رفتیم. عصر یک روز پنجشنبه که برای نماز جمعه به تهران آمده بود مستقیم خدمت ایشان رفتم و چیزی راجع به جبهه گفتم و آمدم. شاید بار اولی بود که از جبهه خدمت ایشان می رسیدم. تا این که چکمه هایم را دم در بیاورم، ایشان از پشت شیشه همین طور به آن هیأت بنده که لباس نظامی زیر قبا تنم بود، نگاه می کردند. وقتی رسیدم. دستشان را بوسیدم. خودشان گفتند که یک وقت بود که این لباس شما خلاف مروت بود، و حالا بحمدالله وضع به این جا رسیده است. من احساس کردم که ایشان خوشحالند. در ابتدا قدری هم در دلم تردید بود. اول بار که در اهواز قبا را کندم و لباس نظامی پوشیدم، در ذهنم بود که آیا این کار درست است یا نه. بعد که دیدم ایشان لبخند زدند و لطفی کردند، فهمیدم که خوشحالند. واقعاً جای امام خالی است. اگر ایان تشریف می داشتند و می دیدند که آقایان در تکواندو، دان 4 دارند و این گونه پیشرفت کرده اند. خیلی خوشحال می شدند؛ این واقعاً در طریق همان خواست ایشان است. (1)

سه نقطه ی اساسی در جنگ

درباره دفاع مقدس، آنچه که ملت ما پس از گذشت دوران سخت جنگ هشت ساله باید مورد تدبر قرار بدهد، این است که این جنگ را چه کسی به وجود آورد، و چرا به وجود آورد، و چه شد که موفق نشد؟ این سه نقطه ی اساسی است.

جنگ را چه کسی به وجود آورد؟

سؤال اول: جنگ را چه کسی به وجود آورد؟ نمی شود گفت جنگ را فقط عراق به وجود آورد. همه ی قراین از اول کار نشان می داد که استکبار پشت سر عراق استد او را کمک نظامی کردند؛ از لحاظ تبلیغاتی به او کمک کردند و شورای امنیت را در خدمت متجاوز قرار دادند. با این که جنگ به این اهمیت در این نقطه حساس واقع شده بود، اما روزهایی گذشت که سازمان ملل در آن روزها، هیچ عکس العملی نشان نداد؛ این عادی نیست. در حمله عراق به کویت، بعد از چند ساعت شواری امنیت موضعگیری کرد؛ اما در حمله ی عراق به کویت، بعد از چند ساعت شورای امنیت موضعگیری کرد؛ اما در حمله عراق به ایران، تا وقتی که تانکهای عراقی پیشروی می کردند، شورای امنیت ساکت و تماشاچی نشست؛ بعد از آن که هزاران کیلومتر را تصرف کرده بودند، شورای امنیت یک کلمه حرف زد، که آن هم تقبیح تجاوز نبود؛ عراق را ملامت نکرد که چرا تجاوز کرده و جنگ را شروع کرده است؛ به دو طرف گفت که حالا بیایید دست از جنگ بکشید و آتش بس کنید ! یعنی در حقیقت، تثبیت عراق در اراضی اشغالی ما. البته ما قبول نکردیم و آن قطعنامه را رد کردیم.
شورای امنیت به خاطر این که در دست قدرتهای بزرگ بود و آنها هم پشت سر رژیم عراق بودند، تا آخر هم هیچ وقت نسبت به جنگ یک موضع کاملاً و صددرصد عادلانه نگرفت؛ تا این که در این اواخر، آن هم بازحمتات زیاد و با تلاشهای فراوانی که از همه طرف کشیده شد، قطعنامه ی 598 از شورای امنیت صادر شد.
شرق و غرب پشت سر عراق قرار داشتند. تقریباً تمام اروپا به عراق کمک کردند در ایام جنگ، مالینها را از روی حدس می گفتیم، قراین دلالت می کرد، ولی در این یکی، دو سال اخیر، شواهد قطعی برای آن پیدا شد؛ همه اعتراف کردند و یکی یکی سندها

بیرون آمد؛ کمک امریکا، کمک ناتو، کمک شوروی هم که از روز اول معلوم بود. بلوک شرق، همین کشورهای اروپایی شرقی که امروز دچار این مصیبتها (2) هستند، بزرگترین خدمت را در اطول چنگ به رژیم عراق کردند؛ ارتجاع منطقه هم که جای خود دارد. بنابراین، جنگ را رژیم عراق به تنهایی به وجود نیاورد - رژیم عراق یک عامل بود - جنگ را همه ی دنیای استکباری و من تبع او به وجود آوردند؛ این امروز چیز روشنی است و احتیاج به بحث زیادی ندارد.