سوکنامه امام حسین و یارانش به انضمام گزیده ای از سیره مقدس پیامبر صلی الله علیه و آله و امام علی علیه السلام

نویسنده : سید عبدالحسین شرف الدین موسوی

سخنی از مترجم

تشکیل مجالس تعزیه و ذکر مصایب عترت پاک پیامبر (ص) و بخصوص عزاداری برای سبط گرامی آن حضرت، یعنی سیدالشهدا حسین بن علی (ع)، براستی مایه عزت، شرف و سرمایه فضیلت و افتخار است. چرا که شهادت امام حسین (ع)، فرزندان، اقربا، و یاران باوفای آن حضرت با ویژگی هایی که در تاریخ آمده، اسلام را پس از آنکه توسط بنی امیه، بویژه معاویه و یزید - نفرین بر ایشان بادا - مشوه و زشت نموده بود آبرو بخشید و از این طریق آفتاب اسلام که می رفت با خصومت ورزی اولاد عبد شمس و عقده گشایی های بی رحمانه آل امیه و مروان، زیر ابرهای تیره جاهلیت پنهان شود، دوباره درخشید. شهادت امام حسین (ع) و یادآوری مصیبت او و خاندانش، بقای آیین حنیف اسلام را تضمین کرد.
فلسفه تشکیل مستمر مجالس عزای حسینی و ذکر فضایل انسانی و مصایب جانکاه ایشان، با موضوع بقای اسلام ارتباط مستقیم دارد. زیرا فراموشی یاد آنان و ترک ذکر مصایب و مناقب ایشان پیش از قیام قائم آل محمد (عج) و ظهور منتقم حقیقی، با توجه به نقشه های شوم دشمنان قسم خورده داخلی و خارجی اسلام، اسلام اصیل و محمدی را به بوته فراموشی خواهد سپرد.
به همین سبب و به علت اهمیت موضوع، چنان که در این کتاب بطور مکرر می خوانید، این رخداد تلخ و بسیار عظیم تاریخی، از روزگار نخست خلقت آدم (ع) تا زمان وقوع حادثه، به طرق مختلف بر زبان آورده شده و مطرح گردیده است و پس از آنکه واقعه اتفاق افتاده، امامانی که از نسل سیدالشهدا (ع) بوده اند و نیز همه پیروان صادق آنان، در اقامه مراسم ماتم و تشکیل مجالس عزا، بویژه در عاشورای حسینی، اهتمام ورزیده اند، تا مبادا با فراموشی آن، رویدادهای جان گداز هدف دشمن عملی شود. (1)
مورخان مشهوری همچون طبری، ابن اثیر و دیگر تاریخنگاران و ارباب مقاتل نیز این واقعه تکان دهنده را گزارش کرده و گاهی به ذکر جزئیات آن پرداخته اند. در جامعه شیعیان، فقها و مجتهدان بزرگی که علاوه بر مقام افتا، منبر وعظ و ارشاد را نیز در اختیار داشتند، یاد مصایب اهل بیت را زنده نگاه می داشتند و مجالس خود را با ذکر فضایل، مناقب و یاد حوادث غمبار خاندان رسول (ص)، هرچه بیشتر رونق و حرارت می بخشیدند. از صاحبان قلم، نیز هرکس به نوبه خود و به فراخور استعدادش، دست به نگارش کتاب، رساله و یا مقاله می زد و در این زمینه هم قلمفرسایی کرده اند. از جمله مرحوم سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی که قدمی پیش نهاد و کتاب المجالس الفاخره فی ماتم العتره الطاهره را تالیف نمود. او در این کتاب نفیس، صدای ناموزون غرب زدگان خودباخته ای که عزاداری را توحش و دور از مدنیت قلمداد کرده اند، خفه کرد و با طرح وقایع مستند تاریخی، از منابع اهل سنت، پرده ها را کنار زد و حتی از برخی از خاورشناسان محقق که در این مقوله، منصفانه سخن گفته و قلم زده اند، بهره جسته و مطالبی را آورده است.
این نکته نیز گفتنی است که نام این کتاب خاطره انگیز است. تمسیه سال 1381 هجری شمسی به سال عزت و افتخار حسینی با نام کتاب تناسب و شباهت آشکاری دارد، معنای عنوان کتاب عبارت است از: مجلسهای ارزشمند و افتخار آفرین در هواداری عزت طاهرین. این نامگذاری حدود 100 سال پیش صورت پذیرفته است و امسال، سال عزت و افتخار حسینی عنوان یافته است. حال چه کلمه فاخره از ریشه فخر باشد، که براستی عزاداری برای عترت و بخصوص پنجمین اهل کسا و تشکیل مجالس به قصد ذکر مناقب و مصایب خاندان رسول (ص) مایه عزت و افتخار است و یاد ایام تلخ و شیرین آل مصطفی (ص) سرمایه شرف و بالندگی است و چه از کلمه فاخر که در اصطلاح، به معنای هر چیز نفیس و ارزشمند می باشد، فرقی نمی کند.
ناگفته معلوم است که ارزش و بهای هر چیزی به آثار و میزان سودمندی آن بستگی دارد و تشکیل مجالس عزاداری سالار شهیدان و دیگر شهدای اهل بیت عصمت و طهارت و فداییهای ایشان و ذکر مظلومیت اولاد زهرا (س)، دارای آثار و فواید ارزشمند فراوانی است و چنان که در صفحات این کتاب می خوانید، محققان، حتی غیر مسلمانان، و بویژه خاورشناسان، در بیان فواید و آثار سازنده اقامه عزای حسینی، سنگ تمام گذاشته و آن را علت بقای اسلام و عامل مصونیت آن از تحریف بدخواهان دانسته اند.
برای آگاهی بیشتر از این کتاب و مولف بزرگوار آن، بهتر است از زبان و قلم کتابشناس بزرگ معاصر، شیخ آقا بزرگ تهرانی بشنویم. او می نویسد: المجالس الفاخره فی ماتم العتره الطاهره تالیف سید عبدالحسین بن یوسف بن جواد بن اسماعیل بن محمد بن سید ابراهیم، ملقب به شرف الدین موسوی است. مادر او علویه، خواهر ابومحمد حسن صدر بوده که همیشه از وی به عنوان دایی یاد می کرد.
این کتاب، نخست در شهر صیدا در مطبعه عرفان به سال 1332 ه.ق چاپ شد و مولف در مقدمه کتاب، درباره فضیلت گریه بر امام حسین (ع) و اسرار شهادت و بطور کلی فلسفه آن مطالبی آورده است. از این کتاب جز همین مقدمه چاپ نشده و مجالس که در چهار جلد به ترتیب زیر بوده از میان رفته است:
جلد یکم: سیره پیامبر (ص).
جلد دوم: احوال امیرالمومنین، فاطمه زهرا و امام حسن علیهم السلام.
جلد سوم: احوال امام حسین (ع).
جلد چهارم: احوال سایر امامان شیعه.
این چهار جلد در فتنه سال 1329 ه.ق به هنگام غارت کتابخانه ایشان مفقود گشته و یا از بین رفته است. (2)
مترجم، نسخه ای از کتاب مجالس فاخره را که در کربلا از سوی کتابخانه عمومی آستان قدس حسینی (ع) با اهتمام حضرت نورالدین میلانی چاپ و منتشر شده در اختیار داشت و از روی آن و با حفظ ویژگیهای نسخه، اقدام به ترجمه و نگارش آن کرد و کاستیها را در حد توان، جبران و تغییراتی را که ضروری می نمود، انجام داد. پس از اتمام ترجمه و آماده سازی آن برای چاپ، به طبع دیگری از کتاب که به شکلی زیباتر و گسترده تر، با تحقیق و بازنگری آقای محمود بدری توسط موسسه معارف اسلامیه چاپ و منتشر شده است، دست یافتم.
فصول این نسخه با نسخه ما احیانا متفاوت و در کم و کیف و حتی اشعار رثایی مختلف است و به نظر می آید که نسخه ای دیگر در اختیار محقق کتاب بوده است. موید این نظر چیزی است که در پایان مقدمه زاهره و در شروع مجالس فاخره آمده است:
در آنجا چنین می خوانیم: علی بن اسماعیل فرزند جواد پسر اسماعیل، پسر محمد، فرزند محمد بن ابراهیم، ملقب به شرف الدین موسوی عاملی - خدا از گناهانش درگذرد و عیوبش را پوشیده دارد - می گوید: سرور و مولای ما آیت الله امام سید عبدالحسین شرف الدین موسوی عاملی - خدا درجاتش را عالی گرداند - در سال 1330 ه.ق کتابی به نام مجالس فاخره در عزای عترت طاهره تالیف کرد و آن را طی یک مقدمه و چهار جزء سامان داد و در سال 1332 ه.ق شروع به چاپ آن کرد و هنوز چاپ مقدمه به پایان ترسیده بود که آتش جنگ جهانی اول (در سال 1917 م.) شعله ور شد و او را از تکمیل چاپ بازداشت و در سال 1338 ه.ق همانند اجداد طاهرینش در راه دین خدا گرفتاریهایی پیدا کرد، تبعید شد، خانه اش غارت گردید و در برابر چشم خدا کتابهایش را پاره کردند و در نتیجه، ما امروز از آن اثر گران سنگ محروم مانده ایم.
او پس از توضیح مختصر محتویات مجالس اجزای چهارگانه کتاب، چنین می نویسد:
سید در هر مجلسی از آن مجالس و در پایان سخن، به ذکر مصایب اهل بیت می پرداخت و جلالت مقام و میزان صبر و شکیبایی آنان را یادآوری می کرد، متاسفانه از این کتاب جز همین مقدمه که رساله ای مستقل و در حد خود بی نظیر است، چیز دیگر باقی نمانده است.
از قضا از دهان برخی ذاکران و قاریان مصایب که از آن مرحوم حفظ کرده بودند قسمتهایی ضبط شده بود، اما بطور پراکنده و نامرتب، من آنها را در زمان حیات سید بزرگوار (ره) گرد آوردم و از اول تا آخر آنها را برای ایشان خواندم، آن مرحوم، تایید و تحسین فرمودند و پس از آنکه نظری بدان انداختند، آنها را تا حدی مرتب کردند و به صورت مجالس درآوردند و ما نیز آنها را بدون کم و کاست می آوریم. (3)
مترجم، با استفاده از این نسخه چاپی، پنج مجلس را به چندین مجلس، تبدیل کرد و کتاب را در چهار بخش سامان داد: بخش یکم تحت عنوان کلیات، بخش دوم در دوازده فصل و دوازده مجلس، بخش سوم سیره پیامبر و یاد برخی خصایص مقدس او، در بخش چهارم در سیره امیرالمومنین (ع) در طی چند مجلس.
چنان که برای خواننده واضح است، مولف در هر منبری که می رفته در پایان سخن، از اما حسین (ع) و مصیبت او یاد می کرده و به اصطلاح، روضه می خوانده است.
بنابراین خواه ناخواه برخی مطالب تکرار شده و اشعار رثایی گاهی مکرر و در مجالس متعدد خوانده شده است. در این باره، باید گفت که اولا، ما اعمال سلیقه کردیم. به این صورت که گاهی به اشعار عربی اشاره کرده و گاهی دیگر به ترجمه آنها اکتفا نموده ایم و ثانیا، تمام پاورقیهای چاپ کربلا را آورده ایم لیکن چون پانوشتهای صفحه های چاپ جدید، بسیار طولانی اند، فقط به ذکر منابع آن بسنده کردیم.
و توفیق از خداوند است و بس.
تهران، سید ابراهیم سید علوی، 19/4/1381

مقدمه؛ به قلم نورالدین میلانی

خدایا! حمد و سپاس لایق تو است و جز برای تو سزاوار نیست. تنها تو شایسته ثنایی و فرمان، فرمان تو است. فقط تو را می پرستیم و از تو یاری و مساعدت می طلبیم.
صلوات و سلام بر پیامبر رحمت که خود تو بر وی درود و تهنیت گفته ای و نفرین بر آنان که مشمول لعن و نفرین تو هستند.
از شاهکارهای آفرینش و صنایع محکم خلقت خدا - جل و علی - آن است که در وجود بشر غریزه های ارزشمندی را به ودیعه نهاده است که با فضیلت ترین آنها، ایمان به حقیقت و اذهان به واقعیت و تسلیم در برابر آن می باشد. بطوری که گاهی انسان برای دستیابی به یک حقیقت، فداکاریها می کند و با عظمت ترین چیزی را که در اختیار دارد در راه رسیدن به آن می دهد. براستی جای تعجب است که برخی از انسانها نسبت به حقایقی ناآگاهند و یا آنها را انکار می کنند و با وجود آنکه این حقایق بسیار آشکارند، برایشان پوشیده می ماند و شاید به همین سبب، قرآن مجید به تدبر، تعقل و تفکر امر کرده و ترک آن را مورد ملامت قرار داده است.
از دیگر غرایز ارزنده که در وجود آدمی به ودیعت نهاده شده، حس کنجکاوی اوست که از طریق آن دوست دارد از همه چیز مطلع شود و از وقایع تاریخی باخبر گردد.
با این حال به مفاهیم اکتفا نمی کند، بلکه با دقت و تحلیل عقلانی، می خواهد جان کلام را دریابد. بطوری که گویا در معرکه ها و میدانهای پیکار، حضور داشته است و دلاوریهای شجاعان را دیده و مظلومیت ستمدیدگان را با چشم می نگرد و همین احساس، سبب می شود که جستجوگران تاریخ، قربانگاههای شهیدان را بجویند و از فداکاریهای انسانیت، مطلع شوند و در پرتو آن مردمان با انصاف به حقانیت آنان اعتراف می کنند و توام با بزرگداشت و تقدیس کوششهای آنان به موالاتشان می پردازند چرا که خدا مجاهدان را بر آنان که در گوشه ای نشسته اند فضیلت بخشیده است. (4)
ما در عین حال که کلیت خیلی چیزها را قبول نداریم، ولی در مورد شهادت و ارجگذاری فداکاری، بدون استثنا اعتراف داریم، زیرا قاعدتا همه مردم، شهید و بطور کلی هر مظلومی را محترم می شمرند و نصرت و دلسوزی برای آنها را، اعم از آنکه متدین باشند و یا نه، از مبادی انسانیت می دانند مگر معاندان که حسابی دیگر دارند.
زیرا رفتار آنان از چهارچوب انسانی خارج است وگرنه همه، جز آنانی که از جاده حق، منحرف شده اند، مظلومان و شهیدان بشری را دوست می دارند و برای یتیمهای ایشان دلسوزی می کنند.
خلاصه آن که زیباترین نوع احترام به شهیدان و مظلومان، نصرت و یاری آنان است و کمترین درجه احترام آن است که برای ایشان تاسف خورد، غمگین شد و به سبب ظلمی که به آنان شده دل شکسته شد، نسبت به خانواده و خویشاوندان و نزدیکان ایشان، مهربان بود و با احساسات و عواطف گرم با ایشان برخورد نمود که در غیر این صورت فرد از چهارپایان پست تر و گمراه تر خواهد بود. (5)
این که مردم برای مرگ عزیزانشان مجلس عزا برگزار می کنند. ناشی از همین غریزه، خدادادی است بطوری که هرچه آن مرحوم عزیزتر و با ارزش تر باشد، دایره عزا وسیع تر و مصیبت فقدان او عظیم تر است و هر اندازه سوک و مصیبت تلخ تر باشد، ایام عزا و سوکواری طولانی تر خواهد بود.
آری، این، روشی متداول در میان مردم است و غریزه و خویی است که خدا در نهاد بشر نهاده است و جزئی از فطرت است و به فرموده آن:
لن تجد لسنته الله تبدیلا
و شما برای سنت الهی عوض و بدلی نمی یابید. (6)
بر این اساس، ملتها در همه زمانها و در تمام شهرها، با وجود اختلاف در مبادی اعتقادی و با وجود تنفر بعضی از آنها از بعضی دیگر، در این معنی اتفاق نظر دارند و همگی در دفاع از مظلوم، بویژه مظلومیت عترت پاک پیامبر (ص) هم صدا بوده و موضعی واحد دارند و در عزاداری آنان عنایت نشان می دهند. نسل به نسل عکس العمل ها تندتر می شود و هر چه قرنها پیش می رود، نفرت از ظلم و ظالم بیشتر شده و مردم در برگزاری مراسم سوکواری، ثابت قدم تر می شوند. در چنین مجالسی از صمیم قلب خدمت می کنند و سر و سینه چاک می کنند و حتی از شدت تاثر از مصیبتهای وارده بر اهل بیت، مخصوصا بر شهیدان طف و کشته های کربلا در عاشورای سال 61 هجری و رویدادهای پس از آن در کوفه و شام نزدیک است دلها پاره شود، در حالی که برخی از آن عزادارها هیچ گونه پیوند دینی و عقیدتی با برگزارکنندگان مجالس سوکواری ندارند.
بنابراین جای هیچ تعجب نیست که برخی از مسلمانان غیر شیعه، و حتی پیروان ادیان دیگر مانند هندوها و سیک ها، در مصیبت و سوک حسین (ع)، سبط رسول (ص) و دسته گل او اظهار همدردی و اندوه کرده و برای آن جمعی که خونهایشان را در راه امام حسین (ع) دادند و جانبازی کردند، احترام و خضوع می کنند.
نگارنده خود در بعضی سفرها از ارامنه تبریز ایران و دیگر پیروان مذاهب و ادیان در هند، پاکستان، سوریه و لبنان، هزاران جمع به هم فشرده دیده ام که در روز عاشورا و دیگر مناسبتها به نام روز حسین و هفته بزرگداشت او، عزاداری می کنند و سخنرانان و شاعران در یادآوری خاطره ها از به یکدیگر سبقت می گیرند، ولی من چون در اینجا بنا بر اختصار دارم. تفصیل را به فرصتی دیگر وا می گذارم و شاید روزی خدا توفیق دهد که انواع فداکاریها و جنبشهای ادبی را که در این زمینه به وجود آمده گرد آورده و منتشر سازم.
به هر حال همه می دانند کتابهایی که به زبانهای شرقی و غربی درباره اسرار شهادت امام حسین (ع)، موجبات آن و فایده مجالس سوکواری نوشته و منتشر شده بسیار زیاد است و همگی دلالت بر آن دارند که امام حسین (ع) در میان دلها جا دارد، همه او را دوست می دارند، و در نظر آنان بس بزرگ و بزرگوار است. او یگانه مرد جهانی است که دین جد خویش را هر روز و بلکه هر آن، تازه می کند و تنها رهبر و پیشوای انسانیت است که بشریت را به سوی ارزشهای والای انسانی هدایت می کند.
کتابی که هم اکنون در دست شماست، کتابی است علمی و با آن که صفحاتش کم است از لحاظ فنی، بس زیبا است، پیشوای عصر، سرور شیعه و مرجع بزرگ امامیه، حامی مذهب اهل بیت و قلعه دین اسلام، سید عبدالحسین شرف الدین عاملی - قدس الله مرتبته - به نام المجالس الفاخره - تالیف فرموده است و کتابخانه عمومی سید الشهدا در کربلای مقدس با چاپ آن شرف می یابد و بدان وسیله نیاز علمی اهل مطالعه و بحث و اندیشه را بر می آورد.
این کتاب، مقدمه گونه ای است بر کتابی که ظاهرا از میان رفته است، اما خود آن، کتاب پرمحتوایی است و خواننده با مطالعه فصول آن، آرای علمی، فقهی و ادبی آن را در می یابد. متن عربی این کتاب در سال 1332 ه.ق به طبع رسید که در واقع پاسخی است به شخصی که از روی جهالت و بی اطلاعی از فلسفه اسرار شهادت حسین (ع) و آثار عزاداری برای او، به علت دوری اش از آنچه گذشتگان اعم از محدثان و مورخان، درباره آن سخن گفته اند، منکر رجحان عزاداری شده و شیعه را به سبب گریستن و سینه زنی در مصیبت بر دسته گل محمدی (س) بدعت گذار قلمداد کرده است و ندانسته است که مطلب کاملا برعکس است و شیعه در برگزاری این مراسم تنها نمی باشد، بلکه این امور از امور ثابت دینی و مورد اعتراف همه مسلمانان است.
حقیقتا سید بزرگوار شرف الدین به صورتی نیکو بر مشروعیت عزاداری از کتابهای شیعه و سنی دلیل آورده است. شاید منکران و معترضان راه هدایت جویند و بر کوتاهیهای خود پشیمان شوند.
آری، سرزمینهای اسلامی و امت مسلمان از روزگاران کهن گرفتار تعدادی دجال و مزدور شده که پایه های دین را ویران و مسلمانان را پراکنده می سازند و در این کار جز خوش خدمتی به بیگانگان که طمع در آب و خاک میهن اسلامی دارند، کار دیگری انجام نمی دهند. آنان شخصیت بزرگی همچون سرور ما شرف الدین و دوستان و همردیفان او (قدس الله اسرارهم) را با انواع غم و غصه مواجه ساختند و آنان را واداشتند، همچون سربازی ساده مرزبانی کنند و جلو عربده کشیهای مختلفی را که از بلاد تیره و تار غرب سرازیر می ورد، بگیرند.
مردان دین چنین اند و شان دانشمندان اسلامی همین است که در حدیث آمده که دانشمند است من از پیامبران بنی اسرائیل با فضیلت ترند، زیرا آنان فراخوان کلمه توحید و توحید کلمه اند، و در رفع خصومت و جدایی می کوشند و همواره برای آزادی عقیده از قید و بند وسوسه ها و رهایی امت مسلمان از توطئه های تمدن نیم بند و سست پایه غرب تلاش می کنند تمدنی که هر آن همچون بت عیار به شکل دین، مذهب، حزب، جمعیت، حقوق بشر و ... برابر هوی و هوسهای اشخاص و منطقه های ویژه در می آید و جلوه گر می شود.
از خدای تعالی می خواهیم که دنباله ستمگران را ببرد و با همت مردان مخلص، شر آنان را دفع فرماید و با نیروی مسلمانان دلیر و دارندگان احساس و شعور دینی و دور از تقلیدهای کورکورانه و پیروان حق هر کجا که باشند. شجره دشمنان اسلام را از بر بر کند.
ما شکایت را نزد او می بریم و چاره را از او می طلبیم و حول و قوه ای نیست جز با خدا.
کتاب مجالس فاخره شرف الدین (ره) در واقع چهار مجلد ضخیم و متضمن سیره و حیات پیامبر (ص) و عترت او تا امام مهدی قائم (عج) و نیز مشتمل بر بعضی خطبه ها، مواعظ و اخلاقیات بوده است و چنان که خود سید (ره) به ما فرمود کتابی بوده اجتماعی، سیاسی و عمرانی و از بهترین کتابهایی بوده است که در زمینه امامت و سیاست نگاشته شده است.
مرحوم شرف الدین بعد از ترتیب و تنظیم مقدمه (همین کتاب حاضر) آن را برای چاپ آماده کرده بود که آتش جنگ جهانی اول در سال 1914 م. شعله ور شد و به دنبال آن جنبش اسلامی بر ضد استعمار (7) راه افتاد و همین رویدادها مانع چاپ کتاب شد و با اینکه مولف بزرگوار به چاپ و نشر آن علاقه فراوان داشت، متاسفانه خانه او و مولفانش که قریب 30 جلد می شد، طعمه آتش استعمار گران و فرانسویان سلطه گر شد. خانه شرف الدین در شحور سوخت و پس از آن خانه بزرگترش در صدد طعمه آتش شد و دستهای ناپاک به چپاول و غارت آن پرداختند.
دردناکترین مصیبت برای سید (ره) در این رویداد نکبت بار، با اینکه او و خاندانش انواع شکنجه های روحی و صدمات طاقت فرسا بودند، سوختن کتابخانه اش بود که دربردارنده نفیس ترین کتابها و ارزشمندترین ذخیره های فرهنگی و بویژه آثار خطی او بود که در واقع حاصل عمر شریف او به حساب می آمده است. (8)
میلانی

شرح حال مولف؛ به قلم آل یاسین

او مشهورتر از آن است که یاد شود، آشکارتر از هر تعریف، و بزرگتر از هر معرف است. او در پرتو آثار و خدماتش با عظمت تمام، در سینه ها جا دارد. شرف الدین - رضوان خدا بر او - از قطبهای دایره علم و عمل در میان امت مسلمان بوده که در سختیها به او رجوع و در گره گشاییهای دشوار، به تدبیر او تکیه می شده است. او - قدس الله تربته - مفید زمان و مرتضای (9) عصر خود و در طول حیاتش، همواره سودمند و مورد رضایت بوده است. (10)
اکنون به ترجمه و شرح حال او به قلم عالمی شایسته و برجسته، یعنی مرتضی آل یاسین می پردازیم که به مصداق اهل خانه به آنچه در آن است آشناتر است، شرحی جامع ارائه داده است و ما مختصر آن را که در آغاز برخی چاپهای المراجعات به طبع رسیده، ترجمه می کنیم. (11)
در هر کرانه از کرانه های اسلام، نام مردانی می درخشد که به نبوغ و داشتن موهبت ویژه ممتازند و همین امر آنان را در سطحی بسیار بالاتر قرار داده است و از این رو سیمای زیبایشان همانند ستارگان آسمان زیبا، نور می پراکند.
کسانی که نامشان در همه افقها و کرانه ها درخشش دارد، بسیار اندک هستند. اینان بزرگانی هستند که در سطح بسیار بالاتری قرار دارند و در پرتو همین فوق العادگی و استعداد سرشار، از نوادر عالم اسلام به حساب می آیند و از جمله آن بزرگواران، سرور ما مولف، همین کتاب - قدس سره - است. (12) مشیت خدا بر این تعلق گرفته که علم و قلم او با برکت باشد و او برای مردم بهترین آثار را بیافریند و شاید من مبالغه نکرده باشم که اگر به قلم خود اجازه دهم سطرهای زیر را درباره او رقم زند.
سید بزرگوار عبدالحسین شرف الدین، مولف محترم در تالیف و تصنیف در مرتبه اول علمای شیعه قرار دارد که زندگانی نسبتا طولانی خود را برای خدمت به دین و مذهب وقف کرده اند و به همین سبب شایسته آن شدند که در جهان اسلام، صدرنشین و در راس نخبگان و خواص باشند. میدانها و ابعاد زندگانی شرف الدین آن قدر زیاد و گسترده است که من خود را چنان نمی بینم که بتوانم حق آنها را ادا کنم. یعنی راه قلم، من بسیار تنگ و باریک است و چنان میدانی، جولانگاه کسی چون من نیست.
شاید این کار برای من آسان بود اگر شرح حال شخصی غیر از ایشان را می نگاشتم و یا ترجمه و زندگینامه یکی از دانشمندانی را که ابعاد زندگی اش محدود است، می نوشتم، اما نوشتن درباره مردی چون شرف الدین، که زندگی اش ابعاد وسیعی دارد، برای نویسنده ای چون من، براستی بسیار سخت است و مشکل بتوان بار سخن را به دوش کشید و از عهده کار به درآمد. زیرا انسان، اگر در برابر شخصیتی نظیر شرف الدین قرار بگیرد، گویی خود را در برابر نسلی می بیند که نبض انواع حیات و زندگی در سراسر وجود او می زند و اقسام خیر و برکت از وجود او سرازیر می شود. پس برای نویسنده ضعیفی چون من که هر نوع رنگ را به اصل باید برگرداند - آن هم با بحث عمیق و با مسئولیت سنگین علمی و منطقی - چنان کاری میسر نمی باشد و چنین چیزی بر دوش تاریخنگار امین سنگینی می کند.