فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

نظر ششم که نظری درست است!

طبق این نظر امام (ع) بدون شک مسموم گردید. کسانی که بر این عقیده اند گروه بزرگی را تشکیل می دهند که ابن جوزی نیز بدانها اشاره کرده است.
شیعیان بطور کلی این نظر را تأیید کرده اند مگر مرحوم اربلی در کشف الغمة که خود را همعقیده با ابن طاوس و شیخ مفید دانسته است. ولی ظاهر امر چنین است که شیخ مفید نیز قایل به مسمومیت امام بوده، چه نوشته است: آن دو - یعنی مأمون و رضا - با همدیگر انگوری را تناول کردند سپس امام (ع) بیمار شد و مأمون نیز خود را به بیماری زد ....
یکی از اموری که بهترین دلیل بر شهادت امام (ع) به شمار می رود اتفاق شیعه بر این مطلب است. چه آنان بهتر و عمیقتر به احوال امامان خود می پرداختند و دلیلی هم برای تحریف یا کتمان حقایق در این زمینه نداشتند.
از اهل سنت و دیگران نیز گروه بسیاری از دانشمندان و مورخان هستند که منکر مرگ طبیعی امام (ع) بوده و یا لااقل مسمومیت وی را قولی مرحج دانسته اند. مانند این افراد:
- ابن حجر در صواعق ص 122
- ابن صباغ مالکی در فصول المهمه ص 250
- مسعودی در اثبات الوصیه ص 208، التنبیه و الاشراف ص 203، مروج الذهب / 3 / ص 417
- قلقشندی در مآثر الانافة فی معالم الخلافه / 1 / ص 211
- قندوزی حنفی در ینابیع المودة ص 263 و 385.
- جرجی زیدان در تاریخ تمدن اسلامی/ 2 / بخش 4 / ص 440، و در صفحه آخر از کتاب امین و مأمون
- ابوبکر خوارزمی در رساله خود
- احمد شلبی در تاریخ اسلامی و تمدن اسلامی/ 3 / ص 107
- ابوالفرج اصفهانی در مقاتل الطالبین
- ابو زکریا موصلی در تاریخ موصل 171 / 352
- ابن طباطبا در الآداب السلطانیه ص 218
- شبلنجی در نور الابصار ص 176 و 177 چاپ سال 1948
- سمعانی در انسابش / 6 / ص 139
- در سنن ابن ماجه به نقل تذهیب تهذیب الکمال فی اسماء الرجال ص 278
- عارف تامر در الامامة فی اسلام ص 125
- دکتر کامل مصطفی شیبی در الصلة بین التصوف و التشیع ص 226
و بسیاری دیگر....

بازتاب قتل امام (ع) در زمان مأمون

چون به کتابهای تاریخی مراجعه می کنیم در می یابیم که شهادت امام رضا (ع) به دست مأمون به وسلیه سم، حتی در زمان مأمون نیز امری معروف و بر سر زبانهای مردم بود. بطوری که مأمون خود شکوه از این اتهام می کرد که چرا مردم او را عامل مسموم کردن امام می پنداشتند!
در روایت آمده که هنگام مرگ امام (ع) مردم اجتماع کرده و پیوسته می گفتند که این مرد - یعنی مأمون - وی را ترور کرده است. در این باره آنقدر صدا به اعتراض برخاست که مأمون مجبور شد محمد بن جعفر، عموی امام، را به سویشان بفرستد و برای متفرق کردنشان بگوید که امام (ع) امروز برای احتراز از آشوب از منزل خارج نمی شود(278).
ابن خلدون علت قیام ابراهیم فرزند امام موسی (ع) را آن دانسته که وی مأمون را متهم به قتل برادرش می نمود(279). ابراهیم نیز به اتفاق مورخان به دست مأمون مسموم گردید. برادرش نیز زید بن موسی که در مصر شورش کرده بود به دست همین خلیفه مسموم شد. اینکه یعقوبی نوشته که مأمون ابراهیم و زید را مورد عفو قرار داد(280) منافاتی با آن ندارد که مدتی بعد با نیرنگ به ایشان سم خورانیده باشد. چه آنان به خونخواهی برادر خود برخاسته بودند و عفو مأمون یک ژست ظاهری می بود.
طبق نقل برخی از منابع تاریخی یکی دیگر از برادران امام رضا (ع) به نام احمد بن موسی چون از حلیه مأمون آگاه شد همراه سه هزار تن - به روایتی دوازده هزار - از بغداد قیام کرد. کارگزار مأمون در شیراز به نام قتلغ خان به امر خلیفه با او به مقابله برخاست و پس از کشمکشهایی هم او و هم برادرش محمد عابد و یارانشان را به شهادت رسانید(281).
در آن ایام برادر دیگر امام رضا (ع) به نام هارون بن موسی همراه با بیست و دو تن از علویان به سوی خراسان می آمد. بزرگ این قافله خواهر امام رضا یعنی حضرت فاطمه (علیها السلام) بود(282). مأمون مأموران انتظامی خود را دستور داد تا بر قافله بتازند. آنها نیز همه را مجروح و پراکنده کردند. هارون نیز در این نبرد مجروح شد ولی سپس او را در حالی که بر سر سفره غذا نشسته بود غافلگیر کرده بقتل رساندند(283).
می گویند حتی به حضرت فاطمه (علیها السلام) نیز در ساوه زهر خورانیدند که پس از چند روزی او هم به شهادت رسید(284).
دیگر از قربانیان مأمون، برادر دیگر امام (ع) به نام حمزة بن موسی بود.
با توجه به این وقایع در می یابیم که مسأله شهادت امام به دست مأمون در همان ایام نیز امری شایع میان مردم گردیده بود.

پیشگویی امام (ع) و اجدادش

افزودن بر تمام آنچه که گذشت یاد این نکته نیز لازم است که امام رضا (ع) شهادتش را بوسیله زهر خود بارها پیشگویی کرده بود. به علاوه، اجداد پاکش نیز سالها پیش از وی رویداد شهادت امام رضا (ع) را خبر داده بودند.
می توان روایات وارد شده در این زمینه را به سه طبقه تقسیم کرد:
1 - آن دسته از روایات که از زبان پیغمبر (ص) یا ائمه (علیهم السلام) نقل شده و حاکی از به شهادت رسانیدن امام رضا در طوس است. در این باره پنج حدیث وارد شده.
2 - آن دسته از روایات که از خود امام رضا (ع) نقل شده که شهادتش به دست مأمون و دفنش را در طوس کنار قبر هارون، پیشگویی نموده است.
این قبیل روایات بسیار است و گاهی امام این پیشگویی را حتی نزد مأمون نیز می کرده.
3 - آن دسته از روایات که به تشریح چگونگی سم خورانی پرداخته اند یعنی آنکه این کار به وسیله انگور بوده یا انار و یا به وسیله ای دیگر.
روایاتی که در آن مضمون وارد شده نیز بسیارند که برخی از آنها نیز از خود امام (ع) نقل گردیده اند. بنا به تحقیق یکی از نویسندگان این روایات به یکی از افراد زیر منتهی می شوند:
1 - ابوالصلت عبدالسلام هروی
2 - هرثمة بن اعین
3 - علی بن حسین کاتب
4 - ریان بن شبیب
5 - محمد بن جهم
6 - عبدالله بن بشیر(285)

...................) Anotates (.................
1) السیادة العربیة / ص 32، در البدایة و النهایة / 9 / ص 325 چنین آمده که درآمد خالد قسری در سال 13 میلیون دینار و درآمد فرزندش یزید ده میلیون دینار بوده.
2) الهاشمیات / ص 26، 27.
3) به امبراطوریة العرب مراجعه کنید.
4) ضحی الاسلام / 1 / ص 24 - العقد الفرید / 1 / ص 207 - مجله الهادی / سال 2 شماره اول / ص 89 - تاریخ التمدن الاسلامی/ 2 / بخش 4 / ص 343.
5) السیادة العربیة / ص 56، 57 - ضمناً به تاریخ التمدن الاسلامی/ 1 / بخش 2 / ص 274 نیز می توان مراجعه کرد.
6) العقد الفرید / 2 / ص 270 (مصر - 1935) - تاریخ التمدن الاسلامی/ بخش 4 / ص 341.
7) العقد الفرید / 2 / ص 270 (مصر - 1935) - تاریخ التمدن الاسلامی/ بخش 4 / ص 341.
8) الاغانی / 14 / ص 150 - ضحی الاسلام / 1 / ص 23، 24.
9) السیادة العربیة / ص 40 - به تاریخ التمدن الاسلامی/ 1 / بخش 2 / ص 282 و 283 نیز می توان مراجعه کرد.
10) ضحی الاسلام / 1 / ص 25.
11) ضحی الاسلام / 1 / ص 25 - العقد الفرید / 6 / ص 130، 131 (چاپ سوم).
12) الصلة بین التصوف و التشیع / ص 95.
13) شرح النهج، معتزلی / 7 / ص 150.
14) الاغانی / 11 / ص 74 - مقاتل الطالبین / ص 167 - الوزراء و الکتاب / ص 98.
15) انساب الاشراف / ص 63 - الاغانی / 11 / ص 74 - مقاتل الطالبین / ص 167 - البدایة و النهایة / 10 / ص 25، 26 و ص 3 - عمدة الطالب - و در تاریخ الجنس العربی، مدائن و نیشابور نیز افزوده گردیده.
16) انساب الاشراف / ص 63 - عمدة الطالب / ص 22 (چاپ بمبثی) - الوزراء و انکتاب / ص 98 و99 - فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم / ص 210.
17) مقاتل الطالبین / ص 239، 240.
18) تاریح یعقوبی/ 3 / ص 87.
19) السیادة العربیة و الشیعة و الاسرائیلیات / ص 106.
20) السیادة العربیة و الشیعة و الاسرائیلیات / ص 39.
21) این متون از منابع بسیاری گرفته شده مانند: مقاتل الطالبین / ص 233، 234، 256، 257، 295 و سایر منابع. بهر حال چیزی که تمام مورخان برآنند همین مطلب است که دعوت عباسیان در آغاز کار به نام علویان صورت می گرفت. به منابع زیر نیز مراجعه کنید: النزاع و التخاصم / ص 50 - طبری / 4 / ص 3 - تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 187 - الاداب السلطانیة / ص 164، 165 - تاریخ التمدن الاسلامی/ 4 / ص 397، 398 - بحار / 47 / ص 120، 277 - عمدة الطالب / ص 84 (بیروت) - الخرائج و الجرائح / ص 244 - جعفر بن محمد / ص 115 به بعد - غایة الاختصار / ص 22 - اعلام الوری / ص 271، 272 - ارشاد مفید / ص 294، 296 - کشف الغمة / 2 / ص 383، 384.
22) الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 12.
23) المحاسن و المساوی، بیهقی / ص 482.

24) الملل و النحل / 1 / ص 154 (مؤسسه الحلبی، قاهره) ص 87 (عنانیه) - ینابیع المودة، حنفی / ص 381 به نقل از فصل الخطاب، محمد بارسا البخاری.
25) روح الاسلام / ص 306، 308 - الامام الصادق و المذاهب الاربعة / 1 / بخش 2 / ص 532 - السیادة العربیة / ص 94 - امبراطوریة العرب / ص 406 - طبیعة الدعوة العباسیة و دیگر منابع.
26) روح الاسلام / ص 306، 308 - الامام الصادق و المذاهب الاربعة / 1 / بخش 2 / ص 532 - السیادة العربیة / ص 94 - امبراطوریة العرب / ص 406 - طبیعة الدعوة العباسیة و دیگر منابع.
27) التاریخ الاسلامی و الحضارة / 3 / ص 20.
28) ضحی الاسلام / 3 / ص 380، 381.
29) روضه کافی / ص 274 - بحار / 47 / ص 297.
30) روح الاسلام / ص 306.
31) الامام الصادق و المذهب الاربعة / 1 / بخش 1 / ص 57 به نقل از قاموس الاعلام / 3 / ص 1821 (استانبول). با آنکه ابومسلم عده ای از نهضتهای علویان را سرکوب نموده بود (طبیعة الدعوة العباسیة / ص 251، 253) ولی از این نامه و سایر نامه های وی که به منصور نوشته چنین بر می آید که بعداً از کار خود پشیمان شد، و همین امر نیز سبب قتل وی گردید.
32) مروج الذهب / 3 / ص 253، 254 - ینابیع المودة 381 - تاریخ یعقوبی / 3 / ص 86 - الوزراء و الکتاب / ص 86 - حاشیه ص 421 امبراطوریة العرب - الآداب السلطانیة / ص 154، 155 - روح الاسلام / ص 308 - عمدة الطالب / ص 82، 83 (بیروت) - و الکامل، ابن اثیر، این مطلب را مناقب و بحار (المناقب / 4 / ص 229 - بحار / 47 / ص 132) نیز به نقل از مقاتل العصابة، ابن کادش العکبری ذکر کرده اند، ولی نویسنده نامه را ابومسلم دانسته اند. روشن است که علت قتل ابومسلم نیز نوشتن نامه مزبور بود.
33) المناقب / 4 / ص 230 - بحار / 47 / ص 133 الامام الصادق و المذاهب الاربعة / 1 / ص 47.
34) طبری / 10 / ص 132 - الامامة و السیاسة / 2 / ص 125.
35) امبراطوریة العرب / ص 206 و منابع بسیاری دیگر.
36) الامام الصادق و المذاهب الاربعة / 1 / بخش 2 / ص 533.
37) بر ادعای خوارزمی دلیل تاریخی در دست نیست مگر کشته شدن عبدالله بن معاویة بن عبدالله بن جعفر، و عبیدالله بن حسین بن علی بن حسین.
38) تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 129 - مروج الذهب / 3 / ص 256 - طبری / 10 / ص 37 (لیدن).
39) طبری / 10 / ص 32 (لیدن) - الکامل، ابن اثیر / 4 / ص 325.
40) مروج الذهب / 3 / ص 301 - طبری / 10 / ص 432.
41) طبری / 10 / ص 215 - العقد الفرید / 5 / ص 81 تا 85 (دارالکتاب) - صبح الاعشی / 1 / ص 333 ببعد - الکامل مبرد، طبیعة الدعوة العباسیة.
42) البدایة و النهایة / 10 / ص 217.
43) تاریخ یعقوبی / 3 / ص 163.
44) مروج الذهب / 3 / ص 257 - شرح النهج، معتزلی / 7 / ص 131 - حیاة الامام موسی بن جعفر / 1 / ص 337 به نقل از مختصر اخبار الخلفاء:
... در برابر قتل امام حسین هزار نفر از دم تیغ گذشتند. بدینگونه ما سایر بنی امیه را بخاطر خون امام حسین، یارانش و خون عموزادگانمان از آل ابیطالب، قتل عام کردیم.
45) الکامل، ابن اثیر / 4 / ص 332 - مروج الذهب / 3 / ص 247 - ضمناً به خطبه سفاح نیز که در مروج الذهب / 3 / ص 257 آمده مراجعه شود.
46) الاداب السلطانیة / ص 155 - مروج الذهب / ص 271 - البدایة و النهایة / 10 / ص 54 - طبری / 10 / ص 60 - تاریخ التمدن الاسلامی/ 1 / بخش 1 / ص 152 - و دیگران. این مطلب را بیشتر تاریخنویسان آورده اند.
47) این گفته درباره جامه های سیاه صحیح است. اما پرچمها نیز ممکن است به همین دلیل به رنگ سیاه بوده باشند (ابن خلدون / ص 259)، یا به دلیل آنکه پرچم علی (ع) در جنگ صفین نیز سیاه بود (السیادة العربیة / ص 126) و یا به دلیل آنکه پیغمبر در جنگهایش با کفار پرچم سیاه بر می افراشت، چنانکه در صبح الاعشی / 3 / ص 370 از ماوردی نقل شده که پیغمبر در جنگ حنین و مکه پرچم سیاه را به دست عمویش عباس داد و به همین دلیل پرچم عباسیان نیز سیاه بود. اما به نظر ما بهتر همانست که پرچم سیاه را نشانه سوگواری بدانیم. چه حادثه قتل یحیی بن زید باعث شد که اهل خراسان مدت هفت روز جامه سیاه به تن کنند و همین امر عباسیان را تشویق نمود که رنگ سیاه را بعنوان شعار خویش و به نشانه زجرهایی که اهلبیت از بنی امیه کشیده بودند، برگزینند. این مطلب عقیده سید عباس مکی در نزهة الجلیس / 1 / ص 316 است.
بلاذری نیز در انساب الاشراف / 3 / ص 246 مطالبی ذکر کرده که همین موضوع را تأیید می کند.
48) در همین کتاب مذاکره مأمون با امام (ع) را خواهیم آورد که ضمن آن مأمون اعتراف کرده بود که خانواده امام بمراتب از وی در خویشی به رسول خدا نزدیکترند. همچنین بیعت سفاح و منصور و دیگر عباسیان با محمد بن عبدالله علوی، و گفتار منصور در جلسه اخذ بیعت همه دلیل بر این مطلب است. خدای عباسی بخوبی نفوذ علویان را درک می کردند.
49) طبری / 11 / ص 752 (لیدن) - العقد الفرید / 5 / ص 74 - و تاریخ التمدن الاسلامی و سایر منابع.
50) منصور در برخی از خطبه هایش اشاره به این نوع کنترل می کند: طبری / 10 / ص 432 - مروج الذهب / 3 / ص 301.
51) طبری / 10 / ص 448 (لیدن). بدین نکته نیز اشاره کنیم که اموالی را که منصور برای مهدی باقی. گذارده بود به 600 میلیون درهم و 14 میلیون دینار می رسید. (رجوع کیند به: امراء الشعرالعربی فی العصر العباسی / ص 35).
52) تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 195 - طبری / 10 / ص 306 - تاریخ یعقوبی/ 3 / ص 114 - البدایة و النهایة / 10 / ص 93 - الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 18 - و انساب الاشراف / 3 / ص 118 که می نویسد آن دو زن از قریش بودند که برای منصور نامزد شده بودند.
53) مروج الذهب / 3 / ص 294، 295.
54) به مروج الذهب و تاریخ ابن خلکان شرح حال امام کاظم (ع) مراجعه کنید همچنین به فصل الخطاب، ینابیع المودة، کشف الغمة، مرآة الجنان و صفة الصفوة.
55) طبری / 10 / ص 464، 507، 508 (لیدن) - مروج الذهب / 3 / ص 312 - الاداب السلطانیة / ص 184، 185 - الوزراء و الکتاب / ص 155 و سایر منابع.
56) مروج الذهب / 3 / ص 312 - ضحی الاسلام / 3 / ص 292 - و تاریخ طبری و سایر منابع. در مرآة الجنان / 1 / ص 419 و جاهای دیگر چنین آمده که او را در چاهی محبوس کردند و بر فرازش نیز بارگاهی ساختند. به الوزراء و الکتاب / ص 155 نیز مراجعه شود.
57) النجوم الزاهرة / 2 / ص 77.
58) البدایة و النهایة / 10 / ص 167 - عمدة الطالب / ص 124 (بیروت) - شرح میمیة ابی فراس / ص 190.
59) عیون اخبار الرضا / 1 / ص 92 - بحار / 48 / ص 131، 132. عباسیان از آغاز تسلط بر محکومت یعنی از زمان سفاح - همزمان با امام صادق (ع) - پیوسته امامان را تهدید می کردند تا فرصتی برای هیچگونه حرکتی نیابند و آنان رابه توطئه های پنهانی به منظور قیام نیز متهم می نمودند، تا بدینوسیله مجوزی برای حبس و آزار و مصادره اموالشان داشته باشند. ولی امامان منکر اتهامهای آنان شده و پیوسته در این زمینه ها پاسخگویی می کردند ولی گوش شنوایی در میان عباسیان وجود نداشت.
60) البدایة و النهایة / 3 / ص 64.
61) تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 173 - مروج الذهب / 3 / ص 238 - وفیات الاعیان / 1 / ص 454، 455 (چاپ سال 1310) - امبراطوریة العرب / ص 406 و سایر منابع. البته این از عقاید کیسانیه است.
62) شرح النهج، معتزلی / 7 / ص 161، 162.
63) چنین می نماید که صاحب واقعی این اندیشه، منصور می بود و این مطلب از نامه اش به محمد بن عبدالله بن حسن و از بسیاری از سخنان و خطبه هایش بر می آید. اما مهدی صورت تجسم یافته این عقیده به شمار می رفت. منصور در ترویج این فکر آنقدر تلاش می کرد حتی شعرا با پروراندن آن به وی تقرب می جستند. مانند حمیری که طبق نقل اخبار مرزبانی / ص 37 اشعاری در این زمینه سرود و پاداش بسیار خوبی از منصور گرفت.
64) فرق الشیعة / ص 48، 49 - تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 173 - مروج الذهب / 3 / ص 236. البته نوبختی در فرق الشیعه نوشته که آنان حتی بیعت علی را نیز جایز نمی شمرند.
65) مقاتل الطالبین / ص 240 - المهدیة فی الاسلام / ص 117.
66) برخی از این احادیث در منابع زیر یافت می شود:
الصواعق المحرقة / ص 98،99 - تاریخ الخلفاء سیوطی / ص 295، 260، 272 - البدایة و النهایة / 6 / ص 246، 247 و سایر منابع.
67) ضحی الاسلام / 3 / ص 240.
68) مقاتل الطالبین / ص 247 - المهدیة فی الاسلام / ص 117.
69) الوزراء و الکتاب / ص 127.
70) این جریان مربوط به زمان متوکل است. به پند تاریخ / 1 / ص 72 و مقاتل الطالبین / ص 599 مراجعه کنید.
71) این چیزی است که شرح شافیه ابی نواس ص 174 از الدر النظیم از احمد بن حنبل نقل کرده، مردی که به پرده مکه آویخته پیوسته از خدا طلب آمرزش می کرد، وی به اعتراف خودش بر فراز این علویان به امر منصور گل و خشت رویهم نهاده بود. در عیون اخبارالرضا / 1 / ص 108 به بعد و شرح میمیة ابی فراس / ص 176، 177 و بحار / 48 / ص 176 به بعد. داستانی مشابه از حمید بن قحطبه نقل شده که وی در ماه رمضان روزه می خورد، چه پس از کشتن شصت علوی به دستور رشید در یک شب، دیگر از رحمت خدا مأیوس کشته بود. ولی ظاهراً نام رشید به اشتباه در این داستان برده شده، چه حمید به سال 158 به تصریح بحار / 48 / ص 322 درگذشت در حالی که رشید در 170 شروع به خلافت کرد. بنابراین، چنین می نماید که داستان صحیح همان باشد که از احمد بن حنبل باشد.
72) ضحی الاسلام / 1 / ص 105.
73) امبراطوریة العرب / ص 449.
74) رسائل الخوارزمی / ص 130 - ضحی الاسلام / 3 / ص 296، 297.
75) تاریخ التمدن السلامی/ 2 / بخش 4 / ص 494 به نقل از نفح الطیب / 2 / ص 715.
76) النجوم الزاهرة / 2 / ص 6.
77) التنبیه و الاشراف / ص 295 - طبیعة الدعوة العباسیة / ص 119.
78) تاریخ الخلفاء / ص 261 - مروج الذهب / 4 / ص 222 - شرح میمیة ابی فراس / ص 117 - مشاکلة الناس لزمانهم / ص 22، 23.
79) شرح میمیة ابی فراس / ص 159 - الادب فی ظل التشیع / ص 68.
80) طبری / 10 / 446 - النزاع و التخاصم / ص 52 و سایر منابع.
81) مناقب ابن شهر آشوب / 3 / ص 357 - بحار / 47 / ص 178.
82) تاریخ کربلاء، عبدالجواد کلیدار آل طعمه / ص 193.
83) مختصر تاریخ العرب، سید امیر علی / ص 184.
84) التاریخ الاسلامی و الحضارة الاسلامیة / 3 / ص 200.
85) رجال ما مقامی / 3 / ص 296 - قاموس الرجال / 9 / ص 324 - بحار / 48 / ص 195، 196 - رجال الکشی / ص 27 (کربلاء) به این موضوع مسعودی نیز اشاره کرده - ضحی الاسلام / 1 / ص 141 - مشاکلة الناس لزمانهم، یعقوبی / ص 24.
86) تاریخ یعقوبی/ 3 / ص 136، 137.
87) الاداب السلطانیة، فخری / ص 20.
88) التاریخ الاسلامی و الحضارة الاسلامیة / 3 / ص 352.
89) الاغانی / 5 / ص 225 (دارالکتاب، قاهره).
90) الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 85 - طبری / 10 / ص 606 و دیگر منابع.
91) العقد الفرید / 1 / ص 142.
92) العقد الفرید / 2 / ص 180 (دارالکتاب العربی).
93) اعیان الشیعة / 4 / بخش 2 / ص 108 (چاپ سوم) - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 161 - بحار / 49 / ص 166.
94) تاریخ الشیعة / ص 89 - امالی شیخ / ص 230 (نجف) - الکنی و الالقاب / 1 / ص 27 - شرح میمیة ابی فراس / ص 209 - المناقب / 2 / ص 19 - تاریخ کربلاء / ص 197، 198 به نقل از نزهة اهل الحرمین ص 16 - بحار / 10 / ص 297 - تظلم الزهراء/ ص 218 - مجالی اللطف / ص 39 - اعیان الشیعة / 4 / ص 304 - تسلیة المجالس، محمد بن ابیطالب و دیگر منابع.
95) تاریخ کربلاء/ ص 199 به نقل از مجله الهلال شماره اکتبر، 1947، ص 27 از مقاله استاد عقاد: گفتاری با هارون الرشید.
96) تاریخ الخلفاء، سیوطی / ص 293.
97) شرح میمیة ابی فراس / ص 127.
98) عیون اخبار الرضا / 2 / ص 147 - بحار / 49 / ص 132 و دیگر منابع.
99) شرح میمیة ابی فراس / ص 119.
100) الصحاسن و المساوی / ص 246 - الشعر و الشعراء / ص 484 - نظریة الامامة / ص 382 - المهدیة فی الاسلام / ص 55 - طبیعة الدعوة الاسلامیة / ص 272.
101) السیادة العربیة و الشیعة و الاسرائیلیات / ص 133.
102) محاضرات تاریخ الامم الاسلامیة / 1 / ص 161.
103) تاریخ بغداد / 6 / ص 129 حیاة الامام موسی بن جعفر / 2 / ص 184.
104) بحار / 49 / ص 166 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 267.
105) این جریان مربوط به پیش از رشید نیز می شد (ابن خلدون / 3 / ص 215) به الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 75 و دیگر منابع نیز می توان مراجعه کرد.
106) ظاهراً نام صحیح، حسین است چنانکه در مجمع الفوائد آمده.
107) مقاتل الطالبین / ص 130 تا 140 (قسطنطنیه، 1297) که سعد محمد حسن نیز در کتابش المهدیة فی الاسلام بخشی از آن را از ص 58 به بعد نقل کرده، همینطور دکتر احمد امین در ضحی الاسلام / 3 / ص 297 به بعد. پدرم نیز تمام آن را در کتاب خطی خود مجمع الفوائد، و مجمل العوائد از ص 45 به بعد، آورده است.
108) نظریه الامامة / ص 381. ولی کنیه سفاح ابوالعباس بود نه ابوعبدالله. عبدالله هم نام او و هم نام منصور بود که از سفاح سن بیشتری داشت.
109) امبراطوریة العرب / ص 452.
110) البدایة و النهایة / 1 / ص 69 - التنبیه و الاشراف / ص 292.
111) مروج الذهب / 3 / ص 222 - تاریخ الخلفاء / ص 259 - مشاکلة الناس لزمانهم / ص 22 - امبراطوریة العرب / ص 435.
112) الکامل، ابن اثیر / 4 / ص 342 - الامامة و السیاسة / 2 / ص 139 - یعقوبی/ 2 / ص 354 - البدایة و النهایة / 10 / ص 56 - تاریخ التمدن الاسلامی/ 2 / ص 402 و دیگر منابع.
113) شرح این ماجرا را در منابع زیر بخوانید: النزاع و التخاصم / ص 48، 49 - الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 212، حوادث سال 132 - تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 177 - یعقوبی/ 2 / ص 357 (صادر) - شرح میمیة ابی فراس / ص 216 و غایةالمرام فی محاسن بغداد دارالسلام / ص 115.
114) النزاع و التخاصم / ص 49 و منابع دیگر.
115) عیون الاخبار، ابن قتیبة / 1 / ص 26 - الکنی و الالقاب / 1 / ص 158. ممکن است منظور از مهدی در اینجا سفاح بوده باشد.
116) فوات الوفیات / 1 / ص 232 - تاریخ الخلفاء / ص 259 - تاریخ الخمیس / 2 / ص 324.
117) البدایة و النهایة / 10 / ص 75.
118) طبری / 10 / ص 128 (لیدن).
119) تاریخ الخلفاء / ص 268 و دیگر منابع.
120) تاریخ بغداد / 10 / ص 215 - الامام الصادق و المذاهب الاربعة / 1 / بخش 2 / ص 479.
121) العقد الفرید / 5 / ص 88 (دارالکتاب العربی) و گفته شده که وی عامل قتل سدیف بود..
122) شرح قصیده ابن عبدون / ص 281، 282 - مروج الذهب / 3 / ص 288.
123) المحاسن و المساوی / ص 339.
124) الوزراء و الکتاب / ص 142.
125) البدایة و النهایة / 10 / ص 131.
126) تاریخ الخمیس / 2 / ص 331.
127) تاریخ الخلفاء سیوطی / ص 279 و منابع دیگر.
128) التاج ص 81.
129) الاغانی / 5 / ص 163 (دارالکتب، قاهره).
130) ولی نه در راه خدا، که در راه لذتها و شهوتهای خودش و در راه خوشایند آوازخوانها و فرومایگان، چنانکه در رساله خوارزمی و در تمام کتابهای تاریخی که از راه و روش رشید سخن گفته اند، آمده.
131) التنبیه و الاشراف / ص 299.
132) تاریخ یعقوبی/ 3 / ص 146.
133) البدایة و النهایة / 10 / ص 184.
134) ابدایة و النهایة / 10 / ص 220 به نقل از طبری، و در صفحه 222 نیز چنین آورده که رشید از چهار هزار دختر خوشروی برخوردار بود. در ضحی الاسلام / 1 / ص 9 نیز نوشته: رشید هزاران کنیزک داشت که برایش خدمتگزاری یا آوازه خوانی می کردند و بزم شرابش را به بهترین وجهی و در زیباترین لباسها و جواهرات می آراستند.
135) مآثرالانافة / 1 / ص 205 - تاریخ الخلفاء / ص 201 - مختصر تاریخ الدول / ص 134 - الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 170 (دارالکتاب العربی) - و تاریخ طبری و منابع دیگر.
136) التنبیه و الاشراف / ص 302.
137) طبری / 9 / ص 1974 (لیدن) و ج 10 / ص 25 - الکامل، ابن اثیر / 4 / ص 295 - البدایة و النهایة / 10 / ص 28، 64 - الامامة و السیاسة / 2 / ص 114 - النزاع و التخاصم / ص 45 - العقد الفرید / 4 / ص 479 (دارالکتاب) - ضحی الاسلام / 1 / ص 32 - و شرح النهج، معتزلی / 3 / ص 267.
138) تاریخ الجنس العربی/ 8 / ص 417.
139) العبر، ذهبی / 1 / ص 186 - مرآة الجنان / 1 / ص 285.
140) البدایة و النهایة / 10 / ص 72 - وفیات الاعیان / 1 / ص 281 (چاپ 1310 هجری) - مختصر تاریخ الدول / ص 121 - الکامل، ابن اثیر / 4 / ص 354 - شرح شافیه ابی فراس / ص 211 - غایة المرام فی محاسن بغداد دارالسلام، عمری موصلی / ص 116 - تاریخ ابن الوردی / 1 / ص 261 - مآثر الانافة فی معالم الخلافة / 1 / ص 178 - النزاع و التخاصم، مقریزی / ص 46.
141) طبیعة الدعوة العباسیة / ص 245 به نقل از العینی در: دولة بنی العباس و الطولونیین و الاخشیدیین / ص 30 به بعد.
142) تاریخ التمدن الاسلامی / 2 / ص 435 به نقل از زینة المجالس.
143) تاریخ یعقوبی/ 3 / ص 102 - تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 103.
144) شرح قصیدة ابن عبدون / ص 214 - صبح الاعشی / 1 / ص 445.
145) تاریخ بغداد / 1 / ص 208 - البدایة و النهایة / 10 / ص 14 و ص 69 - النزاع و التخاصم / ص 53 - الامام الصادق و المذاهب الاربعة / 1 / ص 533.
146) طبیعة الدعوة العباسیة / ص 33 به نقل از کتاب الفتوح از ابن اعثم کوفی - النزاع و التخاصم / ص 52، 53 - الامام الصادق و المذاهب الاربعة / 1 / ص 533، 534 - البدایة و النهایة /10 / ص 69 - الامامة و السیاسة / 2 / ص 132 و 133 و سایر منابع.
147) النزاع و التخاصم / ص 46.
148) الوزراء و الکتاب / ص 225.
149) رجوع کنید به کتاب شیخ الامة، الامام احمد حنبل، از عبدالعزیز سید الاهل.
150) الغیبة، شیخ طوسی / ص 20 - بحار.
151) واژه تشیع که در این کتاب به کار می رود در بیشتر موارد مقصود از آن تشیع به معنای خاص و آن مذهب معروف نیست. بلکه مجرد دوستی با علویان و تأیید ایشان در برابر دشمنانشان را ما تشیع نامیده ایم. پس معنای این واژه اعم است از تشیع راستین که فرقه معروفی را در برابر سایر فرقه های اسلامی تشکیل می دهد.
152) طبری / 11 / ص 752 (چاپ لیدن).
153) این را صدوق در امالی آورده است. به رجال مامقانی زیر عنوان زبیده مراجعه کنید.
154) الکنی و الالقاب / 2 / ص 289 به نقل از ابن شحنه در روضة المناظر.
155) رجوع شود به: لطف التدبیر / ص 105.
156) الکامل، ابن اثیر / حوادث سال 250 هجری.
157) مانند: شیخ مفید در ارشاد، شبراوی در الاتحاف بحب الاشراف، کلینی در کافی، کفعمی در مصباحضرت، شهید در دروس، طبرسی در اعلام الوری، فتال در روضة الواعظین، صدوق در علل الشرایع، تاج الدین محمد بن زهره در غایة الاختصار، ابن صباغ مالکی در الفصول المهمة، اردبیلی در جامع الرواة، مسعودی در مروج الذهب هر چند که در کلامش ابهامی است، ابوالفداء در تاریخ خود، کنجی شافعی در کفایة الطالب، ابن اثیر در کامل، ابن حجر در صواعقش، شبلنجی در نورالابصار، بغدادی در سبائک الذهب، ابن حوزی در تذکرة الخواص، ابن الوردی در تاریخ خود، که از تاریخ غفاری و نوبختی نیز نقل کرده. عتاب بن اسد نیز می گفت که گروهی از اهل مدینه را شنیده که همین مطلب را می گویند. غیر از این افراد، تعداد بسیاری دیگر نیز می باشند.
158) بحار / 49 / ص 95 - عیون اخبار الرضا/ 2 / ص 183 و سایر کتابها.
159) مروج الذهب / 3 / ص 441 - الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 183 - الاداب السلطانیة / ص 217 - طبری / 11 / ص 1013 (چاپ لیدن) - مختصر تاریخ الدول / ص 134 - تجارب الامم / 6 / ص 436.
160) بحار / 49 / ص 155، 144 - الکافی / 8 / ص 151 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 167.
161) نظریة الامامة / ص 388.
162) متن عربی این نامه در پایان اصل کتاب آمده است.
163) مسند الامام الرضا / 2 / ص 76 - بحار / 49 / ص 175 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 156.
164) این موضوع در مجله مدینة العلم (سال اول، ص 415) از صاحب تاریخ نیشابور و از المناوی فی شرح الجامع الصغیر نقل کرده. این داستان در کتابهای زیر نقل شده است: الصواعق المحرقة / ص 122 - حلیة الاولیاء / 3 / ص 192 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 135 - امالی صدوق / ص 208 - ینابیع المودة / ص 364 و 385 - بحار / 49 / ص 123، 126، 127 - الفصول المهمة، ابن الصباغ / ص 240 - نور الابصار / ص 141. کتاب مسند الامام نیز آن را از این کتابها نقل کرده است: التوحید، معانی الاخبار، کشف الغمة / 3 / ص 98. این داستان در بسیاری از کتابهای دیگر نیز ذکر شده منتها برخی جمله به شروط آن و من از این شروط هستم را حذف کرده اند که دلیلش برای ما روشن است.
165) النجوم الزاهرة / 2 / ص 74.
166) این داستان چنین نقل شده: زبیده با هارون الرشید بازی شطرنج می کرد و چون رشید بازی را باخت، زبیده به او حکم کرد که باید با زشتترین و کثیفترین کنیز آشپزخانه اش همبستر شود. رشید که از این امر بسی کراهت داشت حاضر شد مالیاتهای سراسر مصر و عراق را به زبیده ببخشد تا او را از اجرای این حکم منصرف سازد. ولی زبیده نپذیرفت. رشید بناچار کنیزی به نام مراجل را یافت که واجد همه این صفات تنفرآمیز بود. با او همبستر شد و مأمون متولد گردید. حیاةالحیوان، دمیری / 1 / ص 72 - اعلام الناس فی اخبار البرامکة، و بنی العباس، اتلیدی / ص 106 و 107 - عیون التواریخ و چند کتاب دیگر. این داستان منافات با آن ندارد که گفته اند مأمون در شبی زاده شد که رشید به خلافت رسید. زیرا ولیعهدها نیز پیش از رسیدن به خلافت بزرگترین قلمروها را در اختیار داشتند. مثلا همین رشید سراسر کشور خود را میان سه فرزندش تقسیم کرده بود.
167) الآداب السلطانیة / ص 212.
168) حیاة الحیوان، دمیری / 1 / ص 72.
169) فهرست ابن الندیم / ص 174 (چاپ مطبعة الاستقامة، قاهره).
170) دائرة المعارف الاسلامیة / 1 / ص 620.
171) مناقب آل ابی طالب / 2 / 276 - سفینة البحار / 2 / ص 332 در ماده غیب
172) قلقشندی در کتاب خود: مآثر الانافة فی معالم الخلافة / 1 / ص 213 می نویسد: مردم سه چیز را بر مأمون عیب می گرفتند: یکی آنکه قائل به خلق قرآن بود. دوم تشیعش، و سوم اینکه فلسفه را میان مسلمانان رایج ساخت.
173) تاریخ الخلفاء / ص 306 - فوات الوفیات / 1 / ص 239 - النجوم الزاهرة، تاریخ الخمیس / 2 / ص 334.
174) مروج الذهب (چاپ بیروت)/ 3 / ص 352 و 353.
175) مراجعه کنید به قصیده ابن عبدون / ص 245 - تاریخ الخلفاء سیوطی / ص 307 - شبیه به همین مطلب در کتابهای دیگر هم آمده: الاخبار الطوال / ص 401 - الاتحاف بحب الاشراف / ص 96 - تاریخ الخمیس / 2 / ص 334.
176) در اینجا مقصود آن شایستگی واقعی که خدا منظور داشته و پیغمبر (ص) آن را بیان کرده، نمی باشد. بلکه منظور همان شایستگی است که مردم با انحراف از حکم خدا و سنت پیامبرش، تصور می کردند.
177) الاداب السلطانیة / ص 212 - مروج الذهب / 3 / ص 396 - النجوم الزاهرة / 2 / ص 195 - تاریخ الخلفاء، سیوطی / ص 303 - تاریخ یعقوبی / 3 / ص 162: بجز امین در میان خلفای عباسی کسی نبود که مادر و پدرش هر دو عباسی باشند.
178) تاریخ الخلفاء، سیوطی / ص 304.
179) غایة المرام فی محاسن بغداد دارالسلام / ص 121.
180) ابن بدرون در شرح قصیده ابن عبدون / ص 245 - الاتحاف بحب الاشراف / ص 96.
181) شرح این ماجرا را در کتابهای زیر بجویید: طبری / 10 / ص 611، النجوم الزاهرة / 2 / ص 76 - الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 88 - ابن خلدون نیز در تاریخ خود جلد 3 ص 218 بدان اشاره کرده است.
182) زهرالاداب (دارالجیل) / 2 / ص 581.
183) النجوم الزاهرة / 2 / ص 81 - تاریخ الخلفاء، سیوطی / ص 290.
184) النجوم الزاهرة / 2 / ص 84 - شبیه آن در تاریخ الخلفاء هم آمده.
185) مروج الذهب / 3 / ص 353 - طبری / حوادث سال 186.
186) الوزراء و الکتاب / ص 222.
187) تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 229 - النجوم الزاهرة / 2 / ص 102 - الکامل، ابن اثیر (چاپ سوم) / 5 / ص 127 - الوزراء و الکتاب / ص 266.
188) مروج الذهب / 3 / ص 353. شاید او این کار را برای خوشایند مأمون کرده باشد.
189) مروج الذهب (بیروت) / 4 / ص 223 - تاریخ الخلفاء، سیوطی / ص 24 و 269 و 270 و 285 - طبیعة الدعوة العباسیة / ص 279 به نقل از مقریزی در السلوک لمعرفة دول الملوک / 1 / ص 14 - مشاکلة الناس لزمانهم، یعقوبی/ ص 23.
190) البیان المغرب (صادر) / ص 71.
191) البیان و التبیین / 3 / ص 366.
192) التاریخ الاسلامی و الحضارة الاسلامیة / 3 / ص 104.
193) ضحی الاسلام / 1 / ص 43.
194) مروج الذهب / 3 / ص 213 - شرح میمیة ابی فراس / ص 157 - نزهة الجلیس / 1 / ص 316.
195) انساب الاشراف، بلاذری / 3 / ص 115.
196) تاریخ التمدن الاسلامی/ 2 / بخش 4 / ص 440.
197) تاریخ التمدن الاسلامی/ 2 / بخش 4 / ص 232.
198) ضحی الاسلام / 3 / ص 295.
199) الصلة بین التصوف و التشیع / ص 101.
200) التاریخ الاسلامی و الحضارة الاسلامیة / 3 / ص 107.
201) روح الاسلام / ص 306.
202) السیادة العربیة و الشیعة و الاسرائیلیات.
203) یادبود هشتمین امام.
204) آقای غفوری در یادبود هشتمین امام ص 29 تصریح کرده که مأمون فقط از کشتن امین خشنود نشد بلکه دستور این قتل را هم صادر کرده بود.
205) فوات الوفیات / 2 / ص 269 - طبری (در القاموس الحدیث) 10 / ص 202 - البدایة و النهایة / 10 / ص 243 - حیاة الحیوان / 1 / ص 72 - تجارب الامم (که با العیون و الحدایق چاپ شده) / 6 / ص 416.
206) تاریخ الخلفاء، سیوطی / ص 298.
207) البدایة و النهایة / 10 / ص 443.
208) بحار / 49 / ص 166 - مسند الامام الرضا / 1 / ص 85 - اعیان الشیعة / 4 / بخش 2 / ص 138 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 160.
209) الحضارة الاسلامیة فی القرن الرابع الهجری، آدم متز / 1 / ص 232.
210) امبراطوریة العرب، ترجمه و تعلیق خیری حماد / ص 570.
211) امبراطوریة العرب، ترجمه و تعلیق خیری حماد / ص 649.
212) در تاریخ طبری / 10 / ص 236 و تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 245 و الکامل ابن اثیر / 5 / ص 179 (چاپ سوم) چنین آمده که مأمون به هرثمة گفت: با اهل کوفه و علویان ساختی و آنقدر سستی بخرج دادی تا ابوالسرایا بر ضد ما قیام کرد و آن همه فجایع به بار آورد، و او یکی از یاران تو بود. در این مقام، اتهام هرثیة به این مطالب بسیار مهم است.
213) ضحی الاسلام / 3 / ص 294 - مقاتل الطالبین / ص 535.
214) مقاتل الطالبین / ص 550 - البدایة و النهایة / 10 / ص 345.
215) الصلة بین التصوف و التشیع / ص 173.
216) این نام بدانجهت انتخاب شده که زید خانه های عباسیان را در بصره به آتش کشید، و هرگاه شخصی را با جامه سیاه که شعار عباسیان بود، به نزدش می آوردند، او را با جامه اش می سوزاند. طبری / 11 / ص 986 (لیدن) - الکامل، ابن اثیر / 10 / ص 346.
در روایات چنین آمده که امام رضا (ع) از اعمال برادرش زید اظهار بیزاری می نمود. شاید علت آن باشد که گذشته از ارتکاب اعمال خلاف دین که در جریان قیامش آورده بود، با زیدیه نیز همیاری می نمود. شاید هم دلیل بیزاری امام رضا آن بود که می خواست شر مأمون را از زید دور کند و در ضمن این اتهام را که او جریانات قیام وی را تدبیر می کرد، از حریم خویشتن دفع نماید.
217) در میان علویان کسی بجز حضرت علی (ع) لقب امیرالمؤمنین را نداشت. این موضوع در مروج الذهب / 3 / ص 439 آمده.
218) مقاتل الطالبین / ص 534. در شرح قیامهای علویان به این کتابها مراجعه کنید: البدایة و النهایة / 10 / ص 244 تا 247 - تاریخ یعقوبی/ 3 / ص 173 و 174 - مروج الذهب / 3 / ص 439 و 440 - مقاتل الطالبین، طبری، ابن اثیر و کتابهای تاریخی دیگر. با مراجعه به این منابع معلوم می شود که شورشها در نخستین ایام مأمون همه جا را فرا گرفته بود.
219) البدایة و النهایة / 10 / ص 244 - طبری / 11 / ص 975 (لیدن).
220) حاتم بن هرثمة بر ارمنستان تسلط یافت و این خود انگیزه قیام بابک خرم دین گردید. نصر بن شبث بر نقاطی چون کیسوم و سمسیاط و حوالی آنها مسلط گردیده، از فرات گذشته در جهت شرق آن به پیش روی ادامه داد. وی هرگز تسلیم نشد مگر در سال 207. در اینجا باید از شورش بابکیان و مصریان نیز نام ببریم.
221) الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 190 - تجارب الامم / 6 / ص 439 (که همراه با العیون و الحدایق چاپ شده) - تاریخ طبری / 11 / ص 1020 (لیدن) - تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 248: گروههای بسیاری دعوت عباس را پذیرفتند ولی شیعیان و گروههای دیگر خود را از او کنار کشیدند. اما اهالی کوفه که پیوسته از شیعیان علی و اولادش بودند، ظاهراً افراد بسیار کمی از آنان از او استقبال کردند. این را ابن اثیر آورده است.
222) در حالی که در اوایل عصر عباسی افراد لایق بسیار پیدا می شدند. البته مراد ما از لیاقت، لیاقت ظاهری است که با منطق ستمگران و زورگویان قابل تأیید است.
223) در النجوم الزاهرة / 2 / ص 201 و202 و تاریخ الخلفاء سیوطی / ص 308 و سایر کتابها چنین آمده است: مأمون در اظهار تشیع بسیار مبالغه می کرد. پیوسته می گفت: بهترین فرد پس از پیغمبر، علی بن ابیطالب است. او رسماً بیزاری خود را از کسانی که معاویه را به نیکی یاد می کردند، اعلام کرده بود. اما از عمر و ابوبکر بدی نمی گفت و بلکه آن دو را به عنوان پیشوا پذیرفته بود...
البته این را عیناً معتزله بغداد مانند بشر بن معتمر و بشر بن غیاث مریسی، پذیرفته بودند. مورخان بسیاری تصریح کرده اند که مأمون مذهب معتزله را داشت: البدایة و النهایة / 10 / ص 275 - ضحی - الاسلام / 3 / ص 295 - امبراطوریة العرب / ص 600.
224) وفیات الاعیان، شرح حال یحیی بن اکثم / 2 / ص 218 (چاپ 1310 هجری) - السیرة الحلبیة / 3 / ص 46 - النص و الاجتهاد / ص 193 - قاموس الرجال / 9 / ص 397. با اینهمه، برخی معتقدند که اگر مأمون علی را برتر می شمرد، معاویه را نفرین می کرد، متعه را حلال شمرده بود، قایل به خلق قرآن گشته بود.. اینها همه بخاطر بشغول ساختن مردم بود تا کمتر به مسأله خلافت بیندیشند و همچنین می خواست ذهن آنان را از اهلبیت نیز منصرف بدارد. البته این قول به کمک برخی شواهد تاریخی تأیید می شود.
225) الامام الرضا ولی عهد المأمون / ص 63 به نقل از ابن اثیر.
226) مراجعه کنید به: مروج الذهب / 3 / ص 441 و سایر کتابهای تاریخی - در طبری / 11 / ص 1103 (لیدن) و البدایة و النهایة / 10 / ص 269 چنین آمده که امام (ع) با وی تا سال 215 همبستر نشد.
227) بحار / 49 / ص 139 - مسند الامام الرضا / 1 / ص 77 و 78 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 153.
228) الصلة بین التصوف و التشیع / ص 256.
229) البدایة و النهایة /10 / ص 147 و سایر کتابهای تاریخی، به فصل منبع خطر برای عباسیان همین کتاب نیز مراجعه کنید.
230) - مقاتل الطالبین / ص 337 و صفحات دیگر آن و نیز سایر کتابها. برخی از محققان، برآنند که فقط اهل حدیث کوفه در این قیام شرکت کردند، ولی ظاهر آنست که مراد همه اهل حدیث به طور اطلاق باشد این را مقاتل الطالبین هم تأیید می کند.
نکته شایان تذکر آنکه گروهی از اهل حدیث و گروهی از زیدیه امامت را بدانگونه که شیعه امامیه باور دارند، هنگام ولیعهدی امام رضا پذیرفته بودند، ولی سپس از این عقیده برگشتند.
نوبختی در فرق الشیعة ص 86 می نویسد:
.. گروهی از آنان به نام محدثه به فرقه مرجثه و اصحاب حدیث پیوند داشتند و قایل به امامت حضرت موسی بن جعفر و سپس علی بن موسی شده بدینگونه شیعه گردیدند. ولی این نوعی تظاهر و به انگیزه رسیدن به هدفهای دنیوی بود. چه آنان پس از درگذشت امام رضا (ع) از عقیده خود برگشتند. گروهی از زیدیان نیز به امامت حضرت علی بن موسی (ع) قایل گشتند و این پس از اخذ بیعت ولیعهدی از سوی مأمون به نفع او بود. اینان نیز تظاهر می کردند و برای دنیایشان به چنین عقیده ای گرویده بودند. لذا چون امام رضا (ع) درگذشت آنان نیز دست از اعتقاد خود شستند.. به قول شیبی، گروهی از زیدیان، مرجثه و اهل حدیث گرداگرد امام رضا (ع) را گرفتند. آنگاه پس از درگذشت امام دوباره به مذاهب خویش بازگشتند.
231) الاداب السلطانیة، فخری / ص 217 - ضحی الاسلام / 3 / ص 294 - البدایة و النهایة / 10 / ص 247 - طبری، ابن اثیر، قلقشندی، ابوالفرج، مفید و هر مورخی که ماجرای ولیعهدی را در کتاب خود آورده. البته در این باره متون دیگری هم یافت می شود که علت تسمیه رضا را به این دلیل دانسته است که دوست و دشمن به شخصیت وی احترام می گذاشتند.
232) بر این موضوع تصریح شده در البدایة و النهایة / 10 / ص 250 - الاداب السلطانیه، الفخری / ص 127 - غایة الاختصار / ص 67 - ینابیع المودة، حنفی / ص 384 - مقاتل الطالبین، و بسیاری دیگر: سیوطی در تاریخ الخلفاء آورده که حتی گفته اند او می خواست خود را خلع کند و خلافت را به او بسپارد.. اما وی او را از این کار باز داشت.
233) عیون اخبار الرضا / 2 / ص 149 - بحار / 49 / ص 134 - ینابیع المودة و سایر کتابها.
234) عبارت تاریخ الشیعة / ص 51 و 52 اینست:
اگر خلافت حقی است که برای تو از سوی خدا شناخته شده، پس نمی توانی آن را از خود جدا سازی و به دیگری واگذاری. و اگر چنین حقی برایت نیست، پس چگونه چیزی را که نداری به من می بخشایی...
235) مراجعه کنید به: روضة الواعظین / 1 / ص 267 و 268 و 269 - اعلام الوری / ص 320 - علل الشرایع / 1 / ص 236 - ینابیع المودة / ص 384 - امالی صدوق / ص 42 و 43 - الارشاد / ص 310 - کشف الغمة / 3 / ص 65، 66 و 87 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 149 و 140 - المناقب / 4 / ص 363 - الکافی / 1 / ص 489 - بحار / 49 / ص 129، 134 و 136 - معادن الحکمة، و تاریخ الشیعة، و مثیرالاحزان / ص 261 - شرح میمیة ابی فراس / ص 164 و 165 - غایة الاختصار / ص 68.
236) می گویند: او عمویش و یکی از فرماندهان بود که مأمون او را مدتی فرماندار خراسان کرد. ولی بر اثر سوء رفتار عزل شد.
237) مقاتل الطالبین / ص 562 و 563 و نزدیک به این مطلب چیزی در ارشاد مفید / ص 310 و سایر کتابها یافت می شود.
238) در این باره مراجعه شود به: مناقب آل ابی طالب / 4 / ص 363 - امالی صدوق / ص 43 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 140 - علل الشرایع / 1 / ص 238 - مثیر الحزان / ص 261 و 262 - روضة الواعظین / 1 / ص 268 - بحار / 49 / ص 129 و سایر کتابها.
239) علل الشرایع / 1 / ص 239 - روضة الواعظین / 1 / ص 268 - امالی صدوق / ص 72 - بحار / 49 / ص 130 عیون اخبار الرضا / 2 / ص 139.
240) در موضوع اجبار امام (ع) به امضای سند ولیعهدی به این منابع رجوع کنید: ینابیع المودة / ص 384 - مثیر الاحزان / ص 261، 262 و 263 - کشف الغمة / 3 / ص 65 - امالی صدوق / ص 68، 72 - بحار / 49 / ص 129، 131 و 149 - علل الشرایع / 1 / ص 237 و 238 - ارشاد مفید / ص 191 - عیون اخبار الرضا / 1 / ص 19 و جلد 2ص 139 تا 141 و 149 - اعلام الوری / ص 320 - الخرائج و الجرائح و دیگر کتابها.
241) الاداب السلطانیة، الفخری / ص 219 - بحار / 49 / ص 312 - تاریخ الخلفاء، سیوطی / ص 308 - التذکرة، ابن جوزی / ص 356. از شذرات الذهب عماد نیز نقل شده است.
242) این موضوع را در سند ولیعهدی تصریح نموده است.
243) الفصول المهمة، ابن صباغ مالکی / ص 241 - مقاتل الطالبین / ص 536 - اعلام الوری / ص 320 - بحار / 49 / ص 143 و 145 - اعیان الشیعة / 4 / بخش 2 / ص 112 - عیون اخبار الرضا و ارشاد مفید و دیگر کتابها.
244) تاریخ الحکماء / ص 222 و 223 - فرج المهموم فی تاریخ علماء النجوم / ص 142 - اعیان الشیعه / 4 / بخش 2 / ص 114 - بحار / 49 / ص 132 و 133 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 147 و 148 و دیگر منابع.
245) مراجعه شود به: مناقب آل ابی طالب / 4 / ص 364 - معادن الحکمة / ص 192 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 140 - بحار / 49 / ص 140 و 141.
246) نظریة الامامة، دکتر احمد محمود صبحی و دیگران. در تاریخی بغداد / 5 / ص 274 چنین آمده: به ابی مسهر گفتند چرا از محمد بن راشد چیزی نمی نویسی؟ پاسخ داد که او قایل به قیام علیه پیشوایان است. در طبقات الحنابلة / 3 / ص 58 یکی از علل ترجیح سفیان بر حسن بن حی این را شمرده که او قایل به کشیدن شمشیر بود. از این قبیل مطالب بسیار است که در اینجا نمی توانیم همه را ذکر کنیم.
247) به این موضوع احمد بن حنبل در رساله السنة تصریح کرده که این البته از عقاید اهل حدیث و سنت است. ابویعلی در طبقات الحنابلة / 1 / ص 26 آن را نقل کرده و اشعری نیز در مقالات الاسالمیین / 1 / ص 323 و در الابانة / ص 9 بدان اشاره کرده است.
248) مراجعه شود به: بحار / 49 / از ص 91 تا 95 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 181 ببعد. این گفته چنان معروف است که ما نیازی به ذکر مدارک بسیار نمی بینیم.
249) بحار / 49 / ص 95 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 183.
250) مراجعه شود به: الصواعق المحرقة، ینابیع المودة، وفیات الاعیان، بحار، قاموس الرجال و دیگر منابع.
251) الاتحاف بحب الاشراف / ص 55 - الصواعق المحرقة / ص 122.
252) المناقب 4 / ص 369، 364 - بحار / 49 / ص 144 - علل الشرایع، مقاتل الطالبین، نور الابصار، نزهة الجلیس، عیون اخبار الرضا.
253) کنز الفوائد، کراجکی / ص 166 - الفصول المختارة من العیون و المحاسن / ص 15 و 16 - بحار / 49 / ص 188 - مسند الامام الرضا / 1 / ص 100.
254) الکافی / 1 / ص 187 - الاختصاص / ص 278 - مسند الامام الرضا / 1 / ص 103.

255) بسیار محتمل است که امام به جمله عمر (بیعت با ابوبکر گریزگاهی بود) اشاره کرده ولی آنرا چنان تعمیم داده که شامل بیعتهای دیگر نیز بشود. چه بیعت با خود عمر و عثمان و معاویه و دیگران نیز همه راه گریزی بودند.
256) مکاتب الرسول / 1 / از ص 59 تا 89 که در این باره این کتابها بطور مشروح به بحث پرداخته و موارد استشهاد ائمه به آنها را بیان داشته است.
257) الفصول المهمه، ابن صباغ مالکی / ص 241 - نور الابصار / از ص 43 به بعد - عیون اخبار الرضا /1/ ص 20 و جلد 2 / ص 183 - مناقب آل ابی طالب / 4 / ص 363 - علل الشرایع / 1 / ص 238 - اعلام الوری / ص 320 - بحار / 49 / ص 34 و 35 و صفحات دیگر - کشف الغمه / 3 / ص 69- ارشاد مفید/ ص 310 - امالی صدوق / ص 43 - اصول کافی / ص 489 - روضة الواعظین / 1 / ص 268 و 269- معادن الحکمه / ص 180 - شرح میمیة ابی فراس / ص 165.
258) هر یک از این موارد در اصل کتاب جدا جدا مورد بحث قرار گرفته (صفحات 348- 351).
259) رجوع کنید به: شرح میمیة ابی فراس / ص 196 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 170 - بحار / 49 / ص 183 - مسند الامام الرضا / 2 / ص 96.
260) مسند الامام الرضا / 1 / بخش 1 / ص 45 - بحار / 49 / ص 170 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 184.
261) رجال مامقانی / 3 / ص 291 - قاموس الرجل / 9 / ص 309 - وسائل الشیعة / 12 / ص 227 - مسند الامام الرضا / 2 / ص 452به نقل از رجال کشی / ص 422. بحار / 49 / ص 263 به نقل از قرب الاسناد / ص 198.
262) عیون اخبار الرضا / 2 / ص 239 - مثیر الاحزان / ص 263 - بحار / 49 / ص 290 - مسند الامام الرضا / 1 / ص 128 - شرح میمیة ابی فراس / ص 204.
263) مسند الامام الرضا / 2 / ص 75 - بحار / 49 / ص 175 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 156.
264) مشاکلة الناس لزمانهم، یعقوبی ص 28.
265) الاداب السلطانیة / ص 218 - تاریخ ابن خلدون / 3 / 249 - لطف التدبیر / ص 164 - 166 - مآثر الانافة / 1 / ص 211 - الکامل، ابن اثیر / 5 / ص 191 و 192 - طبری / 11 / ص 1027 - وفیات الاعیان / 1 / ص 414 (چاپ سال 1310) - مرآة الجنان / 2 / ص 7 - اثبات الوصیة / ص 207 - تجارب الامم / 6 / ص 443.
266) رجوع کنید به: طبری / 11 / ص 1030 - البدایة و النهایة / 10 / ص 249 - تاریخ الخلفاء / ص 307 - ابن اثیر / 5 / ص 193 - الاداب السلطانیه، فخری / ص 218 - تاریخ ابی الفداء / 2 / ص 24 - تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 250 - النجوم الزاهرة / 2 / ص 173 - تجارب الامم / 6 / ص 444.
267) ضحی الاسلام / 3 / ص 202 و نیز جلد 2 / ص 46 و 47.
268) الکامل / 5 / ص 150 - طبری / 11 / ص 1030 - تاریخ ابوالفداء / 2 / ص 23 - مختصر تاریخ الدول / ص 134 - مرآة الجنان / 2 / ص 12 - وفیات الاعیان / 1 / ص 321 (چاپ 1310 هجری) - برخی از اینان داستان مسموم شدن را با تعبیر گفته می شود.. بیان کرده اند.
269) تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 250.
270) روح الاسلام، سید امیر علی / ص 311 و 312 - احمد امین چنین نگاشته: اگر براستی او را مسموم کرده باشند، حتما این سم را کسی غیر از مأمون به او خورانیده، یعنی یکی از مدعیان حکومت برای خاندان عباسی.
271) الامام الرضا ولی عهد المأمون / ص 102 به نقل از خلاصة الذهب المسبوک / ص 142.
272) تذکرة الخواص / ص 355.
273) ضحی الاسلام / 3 / ص 295 و 196.
274) نظریة الامامة / ص 387.
275) التاریخ الاسلامی و الحضارة الاسلامیة / 3 / ص 322 - مأثر الانافة / 1 / ص 211. درباره چگونگی قتل فضل سخن گفتیم و دیگر آن را تکرار نمی کنیم.
276) لطف التدبیر / ص 166.
277) الصواعق المحرقة، فصول المهمة، ینابیع المودة، اثبات الوصیة، بحار، اعیان الشیعة، احقاق الحق جلد 2 به نقل از: اخبار الدول قرمانی، نور الابصار، ائمة الهدی هاشمی، الاتحاف بحب الاشراف، مفتاح النجا فی مناقب اهل العبا...
278) مسند الامام الرضا / 1 / ص 130 - بحار / 49 / ص 299 - عیون اخبار الرضا / 2 / ص 242.
279) تاریخ ابن خلدون / 3 / ص 115.
280) مشاکلة الناس لزمانهم / ص 29.
281) قیام سادات علوی / ص 169 - اعیان الشیعة / 10 از مجلد 11 / ص 286 و 287 به نقل از کتاب: الانساب از محمد بن هارون موسوی نیشابوری - مدینة الحسین (سری دوم) ص 91 - بحار / 8 / ص 308 - حیاة الامام موسی بن جعفر / 2 / ص 413 - فرق الشیعة / حاشیه ص 97 به نقل از بحر الانساب (چاپ بمبئی) و سایر منابع.
282) قیام سادات علوی / ص 168.
283) جامع الانساب / ص 56 - قیام سادات علوی / ص 161 - حیاة الامام موسی بن جعفر / 2.
284) قیام سادات علوی / ص 168.
285) این را موحدی در کتابش ولایت عهدی امام رضا گفته است.