فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

برخی از اقدامهای مأمون

آنچه تاکنون در این کتاب گذشت پرتوی می اندازد بر نقشه های پنهانی مأمون در برابر امام (ع) و نیز بر بسیاری از رویدادهای ناشی از ماجرای ولیعهدی.
از خلال این رویدادها چنین بر ما معلوم گشت که مأمون کوچکترین حسن نیتی در امر ولیعهدی امام رضا (ع) نداشت. آخر چگونه می توان در پلیدی تصمیمها و نیتش تردیدی نکرد و حال آنکه آن همه قرائن و شواهد خلاف صداقت او را تأیید می کردند. افزون بر این، مأمون خود دست به کارهایی می زد که رسوایی خویش را نزد همگان برملا می ساخت. اکنون می خواهیم با پاره ای از اقدامهای ننگین وی آشنا شویم.

مأمون خویشتن را رسوا می کند؟

جای هیچ شگفتی نیست اگر بگوییم مأمون گاهی خود به ذکر انگیزه ها و مقاصد خویش می پرداخت. از باب مثال، در قضیه ولیعهدی امام رضا (ع) هنگامی که از سوی حمید بن مهران و برخی عباسیان بازخواست شد که چرا دست به این کار زده، بدانها پاسخ این چنین داد:
این مرد از دیدگاه ما پنهان بود. او مردم را به سوی خویشتن فرا می خواند، از این رو خواستیم ولیعهد ما بشود تا هر چه مردم را به خویشتن جلب کند همه به نفع ما تمام بشود و در ضمن به ملک و خلافت ما نیز اعتراف کرده شیفتگانش نیز به پوچی ادعایش پی برند. ما ترسیدیم که اگر او را به حال خود رها کنیم وضعی برایمان پدید آورد که قابل تحمل و پیشگیری نباشد....
آنگاه حمید بن مهران درخواست کرد که مأمون به وی اجازه مباحثه با امام (ع) را بدهد تا بدینوسیله عجزش را ثابت کرده، شخصیت و مقامش را در نظر مردم پایین بیاورد. مأمون نیز با گشاده رویی به او رخصت داد. ولی پس از برگزاری مباحثه، عباسیان با چنان شکستی مواجه شدند که هرگز مأمون و پیروانش انتظار نمی بردند(259).
پس می بینید چگونه مأمون وحشت خود را از وجود امام نزد عباسیان برملا می کند و امام (ع) را تنها برای دفع خطری که همیشه احساس می کرد، به مقام ولیعهدی می رساند. بنابراین، کوچکترین حسن نیتی برای مأمون در این کار وجود نداشت.

تعیین خط سیر ویژه برای امام

یکی از دستورهای مأمون برای آوردن امام به مرو آن بود که رجاء بن ابی ضحاک را مأمور کرده بود تا خط سیر او را بصره، اهواز و فارس قرار بدهد و هرگز از راه کوفه، جبل و قم، امام را نیاورد.
علت این دستور هم واضح بود. زیرا اهل کوفه و قم شیعه بودند و در مهرورزی نسبت به علویان و اهلبیت معروف بودند، بویژه کوفه که از حساسیت ویژه ای در قلمرو حکومتی برخوردار بود.
مأمون نمی خواست امام (ع) با عبور از این شهرها بیشتر آنان را تحت تأثیر قرار دهد و بر شیفتگیشان بیش از پیش بیفزاید.
برعکس، مردم بصره شدیداً هواخواه عثمان بودند و عباسیان نیز در این شهر از موقعیت بسیار خوبی برخوردار بودند. همین اهل بصره بودند که خانه هایشان به دست زید النار، فرزند امام کاظم (ع)، طعمه آتش گردید.