فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

موضعگیری دوم

برغم آنکه مأمون از امام خواسته بود که از خانواده اش هر که را که می خواهد همراه خویش به مرو بیاورد، ولی امام با خود هیچکس حتی فرزندش جواد (ع) را هم نیاورد. در حالی که آن یک سفر کوتاه نبود، سفر مأموریتی بس بزرگ و طولانی بود که باید امام طبق گفته مأمون رهبری امت اسلامی را به دست بگیرد. امام حتی می دانست که از آن سفر برایش بازگشتی وجود ندارد.

موضعگیری سوم

قضایای اعجاب انگیزی از رفتار امام در طول مسافرتش به سوی مرو، رخ داد که رجاء بن ابی ضحاک(248) شاهد همه آن قضایا بود. این مرد چنان به وصف آنها پرداخته بود که سرانجام مأمون مجبور گشت به بهانه آنکه باید فضایل امام را خود بازگو کند، زبان رجاء را ببندد(249). اما هرگز کسی نشنید که مأمون ولو یک بار قضایای راه مرو را بازگو کند. رجاء نیز در این باره هرگز سخنی نگفت مگر پس از زمانی که احساس خطر برای مأمون بکلی برطرف شده بود.

موضعگیری چهارم

در ایستگاه نیشابور، امام با نمایاندن چهره محبوبش برای دهها و بلکه صدها هزار تن از مردم استقبال کننده، روایت زیر را خواند:
کلمه توحید (لا اله الا الله) دژ منست، پس هر کس به دژ من ورود کند از کیفرم مصون می ماند.
در آن روز این حدیث را حدود بیست هزار نفر به محض شنیدن از زبان امام نوشتند و این رقم با توجه به کم بودن تعداد با سوادان در آن ایام، بسیار اعجاب انگیز می نماید.
جالب توجه آنکه می بینیم امام در آن شرایط هرگز مسایل فرعی دین و زندگی مردم را عنوان نکرد. از نماز و روزه و از این قبیل مطالب چیزی را گفتنی ندید و نه مردم را به زهد در دنیا و آخرتسازی تشویق کرد. امام حتی از آن موقعیت شگرف برای تبلیغ به نفع شخص خویش نیز سود نجست و با آنکه داشت به یک سفر سیاسی به مرو می رفت هرگز مسایل سیاسی یا شخصی خویش را با مردم در میان ننهاد.
بجای همه اینها، امام به عنوان رهبر حقیقی مردم توجه همگان را به مسأله ای معطوف نمود که مهمترین مسایل در زندگی حال و آینده شان به شمار می رفت.
آری، امام در آن شرایط حساس فقط بحث توحید را پیش کشید، چه توحید پایه هر زندگی با فضیلتی است که ملتها به کمک آن از هر نگونبختی و رنجی، رهایی می یابند. اگر انسان توحید را در زندگی خویش گم کند همه چیز را از کف باخته است.