فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

انحراف فرمانروایان

کوچکترین مراجعه به تاریخ بر ما روشن می کند که فرمانروایان آن ایام - چه عباسی و چه اموی - تا چه حد در زندگی، رفتار و اقداماتشان با مبانی دین اسلام تعارض و ستیز داشتند، همان اسلامی که به نامش بر مردم حکم می راندند. مردم نیز به موجب مردم بر دین ملوک خویشند تحت تأثیر قرار گرفته اسلام را تقریباً همانگونه می فهمیدند که در متن زندگی خود اجرایش را مشاهده می کردند. پی آمد این اوضاع، انحراف روزافزون و گسترده ای از خط صحیح اسلام بود که دیگر مقابله با آن هرگز آسان نبود.

علمای فرومایه و عقیده جبر

گروهی خود فروخته که فرمانروایان آنچنانی علماشان می خواندند، برای مساعدت ایشان مفاهیم و تعالیم اسلامی را به بازی می گرفتند تا بتوانند دین را طبق دلخواه حکمرانان استخدام کنند و خود نیز به پاس این خدمتگزاری به نعمت و ثروتی برسند.
این مزدوران حتی عقیده جبر را جزو عقاید اسلامی قرار دادند، عقیده فاسدی که بیمایگی آن بر همگان روشن است. این عقیده برای آن رواج داده شد که حکمرانان بتوانند آسانتر به استثمار مردم بپردازند و هر کاری که می کنند قضا و قدر الهی معرفی شود تا کسی به خود جرأت انکار آن را ندهد.
از رواج این عقیده فاسد یک قرن و نیم می گذشت، یعنی از آغاز خلافت معاویه تا زمان مأمون.

فرومایگان و عقیده قیام بر ضد ستمگران

همین عالمان خود فروخته بودند که قیام بر ضد سلاطین جور را از گناهان بزرگ می شمردند و به همین دستاویز برخی از علمای بزرگ اسلامی را بی آبرو ساخته بودند، مانند ابوحنیفه که قایل به وجود شمشیر در امت محمد بود(246).
آنان تحریم قیام و انقلاب را از عقاید دینی می شمردند(247).
اما سایر عقاید باطل مانند تشبیه (مانند سازی برای خدا) و مسأله خلق قرآن، چنان ترویج می شد که داستانش مشهورتر از آن است که نیازی به شرح داشته باشد.