فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

نقشه مأمون

دیدیم چگونه مأمون در محاصره هشت مشکل بزرگ قرار گرفته بود. برای رهیدن از آن موقعیت دشوار و حفظ مقام خلافت برای خود و خاندانش شیوه جدیدی را که هرگز سابقه نداشت، طرحریزی کرد. گویا برای یافتن چنین راه حلی مدتها اندیشیده بود و نقشه ای که سرانجام یافت حکایت از رأی محکم و بینش عمیق او می کرد.
مردم از یک سو می دیدند که مأمون هیچیک از خلفا و یا صحابه دیگر را به زشتی یاد نمی کند. او همچنین از ناسزاگویی به غیر صحابه و یا حتی به کسانی که علیه دین قیام کرده بودند، مانند حجاج بن یوسف، احتراز می جست تا مبادا در جایی احساسی علیه او برانگیخته و افرادی که با یکی از اینان همبستگی عاطفی و یا فکری دارد، از دست او رنجیده شود، چه ممکن بود آنان روزی به کارش آیند.
از سوی دیگر، دیدند که مأمون علاوه بر اینها می خواست ارج نهادن به علی (ع) و بیزاری از معاویه را آیین رسمی قرار دهد که مردم همگی بدان روی برند. هرچند موضوع پخش آگهی در مورد نفرین معاویه به سال 212 هجری انجام گرفت، ولی مأمون از همان روزهای نخست خود، علی را بر تمام مردم برتر شمرده و به اولادش تقرب جسته و ابراز دوستی و هواخواهی نسبت به آنان کرده بود(223).
آنگاه به رغم فتوای عمر، خلیفه دوم، نکاح موقت (متعه) را مباح شمرد و عمر را نیز به اهانت، سرگین غلطان می خواند(224).
البته مأمون خود در اینگونه اقدامات هرگز تناقضی نمی دید و همه به نظرش صحیح و منطقی می نمودند. چه هر کدام در شرایط خاصی انجام می پذیرفت. او همیشه با توجه به این شرایط و برای هماهنگی با مقتضیات روز گام برمی داشت. پس اشکالی نداشت که روزی علویان را به خود نزدیک سازد و تظاهر به بزرگداشت و اکرامشان کند، و روز دیگر حتی اجازه ورود به دستگاه خود را از آنان سلب کرده، به آزار و قتلشان - آنهم گاهی با سَم و گاهی با شمشیر - بپردازد.

نیاز به اقدام دیگر

مأمون می دید که این اقدامات نه هنوز برای فرونشاندن شورشهای علویان کافی است، و نه برای رسیدن به تمام هدفهایش که برایتان بر شمردیم.
اقدام جدیدی که به خاطرش رسید بسیار شگفت انگیز و هیجان انگیز بود، ولی البته با توجه به شرایط آن زمان گامی بود که خیلی طبیعی برداشته می شد، یعنی: گرفتن بیعت برای ولیعهدی امام رضا (ع) که پس از مأمون به مقام خلافت برسد. بدینوسیله، مأمون او را امیر همه بنی هاشم - چه عباسیان و چه طالبیان - قرار داد و خود نیز لباس سبز پوشید.

نامه فضل بن سهل به امام

این نامه بازگو کننده چند نکته مهم است که برخی از آنها را استخراج کرده برایتان بازگو می کنیم:
1 - استعمال لقب رضا در این نامه جالب توجه است. این لقب را مأمون به امام (ع) داده بود، ولی نحوه استعمال مطلق این لقب در نامه فضل این نکته را می رساند که مأمون به الهام از او بوده که رضا را برای امام، لقب قرار داده است.
2 - نامه برای جلب اطمینان امام به این موضوع پرداخته که ماجرای ولیعهدی وی یک بازی مأمونی نبوده، بلکه نتیجه کوششهای فضل بوده و جایی برای نگرانی هرگز وجود ندارد. در هر صورت، این تضمینی بود که از سوی وی و مأمون گرفته شده و دیگر هیچگونه مقاومت و ممانعتی از سوی امام فایده ندارد.
3 - در نامه مزبور جمله ها و الفاظ به گونه ای انتخاب شده که خوشایند ذوق امام (ع) باشد، یعنی با عقاید دینی و شیعی او هماهنگ آمده و در ضمن عقاید شایع میان مردم را که خلافت پیغمبر را حق عباسیان می دانستند، نقض نمی کند.
آنگاه فضل کوشیده تا به امام این نکته را بقبولاند که هر چند او و مأمون تصمیم به ولایتعهدیش گرفته اند ولی دیدگاه هر یک با دیگری متفاوت است. فضل مدعی است که: راز این ولیعهدی این است که تو فرزند رسول خدا، ره یافته و شایسته پیشوایی هستی. در این کار حق خودت به تو پس داده می شود. اما به نظر مأمون، تو شریک در خلافت او بوده، به لحاظ نسب برادرش هستی و از همه مردم به آنچه او در اختیار دارد، سزاوارتری.
با این عبارات سهل می کوشید تا محبت و اطمینان امام را نسبت به خود جلب کند.
4 - در پایان، از امام می خواهد که بمجرد خواندن نامه آن را بر زمین نگذارد مگر آنکه رهسپار مقر مأمون گردد و این را به دلیل حفظ مصالح ملت تأکید می کند. وی چنین باور داشت که اگر پای مصالح ملت را به میان بکشد، امام قبول ولیعهدی را وظیفه خود دانسته، لحظه ای درنگ نمی کند.