فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

هنوز همه مردم بیعت نکرده بودند

پس از همه اینها، یکی از مطالب مهم آنست که بدانیم علویان و بخش مهمی از مردم، و بلکه عموم مسلمانان، قصد بیعت با مأمون را نداشتند. مانند اهل بغداد که جریان مخالفتشان با او مشهورتر از آن است که ذکر شود.
اما اهالی کوفه - که همواره دوستداران علی و اولادش بودند - با او هرگز بیعت نکردند و تا زمانی بر مخالفت خود باقی ماندند که برادر امام رضا (ع)، عباس، نزدشان گسیل شد و به بیعتشان فرا خواند. در اینجا فقط برخی او را پاسخ مساعد گفتند، ولی بقیه او را چنین خطاب کردند: اگر آمده ای ما را برای مأمون فرابخوانی و سپس برای برادرت، ما هرگز به این دعوت نیازی نداریم. و اگر ما را به سوی برادرت، یا برخی از خاندان علی و یا حتی خودت فرا می خوانی، ترا اجابت خواهیم کرد(221).
اما اهالی مدینه، مکه، بصره و دیگر مناطق حساس کشور، مطالبی در گذشته آوردیم که خود دال بر موضعگیری آنان بود.
بلی، چون مأمون به بغداد بازگشت و حکومتش جانی تازه و نفوذش هم گسترش یافت، تازه مردم شروع به بیعت با او کردند و امتناع گذشته خود را چنین توجیه نمودند که ظاهری بوده و در واقع و نهان، آنان او را دوست می داشتند.
با اینهمه، پس پیروزی مأمون و دستیابیش به حکومت و قدرتی که آرزو می داشت، همواره این مشکل را احساس می کرد که نه فرزندان پدر، نه علویان و نه اعراب، هیچکدام از او خشنود نیستند. حتی غیر عربها نیز از او سلب اطمینان کرده بودند.
از سوی دیگر، شورشهای علویان، افزون بر دیگران، از هر سو هویدا گشته بود، بسیاری از طبقات مردم و بلکه عموم مسلمانان نیز از بیعت با وی خودداری می کردند..... خلاصه، پس از همه این جریانات مأمون چگونه می توانست در برابر این تند بادها ایستادگی کند و نظام حکومتی خود را رهایی بخشد؟
پاسخ به این سؤال در فصل بعدی داده خواهد شد.

شرایط و علل

رهایی از ورطه

در فصل پیش، وضع نابسامان حکومت مأمون را ترسیم کردیم و دیدیم چگونه بطور روز افزونی، در معرض تهدیدها قرار گرفته بود. آنگاه به این نتیجه رسیدیم که از جانب وی انجام یک حرکت و یا یک اقدام تند لازم می نمود تا نگذارد بیش از آن، شکاف در ارکان قدرتش بیفتد.
مأمون در یافته بود که برای رهایی از آن ورطه می بایست چند کار را انجام بدهد:
1 - فرو نشاندن شورشهای علویان
2 - گرفتن اعتراف از علویان مبنی بر آنکه حکومت عباسیان قانونی است.
3 - از بین بردن محبت و ستایش و احترامی که علویان از سوی مردم برخوردار بودند و پیوسته روز افزون بود. او می بایست این احساس عمیق را از نهاد مردم بر کند و علویان را به طرقی که شبهه و شک زیادی هم برنیانگیزد، در نظرشان بی آبرو گرداند، تا دیگر نتوانند دست به کوچکترین حرکتی بزنند، و از سوی مردم حمایت شوند.
4 - کسب اعتماد و مهر اعراب.
5 - استمرار تأیید قانون از سوی اهالی خراسان و تمام ایرانیان.
6 - راضی نگه داشتن عباسیان و هواخواهانشان که با علویان دشمنی داشتند.
7 - تقویت حس اطمینان مردم نسبت به شخص مأمون، چه او بر اثر کشتن برادر، شهرت و حس اعتماد مردم را نسبت به خود سست کرده بود.
8 - و بالاخره... ایجاد مصونیت برای خویشتن در برابر خطری که او را از سوی شخصیتی گرانقدر، تهدید می کرد و می ترسید که روزی برخورد مسلحانه با او پیدا کند. آری، مأمون از شخصیت با نفوذ حضرت امام رضا (علیه السلام) بسیار بیم داشت که می خواست خود را برای همیشه از این خطر در امان نگاه بدارد.