فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

امین

امین کسی بود که از نزدیکی با زنان خودداری کرده، با خواجگان خود را سرگرم می نمود. عده ای را بعنوان مأمور برای جستجوی بولهوسان به سراسر کشور گسیل داشته بود. همه مردم حتی وزرا و خانواده خودش را نیز خوار می شمرد..(135)
وی بد سیرت، سست رأی و خون آشام بود. از تمایلات خودش پیروی می کرد و کار خود را مهمل می گذاشت و در امور بسیار مهم پیوسته بر دیگری تکیه می داشت..(136)
روزهایی که امین بر سر کار بود روزهای جنگ، تیره بختی، چپاول و غارت بر مردم می گذشت که نه دینی و نه اخلاق پسندیده ای می توانست آنها را تأیید کند.

مأمون

او نیز در آنچه که ذکر کردیم، هرگز از پیشینیانش بهتر نبود، و نه روزگارش چیز تازه ای به ارمغان آورده بود. در فصل آرزوهای مأمون اوضاع و موقعیت وی را در حکمرانی بیان خواهیم کرد و می بینیم که وضع مردم بینهایت به وخامت کشیده بود.

وصیت ابراهیم امام

با توجه به آن همه مطلب که تاکنون آورده ایم دیگر بر کسی پوشیده نمانده که عباسیان چقدر خونهای بیگناه را ریختند. البته این علاوه بر خونهای عموزادگانشان علویان بود. اکنون سفارش ابراهیم امام را خاطرنشان می کنیم که به ابومسلم دستور داده بود تا به هر کسی که شک می برد و یا چیزی درباره اش گمان می برد، بیدرنگ به قتلش برساند. حتی اگر بتواند که در خراسان یک نفر را باقی نگذارد که به زبان عربی حرف بزند، حتماً این کار را انجام دهد. هر کودکی که فقط پنج صباح از عمرش بگذرد همینکه مورد اتهام قرار بگیرد، باید بیدرنگ به قتل برسد. خلاصه جنبنده ای بر روی زمین باقی نگذارد که کوچکترین زیانی از ناحیه او ایشان را تهدید کند(137).
شاید علت این دستور که هر عرب زبان را بکش، جلب خشنودی خراسانیان بوده باشد. چه ایشان پیوسته از دست اعراب آزار کشیده بودند. ابراهیم همچنین خوب می دانست که عربها دعوت وی را بر ضد امویان چندان گسترده پاسخ نخواهند داد، چه امویان غرور عربی را ارضا می کردند و به علاوه، اختلافات داخلی، صفوف عربها را به پراکندگی و سستی در افکنده بود.
اما کسانی که وجودشان زیانبخش تلقی می شد، گروه نصربن سیار بودند که از دوستداران بنی امیه بشمار می رفتند، همچنین گروه ابن کرمانی که از نصر حمایت می کردند(138).