فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

هادی

وی پیوسته شراب می نوشید و بولهوسی و عیاشی را دوست می داشت و هم او ستمگر و صاحب سلطه بود(126).
هادی بسیار بداخلاق، قسی القلب، زورگو، اهل نوشیدن شراب و بازی بود(127).
جاحظ درباره وی می نویسد: هادی بداخلاق، دیرجوش و بدخیال بود. کمتر کسی بود که می توانست خود را از شر او بر حذر بدارد، یا با اخلاقش آشنایی پیدا کرده و به سودش باشد. از هیچ چیز به اندازه شروع به سؤال بدش نمی آمد. به آوازه خوان مال فراوان و بیدریغ می بخشید..(128)
آری، همانگونه که جاحظ گفته وی مال فراوان و بیدریغی به آوازه خوانها می بخشید و بقدری در این راه اسراف می کرد که اسحاق موصلی را بر آن داشت که بگوید: اگر هادی برای ما زنده می ماند، ما می توانستیم حتی دیوارهای خانه مان را از طلا و نقره بسازیم(129).

رشید

در این باره کافی است که سخن مورخان را تکرار کنیم: رشید در همه چیز شبیه به منصور بود، بجز در بخشش مال(130)، چه می گویند که منصور آدم بخیلی بود.
رشید نیز - همچون منصور - پس از چندی که بر اوضاع مسلط شد، تولید کشور را به تباهی کشاند و علاقه به مال اندوزی پیدا کرد(131).
مردم را در دادن مالیات به عذاب می انداخت. زیرا کارگران، کشاورزان، صنعتگران، خریداران غلات را دستور می داد که در یک محل گرد آورده از آنان بطور دسته جمعی مبلغی را مطالبه کنند. عبدالله بن هیثم عهده دار مطالبه مالیاتها شده بود که با انواع شکنجه ها مأموریت خود را اجرا می کرد. ابن عیاض از راه رسید و دید که خراجگزاران زیر شکنجه قرار گرفته اند. دستور داد که آنان را رها سازند، چه می گفت شنیده ام که پیغمبر فرمود: هر کس مردم را در دنیا عذاب دهد، خدا نیز در روز قیامت او را عذاب خواهد داد..(132)
شخصی دیگر نیز از سوی رشید مأمور زدن و زندانی کردن افراد شده بود تا بدینوسیله مالیاتشان را وصول کند(133).
در کاخ رشید چهار هزار کنیز و سوگلی وجود داشت(134). به قول یکی از آنان، رشید در لذتهای حرام و ریختن خونها و غصب حقوق مردم بسیار حریص بود. به اهلبیت ستم روا می داشت ولی بخششهایش بر رقاصه ها، خوانندگان، عیاشان و بازیگران نثار می شد..

امین

امین کسی بود که از نزدیکی با زنان خودداری کرده، با خواجگان خود را سرگرم می نمود. عده ای را بعنوان مأمور برای جستجوی بولهوسان به سراسر کشور گسیل داشته بود. همه مردم حتی وزرا و خانواده خودش را نیز خوار می شمرد..(135)
وی بد سیرت، سست رأی و خون آشام بود. از تمایلات خودش پیروی می کرد و کار خود را مهمل می گذاشت و در امور بسیار مهم پیوسته بر دیگری تکیه می داشت..(136)
روزهایی که امین بر سر کار بود روزهای جنگ، تیره بختی، چپاول و غارت بر مردم می گذشت که نه دینی و نه اخلاق پسندیده ای می توانست آنها را تأیید کند.