فهرست کتاب


زندگی سیاسی هشتمین امام (حضرت علی بن موسی الرضا (ع))

جعفرمرتضی حسینی عاملی‏ دکتر سید خلیل خلیلیان‏

ادعای خونخواهی علویان

اما اینکه عباسیان ادعا می کردند که برای خونخواهی علویان قیام کرده اند و بدینوسیله نهضت خود را حتی پس از موفقیت و رسیدن به حکومت، به اهلبیت مربوط می ساختند، موضوعی است بسیار روشن. این شگرد جنبه دوم از مرحله چهارم دعوتشان به شمار می رود. محمد بن علی به بکیر بن هامان می گفت: ما بزودی انتقام خونشان را خواهیم گرفت یعنی خونهای علویان را.
سفاح نیز هنگامی که سر مروان را در برابرش قرار دادند، گفت: دیگر از مرگ باکم نیست، چه در برابر حسین و برادرانش، از بنی امیه دویست نفر را کشتم، و در برابر پسر عمویم زید بن علی جسد هشام را آتش زدم، و در برابر برادرم ابراهیم، مروان را به قتل رسانیدم..(44).
صالح بن علی به دختران مروان می گفت: آیا مگر هشام بن عبدالملک نبود که زید بن علی را کشت و در مزبله دانی شهر کوفه به دارش آویخت؟ مگر همسر زید در حیره به دست یوسف بن عمرو ثقفی کشته نشد؟ مگر ولید بن یزید، یحیی بن زید را نکشت و در خراسان به دارش نیاویخت؟ مگر عبیدالله بن زیاد حرامزاده، مسلم بن عقیل بن ابیطالب را در کوفه به قتل نرساند؟ مگر یزید حسین را نکشت؟(45)
باز برای آنکه رابطه این نهضت با اهلبیت قطع نشود می بینیم که نخستین وزیر در دولت عباسیان، یعنی ابوسلمه خلال. وزیر آل محمد لقب می گیرد، و ابومسلم خراسانی نیز امین یا امیر آل محمد(46) خوانده می شود.
از این گذشته، علت آنکه عباسیان رنگ سیاه را نشانه خود قرار داده بودند، این بود که می خواستند حزن و اندوه خود را به مناسبت مصایب اهلبیت در روزگار امویان، بیان کنند(47).
بنابراین، مطلب دیگر کاملاً روشن است که عباسیان از آوازه علویان بهره می جستند، خونهای پاک آنان را وسیله تلاش جهت رسیدن به حکومت و محکم کردن جای پای خود، قرار داده بودند.
قابل توجه آنکه بسیاری از نهضتهایی که پس از قیام عباسیان به وقوع پیوست همه به نحوی همین شگرد را به کار می بردند. یعنی در نظر مردم چنین وانمود می کردند که نهضتشان در رابطه با اهلبیت بوده از تأیید و هماهنگی ایشان برخوردار است. بسیاری از آنان این شعار را سر می دادند: خشنودی خاندان محمد.
خلاصه آنکه:
از مطالبی که گذشت برای ما شیوه و نقشه عباسیان به خوبی روشن گردید و دیدیم چگونه اعتماد و حمایت مردم را به خود جلب می کردند و نظر زمامداران بر سر کار را نیز از خود به جای دیگر منصرف می ساختند.
همچنین دانستم آنان به چه شیوه ای علویان را از عرصه سیاست دور کردند، و چنانچه اگر بیعتی هم با آنان داشتند همه به تزویر و حیله، جهت پیشبرد نقشه و موفقیت تبلیغشان می بود.
باز دانستیم که این نهضت در آغاز به نام علویان شروع شد ولی هرگز از صمیم قلب نبود بلکه جزئی از یک نقشه دقیق و حساب شده بود چنانکه متون نقل شده در پیش بر آن دلالت می داشت. همچنین برایمان روشن شد که عباسیان بسیار می کوشیدند تا نهضتشان به اهل بیت ارتباط پیدا کند و روی این موضوع بسیار حساب می کردند و با تأکید بر این امر از هر فرصتی سود می جستند، تا روزی که به حکومت دست یافته پیروزمندانه به قدرت رسیدند.
مردم نیز در آغاز به اطاعتشان در آمدند و کار را برایشان ردیف کردند، چه از آنان حسن نیت و ضمیر پاک انتظار می بردند...
اکنون می خواهیم بدانیم پس از این همه کوشش نتیجه چه شد. چه چیزی عاید مردم و بویژه علویان گردید؟ از این قیامی که پیوسته به نام علویان اوج می گرفت و سرانجام به برکت وجودشان به ثمر رسید، بهره شان از آن چه گردید؟ اکنون در فصل های آینده پاسخ این سؤالها را خواهیم دریافت.

منبع خطر برای عباسیان

علویان عامل تهدید بودند

گفتیم حکومت عباسی در آغاز با تکیه بر تبلیغ به نفع علویان پا گرفت؛ سپس نام اهلبیت و در مرحله بعد خشنودی خاندان محمد، شعار تبلیغاتیشان بود. لذا راز موفقیت عباسیان در ایجاد اینگونه رابطه با اهلبیت بود و نه غیر از این، البته آنان در پایان کار از این ادعا منحرف شدند و با دعوی خویشاوندی نسبی با پیغمبر اکرم، خود را بر امت اسلامی چیره ساختند.
از اینرو طبیعی بود که عباسیان خطر واقعی را از سوی عموزادگان علوی خود احساس کنند. چه آنان به لحاظ پایگاه معنوی و استدلال بمراتب نیرومندتر و به لحاظ خویشاوندی، به پیامبر اسلام نزدیک تر بودند و این را عباسیان خود نیز اعتراف کرده بودند(48).
بنابراین، برای علویان دعوی خلافت بسی موجه تر می نمود. بویژه آنکه در میانشان افراد بسیار شایسته ای یافت می شدند که با برخورداری از بهترین صفات از علم و عقل و درایت و عمق بینش در دین و سیاست، براستی در خور احراز مقام خلافت بودند. افزون بر این، احترام و سپاسی بود که مردم در ضمیر خود نسبت به آنان احساس می کردند و در برابر صفات برجسته، رفتار بی نظیر و ارجمندی و پاکدامنیشان سر تعظیم فرود می آورند.
بعلاوه، بزرگمردان و قهرمانان اسلام از خاندان ابوطالب برخاسته بودند. ابوطالب سرپرست و مربی پیغمبر اسلام بود، و فرزندش علی (علیه السلام) نیز وصی و پشتیبان وی بود، همینگونه حسن، حسین، زین العابدین و دیگر امامان و همینطور زیدبن علی که بر ضد بنی امیه قیام کرد. در اینجا فرصت آن نیست که نام دیگر قهرمانان خاندان ابوطالب را یاد کنیم. خداوند از همه آنان خشنود باد!
قهرمانیها و زندگی حماسی علویان زبانزد همه مردم بود و مقام و منزلت آنان دلها و قلبها را تسخیر کرده بود. در این زمینه کتابهای فراوانی به رشته تألیف در آمده.
جان کلام آنکه نسبت به نفوذ علویان در آن ایام جای هیچ گونه تردیدی نبود.