خواص و لحظه های تاریخ ساز (3-1)

نویسنده : موسسه فرهنگی قدر و ولایت

پیشگفتار

زندگی انسانها در ادوار و زمانهای مختلف، گرچه در هر قطع، شکل متمایز و منحصر به فردی از نظر فرهنگ، حکومت، اقتصاد، جمعیت، قدرت و ... دارد اما از نظر سنتهای تاریخی حاکم بر رفتار و اعمال اجتماعی، سراسر شباهت و همانندی است. آن گونه که امیر المومنین علی علیه السلام می فرمایند: از حال فرزندان اسماعیل و فرزندان یعقوب عبرت گیرید، هان که چقدر حالات (ملتها) مشابه و صفات و افعالشان شبیه همدیگر است. (1)
این شباهت در صفات و رفتار، تا حدی است که حوادث و رخدادهای گذشته می تواند برای آیندگان عبرت، پند و تجربه باشد.
تاریخ شرح زندگی جوامع انسانهاست و جامعه انسانی نیز تابع اصول و قواعدی است که در هر دوره با حصول شرایطش، قابل تکرار است. از این رو مطالعه تاریخ، عموما و بررسی تاریخ جوامع مسلمانان که بر اساس الگوهای دینی اداره می شوند، خصوصا، برای جامعه اسلامی ما آموزنده و راهگشا خواهد بود.
تاریخ را همچنین می توان از زوایای متفاوتی مورد بررسی قرار داد. یکی از این زوایا مطالعه زندگی و شیوه حرکت تاریخ سازان مقاطع مختلف زندگی بشر است در یک تقسیم بندی کلی، جامعه انسانی به دو گروه خواص و عوام، پیشرو و دنباله رو، اهل تفکر، تحقیق و تحلیل گرو آنان که اهل تحلیل و تحقیق نیستند، تقسیم می شوند. هر کدام از این دو گروه دارای تعریفی است که از افراد گروه دیگر متمایز می شود، دسته اول را با صفاتی چون عوام، دنباله رو و مقلد برشمردیم. این گروه در صحنه رخدادهای اجتماع، قدرت تحلیل و درک مسائل را ندارند و چون موج، بر اثر وزش باد به سمتی حرکت می کنند. نظام حاکم بر جامعه را بسرعت می پذیرند و بسرعت نیز رنگ عوض می کنند.
این گروه رفتار خود را با تفکر، تحقیق و تحلیل انجام نمی دهند؛ بلکه بیشتر به تقلید از دیگران می پردازند.
البته هرگز عوام بودن و نداشتن قدرت تفکر و تحلیل، به معنای نداشتن تحصیلات علمی نیست، ای بسا درس خوانده ای که تحصیلات عالیه هم دارد، اما عوام است؛ و مدرسه نرفته ای که قوه تفکر، تحقیق و تدبر در مسائل را دارد.
گروه دوم که اصطلاحهای آگاهان، خواص، پیش رو، اهل تحقیق و تحلیل برای آنان به کار بردیم کسانی هستند که رفتار و اعمال خود را بر اساس تحقیق و آگاهی انتخاب می کنند، پیش از حرکت، راه را شناسایی می کنند، جهت انتخاب مسیر و علت آن را می دانند، بر اساس مطالعه تصمیم گیری می کنند و کمتر تابع موج تبلیغات و حرکت انبوه خلق هستند، این گروه هستند که حوادث را خلق می کنند و دسته اول را مطابق میل خود وارد عمل می کنند. از این جهت، بی مناسبت نیست که پیشرفت و عقب ماندگی، خوبی و بدی، و فراز و نشیب جامعه را به این گروه نسبت می دهند.
در تقسیم بندی این دو جریان اجتماعی، مقام معظم رهبری ، حضرت آیت الله خامنه ای می فرمایند:
به جهات بشری که نگاه می کنید، در هر جامعه ای در هر شهری، در هر کشوری، با یک دید، با یک نگاه، یا یک پرسش، مردم تقسیم می شوند به دو قسم؛ یک قسم کسانی که از روی تفکر و فهمیدگی و آگاهی تصمیم می گیرند، کار می کنند، بلکه راهی را می شناسند و به دنبال آن راه حرکت می کنند، به خوب و بدش کار نداریم یک قسم اینها هستند حالا اینها را اسمشان را بگذاریم، خواص به یک قسم کسانی هستند که نه دنبال این نیستند که بینند که چه راهی درست است، چه حرکتی صحیح است، بفهمند، بسنجند، تحلیل کنند، درک کنند، می بینند جو این جوری است دنبال آن جو حرکت می کنند. اسم اینها را هم بگذاریم عوام، پس جامعه را می شود تقسیم کرد به خواص و عوام ... توی آنها که ما می گوییم خواص، آدمهای با سواد هم هست، آدمهای بی سواد هم هست، گاهی کسی بی سواد است؛ اما جزو خواص است، می فهمد که دارد چکار می کند، از روی تصمیم گیری و تشخیص عمل می کند و او درس نخوانده ... خواص که می گوییم از خوب و بدش؛ یعنی کسانی که وقتی عملی را انجام می دهند، موضع گیری می کنند، راهی را انتخاب می کنند، از روی فکر و تدبیر است، می فهمند و تحلیل می کنند و عمل می کنند، عوام یعنی کسانی که وقتی جو به یک سمتی می رود، اینها هم می روند تحلیل ندارند، یک وقت مردم می گویند زنده باد ... می آید نگاه می کند و می گوید زنده باد. یک وقت مردم می گویند مرده باد، نگاه می کند،. بگوید مرده باد. یک وقت جو این جور است، این جا می آید، یک وقت جو آن جور است، آن جا می آید. خوب، پس در هر جامعه ای خواصی داریم و عوامی. عوام را بگذاریم کنار، بیاییم سراغ خواص، خواص طبعا دو جبهه هستند، خواص جبهه حق و خواص جبهه باطل. یک عده ای اهل فکر و فرهنگ و معرفت اند، برای جبهه حق دارند کار می کنند، فهمیدند حق با این طرف است، حق را شناختند دارند برای حق حرکت می کنند، اینها یک دسته اند. یک دسته هم نقطه مقابل حق اند ضد حق اند حال اگر برویم به صدر اسلام، یک عده ای اصحاب امیر المومنین و امام حسین و بنی هاشم اند یک عده ای هم اصحاب معاویه اند، اینها هم داخلشان خواص بودند. آدمهای بافکر، آدمهای عاقل، آدمهای زرنگ طرفدار بنی امیه، آنها هم خواص اند، آنها هم خواص دارند. پس خواص هم در یک جامعه دو جور هستند. خواص طرفدار حق و خواص طرفدار باطل، از خواص طرفدار باطل شما چه توقع دارید؟ توقع دارید که بنشینند علیه حق و علیه شما برنامه ریزی کند با خواص طرفدار باطل باید جنگید. (2)
چنانکه اشاره رفت، گروه اهل تفکر و به تعبیر مقام معظم رهبری خواص به دو بخش، طرفدار حق و طرفدار باطل، تقسیم می شوند. هر دو جبهه حق و ناحق دارای متفکران، محققان و تحلیل گرانی هستند که عوام آن جامعه را به دنبال خود حرکت می دهند.
گروه مخالف حق، با پرچمی که برافراشته اند، و برای حق جویان شناخته شده هستند و وظیفه انسانهای راستین مبارزه با آنان است.
گروه خواص طرفدار حق، نسبت به پایداری و استقامت در اعتقادات نیز تقسیم پذیر هستند جمعی پس از شناخت راه، تا آخر مقاومت می کنند و سیل حوادث و رویدادها در اراده شان خلل و رخنه ای ایجاد نمی کند، به عکس، عده ای پایداری لازم را ندارند و بمرور ایام در جریانهای دیگر هضم می شوند.
مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:
خواص طرفدار حق، عزیزان من دو جورند، یک جور کسانی هستند که در مقابله با دنیا و زندگی، با مقام و شهوات، با پول، با لذت، با راحتی، با نام، موفقند. یک دسته موافق نیستند در رابطه با این چیزهای خوب، اینها همه اش چیزهای خوب، همه اش زیباییهای زندگی است. متاع الحیاه الدنیا متاع یعنی بهره، اینها همین بهره های زندگی است ... اگر شما آن قدر مجذوب شدید، خدای نخواسته آنجایی که کار سخت به میدان آمد، نتوانستید از اینها دست بردارید، این می شود یک جور وگرنه از این متاع بهره هم پدید می آید؛ اما آنجایی که پای امتحان سخت پیش می آید، می توانید راحت از اینها دست بردارید، این می شود یک جور دیگر. (3)
از خواص طرفدار حق که در دل جامعه موحدان و حق خواهان قرار دارند و الگوی راه و مرجع حرکت توده ها هستند، گروهی در مقابل دنیا و مظاهر فریبنده آن مقاومت و پایداری می کنند و چرب و شیرین روزگار، آنان را از مسیر حق متوقف نمی کند. اگر این دسته در جامعه اسلامی اکثریت داشته باشند، تندباد بلایا و حوادث نخواهد توانست نهضت حق گویان را مضطرب سازد؛ چرا که استقامت این افراد، روح صلابت را به جامعه منتقل می کند.
اما گروهی از خواص طرفدار حق، به رغم شناخت حق و باطل، در مقابل دنیا و زرق و برق و دلفریبی آن شکست می خورند. عشق به منافع دنیوی، غفلت از خدای تعالی، میل به سلامت و ترس از زبان و عواملی از این قبیل، باعث عقب نشینی این افراد می شوند. اگر این دسته از اهل تفکر، تحلیل و خواص، در جامعه اسلامی اکثریت داشته باشند، سنگرهای مبارزه و جهاد، یکی پس از دیگری به سوی عافیت طلبی و رفاه زدگی تخلیه می شوند، و آن گاه است که یزیدیان به امامت جامعه می رسند و حسین بن علی ها به مسلخ کربلا کشانده می شوند. امیر المومنین علی علیه السلام طرد و معاویه، میداندار جهان اسلام می شود. درباره این گروه از خواص طرفدار حق، رهبر معظم انقلاب می فرمایند:
گروهی از خواص طرفدار حق حق را هم می شناسد و طرفدار حق اند، در عین حال در مقابل دنیا پایشان می لرزد. دنیا یعنی چه؟ یعنی پول، یعنی خانه، یعنی شهوات، یعنی مقام، یعنی اسم و شهرت، یعنی پست و مسئولیت و یعنی جان، اگر اینها، آن جایی که باید حق بگویند، نگویند، چون جانشان به خطر می افتد، یا برای مقامشان یا برای شغلشان یا برای پولشان یا برای محبت به اولادشان یا برای محبت به خانواده اشان، یا برای محبت به نزدیکان و دوستان، خدا را رها می کنند، اگر عده اینها زیاد بود، آن وقت دیگر واویلاست، آن وقت دیگر حسین بن علی ها به مسلخ کربلا خواهند رفت، به قتلگاه کشیده خواهند شد، یزید می آید سرکار. (4)
از مطالب بالا، اهمیت خواص جامعه و میزان پایداری آنان روی اصول، روشن می شود، اگر اهل تفکر و تحلیل در جامعه اسلامی، بموقع حرکت کنند، پشتیبانی کنند، صحنه را در اختیار داشته باشند، گروههای وسیع دنباله رو نیز همراه آنان حرکت خواهند کرد. بدیهی است الگو و مرجع بودن خواص در همه ابعاد فکر، سخن و رفتار فردی و اجتماعی متصور است و مجموعه این ویژگیهاست که حرکت ساز و جهت دهنده است.
خواص و اهل فکر جامعه صدر اسلام یزید بن معاویه را بخوبی می شناخته و مدتی هم در آغاز کار با او مخالفت کردند، اما حاضر نشدند تا همراه با حسین بن علی علیه السلام تا پای جان فداکاری کنند و توده های عوام نیز به دنبال سکوت این افراد به امویان پیوستند.
بی شک اگر کاروان کربلا امثال ابن عباس، عبدالله بن جعفر، عبدالله بن عمر، عبدالرحمن بن ابوبکر، عبدالله بن زبیر و ... را همراه داشت، گروههای بیشتری را به طرف خود جذب می کرد.
در این باره رهبر معظم انقلاب، حضرت آیت الله خامنه ای می فرمایند:
وقتی امام حسین قیام کرد، با آن عظمتی که امام حسین در جامعه اسلامی داشت، خیلی از همین خواص به امام حسین کمک نکردند، ببینید چقدر وضعیت در یک جامعه خراب می شود، به وسیله این خواص این امام حسین با این عظمت که ابن عباس هم در مقابلش خضوع می کند، عبدالله جعفر خضوع می کند، عبدالله بن زبیر با آن که از حضرت خوشش نمی آید، در مقابلش خضوع می کند، اینها هم خواص جبهه حق اند دیگر؛ یعنی طرف حکومت نیستند و طرف بنی امیه نیستند، طرف باطل نیستند، در بین آنها حتی شیعیان زیادی هستند که امیر المومنین را قبول دارند، او را خلیفه اول می نامند، همه اینها وقتی مواجه می شوند با شدت عمل دستگاه حاکم، می بینند بناست جانشان، سلامتشان، راحتشان، مقامشان، خودشان در خطر بیفتند، پس می زنند، همه پس زدند، اینها که پس زدند، عوام مردم هم به آن طرف رو می کند. (5)
در بیان نقش خواص طرفدار حق، می توان گفت اینها هستند که جامعه را به سوی پیروزی هدایت می کنند، یا به سراشیبی شکست و انزوا سوق می دهند.
از همین جاست که اهمیت شناخت این گروه و نقش آنان در فراز و نشیب تاریخ جامعه اسلامی برای همه دلسوزان به جبهه حق، لازم و ضروری است.
مقام معظم رهبری در این باره می فرمایند:
از هر طرف که شروع کنید، می رسید به خواص، تصمیم گیری خواص در وقت لازم، تشخیص خواص در وقت لازم، گذشت خواص از دنیا در لحظه لازم، اقدام خواص برای خدا در لحظه لازم، اینها هست که تاریخ را نجات می دهد، ارزشها را نجات می دهد، ارزشها را حفظ می کند. در لحظه لازم باید حرکت لازم را انجام داد، اگر گذاشتید وقت گذشت، دیگر فایده ندارد. (6)
در مطالعه تاریخ خواص، دو موضوع مهم می نماید.
نخست، معرفی مصادیق حرکت خواص که در برهه ای حساس مسیر تاریخ را دگرگون کرده یا جهت داده است، شناخت این حوادث، راه را برای کسب تجربه و عبرت باز می کند، انسانهای بیدار دل را با وظایفشان آشناتر می کند و مانع از تکرار تاریخ می شود.
بخش مهمتر در مطالعه تاریخ خواص به بررسی و شناخت وظایف خواص در هر دوره و مقطع تاریخی است.
خواص باید چگونه نقش خود را ایفا کند؟ مثلا چگونه در دنیا باشد و اسیر آن نشود یا ضمن استفاده از نعمتهای دنیوی، می توان در مواقع حساس و لازم از آنان جدا شد؟ نمونه ها و مصادیق این موضوع را باید از تاریخ و ارزشهای حاکم بر جامعه و تحلیل وقایع اجتماع و مراجعه تحقیقی به کتاب خدا و سنت رسول اسلام صلی الله علیه و آله درآورد درباره این موضوع رهبر معظم انقلاب می فرمایند:
در دو بخش باید رویش بحث و کار شود؛ یکی بخش تاریخی قضیه است، نمونه هایی که در تاریخ فراوان هست، پیدا شود و ذکر شود که کجا خواص باید عمل می کردند و عمل نکردند، اسم این خواص چیست؟ چه کسانی هستند و یک بخش دیگری که باید کار شود، تطبیق با وضع هر زمان است، یعنی در هر زمان، طبقه خواص چگونه باید عمل بکنند که به وظیفه شان عمل کرده باشند، این که گفتیم اسیر دنیا نشوند، این یک کلمه است، چگونه اسیر دنیا نشوند، مثالها و مصداقهایش چیست. (7)
کتاب حاضر به بررسی بخش نخست سخنان معظم له، یعنی شناخت نمونه های تاریخی جهت گیری و عمل خواص و پیامدهای این اعمال در حیات سیاسی اجتماعی مسلمانان نظر دارد. در فراز و نشیب حوادث صدر اسلام که به دست مردم آن دوران شکل گرفته و به نسلهای بعدی رسیده است، مردمی از جرگه وفاداران واقعی به دعوت رسول گرامی اسلام صلی الله علیه و آله پروانه وار از چراغ هدایت دین، پاسداری نموده و آن را به مثابه امانتی گرانبها به بشریت ارزانی داشته اند. از این گروه مجاهدتهای اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام و اصحاب نامداری چون ابوذر غفاری، عمار یاسر، سلمان فارسی، مالک اشتر و دهها مجاهد حق طلب در تاریخ می درخشد.
گاه نیز دستهای شیطانی در حریم جامعه اسلامی تجاوز کرده و امت را دچار انحطاط و فرسایش نموده اند. به هر حال، شناساندن مصادیق و نخبگان، تاثیری که در تثبیت جهت گیریهای امت اسلامی و دگرگونیهای تاریخ اسلامی داشته اند، در هر زمان رهگشا خواهد بود.
فصل اول

خواص و عوام

دنیا یعنی چه؟ یعنی پول، یعنی خانه، یعنی شهوت، یعنی مقام، یعنی اسم و شهرت، یعنی پست و مسوولیت و یعنی جان.
اگر اینها آن جایی که باید حق بگویند، نگویند. چون جانشان به خطر می افتد، یا برای مقامشان یا برای شغلشان یا برای پولشان یا برای محبت به اولادشان یا برای محبت به خانواده شان یا برای محبت به نزدیکان و دوستان خدا را رها می کنند، اگر عده اینها زیاد بود، آن وقت دیگر واویلا است. آن وقت دیگر حسین بن علی ها به مسلخ کربلا خواهند رفت.
مقام معظم رهبری
بیانات رهبر معظم انقلاب اسلامی و فرمانده ی کل قوا در جمع فرماندهان لشکر 27 محمد رسول الله
سپاه پاسداران انقلاب اسلامی
20/3/75

بسم الله الرحمن الرحیم