گفتگو در محضر امیرالمومنین علی (ع)

نویسنده : عباس رحیمی

مقدمه

از حضرت رضا علیه السلام نقل است که خداوند رحمت کند، هر که امر ما را احیاء نماید، سوال شد چگونه امر شما احیاء می شود؟ فرمود: سخنان و علوم ما را یاد گیرد و به دیگران بیاموزد، زیرا اگر مردم نیکی های کلام ما را بدانند، از ما پیروی خواهید نمود.
بر مبنای حدیث فوق و احادیث بسیار دیگر به این نتیجه رسیدم که بهترین کاری که از ما ساخته است و بهترین راهی که گرد غربت را از چهره اسلام و اهل بیت علیهم السلام می زداید، همان بیان احادیث و مکتب نورانی آنان است.
از اینرو پس از کسب فیض طولانی در حوزه های علمیه، نجف اشرف و قم از محضر آیات عظام و علماء اعلام مرحومین حضرت امام خمینی (ره)، خوئی، حکیم، شاهرودی و گلپایگانی و نجفی مرعشی و سایر آیات عظام رحمه الله علیهم و نیز بعضی دیگر از آیات عظام زنده که فعلا حوزه قم از وجودشان بهره مند می شود و پس از هجرت به قم تصمیم گرفتم آنچه از علوم اهل بیت علیهم السلام آموخته ام به دیگران بیاموزم، لذا در قم ماندن را صلاح ندانستم. حوزه و لذتهای تحصیلی در آن را رها کرده و دیار غربت و سختیهای هجرت و مشکلات را بر خود تحمیل نمودم تا بتوانم نورانیت اسلام عزیز را به تشنگان حقیقت برسانم و در نقاط بد آب و هوای کشور از سیستان و بلوچستان تا کرمان و برازجان و بوشهر تا استهبان و مبارکه و نقاط دیگر وظیفه خویش را تا آنجا که توان بود انجام دادم امیدوارم که با کرم خویش بپذیرند.
در ادامه آن سیاست کلی و حدیث نبوی ثقلین که تمسک به قرآن و عترت را تنها راه گمراه نشدن می داند، یکی از شیوه هایم در ترویج مکتب اهل بیت استفاده از سخنان خودشان و رساندن سخن اسلام را از زبان عالمان حقیقی یعنی امامان معصوم علیهم السلام به گوش مردم بود.
کتاب حاضر محتوی 500 حدیث از سخنان مولا علی علیه السلام است که در موضوعات بسیار متنوع زندگی سیاسی، فرهنگی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی، جمع آوری و بصورت گفتگو و سوال و جواب مطرح شده تا بهتر در ذهن خواننده جای گیرد.
امیدوارم این هدیه را بپذیرد و ما را در زمره مورخین مکتبش قبول فرماید.
والسلام - ملتمس دعا
عباس رحیمی امام جمعه مبارکه

در محضر امیرالمومنین علیه السلام

نیاز بشر به مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، فرهنگی، آداب معاشرت، روابط اجتماعی و غیره بیش از حدی است که بتوان بیان کرد.
بشر محتاج معارف اسلام است. بشر گمشده ای دارد که دائم به دنبال جستجوی آنهاست و هر چه می جوید کمتر می یابد. چون از اهلش نمی جوید و به بیراهه می رود. به خصوص جوانان عزیز که ذهنی سرشار از تفکرات، سوالات و چراها و در عین حال قلبی مملو از صفا، صمیمیت و احساسات پاک دارند. معمولا در دنیا موسوم است برای رفع مجهولات و یافتن پاسخ سوالات به بزرگان و دانشمندان مراجعه می کنند و بصورت مصاحبه پاسخ خود را می یابند.
ما نیز بر آن شدیم تا از طریق مصاحبه به پاسخ پرسشهای خود برسیم، اما از چه کس بپرسیم که دانای بر همه سوالاتمان باشد و پاسخ درست را به ما بگوید و از هر چه پرسش نمائیم او نیز پاسخمان گوید؟
گفتم بروم نزد کسی که معدن علم و فضل است واحدی در عالم به فضل و کمال او نرسیدم و نخواهد رسید (به جز پیامبر صلی الله علیه و آله) کسی که باب علم پیامبر صلی الله علیه و آله و گوینده سلونی قبل ان تفقدونی است، یعنی مولا علی علیه السلام لذا در پیشگاه با عظمتش زانو زدم و با حال خضوع پرسیدم و او پاسخ گفت اینک بخشی از مصاحبه خود با امیرالمومنین علیه السلام را برای استفاده در اختیار شما قرار می دهیم امید است مورد رضایت خداوند و مولای متقیان علیه السلام قرار گیرد.

بدترین دشمنان

1 - پرسیدم مولای من! به عنوان اولین سوال بفرمائید. بدترین دشمنان آدمی چه کسی است؟
قال علی علیه السلام: اعدا عدو المرء غضبه و شهوته فمن ملکهما عظمت درجته و بلغ غایته .
در پاسخ فرمودند دشمن ترین دشمنان انسان، خشم و شهوت او است که اگر بر این دو پیروز شود و آنها را در اختیار خود گیرد مقام و منزلتش بزرگ گردد و به مراد خویش برسد.
2 - پرسیدم سرورم، آیا دشمن دیگری نیز وجود دارد که انسان مراقب او باشد؟
فرمودند: بله، دشمن خطرناکی که اگر مواظب او نباشی نابودت می کند.
قال علیه السلام: هواک اعدا علیک من کل عدو فاغلبه و الا اهلکک . (1)
حضرت فرمودند: هوای نفس تو از هر دشمنی خطرناکتر است، سعی کن حتما بر او غالب شوی وگرنه ترا به هلاکت می رساند. (زیرا منشاء فتنه ها، فسادها، ظلمها، غیبت کردنها، تهمت زدنها، آبروریزیها، جناح بندیها، جنگها، قتلها، اختلافها، همه اینها هوای نفس و خواهشها و تمایلات نفسانی است و لذا مبارزه با همچو دشمنی بر همه لازم است و لحظه ای نباید از او غافل شد.)
3 - پرسیدم: مولای من بفرمایید نشانه دشمنان برونی چیست و چگونه باید آنها را شناخت؟
قال علیه السلام: من لا یمال فهو عدوک.
کسی که نسبت به تو و خوشبختی تو بی تفاوت است؛ او دشمن تو است.
4 - پرسیدم: نشانه دیگری بیان فرمایید.
قال علیه السلام: من ساتر غیبک و عابک فی عیبک فهو العدو فاحذره . (2)
حضرت فرمود: هر که عیب تو را از تو پوشاند و در غیابت، غیبت تو را بگوید او دشمن است از او پرهیز کن.
5 - پرسیدم: اصولا دشمنی کردن با مردم کار درستی است؟
فرمود: من عادی الناس استثمر الندامه. (3)
(هرگز دشمنی کردن، به سود انسان نخواهد بود و انسان تا می تواند نباید با مردم دشمنی کند زیرا):
هر که با مردم دشمنی کند، میوه دشمنی خواهد چید (غررالحکم)
6 - گفتم با دشمن چگونه باید برخورد کرد؟
قال علیه السلام: من استصلح عدوه زاد فی عدده . (4)
حضرت پاسخ داد در صدد اصلاح و ساختن او باش زیرا هر که دشمن خود را اصلاح نماید بر عده و نیروی خود افزوده است.
7 - گفتم: چگونه دشمن را اصلاح کنم؟
فقال علیه السلام: الاستصلاح للاعداء بحسن الفقال و جمیل الافعال اهون من مغالبتهم بمضیض القتال .
حضرت فرمود بصلاح آوردن دشمنان با نیکی گفتار و زیبایی کردار (است که این) بهتر و آسان تر است از برخورد با آنها و یا غلبه بر آنها با درد و مصیبت جنگ.
8 - گفتم: آیا می شود به دشمن اطمینان کرد؟
قال علیه السلام: لا تامن عدوا و ان شکر.
آقا فرمودند: هرگز به دشمن اعتماد مکن هر چند اظهار دوستی و سپاسگزاری کند.
9 - پرسیدم: سرورم اگر دشمن ضعیف بود چه؟
قال علیه السلام: لا مستصغرن عدوا و ان ضعف.
فرمودند: هیچ دشمنی را کوچک مشمار هر چند ضعیف و ناتوان باشد.