فهرست کتاب


راه جوان ماندن با غذا و داروهای گیاهی

احمد صادقی اردستانی

5- خود را خسته کردن

دستور دیگری را که روانپزشکان، برای مبارزه با بی خوابی ارائه می کنند، و آن را تجربه شده و مفید هم می دانند، این است که افراد قبل اینکه به بستر خواب روند بدن خود را خسته کنند!
روانپزشکی در این باره می نویسد: از جمله بهترین علاجهای بی خوابی، این است که بدن خویش را با باغبانی، شنا و ورزشهای مختلف دیگر و کارهای خسته کننده، خسته کنیم! (791)
شاعر عرب هم سفارش می کند:
اذا تعشیت، فدر ولو علی رأس الجدر - اذا تغذیت فنم، و لو علی قرن الغنم.
هرگاه شام خوردی، پس از آن قدم بزن و راه برو، اگر چه جائی را نداشته باشی و مجبور شوی که بر سر دیوارها راه بروی!
و آنگاه که ناهار خوردی، اندکی خواب و استراحت داشته باش، اگر چه در اثر بی جائی مجبور شوی، روی شاخ گوسفندان بخوابی!
شاهد این مدها را هم، در میان کارگران و افرادی که فعالیتهای سنگین جسمی دارند، به خوبی و بارها مشاهده کرده ایم.

6- سرگرم کردن خود

برای افرادی که گرفتار بی خوابی می شوند، پزشکان روان و اعصاب راه درمان دیگری را هم ارائه می کنند. بر اساس این دستور العمل، اشخاص می بایست با اعضاء بدن خود حرف بزنند و برای تسکین اعصاب خویش، از راه سخن گفتن، تلقین به کار گیرند.
دکتر فیسک نویسنده کتاب نجات از فشارهای عصبی می گوید: مهمترین وسیله وصول به این مقصود این است، که با بدن خود حرف بزنند، زیرا حرف کلید انواع خوابهای مغناطیسی است، برای این کار باید به عضلات خود بگوئید:
آسوده باشید، خود را سست و شل کنید.(792)
بدیهی است، چنین تلقینی اگر از روی ایمان و اعتماد صورت بگیرد و انسان با فراموش کردن مصائب و مشکلات، خود را از هر غم و اندوهی وا رهاند و اعضاء و جوارح خود را آزاد و لخت بگذارد، خواب چشم و جسم او را فرا می گیرد.
البته در دعاهای ما هم آمده است: هر گاه به بستر می روید، بگوئید: خدایا! جانم در اختیار توست، مرا مورد آمرزش و عنایت خویش قرار بده و آن را خود محفوظ بدار.(793)

7- غلبه بر تشویش

بسیاری از افرادی که به بیماری بی خوابی مبتلا هستند، بیش از بی خوابی، از ترس و تشویش برای خواب نرفتن رنج می برند، در صورتی که به قول روانپزشکان: تشویش و نگرانی انسان از بی خوابی، ضررش از خود بی خوابی بیشتر است! (794)
بنابر این، اگر گرفتار چنین تشویش و اضطرابی هستیم، در مرحله اول می بایست این ترس نگران کننده را در هم شکست و قبل از خواب، از بیم اینکه ممکن است خوابم نبرد، دلهره را کنار گذاشت و هرگز امشب را با شب گذشته مقایسه نکرد، و بدون ترس و حالت بی اعتنائی به اینکه خوابم نمی برد، به بستر خواب رفت.
البته اگر باز هم چنین ترسی در ما وجود داشته باشد، و بی خوابی را موجب اختلال و به هم خوردگی وظائف و کارهای آتی بدانیم، برای نجات از این بیماری خطرناک، ناچار باید آن را هم بی اهمیت تلقی کرده و تا سلامت و تندرستی ما ضربه بیشتری ندیده، علاج واقعه را قبل از وقوع صورت دهیم.
دکتر گیلوردهاورز هم سفارش می کند: اگر به بی خوابی مبتلا هستید، اینقدر از آن ترس و اضطراب به خود را ندهید، زیرا هر قدر برای خواب خود بیشتر فکر کنید و خود را به زحمت اندازید، کمتر خواهید توانست به خواب رفت. (795)
بنابر این، با هر وسیله ممکنی می توانید، ترس و تشویش از خواب نرفتن را، از سر خود بیرون کنید.