فهرست کتاب


راه جوان ماندن با غذا و داروهای گیاهی

احمد صادقی اردستانی

1- نگاهی به تاریخچه دانش طب

گرایش و توجهی که در سالهای اخیر نسبت به کتابهائی مانند: طب الکبیر، تحفه حکیم مؤمن، سبزیها و میوه های شفابخش گلها و گیاهان شفابخش و اعجاز و اسرار خوراکیها... معطوف شده و حتی بعضی از اینگونه کتابها، بیشتر از ده مرتبه تجدید چاپ شده است، گویای این معناست که در برخی از موارد، طی جدید، به خاطر نارسائیها و گاهی به خاطر زیانها و ضایعات تغییر کیفیت داده و بهمین دلیل افراد مستقیماً به سوی طب پیشگیری و تجربی قدیم، و خلاصه مستقیماً به سراغ گیاهان داروئی می روند!
باری، باید اذعان داشت، همانطور پزشکان متخصص غذا شناسی و داروشناسان گیاهی نیز اعتراف کرده اند، گیاهان داروئی به خاطر اینکه با اوضاع فیزیولوژی بدن غربیه نیستند و رابطه و آشنائی بیشتری دارند، با رعایت صحیح استعمال، هیچگونه زیان و عارضه ای ایجاد نمی کنند، بلکه آنها مطمئن تر و شفابخش هستند.
روزگاری انسان هر گاه در برابر امراض و بیماریها و یا در برابر خوادث و صاعقه های آسمانی و نیز در برابر طوفان و باران و رعد و برق، بترس و وحشت می افتاد و یا در مقابل عوامل نامرئی مانند جن و میکروب، احساس خطر می کرد و سلامت و هستی خویش را در معرض خطر می دید، قیام می کرد و با دشمنان تندرستی و جان خویش با هر وسیله ای می توانست، مبارزه می نمود!
گاهی به دعا و حرز و طلسم پناه می برد، گاهی نذر و نیاز می کرد، و هدیه می داد، گاهی برای حفظ جان و هستی خود به سحر و جادو متوسل می شد (352) حتی گاهی برای فرار از امراض به غارها و دره های کوه پناه می جست و بالاخره هرگاه هم بیماران خود را، در کام خطرناک امراض، گرفتار و درمانده می دیدند و به اصطلاح کارت به استخوان آنها می رسید، مانند اهل بابل بیماران خود را در میدانها و معابر می گذاشتند، تا هر کس عبور می کند، به فکر و سلیقه ی خود داروئی تجویز کند، تا بدین وسیله بتوانند، بیماران خود را از چنگال امراض نجات بخشند! اما با گذشت زمان و طلوع دانش پزشکی، اینگونه افکار و اعمال، به خود جنبه ی خرافی گرفت و در هند با قسمتی از گیاهان داروئی و خواص آنها آشنا شدند و نیز فن جراحی را به دنیای پزشکی عرضه داشتند و بنی اسرائیل هم طب پیشگیری را احداث نمودند و قاعده ای هم به عنوان حفظ الصحه به وجود آوردند،

در یونان

همراه با گسترش فرهنگ، در یونان نیز، علم طب، از مصر و بابل به یونان را پیدا کرد و پزشکان عالی مقامی چون اسقیبوس و بقراط معروف به پدر علم طب، که هم عصر سقراط و افلاطون و دستبو و طوس بودند پرورش یافتند.
بقراط، علم طب را از فلسفه و لاهرت و سحر جدا کرد و قوانین طبی را استوار و پا بر جا نمود و شاگردان وارسته هم، پرورش داد که حتی وقتی فارغ التحصیل شده و از دانشکده خارج می شدند، قبل از اشتغال به شغل مقدس طبابت که قهراً جان و هستی افراد در اختیار آنها قرار می گرفت، و اینکار بسیار حساس و پرمسئولیت بود، سوگند معروف بقراط را یاد می کردند که در شغل خود امین و خدمتگزار باشند.

2- صورت قسم نامه ی بقراط

به خدائیکه پروردگار زندگی و مرگ است، به خدائیکه صحت و شفا و درمان به دست اوست، سوگند یاد می کنم به اسقیبوس اولین طبیب یونانی و به اولیاء خداوند و به دوستان خود از مرد و زن سوگند یاد می کنم و همه ی آنان را شاهد می گیرم، که به این سوگند وفادار باشم...من عهد می کنم و از تجویز داروهائیکه برای آنان زیان بخش است، خودداری نمایم، اگر از من داروی کشنده ای خواستند، موافقت نکنم و جواب مثبت ندهم، من عهد می کنم که اطفال را ساقط ننمایم، در زندگی خود نماز و روزه و زکات و پاکدامنی را ترک نکنم...
من با خود عهد می کنم که به هر خانه ای وارد شوم، هدفم خیر خواهی و بهبودی باشد، از ظلم و آزار و کارهای زشت خودداری کنم، اسرار مریضان را فاش ننمایم، بلکه سر آنان را را حفظ کنم.(353)
بقراط به اخلاط چهارگانه، یعنی خون، بلغم، صفراء، و سوداء عقیده داشت و دارای کتابهای زیادی در علوم طبی بود که معرفترین آنها: الفصول ، الابیدبمیا درباره ی بیماریهای مسری و کتاب الهواء و الماء و المکان بود. ( 333 چهره درخشان، ج 1، ص 208).