فهرست کتاب


راه جوان ماندن با غذا و داروهای گیاهی

احمد صادقی اردستانی

7- بر آنچه گذشته غم مخور

فراموشی برای افراد خطیب و مدیر و هر کاری که جنبه انتفاعی و اجتماعی دارد، ضایعه دردناک و ناراحت کننده ای است، اما از طرف دیگر هر موضوعی هم که انسان با آن سر و کار دارد، به ذهن بماند، مخصوصاً در مورد آلام و مصیبتها و صحنه های دلخراش و مضطرب کننده، برای انسان ناراحتی و غصه های فرساینده و جانکاهی را بوجود خواهد آورد، بهمین دلیل، وجود خاطرات تلخ و زنده در ذهن انسان نسبت به آلام و مصائب یکنوع عذاب درد آور محسوب شده و فراموش کردن آنها لازم می باشد، و حتی اینگونه فراموشی، برای نجات از غم و اندوه جانکاه، از نعمتهای حکیمانه خداوندی محسوب گردیده است!
امام صادق (ع) در درسهای توحیدی خود به مفضل بن عمر فرموده است: لولا النسیان لما سلا احد من مصیبة، و لا انقضت له حسرة، و لا مات له حقد و لا استمتع شی ء من متاع الدینا مع تذکر الافات. (92)
اگر فراموشی وجود نداشت، هیچکس از خطر مصیبتها جان سالم بدر نمی برد، و از حسرت و افسوس نجات نمی یافت، و حقد و کینه عذاب دهنده را در وادی فراموشی دفن نمی کرد، و با یادآوری گرفتاریها و حوادث تلخ، هرگز از مواهب زندگی دنیا بهره ای نمی گرفت!
زیست شناسان و روانشناسان نیز در این زمینه گفته اند: گذشته را رها کنید، تا لاشه کثیف خود را در گور

فراموشی مدفون کند، گذشته را که فقط راهنمای مردمان احمق بوده، و آن را بطرف نیستی و نابودی میبرد، رها کنید.(93)
مخور غم فراوان ز روی خرد - که کمتر زید آنکه او غم خورد!
بنابراین، از جمله مسائلی که زمینه حفظ سلامت، و طول عمر باید مد نظر قرار گیرد، رها کردن گذشته و فراموش نمودن حوادث تلخ و نگران کننده است.
امام علی (ع) فرموده است: لاتشعر، قلبک الهم علی مافات، فیشغلک عن الا ستعداد بما هوآت. (94)
قلب خود را به آنچه گذشته و از دست رفته است، مشغول و آلوده مساز، زیرا چنین ناراحتی درونی، انسان را از آماده شده و بکارگیری استعدادهای خود، برای کارهای آینده باز می دارد، و محروم می گرداند!

8- برای آینده نگران نباشید

برای آینده فکر و اندیشه و تدبیر را باید بکار گرفت، اما از غم و غصه بی اندازه و خود خواریهای کوبنده برای معاش و شرائط دیگر آینده زندگی، نباید وحشتناک و بیمناک بود، و کانون با صفای دل را، دخمه تارک هیولای کشنده غم اندوه قرار داد، زیرا بقول دکتر مونتاگو نویسنده کتاب اختلالات عصبی معده آنچه را که می خورید، موجب زخم معده نمی شود، بلکه آنچه شما را می خورد (نگرانی) موجب بروز این زخم است (95) و سلامت و صحت و شادابی را در گورستان بیماریها و ناتوانیها مدفون می سازد!
امام علی (ع) قرنها پیش از این حقیقت اخلاقی و عملی را اینگونه بیان فرموده است: لا تحمل هم یو مک الذی لم یأتک، علی یومک الذی قد اتاک، فانه ان کان من عمرک، یأتک الله سبحانه فیه رزقک، وان لم یکن من عمرک همک بما لیس من اجلک. (96)
بار سنگین غم و اندوه فردای نیامده را بر وجود خود حمل نکن، زیرا فردائی که هنوز نیامده، اگر از عمر تو باشد، خداوند متعال مخارج و روزی ترا تأمین می مناید،، و اگر فردا از عمر او محسوب نمی شود، معنی ندارد و بیهوده است و انسان نباید به بخاطر غصه بی فایده خوردن، سلامت و عمر خود را بتباهی بکشاند.
بهر حال سر ویلیام آسلر فیلسوف انگلیسی هم می نویسد: وقتی بار خاطرات سنگین گذشته بر نگرانیها و غمهای بیهوده آینده افزوده گشت و همه اینها اضافه بر گرفتاریهای حاضر بر دوش کسی نشست، اگر قوی ترین مردان روزگار هم باشد، از پای می افتد.(97)
بنابراین، همانطور که گفته اند: برای فردای خود هر طور که می خواهید فکر کنید، و نقشه بکشید، ولی تشویش و نگرانی را بدل ره ندهید، (98) که اینگونه بیماریها فرساینده و کشنده خواهد بود.!

9- استفاده از فرصت موجود

در قسمتهای بالای بحث، سستی و بیحالی و تنبلی را، موجب از دست دادن فرصت و بوجود آمدن ملال و غصه دانستیم، اکنون نقطه مقابل این نقیصه در زندگی، تلاش و کوشش و استفاده از فرصت موجود را عاملی می دانیم که، چنانچه بطور صحیح از آن استفاده شود، و هر کاری و هر حرفی در جای خود، و به وقت صورت گیرد، چنین شیوه ای می تواند بعنوان یک عامل پیش گیرنده و یک راه مبارزه با افسوس و اندوه بحساب آید !
خوشبختانه در این زمینه هم، از سوی پیشوایان بزرگوار اسلام، از یکطرف، اضاعة الفرصة غصة (99) یعنی، از دست دادن فرصت موجب غم و غصه می شود، قلمداد شده، و از طرف دیگر برای بهره برداریهای مختلف از فرصت و موقعیتهای موجود، سفارشهای مکرر و متعددی وارد شده است، که نمونه هائی از آن را مورد دقت قرار می دهیم:
اما موسی بن جعفر (ع) فرموده است: ان ابدانکم لیس لها ثمن الا الجنة، فلا تبیعوها بغیرها. (100)
این را بدانید که برای بدنهای شما، قیمتی از بهشت وجود ندارد، بنابر این مبادا به چیز ارزانتری آن را بفروشید، و از دست بدهید!
پیامبر عالیقدر اسلام به ابوذر غفاری فرموده است: اغتنم خمساً قبل خمس، شبابک قبل هرمک و صحتک قبل سقمک و غناک قبل فقرک و فراغک قبل شغلک و حیاتک قبل موتک. (101)
پنج چیز را قبل از آنکه از دست بدهی غنیمت شمارت و از آن بهره برداری شایستهانجام بده، جوانی خود را قبل از پیری، سلامت و تندرستی را پیش از بیماری، تمکن و دارائی را قبل از فقر و تهیدستی، فرصت و فراغت را قبل از گرفتاری، و عمر را زندگانی را قبل از اینکه به آغوش مرگ مبتلا گردی!
امام حسن مجتبی (ع) می فرمود: یابن آدم! انک لم تزل فی هدم عمرک منذ سقطت من بطن امک، فخذ مما فی یدک لما بین یدیک....(102)
ای فرزند آدم! تو از آن زمانی که از شکم مادر بزمین افتادی، پیوسته از عمر خود کاسته ای و رو به کاهش می روی بنابراین از فرصتی که اکنون در اختیار داری حداکثر بهره برداری را انجام بده و برای مراحلی که در پیش داری ذخیره و توشه لازم را بدست آور و استفاده خود را برداشت کن. زیست شناس معروف دیل کارنگی می نویسد: ما همیشه مبان دو ابدیت، و در دو نقطه تلافی زندگی می کنیم.هر چه کوشش کنیم، هر چه غم و بخوریم، محال است که بتوانیم حتی برای یک ثانیه، در یکی از این دو ابدیت زندگی کنیم، پس باید قدر همین نقطه تلاقی، یعنی، (حال) را دانست، و فقط در فکر استفاده از آن بود، زیرا هر چه در این راه کوشش کنیم، جز درهم شکستن و فکر و جسم خود، حاصلی نخواهیم گرفت، پس چرا در فکر آن یگانه زمانی نشویم، که می توانیم در آن زندگی کنیم؟ (103)
بنابراین، یکی از راههای اخلاقی و روانی مبارزه با غم و اندوه کوتاه کننده عمر، دو را غنیمت دانستن است و چه مناسب است، همه این شعر منسوب به امام علی (ع) را زمزمه کنیم:
ما فات مضی، و ما سیأتیک فاین؟ - قم فاغتنم الفرصة بین العدمین (104)
آنچه گذشته از دست رفته، و آنچه هم پیش می آید، هنوز نیامده و اکنون هم معلوم نیست چه پیش می آید،بنابراین برخیز و از میان گذشته از دست رفته، و آینده هنوز نیامده، دم را غنیمت دان، و از فرصت موجود استفاده لازم را دریافت کن.
سعدیا! دی رفت و فرداهم، چنان معلوم نیست - درمیان این و آن فرصت شمار امروز را
مبر غم، به چیزی که، رفتت زدست - مراینرا نگهدار، اکنون که هست
سعدی
دی همچون رمیده صیدت، از پیش گذشت - فردا بودت، آهوی نگرفته بدشت
امر وزشکاری است که، در تیر رس است - دریاب که از دیده، نهان خواهد گشت
تقی بینش
روزیکه گذشته است، از آن یاد مکن - فردا که نیامده است، فریاد مکن
برنامده و گذشته، بنیاد مکن - حالی خوش باش و عمر بر باد مکن بابا افضل
چندانکه ترا زمدت عمر گذشت - بگذشت چنانکه بگذرد، باد دست
عاقل به هوس، غم دو روزه نخورد - روزی که نیامده است، و روزی که گذشت
حافظ
گرتو خواهی که، برخوری از عمر - خلق را هم جز این، تمنا نیست
نقد امروز را، مده از دست - دی گذشت، و امید فردا نیست
حافظ