فهرست کتاب


راه جوان ماندن با غذا و داروهای گیاهی

احمد صادقی اردستانی

3- رضا و تسلیم

اینکه انسان خود را بنده خدا بداند، و حکمت و قدرت او را مافوق همه دانائیها و توانائیهای خود بشناسد، موجب می گردد که به غیر از خبر و صلاحی که خود برای خود می اندیشد، ممکن است خیر و صلاح برتری نیز که خود آن را نمی داند، وجود داشته باشد، آن وقت با توجه به چنین اعتقادی است که، در مواردی که موجبات غم و غصه برای او فراهم می شود، خود را در برابر رضای الهی تقدیر خداوند، مطیع و تسلیم می داند، و در برابر سختیها و مشکلات، بدون اینکه خم به ابرو بیاورد، یا خود را با غم و اضطراب کوبنده ای هم آغوش سازد، راه تسلط بر نفس و مبارزه با غم و غصه را پیش می گیرد.
امام صادق (ع) فرموده است: خداوند اساس حکمت و علم خویش، شادی و سرور را در یقین و رضایت از جانب خود قرار داده است، و نیز غم و اندوه معلول شک و تردید است، فارضواعن الله و سلمو لامره، (87) بنابر این، در برابر پروردگار خود، رضایتمند بوده و در برابر فرمان الهی سر تسلی و اطاعت فرود آورید.

4- خودداری از بی مبالاتی زبان

از جمله آثار نگران کننده ای که ممکن است بوسیله زبان، متوجه خود انسان گردد، اینست که، گاهی بخاطر تندی زبان و آزرده ساختن دیگران، بجهت حفظ نکردن زبان از آنچه باید مخفی داشت، انسان سخنی را بر زبان جاری می کند، یا رازی را افشا می گرداند، که موجب کینه، خشم و حسادت دیگران و خلاصه سبب نگرانی و غم و اندوه قلبی خود را فراهم می آورد. و بدیهی است برای پیشگیری از چنین غصه هائی که عموما اختیار آن بدست خود انسان هم هست، باید جدیت و حراقبت لازم از زبان را بعمل آورد.
مصلحت تست، زبان زیر کام - تیغ، پسندیده بود در نیام
چون دل تو، بند ندارد بر آن - بند چه جوئی ز دل دیگران؟
نظامی

زهری که از یاران امام سجاد (ع) بود در حالی بحضور امام وارد شد، که از وجود او آثار غم و اندوه فراوان، و شکستگی روحیه کاملا نمایان بود، امام علت آن ناراحتی شدید را جویا شد، زهری ناراحتی شدید خود را معلول برخورد افراد حسود و طمعکار و کینه توز و کارشکنان دانست!
امام برای اینکه زهری از آزار و اذیت دیگران و در نتیجه از غم و اندوه و نگرانی در امان بماند، به او فرمود: احفظ علیک لسانک، تملک به اخوانک. (88)
زبان خود را حفظ کن، و بی جهت سخن مگو، تا بتوانی دل دیگران را بدست آوری، و زندگی بی دغدغه ای داشته باشی.

5- توجه به طبیعت دنیا

همانطور که به تجربه نیز ثابت گردیده، طبیعت زندگی دنیا عموما با غمها و همچنین با خوشیها و شادیها آمیخته است، و هو خوشی و هم زنج آن برای انسان حساب چندان دقیقی ندارد، و بهر حال اینگونه نیست که لذتها مناقص نشود، شادیها به ناشادیها تبدیک نگردد و سرورها به غبار آلودگی نگراید.
بنابراین، اگر چنین اعتقاد و چنین توجهی در انسان بوجود می آید، که ذات دنیا یک عنصر ابدی کاملا لذت بخش، و سراسر شادی آفرین نیست، و نمیشود بهمه خواسته رسید، و شیرینیها را چشید، انسان با توقع زیاد، از زندگی دنیا درخواست مافوق انتظار ندارد، و در صورت ناکامی چندان هم غمگین و آزرده خاطر نمی شود.
امام زین العابدین (ع) فرموده است: اجعل ما طلبت من الدنیا فلم تظفربه، بمنزلة ما لم یخطر ببا لک. (89)
هر چه را از دنیا درخواست کردی، و به آن دست نیافتی، اینطور حساب کن، که اصولا چنین درخواستی بفکر تو نرسیده بود، و اصلا دنبال آن نرفته بودی! پس حال که چنین است خود را ناراحت مکن!
امام علی (ع) فرموده است: من کانت الدنیا همه اشتد لذالک غمه. (90)
هر کس به امور دنیا اهمیت زیاد بدهد، و برای آن تلاش بی حساب داشته و زندگی دنیا را هدف خود قرار دهد، غم و اندوهش شدت می گیرد.