فهرست کتاب


راه جوان ماندن با غذا و داروهای گیاهی

احمد صادقی اردستانی

فصل دوم علل بهداشتی و روانی پیریهای زودرس

عواملی که پیریهای زودرس را به وجود می آورد و جوانی انسان را به شکسته شدن و نحیف گردیدن، فرتوت شدن و خلاصه از کار افتان مبتلا می گرداند، طبق محاسبه دیگری، بر اساس اخبار و احادیث اسلامی باز هم به عوامل بهداشتی و روانی می توان تقسیم نمود:
الف: عوامل بهداشتی، روشهای نامطلوبی هستند که به خورد و خوراک، محل سکونت و استراحت، نحوه رفت و آمد، و روابط جنسی و زناشوئی انسان مربوط می شود.
خویشاوندی توضیح این چهار عامل مهم و فرساینده، سخن بسیار علمی و حکیمانه امام صادق (ع) را که قرنها پیش بیان فرموده مورد دقت قرار می دهیم.
اربعة قبل اوان الهرم اکل القدید، و القعود علی الندوة، و الصعود علی الدراج و مجامعة العجوز.(45)
چهار چیز است که سبب پیری زودرس و قبل از موقع طبیعی می گردد
1- تغذیه از گوشتی که در اثر آفتاب خشک شده و حالت ماندگی و آلودگی پیدا کرده است،
2- سکونت نمودن در اتاق یا محلی که نمناک و مرطوب می باشد،
3- رفت و آمد از نردبان و پله های زیاد،
4- مباشرت و آمیزش جنسی با زنان کهنسال و فرتوت.
ب: عوامل روانی پیری زودرس نیز در دنیای آشفته کنونی بسیار است، که مورد عملی آن در کتابهای روانشناسی و اجتماعی مطرح شده است. (46) اما در این نوشتار آنچه را اخبار و احادیث اسلامی در این زمینه متعرض شده و مورد بررسی قرار می دهیم تا روی آن دقت نموده و درس صحیح زندگی بیاموزیم.
بدین جهت عمده مواردی که در احادیث به عنوان عامل روانی کاهش عمر و پیری زودرس می توان مورد ارزیابی قرار داد، بدین شرح بررسی می کنیم.
1- عذاب روانی سوء خلق!
سوء خلق و مبتلا بودن به منشها و اخلاقیات زشت و ناروائی که وجود انسان را به کانونی از خشم و عصبانیت و پریشانی و آلودگیها و صفات پست و پلشت حیوانی مبدل می سازد و از خصلتهای ممتاز و والای انسانی محروم می کند، مجموعه علل روانی می باشد که نه تنها وجه و شخصیت انسان را از دیدگاه دیگران ملکوک و منکوب می گرداند، بلکه روی صحت مزاج و سلامت جسم و جان نیز اثر منفی و مخرب خواهد گذاشت!
به این جهت پیغمبر عالیقدر اسلام فرموده است: من ساء خلقه، عذب نفسه. (47)
هر کس گرفتار اخلاقیات زشت و ناروا باشد جان و روان خویش را به غعذاب و آلودگی مبتلا ساخته است!
مثلا یکی از منشهای زشت اخلاقی که مانند موریانه وجود انسان را، آلوده و تباه می سازد و نیز ایمان انسان را هم می خورد، بیماری روانی حسد است که آثار فرسایشی آنرا هم روی افراد مبتلا به این بیماری بارها مشاهده کرده ایم.
بنابر این، یکی از راههای حفظ سلامت جسم و جان، خودداری از آلوده شدن به بیماری حسد خواهد بود.
امام علی (ع) می فرماید: صحة الجسد من قله الحسد.(48)
سلامت بدن انسان از این جهت محفوظ خواهد ماند که خود را کمتر به بیمار حسد مبتلا گرداند!
آن وقت، خودداری از این بیماری روانی، که بدن انسان را از فرسودگی نیز محفوظ می دارد، قهراً در طول عمر نیز اثر مستقیم و مفید خواهد داشت.
همچنین امام علی (ع) درباره زیانهای فرساینده جسمی و روانی حسد فرموده است: الحسد شر الامراض (49) حسد بدترین مرضها و بیماریهاست و قهراً بدترین مرضهای روانی، پر ضربه ترین عامل فرساینده، روی بدن و روان انسان هم خواهد بود.
2- حرارت سوزنده همنشین بد
برخوردها و حرکات و سکنات و روشهای نامطلوب و دردناکی که از جانب معاشرین و همنشینهای بد انسان ممکن است به صورت بی وفائیها، پیمان شکنیها، منافق کاریها، خیانتها و بالاخره فسادهای اخلاقی به وجود می آید، روابط انسانی را تیره، و زندگی و آسایش خیال را تباه می سازد، و از جمله علل فرسودگی و عمر و از دست دادن سلامت نیز می باشد!
به همین دلیل امام علی (ع) فرموده است: جلیس الشرنقمه. (50)
همنشین شر و آلوده، موجب عذاب روح و آشفتگی روانی انسان می گردد!
باری آثار سوئی را که از سوی افراد معاشر با ما می تواند سلامت جسم و روان ما را تهدید کند و مختل سازد، یک بحث روانی دامنه داری است که لازم است روی آن بطور مشروح بحث و بررسی به عمل آید تا بوسیله شناسائی آن علل و آثار بتوان نواقص اخلاقی و فاسد کننده جسم و جان را برطرف نمود، اما در اینجا که محور بحث ما مطرح کردن اثر فرساینده اخلاق و روابط همنشین بد صرفاً روی سلامت و کاهش عمر انسان است، مطلب را با بیان قطعه دعائی از پیامبر اسلام جهت پناه بردن بخدا، از شر همنشین بد، که عمر را نیز کوتاه می کند به پایان می بریم:
آن حضرت چنین دعا می کرد: اللهم انی اعوذ بک من امرأة تشیبنی قبل المشیب. (51)
خداوند! بذات مقدس تو پناه می برم، از دست همسری که، قبل از رسیدن به پیری طبیعی مرا به روزگار پیری و فرسودگی و کهولت می کشاند!
آری، بارزترین مصداق همنشین بد، زن و شوهر نسبت به یکدیگر می باشد و اخلاق و اعمال آنان در صورتیکه مثبت و محبت آفرین و آرامش بخش باشد، در تندرستی و سلامت و در صورتیکه منفی و تند و رنج آور و پریشان کننده باشد، موجب رنجوری و کسالت و فرسودگی و در نتیجه پیری و کوتاه عمری یکدیگر می گردد!
کم نشین با بدان که صحبت بد - گرچه پاکی ترا پلید کند
آفتاب ارچه روشن است او را - پاره ای ابر ناپدید کند
شمس الدین طبسی
3- فرسایندگی محیط ناسالم
محیطی که انسان در آن زندگی می کند و فضائی که ناچار من در آن زندگی را بسر بریم، می تواند لذت بخش و نشاط آور و سازنده و رشد آفرین باشد و نیز می تواند وضعیت فشار و سختی و هیجان و اضطراب آن به گونه ای باشد که سلامت جسم و جان انسان را به فرسودگی و درد، غم و اندوه دردناک و کوبنده ای تهدید نماید، دندانها را ریخته، مویها را سفید، پوستها را چروکیده، و بالاخره انسان را خمیده و ناتوان گرداند.
دکتر دیل کارنگی می نویسد: 167 نفر کارمندان شرکتها و پیشه ورانی که حد متوسط سن آنها 44 سال بود مورد آزمایش قرار گرفتند، نتیجه ای که بدست آمد، یک سوم آنان گرفتار سه بیماری عمده فشار خون، زخم معده، و مرض قلبی می باشند که مخصوص و منحصر به زندگانیهای پرهیجان و ناراحت است! (52)
امام علی (ع) وقتی نعمت رسالت پیامبر اسلام را که موجب هدایت بشریت گردید، مورد شکر و ستایش قرار می دهد. یکی از نشانه های زمان جاهلیت و شرائط زندگی قبل از بعثت پیامبر اسلام را، شرائط محیط نامساعد و فرساینده و پیر کننده آن روز می شمارد و می فرماید: اصبر علی طخیة عمیاء یهرم فیها الکبیر، و یشیب فیها الصغیر... (53)
در آن روزگار تلخ و پرهیجان، مردم ناچار بودند با شرائط سخت و کورکننده ای بسازند و بر آن صبر کنند، محیط ناسالمی که میانسالان را پیر و فرقوت و افراد جوان را نیز موی سفید و درهم شکسته می گردانید!
4- غم و غصه های شکننده
درباره اثر زیانبخش و فرساینده غم و غصه باز دکتر دیل کارنگی می نویسد: امروز تختخوابهای بیمارستانها را بیشتر کسانی اشغال کرده اند که بیماری روحی داشته و ترس از آینده و نگرانی از گذشته پشت آنها را در زیر بار سنگین غم و اندوه خورد کرده است! (54)
دکتر مونتاگو مؤلف کتاب اختلالات عصبی معده می گوید: آنچه می خورید موجب زخم معده نمی شود، بلکه آنچه شمار را می خورد موجب بروز این زخم است. (55)
دکتر آلکسیس کارل فیزیولوژیست بزرگ فرانسوی می گوید: پیشه وری که نداند چگونه به جنگ نگرانی رود، جوانمرگ خواهد شد!(56)
در مورد آثار فرساینده غم و غصه مطالب بالا را پزشکان و روانشناسان در قرن اخیر بیان کرده اند اما دقیقتر و فشرده تر این مفاهیم چیزی است که پیشوایان عالیقدر اسلام آن را چهارده قرت پیش بیان داشته اند، اکنون این مفاهیم را ملاحظه فرمائید.
پیامبر اسلام فرموده است: من همه سقم بدنه. (57)
هر کس غم و اندوه زیاد به دل راه دهد جسم او گرفتار اختلال و بیماری می گردد.
امام علی (ع) فرموده است: الهم یذیب لاجسد.(58)
غم اندوه جسم انسان را نحیف و آب می گرداند.
همچنین آن بزرگوار می فرماید: الهم نصف الهرم. (59)
غم و غصه، خود نصف پیری و ناتوانی است؛
امام موسی بن جعفر (ع) فرموده است: کثرة الهم تورث الهرم. (60)
زیاد غم و غصه خوردن سبب پیری و شکستگی انسان می شود.
امام علی (ع) نیز درباره اثر رنج و مشقتی که بر زندگی قبل از بعثت پیغمبر (ص) حاکم بود و موجب خورد شدن و فرتوت گردیدن مردم آن روزگار می گردید می فرماید: و اوصاب تهرم. (61)
آنان گرفتار سختیها و مشکلاتی بودن که به پیر شدن و زبون گردیدن آنها می انجامید!
بنابراین، در اینکه غم و اندوه و نگرانی و پریشانی، یکی از علل بسیار مهم بیماریها اعم از جسمی و روانی است، و نیز این بیماریها موجب ضعف و روانی و سرانجام کوتاهی عمر می گردد، کمتر تردیدی بخود می توان راه داد و هر کسی هم در طول زندگی و معاشرتهای اجتماعی خود شواهد و نمونه های فراوانی، از اینگونه بیماریها پیریها و عمر کوتاه شدن ها را به چشم خود دیده است.
اما غم و اندوه از چه پدید می آید؟ و چرا انسان موریانه غم و غصه را به چشم و اعصاب خود مسلط می گرداند؟ و خود را در جهنمی از عذاب موجود زندگی فرو می غلتاند؟ این مبحث مهمی است که باید اندکی روی آن در فصل آینده و بررسی و دقت به عمل آوریم.

فصل سوم چرا غم و غصه به وجود می آید؟

در یک جمله می توان گفت: علت بروز غم ها و غصه ها، عموماً ناکامیها و مصیبتهای سخت در زندگی است.انی ناکامیها و میبتها عمدتاً دو قسمت است: یک قسمت حوادثی مانند: آثار سیل، زلزله، طوفان، مرگ و برخی از تبغات جنگی، که عموماً پیشگیری و مبارزه با آنها از دست ما خارج است، و حوادث طبیعی عالم آفرینش قهراً خود جریان دارد و گاهی از اوقات هم می توان از آنها جلوگیری بعمل آورد، اما دسته دیگر، حوادث و وقایعی مانند: بیماریها، شکستها، ناکامیها، ناپرهیزیها، تخلفها و تجاوزها هستند، که عموماً در اختیار خود انسان است و در اکثر مواقع می توان از بروز غمناک و رنج آور آنها پیشگیری نمود.
اما در این نوشتار قرار بر این است که محور بحث بر اساس اخبار و احادیث اسلامی صورت گیرد و کار علمی و روانشناسانه در جای خود لباس عمل بپوشد.
بدین لحاظ با صرف نظر کردن از ارزیابی بسیاری از ریشه های روانی غم و غصه ها، که خواننده عزیز خود هم کم و بیش از آن آگاهی دارد و با بررسی احادیث و بیانات معصومین علیه السلام این معنی بیشتر روشن می گردد، سراغ ریشه یابی غم ها و غصه ها در بیانات پیشوایان بزرگوار اسلام میرویم؛
1- رفاه طلبی و مادیگری
اینکه انسان معنویات و ارزشهای انسانی را در خود و دیگران فراموش کند و همه توجه و تلاش خود را متوجه دنیا و دارائی و درآمد مادی آن گرداند، و خواب و آسایش و سایر وظائف اخلاقی و اسلامی خود را نادیده بگیرد، حالت خطرناک و فرهنگ مسمومی است، که موجب غم و اندوه و سلب آشایش جسم و جان او می گردد!
امام صادق (ع) می فرماید: الرغبة فی دنیا تورث الهم، و الزهد فی الدنیا راحة القلب و البدن (62)
علاقه مندی زیاد به دنیا و مادیات باعث غم و غصه می شود و کم توجهی به امور دنیا سبب آرامش قلب و بدن می گردد.
2- حرص و تقلیدهای بلند پروازانه
چنانچه در مسائل مادی و رفاهی انسان وضعیت بالاتر خود را ملاک زندگی قرار دهد و برای رسیدن به آن رتبه جوش و تلاش بر خود وارد آورد، و به آب و آتش بزند که زندگی خود را در سطح زندگی دیگران قرار دهد، اینکار سبب آشفتگی خیال و زنج و پریشانی روحی او می گردد.
پیامبر اسلام فرموده است: من نظر الی ما فی ایدی الناس، طال حزنه و دام اسفه. (63)
هر کس به آنچه که دیگران دارند، چشم بدوزد ( و بخواهد از روی چشم و همچشمی خود را به آن مرحله برساند) با غم و اندوه دامنه دار و با آه و افسوس زیادی دست بگربیان می گردد!
امام صادق (ع) نیز فرموده: من رمی ببصره الی ما فی ید غیره کثر همه.(64)
هر کس چشم خود را در وضعیت و دارائی این و آن، به جستجو روانه سازد، به غم و غصه فراوانی مبتلا خواهد شد!
3- لغزش دردناک جنسی
شهوترانی و بکام دل رسیدن در موارد خلاف و عصیان، ممکن است چند لحظه ای بیشتر طول نکشد اما نقش گناه و غذاب وجدان، و نیز فضاحت و رسوائی و حبس و مجازات، و ضربه های مادی و معنوی که بدنبای آن خلاف و تجاوز پیش می آید، غم و غصه کوبنده و کشنده ای خواهد داشت؟
پیامبر عالیقدر اسلام فرموده است: رب شهوة ساعة، تورث حزناً طویلا. (65) چه بسا شهرترانی ساعتی، غم و اندوه درازی بدنبال خواهد داشت!
4- درگیری با قدرتمند!
اصولا درگیری و برخورد در مسائل خلاف، کار صحیح و عاقلانه ای نیست، اما اگر این مبارزه و طرفیت از سوی انسان با فردی صورت گیرد که وی دارای امکانات و قبیله و حامی و نفوذ و توانمندی می باشد، اضافه بر نفس خلاف و گناه، عمل چنین کسی برای او چز غم و غصه محصولی نخواهد داشت.
امام علی (ع) می فرماید: من غضب علی من لایقدر ان یضره طال حزنه و عذب نفسه. (66)
آنکه بر کسی خشم و ستیز می آورند، که نمی تواند به او زیانی (مجازاتی) برساند، به غم و غصه دامنه داری خود را مبتلا ساخته و موجب عذاب جان خود را فراهم آورده است!
5- رشک و حسد ورزی
قبلا نیز درباره بیماری روانی حسد اشاره ای داشتیم و آن را آتش سوازننده درونی و کوره آتش افروز و نابود کننده دین و ایمان و حتی خود انسان دانستیم، سعدی هم سروده است:
توانم آنکه نیآزارم اندرون کسی - حسود را چه کنم کو برنج خویش در است!
آری، رشک و حسد ورزی آتش سوازننده پنهانی در وجود انسان است، و حسود کسی است که قبل از زیان رساندن بدیگران نخست خود را با این موریانه ویرانگر به جسم و جان خود ظلم و ستم روا می دارد و زندگی لذت بخش و آرام خود را با طوفان مسمومی از غم و آندوه آلوده می سازد!
امام علی (ع) فرموده است: ما رأیت ظالماً اشبه شبیه تر من الحاسد، نفس دائم،و قلب هائم و حزن لازم. (67)
هیچ ظالمی را ندیدم که از شخص حسود بمظلوم شبیه تر باشد، زیرا حسود همیشه گرفتار روح آزرده، قلب پیوسته غمناک واندوه فراوان و بی وقفه ای خواهد بود.
آن حضرت در بیان دیگری فرموده: صحة الجسد: قلة الحسد. (68)
سلامت جسم و بدن انسان، مرهوون کم حسدورزی او خواهد بود.
6- تنبلی و بیحالی
افراد تنبل و سست عنصر، همیشه از وظائف و کارهای خود عقب می مانند، دیگران از آنان جلو می افتند، کارها روی زمین می ماند و از این راه زیانهای مادی و معنوی متوجه آنها می گردد، و این وضعیت سبب می شود، که آنان همیشه بخاطر فرصت از دست رفته و برای منافع بدست نیامده غمناک شوند و زانوی غم و افسوس در بغل گیرند!
امام علی (ع) فرموده است: من قصر فی العمل، ابتلی بالحزن. (69)
هر کس برای انجام کارهای مادی یا معنوی خود سستی بخرج دهد و کوتاهی کند، خود را به غصه و ناراحتی گرفتار ساخته است!
7- کم ظرفیتی و روحیه ضعیف
زودرنجی، کم ظرفیتی و روحیه های ضعیف و ظریف در مقابله با مشکلات و مصائب، زمینه دیگر آشفتگی روانی انسان است، که نتیجه آن، هم آغوش شدن با غم و اندوه و آه و افسوس خواهد بود، این معنی در روایت با عنوان جزع یعنی بیتایی و روحیه ضعیف آمده است.
امام علی (ع) فرموده است: ایاک و الجزع فانه یقطع الامل و یضعف العمل و یورث الهم. (70)
از بی تابی و ناشکیبائی، سخت بپرهیزید، زیرا بیصبری و نداشتن تحمل در مشکلات، آرزوها و امیدها را به باد می دهد، کارها را ناقص می گرداند و غم و غصه بوجود می آورد.
علل دیگر غم و اندوه
در بیان دیگری هم که از ائمه (ع) روایت شده، مجموعه دیگری از اعمال و رفتارها موجب غم و غصه معرفی شده، اما جهت علمی و عقلی آن چیست؟ ما نمی دانیم، شاید فردا یا در جهات علمی آن کشف گردد. بهمین دلیل مناسب خواهد بود این مطالب نیز به عنوان یک سلسله رهنمودهای مقدس مورد توجه قرار گیرد، و بخاطر آلوده نشدن به غم و اندوه، از ارتکاب آن خودداری شود.
مرحوم مجلسی از امامان (ع) روایت کرده است: ان احد عشر شیئا تورث الغم... یازده چیز است که موجب غم و اندوه می شود: راه رفتن میان گله گوسفندان، در حال ایستاده شلوار پوشیدن، کوتاه کردن موی ریش با دندان، عبور کردن از روی پوسته تخم مرغ، با بیضه بازی کردن، استنجاء و خود را با دست راست پاک نمودن، نشستن در آستانه درب، با دست چپ غذا خوردن، صورت را با دامن لباس خشک کردن، از میان قبرستان عبور نمودن، و نیز میان قبرها خنده سر دادن؛ (71)
غم و اندوههای طبیعی و ممدوح!
در مراحل گذشته بحث، غم و اندوه را فرساینده و کاهش دهنده سلامت و عمر دانستیم، اکنون این معنی ار نیز باید توجه داشته باشیم، که با وجود اینکه برای غم و غصه زیانهایی مترتب می گردد، اما در عین حال ناراحت شن و غصه خوردن اصولا یک حالت احساسی و طبیعی است، و هر چه انسان پراحساستر باشد، در برابر مسائل و موانع و موضوعات نگران کننده، بیشتر عکس العمل نشان میدهد، و با کابوس غم و غصه دست به گریبان می گردد، روی این جهت برای غم و اندوه خود نباید غم و غصه بیشتر خورد!
اضافه بر این، آنطور که در اخبار و احادیث می یابیم و طبیعی هم خواهد بود، آثار خیر و مفیدی هم از غم و اندوه برای انسان بوجود می آید، که عمده موارد آن را اینطور مورد توجه قرار می دهیم:
1- غصه گناهان را می شوید
غم و اندوهی که قلب و سراسر وجود انسان را به اسارت خود می کشد، می تواند یکنوع مجازات و تنبیه تلقی گردد و بهمین موازات سبب شستشوی برخی از گناهان انسان می شود.
پیامبر اسلام (ص) فرموده است: اذا کثرت ذنوب المومن و لم یکن له من العمل ما یکفرها، ابتلاه الله بالحزن لیکفرها به عنه. (72)
آنگاه که گناهان شخص مؤمن زیاد می گردد، و او در برابر آن عمل خیری انجام نمی دهد که آن گناهان را بشوید، خداوند حکیم او را به غم و اندوه مبتلا می کند، تا بدین وسیله موجب پاک شدن و غفران او از گناه را فراهم آورد!
2- سبب صفای دل و تقرب معنوی
غم و غصه را به دل راه دادن، و در وجود خود احساس درد و رنج نمودن، در یک مرحله هم سبب می شود که حالت دل شکستگی به انسان دست بدهد و در همان حال توجه خود را متوجه خداوند و امداد گرفتن از نیروهای عیبی گرداند!
داود پیامبر بدرگاه الهی عرضه می داشت: پروردگارا! بمن دستور دادی صورت و بدن و پای خود را به وسیله آب شستشو دهم، اما قلب خود را به چه وسیله ای پاک و نظیف گردانم؟
خداوند فرمود: بوسیله غم و غصه مفید به دل راه دادن! (73)
از پیامبر اسلام نیز سؤال شد: خداوند را در کجا می توان یافت؟ فرمود: عندالمنکسرة قلوبهم. (74) خداوند را نزد دلهای اندوهگین و شکسته می توان یافت!
3- ارتباط روحی با اهل ایمان
فعالیتها و ارتباط نیروهای روحی و عمل و عکس العمل آنها در شادی و سرور، و نیز در غم و اندوه چیزی است که امروز دنیای علم نیز آن را پذیرفته است. (75)
بر این اساس، روح افراد از لحاظ سنخیت، به دسته هایی تقسیم می شود، و هر دسته ای هم بهمان معیار سنخیت و همگونی خود با هم ارتباط و جذب و انجذاب، دفع و طرد بوجود می آورد و حتی این ارتباط و جذب و دفع گاهی بطور نا خود آگاه نیز صورت می گیرد، و بدون اینکه انسان علت و انگیزه ناراحتی و اندوه و یا سرور و خوشحالی خود را بداند، با چنین حالاتی دست بگریبان می شود!
درباره تأثیر روح بطور ناخود آگاه، در زمنیه غم و غصه جابر جعفی می گوید: بحضور امام باقر (ع) رسیدم و عرض کردم: فدایت شوم، من گاهی بدون علت و مصیبتی غمناک و آزرده خاطر می شوم بطوری که آثار آن را اهل و خانواده، و نیز دوستانم در چهره ام متوجه می شوند!
امام باقر (ع) فرمود: این چنین است، خداوند مؤمنین را از مایه بهشتی آفریده و روح خود را در آنان دمیده است و بهمین دلیل شخص مؤمن نسبت به فرد مؤمن دیگر، برادر پدر و مادری محسوب می شوند.
فاذا اصاب من تلک الارواح فی بلد من البلدان حزن، حزنت هذه لانها منها. (76)
هرگاه یکی از این روحها در شهری از شهرها گرفتار غم و اندوه شود، روح دیگری که در نقطه دیگری بسر می برد.
چون ارتباط و سنخیت با آن دارد، آن روح نیز آزرده، و اندوهناک می گردد!
باری، بر پایه همین ارتباط و انجذاب است که ملای رومی فرموده است:
ناریان مر ناریان را جاذبند - نوریان، مر نوریان را طالبند
صاف را هم صافیان طالب شوند - درد را هم تیرگان جاذب شوند (77)
بنابراین یک دسته از غمها و غصه هائی هم که بر انسان وارد می شود جنبه طبیعی و حالت ارتباط معنوی دارد و از طرفی هم مبارزه با آن از عهده انسان خارج است و از طرف دیگر هم در برابر آن نباید حساسیت و ناراحتی فوق العاده ای از خود نشان داد!
4- در جهت ادای مسئولیت
طبیعی است تلاش برای تأمین نیازمندیهای زندگی و از آن بالاتر، فعالیت برای ادای مسئولیت و رسالت انسانی و الهی، انسان را با یک سلسله مشکلات و موانع روبرو و خواهد کرد، که رفع و دفع و یا طرد آن موانع، قهراً انسان را با جوش و خروش و اندوه و ناراحتی دست بگریبان می سازد، و طبق روایت هم، غم غصه برای تأمین زندگی و طلب معیشت، (78) و هم تحمل رنج و غصه برای ادای مسئولیت و کوشش برای رفع ظلم و ستم و مطلوب و ممدوح بوده و اجر و ثواب نیز بر آن مترتب می شود.
درباره غم و اندوهی که بخاطر تلاش و جهاد در جهت مبارزه و ظلم زدایی بر انسان وارد می شود.
امام صادق (ع) فرموده است: نفس المهوم لنا المغتم لظلمنا تسبیح، و همه لامرنا عبادة (79)
کسیکه بخاطر ظلم و ستمی که بما وارد شده، ناراحت و غمناک باشد، ناراحتی او تسبیح بوده، و آنکه برای احیای مکتب و ظهور امام غایب تلاش می کند، و رنج می برد و غمناک می شود این حالت برای او اجر عبادت خواهد داشت!
از آنچه در این فصل مطالعه کردیم، اولا عمده ریشه های غم و اندوه های فرساینده و کوتاه کننده عمر را از نظر احادیث دینی شناختیم و برای رهائی از آنها باید کوشش کنیم، ثانیاً با غم و اندوههای مطلوب و ممدوح نیز آشنا شدیم، و در برابر آنها نباید بی تابی و حساسیت بی مورد نشان دهیم، بلکه با هر پدیده نگران کننده و اضطراب آور باید با سلاح عقل و منطق ایمان مبارزه نموده و اندوه زدایی را بگونه ای که در فصل چهارم ارزیابی می شود، پیگیری کنیم.

فصل چهارم روشهای روانی مبارزه با غم و اندوه

تاکنون عمده علل و زمینه هائی را که غم و غصه بوجود می آورد شناختیم، زیانهای غم و اندوه را هم روی سلسله اعصاب و بالاخره سلامت و تندرستی و سرانجام روی کوتاه کردن عمر، مورد ارزیابی قرار دادیم، اکنون نوبت آن رسیده که با استمداد از دستورات ارزشمند پیشوایان اسلام، راههای اخلاقی و روانی مبارزه با غم و غصه های فرساینده و کشنده را مورد مطالعه قرار دهیم.
درباره زیانهای کشنده و جوانمرگ کننده غم و اندوه و نگرانی هم نباید فراموش کنیم: آمریکا در جنگ جهانی دوم، فقط 200 هزار تلفات داد، در صورتیکه در همین مدت، تلفات آمریکا از مرض قلب دو میلیون نفر بوده، و مرض نیمی از این بیماران فقط معلول نگرانی و اضطراب بی جهت بوده است.(80)
بنابر این، غم و اندوهی که اینگونه جوانمرگ می کند و کشتار می آفریند، برای آن باید چاره جوئی نمود، بدین جهت، اخبار و احادیثی را که در این زمینه وارد شده، و بخش عمده آن جنیه اخلاقی و روانی دارد، و بعنوان یک اصلاح اخلاقی و راههای مبارزه با غم و غصه می توان محسوب داشت، مورد دقت قرار می دهیم.