تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

2 - نعمتهای باطنی و معنوی

عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): ... و أما قوله (صراط الذین أنعمت علیهم ) فتلک النعمة التی أنعمها الله عزوجل علی من کان قبلنا من النبیین و الصدیقین . فنسأل الله ربنا أن ینعم علینا کما أنعم علیهم (1240)
... لیس هولاء المنعم علیهم بالمال و صحة البدن، و ان کان کل هذا نعمة من الله ظاهرة، ألا ترون أن هؤلاء قد یکونون کفارا أو فساقا فما ندبتم الی أن تدعوا بأن ترشدوا الی صراطهم و انما امرتم بالدعاء بأن ترشدوا الی صراط الذین انعم علیهم بالایمان بالله و تصدیق رسوله و بالولایة لمحمد و آله الطیبین ... (1241)
أی قولوا: اهدنا صراط الذین أنعمت علیهم بالتوفیق لدینک و طاعتک لا بالمال و الصحة فانهم قد یکونون کفارا أو فساقا (1242)
عن الباقر (علیه السلام): ... و نحن من نعمة الله علی خلقه (1243)
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: یعنی أنعمت علیهم بولایة علی بن أبی طالب ... (1244)
اشاره: کاملترین نعمتی که خداوند پس از تبیین توحید ناب بر امت اسلامی ارزانی داشت، ولایت موحدان محض، یعنی اهل بیت عصمت (علیهم السلام ) است و آنچه به عنوان مصداق در این امت مرحومه مطرح است غیر از اطلاق یا عموم مفهومی آیه خواهد بود . بنابراین، آنچه در این گونه احادیث آمده است به عنوان جری و تطبیق مصداقی است، نه تفسیر مفهومی . احادیث مزبور شاهد گویایی است که مراد از نعمت مطلوب در سوره حمد نعمت معنوی و باطنی است، نه نعمت مادی و ظاهری .

3 - وحدت مصداقی ضال و مغضوب

عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): کل من کفر بالله فهو مغضوب علیه و ضال عن سبیل الله (1245)
عن الرضا (علیه السلام ): من تجاوز بأمیرالمؤمنین (علیه السلام ) العبودیة فهو من المغضوب علیهم و من الضالین . (1246)
اشاره: همان طور که تطبیق وصف کمال بر اهل بیت عصمت (علیهم السلام ) از باب جری مصداقی است، نه تفسیر مفهومی، تطبیق وصف نقص بر مخالفان و معاندان و غاصبان حقوق آنان نیز از باب جری مصداقی است، نه تفسیر مفهومی؛ زیرا قرآن کریم گروهی را مغضوب و ضال می شمارد که قبل از نزول قرآن رخت بربستند .
اثبات غضب و ضلالت برای کافران و اهل غلو در این احادیث نشانه آن است که تقسیم انسانها به منعم علیهم، مغضوب علیهم و ضالین در آیه پایانی سوره حمد، مقتضی تقابل نیست، بلکه هر منحرف از حقی، هم ضال است و هم مغضوب .

4 - مصادیقی از ضال و مغضوب

عن معاویة بن وهب قال: سألت أبا عبدالله (علیه السلام) عن قول الله: غیر المغضوب علیهم و لا الضالین، قال: هم الیهود و النصاری (1247)
عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): (غیر المغضوب علیهم )، قال: هم الیهود الذین قال الله فیهم: ( ... من لعنه الله و غضب علیه (1248)
و لا الضالین، قال: و هم النصاری الذین قال الله فیهم: ... قد ضلوا من قبل و أضلوا کثیرا (1249)
عن الصادق (علیه السلام ): المغضوب علیهم النصاب، و الضالین الشکاک الذین لا یعرفون الامام (1250)
اشاره: معرفی یهود به عنوان مغضوب علیهم و مسیحیان به عنوان ضالین در روایات از باب جری و تطبیق است، نه تفسیر؛ چون هر دو گروه هم مورد غضبند و هم گمراه؛ گرچه در هر کدام، یکی از آن دو صفت بارزتر است اما این دو از هم جدا نیستد، بلکه هر گمراهی به میزان گمراهیش گرفتار غضب الهی است و هر مغضوبی به اندازه مغضوب بودنش گمراه است .