تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

10 - هم سفران صراط و دشواری سلوک

پیمودن صراط مستقیم دشوار است؛ زیرا هم سفرانش گرچه بزرگانند، لیکن اندکند و این راه طولانی را با هم سفرانی اندک باید طی کرد . امام امیرالمؤمنین (علیه السلام ) که خود صراط مستقیم است، می فرماید: لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة أهله (1234) . پس صراط مستقیم راهی پر رهرو نیست و از این رو در پیمودن صراط، تلاشی فراوان و زمانی دراز لازم است تا انسان به ولیی از اولیای الهی دست یابد .
نشانه دیگر اندک بودن هم سفر در سلوک صراط آن است که گرچه قرآن کریم در آیه مورد بحث، منعم علیهم ، مغضوب علیهم و ضالین را به لفظ جمع آورده، اما امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حدیثی، مردم را به سه دسته تقسیم و تنها یک گروه را با لفظ جمع ذکر می کند: الناس ثلاثة: فعالم ربانی و متعلم علی سبیل نجاة و همج رعاع أتباع کل ناعق یمیلون مع کل ریح (1235) . در این حدیث عالم ربانی و متعلم اهل نجات که اندکند به لفظ مفرد و انسانهای بی اراده ای که نه عالمند و نه متعلم به لفظ جمع آمده است .
شاهد دیگر بر کمی هم سفران صراط مستقیم آن است که خدای سبحان درباره جهنم می فرماید: آن را از کافران لبریز می کنم: لأملأن جهنم من الجنة و الناس أجمعین (1236) اما درباره بهشت نفرموده: آن را از نیکان لبریز می کنم؛ زیرا پر کننده جهنم فراوانند، اما مأوا گیرندگان در بهشت اندک.
بنابراین، راه هدایت بر اثر کمی راهیانش وحشت زا و پر مخاطره است و توصیه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) برای رفع این نگرانی آن است که از کمی همراهان در این راه نهراسید، زیرا اینان گرچه اندکند اما همه از نیکانند .

11 - معیت و مغایرت سالکان با دیگران

رهروان صراط مستقیم با دیگران معیتی دارند و مغایرتی؛ معیت و همراهی آنان با پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان است و مغایرت و جداییشان با مغضوبان و گمراهان و چون معیت و مغایرت (همراهی و جدایی ) ناسازگار و رو در روی یکدیگر است، آنان که سنت و سیرت غضب شدگان و گمراهان را برگزیدند، هرگز با نعمت یافتگان همراه نبوده، در نتیجه از سالکان صراط مستقیم نخواهند بود .

12 - وحدت موصوف و کثرت اوصاف

تقسیم انسانها به منعم علیهم، مغضوب علیهم و ضالین بدان معنا نیست که منحرفان تنها همین دو صفت را دارند، بلکه آنان اسامی و اوصاف دیگری نیز دارند که در مقابل منعم علیهم قرار دارند؛ چنانکه تقسیم مزبور مقتضی تقابل مغضوب علیهم با ضالین نیست، بلکه هر منحرف از حقی، هم ضال است و هم به میزان ضلالتش مورد غضب الهی است؛ زیرا صراط مستقیم حق است و غیر حق چیزی جز گمراهی نیست: فماذا بعد الحق الا الضلال (1237) . پس مغضوبان نیز از ضالین هستند؛ چنانکه گمراهان نیز مورد غضب خداوندند؛ مگر کسانی که ضلالت آنها بر اساس قصور باشد، نه تقصیر و یا بر پایه خطای در اجتهاد باشد و این در صورتی است که اصل شرایط اجتهاد حاصل باشد؛ که در این گونه موارد، ضلالت هست، ولی غضب نیست .
بحث روایی