تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

8- فراتر از همراهی

همراهی سالکان صراط مستقیم با نعمت یافتگان (پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان) نه تنها مخصوص بهشت نیست و پیمودن راه را نیز در بر می گیرد، بلکه سالک صراط می تواند از همراهی فراتر رفته، به مقام صدق، شهادت و صلاح بار یافته، در سلک آنان در آید و پس از همراهی با آنان: مع الذین أنعم الله علیهم (1223)، از آنان شود .
البته راه وصول به مقام منیع رسالت برای ابد بر چهره سالکان بسته است و طمع ورزان وصول بدان پایگاه، برای همیشه ناکامند، ولی راه صدق ، شهود و صلاح همواره برای پویندگان صراط مستقیم گشوده است .
راهیان صراط نه تنها می توانند در تداوم سلوک خود به جرگه صدیقان، شاهدان و صالحان در آیند، بلکه با استمداد از رهنمود قرآنی سرعت و سبقت می توانند از پیشگامان این فضایل و ارزشها شوند .
توضیح این که، قرآن کریم در آغاز به سالکان صراط مستقیم دستور سرعت (1224) می دهد: و سارعوا الی مغفرة من ربکم و جنة عرضها السموات و الأرض (1225) و در پی آن فرمان سبقت؛ که دستور اول درباره خود سالک است و دستور دوم در مورد رابطه سالک با دیگران: (فاسبقوا الخیرات) (1226) . سالکی که راه را با سرعت پیمود، می تواند بر دیگران پیشی بگیرد و سبقت او مزاحم مصادم سلوک دیگران نیست؛ زیرا صراط مستقیم راه بی تزاحم است . پس اگر دیگران عالم، عادل و شجاعند او می تواند اعلم، اعدل و اشجح باشد .
آن کس که از دیگران سبقت گرفت شایسته امامت و رهبری دیگران است . از این رو دعای سابقین، به تعلیم قرآن این است: ( و اجعلنا للمتقین اماما) (1227) و محصول این امامت، دستگیری از دیگر رهپویان صراط مستقیم است تا آنان نیز ابتدا اهل سرعت و سپس اهل سبقت شوند و سرانجام به امامت و پیشوایی پرهیزکاران دیگر برسند .
بنابراین، سالکان صراط مستقیم می توانند پس از این که با صدیقان، شهیدان و صالحان بودند، از آنان شوند . در این میان تنها راه رسالت و نبوت همواره بر روی دیگران بسته است؛ زیرا آن، منصبی است الهی که با جعل خدای سبحان نصیب شایستگان آن می شود: الله أعلم حیث یجعل رسالته (1228) اما راه ولایت، امامت متقین، ایمان و عمل صالح همواره بر چهره سالکان صالح گشوده است . از این رو کسانی مانند سلمان فارسی از مرحله معیت گذشته به مقام رفیع منا أهل البیت (1229) رسیده اند و مانند فضه خادمه در فضیلت نزول سوره هل أتی که برای اهل بیت (علیهم السلام ) است با آنان شریک می شود . (1230)
حاصل این که، انسان با معرفت و عمل و پیمودن مراحل سرعت، سبقت و امامت می تواند از (مع الذین أنعم الله علیهم ) به من الذین ... برسد .
مهمترین عامل در صعود راهیان صراط مستقیم از معیت و همراهی به از آنها شدن علم و عمل است و در این راه هیچ یک از این دو به تنهایی کافی نیست؛ اما این که کدام عامل از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ باید گفت: همه انسانها در پیکره و بدنه کار یکسانند، چه اولیای الهی و چه انسانهای متوسط، اما آنچه به عمل اولیای الهی بها می دهد، معرفت و محبت است . چنانکه در عبادت نیز پیکره عمل و بدنه کار همه عابدان یکسان است و تفاوت درجات عبادت، به معرفت و نیت است؛ زیرا گروهی از سر خوف عذاب خدا را عبادت می کنند و عبادتشان بردگانه است و برخی از شوق بهشت و عبادت اینان تاجرانه است و عده ای از سر محبت الهی و نه از خوف دوزخ یا شوق بهشت و عبادت اینان عاشقانه و محبانه است .
آنان که خدا را در حد عالی شناختند و محبت خدا بر دلهاشان حکمفرما شد عبادتشان از خوف دوزخ و یا شوق بهشت نیست و چون به کرم خدا عارف شدند می دانند که او دوستانش را عذاب نمی کند، بلکه به آنان نعمت عطا می کند . اما آنان که این معرفت نصیبشان نشد و تنها از قهر خدا و یا بخشش او با خبرند از ترس آتش و یا به طمع وصال بهشت عبادت می کنند.
پس راه گذر از مرحله مع الذین أنعم الله علیهم به مرتبه من الذین ...، تحصیل معرفت و علم کامل درباره خدای سبحان و اسمای حسنای او و عمل صالح بر اساس آن معرفت است . البته بین معرفت و عمل، پیوند متقابلی است؛ زیرا معرفت دستمایه عبادت خالص است و عبادت خالص مایه شکوفایی معرفت . هر درجه ای از علم مرتبه ای از عبادت را در پی دارد و هر عبادتی باعث شکوفایی مرتبه ای از مراتب معرفت است . پس روح و حیات عمل به معرفت است و بر همین اساس ترفیع درجه مؤمن در گرو معرفت اوست . مؤمن دارای درجه و مؤمن عالم دارای درجات است: یرفع الله الذین امنوا منکم و الذین أوتوا العلم درجات (1231)

9 - محور صراط مستقیم

خدای سبحان در سوره مبارکه حمد، مسئلت راه نعمت یافتگان را به ما آموخت و در جای دیگر آنان را معرفی کرد که پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحانند و فرمانبران از خدا و رسول می توانند همراهان و هم سفران این قافله باشند: و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا (1232) و در مقابل، متمردان از طاعت خدا و رسول را نیز اهل گمراهی آشکار دانست: و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا (1233)
از این آیات بر می آید که محور صراط مستقیم سیرت و سنت پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام ) است؛ زیرا هر کس مطیع آنان بود در صراط مستقیم است و آن که از اوامرشان سرپیچی کرد به گمراهی آشکار گرفتار شده است .
تذکر: اثبات ضلالت برای عاصی دستور خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منافاتی با اثبات غضب بر آنها ندارد؛ چون هر کس از صراط مستقیم منحرف بود، اصل ضلالت دامنگیر او خواهد شد و اما استحقاق غضب مخصوص منافاتی با اصل ضلالت ندارد .

10 - هم سفران صراط و دشواری سلوک

پیمودن صراط مستقیم دشوار است؛ زیرا هم سفرانش گرچه بزرگانند، لیکن اندکند و این راه طولانی را با هم سفرانی اندک باید طی کرد . امام امیرالمؤمنین (علیه السلام ) که خود صراط مستقیم است، می فرماید: لا تستوحشوا فی طریق الهدی لقلة أهله (1234) . پس صراط مستقیم راهی پر رهرو نیست و از این رو در پیمودن صراط، تلاشی فراوان و زمانی دراز لازم است تا انسان به ولیی از اولیای الهی دست یابد .
نشانه دیگر اندک بودن هم سفر در سلوک صراط آن است که گرچه قرآن کریم در آیه مورد بحث، منعم علیهم ، مغضوب علیهم و ضالین را به لفظ جمع آورده، اما امیرالمؤمنین (علیه السلام) در حدیثی، مردم را به سه دسته تقسیم و تنها یک گروه را با لفظ جمع ذکر می کند: الناس ثلاثة: فعالم ربانی و متعلم علی سبیل نجاة و همج رعاع أتباع کل ناعق یمیلون مع کل ریح (1235) . در این حدیث عالم ربانی و متعلم اهل نجات که اندکند به لفظ مفرد و انسانهای بی اراده ای که نه عالمند و نه متعلم به لفظ جمع آمده است .
شاهد دیگر بر کمی هم سفران صراط مستقیم آن است که خدای سبحان درباره جهنم می فرماید: آن را از کافران لبریز می کنم: لأملأن جهنم من الجنة و الناس أجمعین (1236) اما درباره بهشت نفرموده: آن را از نیکان لبریز می کنم؛ زیرا پر کننده جهنم فراوانند، اما مأوا گیرندگان در بهشت اندک.
بنابراین، راه هدایت بر اثر کمی راهیانش وحشت زا و پر مخاطره است و توصیه حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) برای رفع این نگرانی آن است که از کمی همراهان در این راه نهراسید، زیرا اینان گرچه اندکند اما همه از نیکانند .