تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

7 - زمینه همراهی در آخرت

در آیات آغازین سوره مبارکه حمد سخن از تحمید و خضوع در پیشگاه خدای سبحان است و در آیات پایانی آن درخواست همراهی با همسفرانی الهی، مانند پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان . بنابراین، خضوع و عرض ادب پیشین زمینه ای برای طلب بعدی است، نه خضوعی بی طلب و عرض ادبی بی طمع .
اکنون باید شرط همراهی با آنان را بیان کنیم و خود را نیز بیازماییم که آیا دعای مکرر و همیشگی ما در سوره حمد به اجابت رسیده، هم سفر آنان هستیم یا از همراهی با آنان محرومیم؟
قرآن کریم مؤمنان را به همراهی با نیکان و اهل صدق فرا می خواند: (کونوا مع الصادقین ) (1218) و درخواست همراهی با ابرار در مرگ را تعلیم می دهد: (توقنا مع الأبرار) (1219) . شرط همراهی با ابرار در مرگ، همراهی با آنان در دنیاست و گرنه آنان که در دنیا پیوندی با صالحان و ابرار ندارند، در مرگ و برزخ و قیامت نیز با آنان نیستند: و یوم یعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا یا ویلتی لیتنی لم أتخذ فلانا خلیلا (1220) .سبیل رسول خدا که ستمکاران در حسرت پیمودنش هر دو دست خود را به دندان می گزند، ( بر خلاف دنیا که انسان پشیمان تنها سرانگشت خود را می گزد)، در دو جای قرآن کریم بیان شده است:
الف: در سوره مبارکه نور: انما المؤمنون الذین امنوا بالله و رسوله و اذا کانوا معه علی أمر جامع لم یذهبوا حتی یستأذنوه ان الذین یستأذنونک أولئک الذین یؤمنون بالله و رسوله فاذا استأذنوک لبعض شأنهم فأذن لمن شئت منهم و استغفر لهم ان الله غفور رحیم (1221)؛ مؤمنان به خدا و رسول، در مسایل اجتماعی همانند جنگ و دفاع در برابر تهاجم دشمن، پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم را تنها نمی گذارند و بی اجازه او صحنه را ترک نمی کنند و این، گونه ای از همراهی با رسول خدا و پیمودن راه اوست . کسی که در صحنه های اجتماعی ولی خود را تنها نگذارد، می تواند توفیق مرگ با ابرار را از خدای سبحان مسئلت کند.
ب: در سوره مبارکه فتح نحوه دیگری از همراهی با رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بیان شده است: محمد رسول الله و الذین معه أشداء علی الکفار رحماء بینهم تریهم رکعا سجدا یبتغون فضلا من الله و رضوانا سیماهم فی وجوههم من أثر السجود ذلک مثلهم فی التورة و مثلهم فی الانجیل کزرع أخرج شطئه فارزه فاستغلظ فاستوی علی سوقه یعجب الزراع لیغیظ بهم الکفار وعد الله الذین امنوا و عملوا الصالحات منهم مغفرة و أجرا عظیما (1222)
بخش اول این آیه کریمه، همراهی عبادی و همگامی سیاسی و نظامی یاران و همراهان رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم را بیان کرده، می فرماید: همراهان رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلم افزون بر عبادت (رکوع، سجود، شب زنده داری ) نسبت به یکدیگر رحیم و مهربان و در برابر بیگانگان شدید و با صلابتند . ذیل آیه نیز هماهنگی و همراهی اقتصادی آنان را بیان کرده، آنان را به زرعی تشبیه می کند که جوانه، ریشه، ساقه، شاخه و محصولش را خود برآورده، در همه شئون خودکفاست .

8- فراتر از همراهی

همراهی سالکان صراط مستقیم با نعمت یافتگان (پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحان) نه تنها مخصوص بهشت نیست و پیمودن راه را نیز در بر می گیرد، بلکه سالک صراط می تواند از همراهی فراتر رفته، به مقام صدق، شهادت و صلاح بار یافته، در سلک آنان در آید و پس از همراهی با آنان: مع الذین أنعم الله علیهم (1223)، از آنان شود .
البته راه وصول به مقام منیع رسالت برای ابد بر چهره سالکان بسته است و طمع ورزان وصول بدان پایگاه، برای همیشه ناکامند، ولی راه صدق ، شهود و صلاح همواره برای پویندگان صراط مستقیم گشوده است .
راهیان صراط نه تنها می توانند در تداوم سلوک خود به جرگه صدیقان، شاهدان و صالحان در آیند، بلکه با استمداد از رهنمود قرآنی سرعت و سبقت می توانند از پیشگامان این فضایل و ارزشها شوند .
توضیح این که، قرآن کریم در آغاز به سالکان صراط مستقیم دستور سرعت (1224) می دهد: و سارعوا الی مغفرة من ربکم و جنة عرضها السموات و الأرض (1225) و در پی آن فرمان سبقت؛ که دستور اول درباره خود سالک است و دستور دوم در مورد رابطه سالک با دیگران: (فاسبقوا الخیرات) (1226) . سالکی که راه را با سرعت پیمود، می تواند بر دیگران پیشی بگیرد و سبقت او مزاحم مصادم سلوک دیگران نیست؛ زیرا صراط مستقیم راه بی تزاحم است . پس اگر دیگران عالم، عادل و شجاعند او می تواند اعلم، اعدل و اشجح باشد .
آن کس که از دیگران سبقت گرفت شایسته امامت و رهبری دیگران است . از این رو دعای سابقین، به تعلیم قرآن این است: ( و اجعلنا للمتقین اماما) (1227) و محصول این امامت، دستگیری از دیگر رهپویان صراط مستقیم است تا آنان نیز ابتدا اهل سرعت و سپس اهل سبقت شوند و سرانجام به امامت و پیشوایی پرهیزکاران دیگر برسند .
بنابراین، سالکان صراط مستقیم می توانند پس از این که با صدیقان، شهیدان و صالحان بودند، از آنان شوند . در این میان تنها راه رسالت و نبوت همواره بر روی دیگران بسته است؛ زیرا آن، منصبی است الهی که با جعل خدای سبحان نصیب شایستگان آن می شود: الله أعلم حیث یجعل رسالته (1228) اما راه ولایت، امامت متقین، ایمان و عمل صالح همواره بر چهره سالکان صالح گشوده است . از این رو کسانی مانند سلمان فارسی از مرحله معیت گذشته به مقام رفیع منا أهل البیت (1229) رسیده اند و مانند فضه خادمه در فضیلت نزول سوره هل أتی که برای اهل بیت (علیهم السلام ) است با آنان شریک می شود . (1230)
حاصل این که، انسان با معرفت و عمل و پیمودن مراحل سرعت، سبقت و امامت می تواند از (مع الذین أنعم الله علیهم ) به من الذین ... برسد .
مهمترین عامل در صعود راهیان صراط مستقیم از معیت و همراهی به از آنها شدن علم و عمل است و در این راه هیچ یک از این دو به تنهایی کافی نیست؛ اما این که کدام عامل از اهمیت بیشتری برخوردار است؟ باید گفت: همه انسانها در پیکره و بدنه کار یکسانند، چه اولیای الهی و چه انسانهای متوسط، اما آنچه به عمل اولیای الهی بها می دهد، معرفت و محبت است . چنانکه در عبادت نیز پیکره عمل و بدنه کار همه عابدان یکسان است و تفاوت درجات عبادت، به معرفت و نیت است؛ زیرا گروهی از سر خوف عذاب خدا را عبادت می کنند و عبادتشان بردگانه است و برخی از شوق بهشت و عبادت اینان تاجرانه است و عده ای از سر محبت الهی و نه از خوف دوزخ یا شوق بهشت و عبادت اینان عاشقانه و محبانه است .
آنان که خدا را در حد عالی شناختند و محبت خدا بر دلهاشان حکمفرما شد عبادتشان از خوف دوزخ و یا شوق بهشت نیست و چون به کرم خدا عارف شدند می دانند که او دوستانش را عذاب نمی کند، بلکه به آنان نعمت عطا می کند . اما آنان که این معرفت نصیبشان نشد و تنها از قهر خدا و یا بخشش او با خبرند از ترس آتش و یا به طمع وصال بهشت عبادت می کنند.
پس راه گذر از مرحله مع الذین أنعم الله علیهم به مرتبه من الذین ...، تحصیل معرفت و علم کامل درباره خدای سبحان و اسمای حسنای او و عمل صالح بر اساس آن معرفت است . البته بین معرفت و عمل، پیوند متقابلی است؛ زیرا معرفت دستمایه عبادت خالص است و عبادت خالص مایه شکوفایی معرفت . هر درجه ای از علم مرتبه ای از عبادت را در پی دارد و هر عبادتی باعث شکوفایی مرتبه ای از مراتب معرفت است . پس روح و حیات عمل به معرفت است و بر همین اساس ترفیع درجه مؤمن در گرو معرفت اوست . مؤمن دارای درجه و مؤمن عالم دارای درجات است: یرفع الله الذین امنوا منکم و الذین أوتوا العلم درجات (1231)

9 - محور صراط مستقیم

خدای سبحان در سوره مبارکه حمد، مسئلت راه نعمت یافتگان را به ما آموخت و در جای دیگر آنان را معرفی کرد که پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحانند و فرمانبران از خدا و رسول می توانند همراهان و هم سفران این قافله باشند: و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا (1232) و در مقابل، متمردان از طاعت خدا و رسول را نیز اهل گمراهی آشکار دانست: و من یعص الله و رسوله فقد ضل ضلالا مبینا (1233)
از این آیات بر می آید که محور صراط مستقیم سیرت و سنت پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام ) است؛ زیرا هر کس مطیع آنان بود در صراط مستقیم است و آن که از اوامرشان سرپیچی کرد به گمراهی آشکار گرفتار شده است .
تذکر: اثبات ضلالت برای عاصی دستور خدا و پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم منافاتی با اثبات غضب بر آنها ندارد؛ چون هر کس از صراط مستقیم منحرف بود، اصل ضلالت دامنگیر او خواهد شد و اما استحقاق غضب مخصوص منافاتی با اصل ضلالت ندارد .