تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

2 - نمونه هایی از نعم باطنی

قرآن کریم بخشی از نعمتهای معنوی و باطنی را که به سالکان راهش (پیامبران، صدیقان، شهیدان، صالحان) ارزانی داشته است بیان می کند؛ مانند:
الف: ولایت؛ در قرآن کریم هر جا نعمت به طور مطلق ذکر شده، یعنی قرینه ای (مقالی یا حالی ) بر تعمیم یا اطلاق یا اختصاص نداشته باشد، مراد از آن ولایت است؛ مانند: الیوم أکملت لکم دینکم و أتممت علیکم نعمتی (1201) . اکمال دین و اتمام نعمت در این آیه کریمه، چیزی جز ولایت نیست . از این رو حضرت امام صادق (علیه السلام ) در تبیین مصداقی از آیه کریمه ثم لتسئلن یومئذ عن النعیم (1202) فرمود: ما از مصادیق این نعیم هستیم: نحن من النعیم (1203) و در برخی روایات آمده است که خداوند برتر از آن است که از شما درباره آب و نان سؤال کند، بلکه از ولایت می پرسد . (1204) ولایت نعمتی است که با وجود آن، همه نعمتها در جایگاه خود می نشیند و بدون آن، به نقمت تبدیل می شود .
ب: تأیید الهی؛ خدای سبحان به عیسای مسیح (علیه السلام ) می فرماید: بیاد آور نعمتی را که بر تو و مادرت نازل کردم و آن نعمت، تأیید به وسیله روح القدس است: یا عیسی بن مریم اذکر نعمتی علیک و علی والدتک اذ أیدتک بروح القدس (1205) . همین نعمت منشأ معجزات و برکات فراوانی بود که از وجود حضرت مسیح (علیه السلام ) به ظهور پیوست و آن حضرت درباره برکات وجودی خود می فرماید: (و جعلنی مبارکا أینما کنت ) (1206)
ج: اتحاد؛ اختلاف و تشتت در جامعه، از عذابها و بلاهای شکننده و وحدت از نعمتهای الهی است: و اعتصموا بحبل الله جمیعا و لا تفرقوا و اذکروا نعمة الله علیکم أعداء فألف بین قلوبکم فأصبحتم بنعمته اخوانا (1207)
گاهی نیز قرآن کریم سخن از آثار نعمتهای معنوی و باطنی دارد؛ مانند:
الف: دعوت به مبارزه؛ دعوت به مبارزه در برابر جباران ناشی از نعمتهای باطنی و خاص الهی است .
هنگامی که حضرت موسای کلیم (علیه السلام ) به بنی اسرائیل دستور مبارزه، مقاومت و فتح سرزمین مقدس را داد، گروهی گفتند: توان مبارزه و مقابله با عمالقه جبار را نداریم . تو و پروردگارت شهر را بگشایید تا ما به آن در آییم: یا قوم ادخلوا الأرض المقدسة التی کتب الله لکم و لا ترتدوا علی أدبارکم فتنقلبوا خاسرین قالوا یا موسی ان فیها قوما جبارین و انا لن ندخلها حتی یخرجوا منها فان یخرجوا منها فان داخلون ... فاذهب أنت و ربک فقاتلا انا هیهنا قاعدون (1208) . دو نفر از خدا ترسان قوم که مشمول لطف و نعمت خدا بودند، گفتند: بر خدا توکل کنید و به دشمن هجوم آورید تا پیروز شوید: قال رجلان من الذین یخافون أنعم الله علیهما ادخلوا الباب فاذا دخلتموه فانکم غالبون و علی الله فتوکلوا ان کنتم مؤمنین (1209) . این آیه کریمه با تعلیق حکم (دعوت به مبارزه ) بر وصف (انعام الهی ) مشعر به این حقیقت است که عامل شهامت این دو، در شوراندن مردم علیه ستمکاران، همان انعام الهی بوده است .
ب: رهایی از دوزخ؛ پس از استقرار بهشتیان و دوزخیان در جایگاههای خود، یکی از بهشتیان ابتدا درباره سرنوشت همنشین خود که از منکران معاد بود جویا می شود و آنگاه خود به حال او اشراف یافته، چون او را در متن دوزخ می یابد به او می گوید: به خدا سوگند نزدیک بود مرا نیز به هلاکت برسانی و اگر نعمت پروردگارم نبود، من نیز بر اثر همراهی با رفیق بد در صف احضار شدگان به دوزخ بودم: قال هل أنتم مطلعون فاطلع فر اه فی سواء الجحیم قال تا لله ان کدت لتردین و لولا نعمة ربی لکنت من المحضرین (1210)
نعمتی که در قیامت انسان را از عذاب الهی حفظ می کند از نعمتهای ظاهری نیست؛ زیرا آن نعمتها به جهنمیان نیز عطا شده و همان نعم باعث هلاکت آنان گردیده است . از این رو کسانی که بر اثر معاشرت با رفیقان تبهکار بر خود یا دیگران ستم کرده اند، در آن روز از شدت ندامت دستهای خود را به دندان گزیده، می گویند:ای کاش با دوستان ناباب معاشرت نداشته، در دنیادوستی و هم سفری پیامبر را برای خود بر می گزیدیم: و یم یعض الظالم علی یدیه یقول یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا یا ویلتی لیتنی لم أتخذ فلانا خلیلا (1211)
طلب هدایت به صراط نعمت یافتگان در آیه اهدنا الصراط المستقیم صراط الذین أنعمت علیهم ، مسئلت همراهی با پیامبران است و کسانی که در دنیا اهل امل و عمل هدایت به صراط مستقیم نباشند، در جهان آخرت زبان به یا لیتنی اتخذت مع الرسول سبیلا می گشایند .

3- درجات نعمت یافتگان

خدای سبحان در آیه مورد بحث انسانها را به سه گروه: نعمت داده شدگان، عضب شدگان و گمراهان تقسیم می کند که گروه اول اهل نجات و دو گروه دیگر گرفتار عذابند . در تقسیم دیگری نیز انسانها به سه دسته تقسیم شده اند؛ لیکن دو دسته از آنان اهل نجاتند و یک دسته گرفتار عذاب ... و کنتم أزواجا ثلاثة فأصحاب المیمنة ما أصحاب المیمنة و أصحاب المشئمة ما أصحاب المشئمة و السابقون السابقون أولئک المقربون فی جنات النعیم (1212)؛ در قیامت انسانها سه گروهند: گروهی که کارشان با یمن و برکت توأم بوده، برای دیگران نیز مایه خیر و برکت بودند، اصحاب میمنت اند و گروهی که کارشان همواره با شومی و زشتی گذشته، برای خود و جامعه خود شوم بوده اند، اصحاب مشئمت و گروه سوم پیشتازان و پیشگامان در فضایل و از مقربانند .
از تطبیق این دو تقسیم تثلیثی بر می آید که منعم علیهم خود به دو گروه: اصحاب میمنت و مقربان، تقسیم می شوند . پس نعمت یافتگان در مرتبه ای واحد نیستند؛ متوسطان از آنان که با توفیق خداوندی صراط مستقیم را پیموده اند از اصحاب میمنت و با یمن و برکتند و ممتازان آنها از مقربان و پیشگامان .
نمازگزاری که هدایت به راه نعمت یافتگان را مسئلت می کند، گاه از اوساط مؤمنان است که در حد ابرار و اصحاب میمنت از نعمت برخوردار است؛اما گاهی از اوحدی از اهل ایمان است، مانند اهل بیت (علیهم السلام ) که درجات برتر را می طلبند . پس نمازگزاران و نعمت داده شدگان در یک پایه و مرتبت نیستند . گرچه اصحاب یمین و مقربان هر دو از نعمت خداوندی برخوردارند، اما مقربان از نعمتهای خالص و اصحاب میمنت از نعمتهای مشوب بهره مندند .

4 - نعمتهای ناب و مشوب در بهشت

نعمتهایی که بهره سالکان صراط مستقیم است به اختلاف درجات آنان متفاوت است؛ برخی خالص و برخی مشوب . قرآن کریم در تبیین نعمتهای بهشتی می فرماید: در بهشت چشمه های فراوان و گوناگونی است؛ برخی خالص و برخی مشوب . چشمه های ناب و خالص بهره مقربان است و سهم دیگران آمیخته ای از آنهاست: و یسقون فیها کأسا کان مزاجها زنجیلا عینا فیها تسمی سلسبیلا (1213)؛ جام شراب بهشتیان آمیخته از زنجبیل است که بهره ای از سلسبیل دارد و سلسبیل چشمه ای بهشتی است برتر از زنجبیل و چشمه های دیگر که متوسطان از آن می نوشند. در جای دیگر می فرماید: ان الأبرار یشربون من کأس کان مزاجها کافورا (1214)؛ نوشیدنی ابرار از جامی آمیخته با قطراتی از چشمه کافور است ولی شراب خالص کافوری فقط بهره مقربان است .
همچنین می فرماید: ان الأبرار لفی نعیم علی الأرائک ینظرون تعرف فی وجوههم نضرة النعیم یسقون من رحیق مختوم ختامه مسک و فی ذلک فلینافس المتنافسون و مزاجه من تسنیم عینا یشرب بها المقربون (1215)؛ ابرار در میان نعمتهای الهی غوطه ورند . آنان در حالی که بر تختها تکیه زده اند نظاره گر نعمتهای بهشتی اند . از رخسارشان طراوت و خرمی نعیم بهشتی نمایان است . آنان را از شرابی سر به مهر که با مشک سیراب می کنند و طالبان سبقت جوی باید در رسیدن به چنین نعمت نفیسی با یکدیگر به رقابت برخیزند و انفاس خود را برای نایل ساختن نفوس خویش به چنین کالای نفیسی به کار برند . شراب این جام آمیزه ای است با قطراتی از تسنیم و تسنیم چشمه ای است که مقربان الهی از آن می نوشند . پس مقام مقربان بسی برتر از ابرار است؛ زیرا قطراتی از چشمه سار ویژه آنان را در جام ابرار می ریزند و نمازگزاری که هدایت به صراط را می طلبند به تناسب مرتبه اش از این نعمتها برخوردار است .