تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

4 - پلی بر فراز جهنم یا راهی در متن دوزخ

عن مفضل بن عمر، قال: سئلت أبا عبدالله (علیه السلام ) عن الصراط فقال: ... و هما صراطان: صراط فی الدنیا فی الآخرة، فأما الصراط فی الدنیا فهو الامام المفترض الطاعة من عرفه فی الدنیا و اقتدی بهداه مر علی الصراط الذی هو جسر فی الآخرة و من لم یعرفه فی الدنیا زلت قدمه عن الصراط فی الآخرة فتردی فی نار جهنم (1133)
عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم قال: یرد الناس ثم یصدرون بأعمالهم فأولهم کلمع البرق ثم کمر الریح ثم کحضر الفرس ثم کالراکب ثم کشد الرجل ثم کمشیه . (1134)
اشاره: راه بهشت و جهنم، دو راه در عرض هم نیست، بلکه دو راه در طول هم است و برای رسیدن به بهشت چاره ای جز عبور از جهنم نیست: و ان منکم الا واردها کان علی ربک حتما مقضیا ثم ننجی الذین اتقوا و نذر الظالمین فیها جثیا (1135) حکم قطعی و بی تغییر الهی است که همه به جهنم وارد شوند . آنگاه خدای سبحان پرهیزکاران را از آتش رهانیده، ستمگران را به زانو نشسته در جهنم قرار خواهد داد.
مفسران اختلاف دارند که ورود همگان به دوزخ به معنای دخول است یا اشراف و چون در مواردی ورود به معنای اشراف آمده است - مانند ( فلما ورد ماء مدین ) (1136) در قصه حضرت موسی (علیه السلام ) و فأرسلوه واردهم فأدلی دلوه (1137) در مورد نجات حضرت یوسف (علیه السلام ) از چاه - برخی گفته اند: مراد از ورود، اشراف است .
ورود به معنای اشراف باشد یا دخول (1138)، به هر تقدیر جهنم بر سر راه بهشت است و بهشتیان پس از عبور از جهنم وارد بهشت می شوند و اما دور بودن بهشتیان از جهنم که در آیه کریمه (أولئک عنها مبعدون ) (1139) آمده است، ممکن است مربوط به بعد از ورود و گذر از جهنم باشد .
عبور بهشتیان در قیامت از آتش، ضمن این که بازتاب نظام زندگی دنیاست، این ثمره نیکو را دارد که موجب مزید شکر بهشتیان خواهد شد؛ زیرا آنان با عبور از دوزخ در می یابند که از چه مرحله پرخطر و مقطع و هولناکی رسته اند: ان الله لا یدخل أحدا الجنة حتی یطلعه علی النار و ما فیها من العذاب، لیعلم تمام فضل الله علیه و کمال فضله و احسانه الیه فیزداد لذلک فرحا و سرورا بالجنة و نعیمها ... (1140)
پیمودن صراط حق در دنیا نیز مستلزم گذر از آتش و زیر پا گذاشتن آن است؛ زیرا صراط مستقیم راهی آسان و دور از جهنم نیست، بلکه اطراف آن را سراسر، آتش احاطه کرده است و چون صراط مستقیم همان دین است کسی که راه دین را طی نکند از صراط می افتد؛ منتها اگر ارتباطش با صراط کاملا گسسته و گسیخته شود دیگر توان ادامه راه را ندارد، ولی اگر رشته ارتباطش کاملا قطع نشده، دوباره به آن بر می گردد . پس ترک حکم خدا همان سقوط در آتش است و از این رو قرآن کریم حرام خواری را آتش خواری می داند: ان الذین یأکلون أموال الیتامی ظلما انما یأکلون فی بطونهم نارا و سیصلون سعیرا (1141) . گرچه انسان در دنیا این حقیقت مستور را احساس نمی کند، ولی در قیامت همین حقیقت به صورت باز و روشن ظهور می کند و به خوبی مشهود خواهد شد .
صراط مستقیم در دنیا به صورت دین و اولیای آن، یعنی پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام ) ظهور می کند و در آخرت به صورت پلی بر روی جهنم است و غصب مال یتیم نیز در دنیا با عنوان حرام بیان می شود و در آخرت به صورت شعله عیان می گردد . پس تبهکاران و حرام خواران هم اکنون در آتشند و سخنی که خدای سبحان با کافران و تبهکاران دارد نظیر سخنی است که سرپرست کودک با کودک نافرمان دارد که: اگر به آتش دست بزنی هم اکنون می سوزی؛ نه مانند سخن پزشک با بیمار ناپرهیز که: اگر به این توصیه ها عمل نکردی، پس از مدتی با خطر روبه رو خواهی شد .
امیرالمؤمنین (علیه السلام ) در نامه ای برای سلمان، آلوده شدن به دنیا را به مسموم شدن با زهر کشنده مار تشبیه می کند: أما بعد فانما مثل الدنیا مثل الحیة لین مسها، قاتل سمها (1142)؛ دست زدن به دنیا همانند لمس مار سمی است؛ منتها مسموم شدگان به وسیله دنیا، بر اثر تخدیر احساس درد نمی کنند، لیکن وقتی پرده برداشته شد می بیند که از پیش مسموم شده بودند و از مسمومیت خود غافل بودند: لقد کنت فی غفلة من هذا فکشفنا عنک غطائک فبصرک الیوم حدید (1143) و روشن است که غفلت فرع بر وجود مغفول عنه است . بنابراین، راهیابی به بهشت مستلزم زیر پا گذاشتن معاصی و گذر از جهنم است .
تذکر: اختلاف نحوه عبور از صراط در قیامت، بازتاب نحوه پیمودن صراط مستقیم در دنیاست؛ آنان که در دنیا صراط مستقیم را به آسانی و با رغبت پیمودند، آن جا نیز همانند برقی جهنده از آن می گذرند؛ اما اگر در دنیا، گاهی پایبند دیانت و زمانی هم به دنبال راههای انحرافی بودند صراط آخرت را افتان و خیزان طی می کنند .

5 - ویژگیهای صراط و دشواری پیمودن آن

عن سعدان بن مسلم عن أبی عبدالله (علیه السلام ) قال: سئلته عن الصراط، فقال: هو أدق من الشعر و أحد من السیف (1144)
عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم قال: الصراط أدق من الشعر و أحد من السیف و أظلم من اللیل (1145)
عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): و اعلموا أن مجازکم علی الصراط (السراط) و مزالق دحضه و أهاویل زلله و تارات أهواله . فاتقوا الله عباد الله تقیة ذی لب شغل التفکر قلبه و أنصب الخوف بدنه و أسهر التهجد غرار نومه ... (1146)
اشاره: انسان موجودی متفکر و مختار است که کمال او در پرتو تشخیص حق و عمل به آن است . تشخیص حق از باطل در بین آرای متضارب و مکاتب متقابل و انتخاب احسن آنها بسیار دشوار است؛ چنانکه تطبیق عملی بعد از تحقیق علمی کاری است بسیار سخت .
تشخیص صحیح علمی حق همانند دیدن موی باریک در تاریکی شب سخت است و استقامت در بستر صراط نیز همانند حرکت بر لبه تیز شمشیر دشوار است .
محققانی که مو شکافی می کرده اند و از آنان در تراجم با تعبیر شفقوا الشعر یاد می شود، با رنج توانفرسا در تشخیص علمی حق کامیاب می شدند و پرهیزکارانی که در جهاد اکبر، بنیان مرصوص بوده اند و از آنان با تعبیر (رهبان باللیل و أسد بالنهار ) (1147) تعبیر شده است، در پیمودن عملی صراط قسط و عدل موفق بوده اند .
غرض آن که، در سایه صیانت فطرت راستین و رعایت تقوا می توان چیزی را که از مو باریکتر است در تاریکتر از شب تشخیص داد و بر چیزی که از شمشیر تیزتر است در تاریکتر از شب به سلامت گذشت .
صرط الذین أنعمت علیهم غیر المغضوب علیهم و لا الضالین 7
گزیده تفسیر
صراط مستقیمی که مطلوب عبد سالک است، راه کسانی است که خدای سبحان به آنان نعمتهای معنوی عطا کرده است و آنان نه مورد غضب خدایند و نه گمراه .
اینان همراه پیامبران، صدیقان، شهیدان و صالحانند که خداوند نعمت نبوت، صدق، شهادت و صلاح را به آنان بخشیده و بهترین همسفران رهپویان صراط مستقیم هستند .
صراط مستقیم یکی بیش نیست که هدایت شدگان، آن را به استقامت می پیمایند و دیگران گژراهه می روند؛ در نظام هستی چند راه وجود ندارد و هرگز کجراهه آفریده نشده است و از این رو اگر انسان گمراه نبود، نه کجراهه ای بود و نه ضلالت و غضب .
از سوی خداوند جز خیر نازل نمی شود و غضب و گمراه ساختن او کیفری است، نه ابتدایی .
تفسیر
أنعمت: ماده ن ع م مشتقات فراوانی دارد که به اصل واحدی باز می گردد و معنای آن اصل واحد خوشگواری زندگی و نیکو بودن حال طیب العیش و حسن الحال ) است و در مقابل آن بؤس است که به معنای مطلق شدت و تنگناست و چون ضر، یعنی شری که متوجه شی ء می شود از مصادیق بؤس است و موجب سلب آن گوارایی و زوال نیکویی است گاهی در مقابل نعمت به کار می رود: و لئن أذقناه نعماء بعد ضراء مسته لیقولن ذهب السیئات عنی (1148) و گرنه ضر در مقابل نفع است .
نعمة بر وزن فعلة، اسم نوع است و بر نوع خاصی از نعمت دلالت می کند و مصادیق آن فراوان و گوناگون است: و ان تعدوا نعمة الله لا تحصوها (1149)، و أسبغ علیکم نعمه ظاهرة و باطنة (1150) و نعمة بر وزن فعله مصدر است و مانند نعومة به معنای نیکویی حال است: و زروع و مقام کریم و نعمة کانوا فیها فاکهین (1151) ذرنی و المکذبین أولی النعمة و مهلهم قلیلا (1152)
انعام که به معنای ایصال نعمت به غیر است، تنها در مواردی به کار می رود که دریافت کننده نعمت با شعور باشد؛ با این که آنچه به موجود فاقد شعور می رسد و ملایم طبع آن است نیز نعمت است . سر این اختصاص آن است که موجود متنعم با شعور قدرت تشخیص امور سودمند از زیانبار را دارد و غیر او فاقد چنین تمیز و تشخیصی است . (1153)
مغضوب: معنای واحد همه مشتقات ماده غ ض ب، شدت در برابر شی ء دیگر است و از این رو به صخره های سخت و متصلب کوه، بر اثر شدت و صلابتی که در برابر به کار گیرنده آن دارد، غضبه و به شعله ور شدن نفس انسان و خروج آن از اعتدال به سوی حدت و شدت،غضب می گویند .
غضب در برابر حلم است و در روایات از غضبی که در راه باطل باشد به آتشی شیطانی که در درون انسان افروخته و شعله ور می شود تعبیر شده است . حضرت امام باقر (علیه السلام ) می فرماید: ان هذا الغضب جمرة من الشیطان توقد فی جوف ابن آدم و ان أحدکم اذا غضب احمرت عیناه و انتفخت أوادجه و دخل الشیطان فیه (1154)
اما غضب در خدای عزیز همان شدت و حدت است که در کیفر تبهکاران و کافران اعمال می گردد؛ زیرا انفعال و تبدل حال که از مراحل پیشین غضب در آدمی است، در خدای سبحان راه ندارد .
ضالین: ضلالت در برابر اهتداء و اضلال در مقابل هدایت است: قد ضللت اذا و ما أنا من المهتدین (1155)، من اهتدی فانما یهتدی لنفسه و من ضل فانما یضل علیها (1156) و چون هدایت به معنای دلالت و ارشاد به مقصود است، اضلال فقدان آن است .
خطا، انحراف از حق، تباه شدن و مانند آن از لوازم ضلالت، و اموری است که بر اثر حاصل نشدن اهتدای به مقصود محقق می شود . مقصد و مقصودی که مهتدی بدان دست می یابد و ضال از دستیابی به آن محروم است، اختصاصی به مقاصد حق ندارد؛ زیرا محور هدایت و ضلالت، دستیابی به مقصود و مطلوب یا حرمان از وصول به آن است و مطلوبها برخی حق و برخی واقعا باطل است گرچه به گمان طالب، حق باشد . از این رو در قرآن کریم ضلالت در هر دو مورد به کار رفته است: و من یشرک بالله فقد ضل ضلالا بعیدا (1157) قال الملا من قومه انا لنراک فی ضلال مبین (1158) . آنچه را که گروه تبهکار به پیامبرشان می گفتند گرچه واقعا باطل بود، لیکن چون به گمان آنها حق بود، از این رو ترک آن را ضلالت می پنداشتند .
در قرآن کریم، ضلالت در مصادیق گوناگونی به کار رفته است؛ مانند:
1 - اعتقاد: و من یتبدل الکفر بالایمان فقد ضل سواء السبیل (1159)
2 - صفات درونی: فویل للقاسیة قلوبهم من ذکر الله أولئک فی ضلال مبین (1160)
3 - عمل: و من یفعله منکم فقد ضل سواء السبیل (1161)
4 - ضلالت مطلق: انک ان تذرهم یضلوا عبادک (1162)، و یعلمهم الکتاب و الحکمة و ان کانوا من قبل لفی ضلال مبین . (1163)

عامل هدایت به صراط

این آیه کریمه که آخرین آیه از سوره مبارکه حمد است از راه تعلیق حکم بر وصف (که مشعر به علیت است ) عامل و سبب پیمودن صراط مستقیم را انعام الهی معرفی می کند و بدین معناست که ما را به راه کسانی هدایت کن که چون به آنان نعمت دادی، توفیق پیمودن صراط مستقیم را یافتند .
خدای سبحان به مغضوبان و گمراهان نیز نعمتهای فراوانی عطا کرده است، اما نعمتی که در این آیه کریمه مطرح است، نعمت خاصی است که برای تبیین آن باید به سه پرسش زیر پاسخ گفت:
الف: نعمت داده شدگان کیانند؟
ب: نعمتهایی که به آنان عطا شده چیست؟
ج: سیره و روش نعمت یافتگان چیست؟
مطلب اول و دوم در بحث تفسیری و سومین مطلب در بخش لطایف و اشارات این آیه بیان خواهد شد .