تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

1- قرائت صراط

عن الصادق (علیه السلام ): ... و یقرأ (اهدنا السراط المستقیم ) (1117)
اشاره: درباره واژه صراط، سخنان گوناگونی بازگو شده است . (1118) عده ای اصل صراط را سراط (با سین ) دانسته اند؛ زیرا استراط به معنای ابتلاع است و گویا راه، رهروان خود را می بلعد، از این جهت سراط الطعام به معنای بلعیدن آن است و قلب سین به صاد بر اثر تناسب آن با طا است .
قنبل که از راویان ابن کثیر است آن را بر اصل خود خوانده است و دیگران به صاد محض قرائت کرده اند و از حمزه، اشمام صاد به زاء نقل شده است . از نقاش نقل شده که صراط در لغت روم به معنای طریق است و ابن عطیه آن را تضعیف کرده است . برخی آن را به صورت زاء خالص بدون اماله یا اشمام قرائت کرده اند و از فراء نقل شده که زراط به اخلاصزاء لغت عذره و کلب و بنی القین است و آنها اصدق را ازدق قرائت می کنند . آنچه به نظر می رسد احتمال تعدد لغت باشد، نه قلب و تبدیل . به هر تقدیر، اگر مطابق با قواعد عرب باشد قرائت آن صحیح است .

2 - معنا و مصداق صراط

عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): و أما قوله: اهدنا الصراط المستقیم فذلک الطریق الواضح . من عمل فی الدنیا عملا صالحا فانه یسلک علی الصراط الی الجنة (1119)
عن الصادق (علیه السلام ): ... (اهدنا الصراط المستقیم )قال: الطریق و معرفة الامام (1120)
عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اهدنا الصراط المستقیم ) دین الله الذی نزل جبرئیل علی محمد صلی الله علیه و آله و سلم (1121)
عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): ... الصراط المستقیم فی الدنیا فهو ما قصر عن الغلو و ارتفع عن التقصیر و استقام فلم یعدل الی شی ء من الباطل و اما الطریق الآخر طریق المؤمنین الی الجنة (1122)
عن الرضا (علیه السلام ): اهدنا الصراط المستقیم: استرشاد لدینه و اعتصام بحبله و استزادة فی المعرفة لربه عزوجل و لعظمته و کبریائه . (1123)
عن الصادق (علیه السلام ) قوله عزوجل: اهدنا الصراط المستقیم: نقول: أرشدنا للصراط المستقیم أی للزوم الطریق المؤدی الی محبتک و المبلغ الی جنتک و المانع أن نتبع أهوائنا فنعطب و نأخذ بآرائنا فنهلک (1124)
عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): ... یعنی أدم لنا توفیقک الذی أطعناک به فی ماضی أیامنا حتی نطیعک کذلک فی مستقبل أعمارنا (1125)
عن مفضل بن عمر، قال: سئلت أبا عبدالله (علیه السلام ) عن الصراط، فقال: هو الطریق الی معرفة الله عزوجل (1126)
اشاره: صراط، در دنیا یا آخرت، پلی فراهم آمده از فلز یا سنگ و چوب نیست، بلکه در دنیا به صورت دین که مجموعه اعتقاد، اخلاق و عمل است و همچنین به صورت پیامبران و امامان که دین مجسمند ظهور می کند و در جهان آخرت نیز متناسب با حقایق آن نشئه به صورت پلی ظهور می کند که یک سمت آن موقف قیامت و پایانش بهشت رحمت است . ظهور صراط در قیامت به صورت پل، همانند تمثل علم در رؤیا در چهره آب و حکمت به صورت شیر است .
پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام) در دنیا دین ممثل و صراط دنیا هستند و آنان که این اولیای الهی را شناخته، در طریق هدایت به آنان اقتدا کنند از صراط آخرت که پلی بر روی جهنم است به سلامت می گذرند و آنان که پیشوایان معصوم را نشناختند و به هدایت آنان مهتدی نشدند، از جسر جهنم لغزیده به دوزخ فرو می افتند .

3 - اتحاد سالک و صراط

عن الصادق (علیه السلام ): و الله نحن الصراط المستقیم . (1127)
عن السجاد (علیه السلام): نحن أبواب الله و نحن الصراط المستقیم (1128)
عن الصادق (علیه السلام ): الصراط المستقیم أمیرالمؤمنین علی (علیه السلام ) (1129)
عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم [ فی یوم الغدیر ] معاشر الناس أنا صراط الله المستقیم الذی أمرکم باتباعه علی من بعدی ثم ولدی من صلبه أئمة یهدون بالحق و به یعدلون (1130)
عن الصادق (علیه السلام ): ان الصورة الانسانیة هی الطریق المستقیم الی کل خیر و الجسر الممدود بین الجنة و النار (1131)
اشاره: بر اساس اتحاد سالک و صراط که در بخش لطایف و اشارات آیه مورد بحث بیان شد، اگر انسان در شناخت معارف الهی به عمق دین رسید و در بعد عمل نیز توفیق انجام آن را یافت ، خود دین ممثل می شود و چون حقیقت صراط همان دین الهی است، اولیای معصوم خدا در این احادیث خود را صراط مستقیم معرفی کرده اند و این سخن مجاز و تشبیه نیست .
در آخرین حدیث از این مجموعه حضرت امام صادق (علیه السلام ) از صورت انسانی به راه مستقیم و پلی که بین بهشت و جهنم کشیده شده، تعبیر می فرماید که البته مراد از آن صورت ظاهری بشر نیست که امیرالمؤمنین (علیه السلام ) درباره آن می فرماید: فالصورة صورة انسان و القلب قلب حیوان لا یعرف باب الهدی فیتبعه و لا باب العمی فیصد عنه و ذلک میت الأحیاء (1132)؛ زیرا نیکوکاران و تبهکاران، همه در آن صورت ظاهری برابرند؛ بلکه مراد از آن نفس ناطقه انسانی است که به هدایت الهی منظور بر توحید است .