تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

13- اتحاد مرید و اراده

انسانی که در مسیر علم و اراده حرکت می کند، در آغاز این علوم و نیات و در نتیجه اوصاف برای او حال است و همچون طعم شیرین آب زوال پذیر و زود گذر است، ولی بر اثر مداومت فراوان، اوصاف برایش ملکه می شود و همانند شیرینی عسل پایدار و دیرگذر می گردد .
محققان هر رشته علمی بر اساس اتحاد عالم و معلوم (1106) پس از فهم عمیق معارف آن رشته علمی با آن معارف متحد می شوند .
نیت و اراده نیز همین گونه است . انسان با اراده ها و نیتهای خود متحد می شود و بر این اساس، در قیامت انسانها بر اساس نیتهایشان محشور می شوند: ان الله یحشر الناس علی نیاتهم یوم القیامة (1107)، نه برابر کارهایی که از آن جداست . آنچه با نفس ارتباط دارد اراده و نیت است که نیکو یا ناپسند است .
نیت صحیح و مقبول، یعنی اخلاص، دشواری فراوانی دارد که هرگز دشواری کار به اندازه دشواری نیت آن نیست (1108) و بر اساس أفضل الأعمال أحمزها (1109)، نیت مؤمن از عمل او برتر است: نیة المؤمن خیر من عمله (1110) و همین افضل الأعمال است که جان انسان، با حرکت خود آن را می سازد و با آن متحد می شود و در قیامت نیز بر همان صورت محشور می شود .
پس بر اساس لکل امرء ما نوی (1111)، انما الأعمال بالنیات (1112) و همچنین حشر انسان در قیامت بر طبق نیت، نیت که روح عمل است با روح آدمی متحد می شود و در ابتدا برای انسان به صورت حال در می آید و قابل زوال است، ولی سرانجام برایش ملکه و پایدار خواهد شد .
قرآن کریم درباره تبهکارانی که ملکات بد در جانشان راسخ شده است، می فرماید: انذار و عدم انذار آنان یکسان است: سواء علیهم ء أنذرتهم أم لم تنذرهم لا یؤمنون (1113) و آنان خود با صراحت به پیامبر خدا می گفتند: ما هرگز از موعظه تو بهره ای نمی بریم: سواء علینا أوعظت أم لم تکن من الواعظین (1114)
حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) نیز درباره مؤمنانی که ملکات نیک درجاتشان راسخ شده است می فرماید: لو ضربت خیشوم المؤمن بسیفی هذا علی أن یبغضنی ما أبغضنی (1115)
نکته: قرطبی در تفسیر آیه (اهدنا الصراط المستقیم ) می گوید:
این آیه ردی است بر قدریه و معتزله و امامیه؛ زیرا آنان معتقدند که اراده انسان در صدور کارهای وی کافی است؛ خواه اطاعت و خواه عصیان؛ چون انسان نزد آنان خالق افعال خود بوده و در صدور آنها نیازمند به پروردگار نیست و خداوند در این آیه آنها را تکذیب کرده است؛ زیرا انسانها هدایت به صراط مستقیم را از خداوند مسئلت می کنند ... . (1116)
این سخن گرچه نسبت به مکتب تفویض که معتزله برآنند قابل توجیه است، لیکن نسبت به امامیه اثنا عشریه که قائل به اختیار و منزله وسطی بین جبر اشعری و تفویض معتزلی هستند، به هیچ وجه قابل توجیه نبوده، افترایی بیش نیست .
بحث روایی

1- قرائت صراط

عن الصادق (علیه السلام ): ... و یقرأ (اهدنا السراط المستقیم ) (1117)
اشاره: درباره واژه صراط، سخنان گوناگونی بازگو شده است . (1118) عده ای اصل صراط را سراط (با سین ) دانسته اند؛ زیرا استراط به معنای ابتلاع است و گویا راه، رهروان خود را می بلعد، از این جهت سراط الطعام به معنای بلعیدن آن است و قلب سین به صاد بر اثر تناسب آن با طا است .
قنبل که از راویان ابن کثیر است آن را بر اصل خود خوانده است و دیگران به صاد محض قرائت کرده اند و از حمزه، اشمام صاد به زاء نقل شده است . از نقاش نقل شده که صراط در لغت روم به معنای طریق است و ابن عطیه آن را تضعیف کرده است . برخی آن را به صورت زاء خالص بدون اماله یا اشمام قرائت کرده اند و از فراء نقل شده که زراط به اخلاصزاء لغت عذره و کلب و بنی القین است و آنها اصدق را ازدق قرائت می کنند . آنچه به نظر می رسد احتمال تعدد لغت باشد، نه قلب و تبدیل . به هر تقدیر، اگر مطابق با قواعد عرب باشد قرائت آن صحیح است .

2 - معنا و مصداق صراط

عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): و أما قوله: اهدنا الصراط المستقیم فذلک الطریق الواضح . من عمل فی الدنیا عملا صالحا فانه یسلک علی الصراط الی الجنة (1119)
عن الصادق (علیه السلام ): ... (اهدنا الصراط المستقیم )قال: الطریق و معرفة الامام (1120)
عن رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم: اهدنا الصراط المستقیم ) دین الله الذی نزل جبرئیل علی محمد صلی الله علیه و آله و سلم (1121)
عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): ... الصراط المستقیم فی الدنیا فهو ما قصر عن الغلو و ارتفع عن التقصیر و استقام فلم یعدل الی شی ء من الباطل و اما الطریق الآخر طریق المؤمنین الی الجنة (1122)
عن الرضا (علیه السلام ): اهدنا الصراط المستقیم: استرشاد لدینه و اعتصام بحبله و استزادة فی المعرفة لربه عزوجل و لعظمته و کبریائه . (1123)
عن الصادق (علیه السلام ) قوله عزوجل: اهدنا الصراط المستقیم: نقول: أرشدنا للصراط المستقیم أی للزوم الطریق المؤدی الی محبتک و المبلغ الی جنتک و المانع أن نتبع أهوائنا فنعطب و نأخذ بآرائنا فنهلک (1124)
عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): ... یعنی أدم لنا توفیقک الذی أطعناک به فی ماضی أیامنا حتی نطیعک کذلک فی مستقبل أعمارنا (1125)
عن مفضل بن عمر، قال: سئلت أبا عبدالله (علیه السلام ) عن الصراط، فقال: هو الطریق الی معرفة الله عزوجل (1126)
اشاره: صراط، در دنیا یا آخرت، پلی فراهم آمده از فلز یا سنگ و چوب نیست، بلکه در دنیا به صورت دین که مجموعه اعتقاد، اخلاق و عمل است و همچنین به صورت پیامبران و امامان که دین مجسمند ظهور می کند و در جهان آخرت نیز متناسب با حقایق آن نشئه به صورت پلی ظهور می کند که یک سمت آن موقف قیامت و پایانش بهشت رحمت است . ظهور صراط در قیامت به صورت پل، همانند تمثل علم در رؤیا در چهره آب و حکمت به صورت شیر است .
پیامبران و امامان معصوم (علیهم السلام) در دنیا دین ممثل و صراط دنیا هستند و آنان که این اولیای الهی را شناخته، در طریق هدایت به آنان اقتدا کنند از صراط آخرت که پلی بر روی جهنم است به سلامت می گذرند و آنان که پیشوایان معصوم را نشناختند و به هدایت آنان مهتدی نشدند، از جسر جهنم لغزیده به دوزخ فرو می افتند .