تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

آیت الله عبدالله جوادی آملی‏

7 - راه بی تزاحم

در آیه کریمه (اهدنا الصراط المستقیم ) هدایت همه انسانها از خدای سبحان مسئلت می شود . همان طور که در آیه (ایاک نعبد و ایاک نستعین ) نیز تنها سخن از عبادت و استعانت شخص متکلم نیست .
سر مسئلت هدایت عمومی این است که جامعه امن و بی تزاحم تنها با هدایت همگانی و حرکت همه به یک سو، تأمین می شود؛ اما اگر هر گروه به سمتی حرکت کنند، یا گروهی به سمتی روانه باشند، ولی برخی دیگر از آن سمت بازگردند، چنین جامعه ای گرفتار تزاحم و از امنیت مطلوب محروم است .
واحد بودن مقصد و نبودن مزاحم، شرط سالم به مقصد رسیدن است . راهیان صراط مستقیم با یکدیگر رفیق حسن و هماهنگ هستند: و من یطع الله و الرسول فأولئک مع الذین أنعم الله علیهم من النبیین و الصدیقین و الشهداء و الصالحین و حسن أولئک رفیقا (1052)؛ زیرا آنان مددکار یکدیگرند، نه مزاحم و این ویژگی صراط مستقیم است که راهیان آن به تعلیم و هدایت الهی، هدایت همگان را در پیمودن راه مسئلت می کنند .
اگر رهرو تنها باشد و دیگران همراه و هم مسلک او نباشند، راه را با دشواری می پیماید؛ زیرا با مزاحمتهای فراوانی روبروست، ولی اگر همه در یک مسیر باشند نه تنها مزاحمتی نیست، بلکه همه یار یکدیگرند و این همان مدینه فاضله الهی است .
تذکر: گرچه امتثال احکام در مرحله طبیعت بر اثر محدود کردن امکانات مادی، مورد تزاحم قرار می گیرد، لیکن دین چون صراط مستقیم است برای صورت تزاحم نیز حکم خاص دارد که آن نیز در متن صراط جا دارد . از این جهت طالب حق و ثواب در هیچ مرحله ای در تنگنا قرار نمی گیرد .

8 - وحدت و کثرت صراط

در بحث تفسیری گذشت که صراط مستقیم، بر خلاف سبیل، واحد است، نه کثیر و سر کثرت ناپذیری صراط این است که از خداست و به طرف اوست و آنچه از خداست و به سوی خداست واحد است و اختلاف، تخلف و تناقض نمی پذیرد؛ (1053) مثلا، قرآن کریم چون از خدای سبحان است، سراسر آن هماهنگ و منسجم است و برهان مصونیت قرآن از اختلاف نیز همین است که از جانب خداست: أفلا یتدبرون القران و لو کان من عند غیر الله لوجدوا فیه اختلافا کثیرا (1054) . پس آنچه از نزد خداست اختلاف بردار نیست؛ همان گونه که آنچه از نزد غیر خداست وحدت پذیر نخواهد بود و این دو مطلب یکی از مفهوم و دیگری از منطوق این آیه کریمه استفاده می شود .
آنچه از نزد خداست اگر کثرتی هم داشته باشد، کثیر هماهنگ است و آنچه از نزد غیر خدا و محصول هوا و هوس است گرچه به ظاهر متحد باشد در واقع مختلف است و بر همین اساس حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) خطاب به هواپرستان فرمودند: أیها الناس!المجتمعة أبدانهم المختلفة أهوائهم . (1055) هوا در برابر خداست . از این رو گرچه به ظاهر مجتمع باشد، در حقیقت مختلف است . بر این اساس کثرتی که در قرآن کریم برای صراط مطرح است، مزاحم با وحدت آن نیست، بلکه کثرت آن نظیر کثرت قوای نفسانی و حواس ظاهری و باطنی اوست که در عین تعدد، بر اثر وحدت روح، منسجم و هماهنگند و همه در پی برآوردن خواسته های انسانند.
توضیح این که، صراط در قرآن کریم، گرچه تثنیه و جمع ندارد، ولی با تعبیری مانند کل تعدد و کثرت آن مطرح شده است؛ مثلا در نقل سخنان حضرت شعیب (علیه السلام ) خطاب به قومش می فرماید: (و لا تقعدوا بکل صراط) (1056)؛ بر هر صراطی ننشیند، تا مردم بتوانند راه خدا را بپیمایند . (1057)
بر اساس بحث گذشته، صراط یک واحد هماهنگ است؛ همانند نور آفتاب که اشیا و مکانهای مختلف و متکثر را روشن می کند اما یک نور است؛ زیرا مراد از این وحدت، خصوص وحدت عددی نیست تا با تعدد منافات داشته باشد؛ چون ممکن است چیزی دارای وحدت انبساطی و گسترده باشد که بر اثر برخورد با قوابل متعدد کثیر گردد، لیکن وحدت واقعی آن محفوظ است . بنابراین، کثرتی که از عنوان کل صراط استفاده می شود یا ناظر به شئون، مقاطع، منازل و مراحل همان صراط واحد مستقیم است و یا معنای سبیل را به همراه دارد که تعددپذیر است .
قرآن کریم پیروی از صراط مستقیم را عامل وحدت و نجات از تفرقه، و پیروی از سبل انحرافی را مایه تشتت معرفی می کند: و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل فتفرق بکم عن سبیله (1058) . صراط مستقیم هر گونه کثرت و پراکندگی را منسجم می کند و سبل متفرق هرگز اتحادپذیر نبوده، به یک جا نخواهد رسید، همان گونه که اهل جهنم اتحادی ندارند: کلما دخلت أمة لعنت أختها (1059)؛ آنان پیوسته همتایان خود را لعنت می کنند؛ اما بهشتیان که خدای سبحان هر گونه اختلاف و غل را از سینه هایشان زدوده است: و نزعنا ما فی صدورهم من غل (1060)، در بهشت هیچ گونه اختلافی با هم ندارند و خدا را بر زدودن اندوه از دلهایشان سپاس می گویند: الحمد لله الذی أذهب عنا الحزن (1061) و اصحاب صراط مستقیم در دنیا همان اصحاب جنت در آخرتند: قل کل متربص فتربصوا فستعلمون من أصحاب الصراط السوی و من اهتدی (1062)

9 - اولین سفر سلوکی

آغاز و انجام صراط مستقیم، خدای سبحان است و سوره مبارکه حمد به ما می آموزد که سفر سالک باید از رب العالمین تا مالک یوم الدین باشد و این سفر از خدا به خداست؛ زیرا آغاز راه جز رب العالمین و پایانش جز مالک یوم الدین نیست . بنابر این اولین سفر از اسفار چهارگانه سلوکی سالکان الی الله، سفر از حق به حق است، نه از خلق به حق و حقیقت هستی، از خدا آمدن و به سوی او رفتن است: (انا لله و انا الیه راجعون ) (1063) و بین این مبدأ و منتها چیزی جز صراط عزیز حمید فاصله نیست .
صالحان و طالحان همه از رب العالمین اند و به سوی مالک یوم الدین نیز باز می گردند؛ منتها نیکوکاران با اسمای جمالی او محشور می شوند و تبهکاران با اسمای جلالی و قهر و انتقام او: (انا من المجرمین منتقمون ) (1064)
راه انسانها از رب العالمین تا مالک یوم الدین گوناگون است و از این راهها یکی صراط مستقیم و دیگر راهها اعوجاجی و بیراهه است . کسی که صراط مستقیم را شناخت نزدیکترین و بهترین راه را دریافته است و کسی که آن را نشناخت نیز سرانجام به مالک یوم الدین می رسد و می گوید: (ربنا أبصرنا و سمعنا) (1065)؛ چون خدای سبحان هستی نامحدود است و بریدن از او و پیوستن به غیر او در تکوین، به معنای بیرون رفتن از هستی نامحدود است که استحاله آن بدیهی است .
تذکر: در خلال بحثهای گذشته روشن شد که از لحاظ سیر تکوینی هیچ موجودی از صراط مستقیم بیرون نیست؛ زیرا زمامدار و قائد همگان خداوند است و کار خدای سبحانن نیز بر متن صراط مستقیم است . این دو مطلب از آیه مبارکه ما من دابة الا هو اخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم (1066)، استنباط می شود، و در این جهت بین انسان و حیوان، و موحد و ملحد فرقی نیست؛ اما از نظر سیر تشریعی برخی بر صراط مستقیمند و بعضی از آن خارجند .