تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

4 - هادی بالذات و شئون هدایتی او

همان گونه که دستور اطاعت از رسولان الهی و اولوالأمر با توحید عبادی و معبود بالذات بودن خدای سبحان منافاتی ندارد و دستور استعانت از صبر و نماز و مانند آنها با حصر استعانت در خدا هماهنگ است، (1035) اسناد هدایت به قرآن کریم یا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با هادی بالذات بودن خدای سبحان سازگار است؛ زیرا اسناد هدایت به قرآن یا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اسناد به وجهی از وجوه الهی است و غیر خدا هرگز در هدایت مستقل نیست .
توضیح این که، هدایت در قرآن کریم گاهی به خدای سبحان اسناد داده می شود: و الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم (1036) و گاهی به غیر خدا؛ مانند اسناد آن به قرآن: ان هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم (1037)، یا به پیامبران: (و جعلناهم ائمد یهدون بأمرنا ) (1038)، یا به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم انک لتهدی الی صراط المستقیم (1039) و یا به عالمان و شایستگان بشری: و من قوم موسی أمة یهدون بالحق و به یعدلون (1040)
اسناد هدایت به خدا، اسناد آن به هادی اصیل و بالذات است و اما اسنادش به دیگران اسناد به شئون هدایتی آن هادی بالذات است، نه اسناد به هادی دیگری از خدای سبحان؛ زیرا محال است خدا رب بالذات و معبود و مستعان بالذات و محض باشد، ولی دیگری هادی مستقل یا شریک هدایت الهی باشد .
بر اساس توحید افعالی، هر فاعلی (در هدایت یا غیر آن ) درجه ای از درجات و شأنی از شئون فاعلیت خدای سبحان است و قرآن کریم برای تبیین این حقیقت همان گونه که در آیاتی چند، هدایت را به هادیانی مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت می دهد، در برخی آیات نیز به صراحت هدایت را از غیر خدا نفی می کند و بر آن برهانی نیز اقامه می کند: قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق قل الله یهدی للحق أفمن یهدی الی الحق أحق أن یتبع أمن لا یهدی الا أن یهدی فما لکم کیف تحکمون (1041)؛ خداست که به حق هدایت می کند، نه دیگران . آیا کسی که به حق هدایت می کند او شایسته اطاعت و پیروی است یا آن که تا خود هدایت نشود، توان هدایت دیگران را ندارد .
تردید در ذیل این آیه کریمه بین دو هادی به حق است، نه بین هادی و مضل، ولی چون یکی از دو هادی به حق، یعنی خدای سبحان منشأ و سرچشمه هدایت و هادی بالذات است و دیگری از خود چیزی ندارد، ابتدا باید خود مهتدی شود تا توان هدایت دیگران را بیابد . از این رو هادی بالذات شایسته (1042)پیروی است .
بنابراین، هادی بالذات خداست و نمازگزاران هنگام قرائت کریمه (اهدنا الصراط المستقیم ) هدایت را از او که هادی بالذات است می طلبند و او که هادی بالذات است به وسیله قرآن، پیامبر و اولیایش که ابتدا خود مهتدی شده اند و سپس به اذن خدا هادیند، جامعه انسانی را هدایت می کند: قد جائکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام (1043) .
کسی که مهتدی و بر محور حق نباشد نمی تواند هادی دیگران باشد، البته بین کسی که مهتدی، حق محور و مع الحق (با حق ) است، مانند اولیای الهی: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیثما دار (1044) و آن که حق از اوست و حق از او نشئت گرفته و فاعل و سبب ظهور آن است: (الحق من ربک) (1045) فرق روشنی است؛ امام حق محوری است که ابتدا خود مهتدی و سپس هادی غیر می شود، ولی خدای سبحان منشأ حق و هادی بالذات است و او که همه نظام آسمانها و زمین سربازان آماده اویند: لله جنود السموات و الأرض (1046) به خوبی می داند چگونه هدایت کند و چه کسانی را ابتدا مهتدی و سپس هادی دیگران قرار دهد.
تذکر: 1 - چنین نیست که هدایت الهی همواره از طریق مسجد و مدرسه و از طریق استاد به شاگرد باشد، بلکه گاهی از طریق همکار و همسایه و نیز گاهی از طریق شاگرد به استاد است . از این رو بسیاری از بزرگان علم، فیضهای فراوانی را به وسیله شاگردان و پرسشهای آنان دریافت می کنند و راه تحقیق در مسایل علمی با احتمالاتی که پرسشهای شاگردان القا می کند، بر ایشان گشوده می شود .
2 - خدای سبحان که هادی بالذات است، چنانکه قبلا بیان شد، گاهی با وحی و قانونگذاری که هدایت تشریعی است انسانها را از منافع پیمودن صراط مستقیم آگاه می کند و از خطرات سقوط از آن با خبر می سازد؛ گاهی نیز با هدایت تکوینی، دست انسان را گرفته او را به مقصد و مقصود می رساند .

5 - شهود ملکوت با نور هدایت

برخی از مراحل هدایت تکوینی که مطلوب ما در سوره حمد است، شهود اسرار و حقایقی است که بار یافتگان به پایگاه رفیع شهود ملکوت از آن بهره مند شده، خود را در برابر گناه مصونیت بخشیده اند . قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام ) از بخش ناچیزی از این حقایق پرده بر می دارد و معرفت آن را به انسانها ارزانی می دارد؛ مثلا درباره خوراک اهل جهنم می فرماید: فلیس له الیوم هیهنا حمیم و لا طعام لا من غسلین لا یأکله الا الخاطون (1047) و به کسانی که جز چرک پلید (غسلین ) خوراکی ندارند، خطاب می شود که این خوراکها ظهور همان تبهکاریهای شماست: هل تجزون الا ما کنتم تعملون . (1048)
اولیای الهی درون گناه را در دنیا این گونه می بینند و از این رو از آن منزجرند و هرگز به آن دست نمی آلایند؛ همان گونه که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) رشوه را معجونی منفور که گویا با زهر افعی آمیخته شده می بیند و می فرماید: و أعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوفة فی وعائها و معجونة شنئتها کأنما عجنت بریق حیة أو قیئها . فقلت: أصلة أم زکاة أم صدقة فذلک محرم علینا أهل البیت . فقال: لا ذا و لا ذاک و لکنها هدیة . فقلت: هبلتک الهبول أعن دین الله أتیتنی لتخدعنی أمختبط أنت أم ذوجنة أم تهجر ... (1049)؛ شگفت آورتر از این (داستان عقیل ) سرگذشت کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده نزد ما آورد، ولی در آن ظرف معجونی بود که من از آن متنفر شدم؛ گویا با آب دهان یا قی مار خمیر شده بود . به او گفتم: این صله است یا زکات یا صدقه؟ که اینها بر ما اهل بیت حرام است . گفت: نه این است و نه آن، بلکه هدیه است . به او گفتم: زنان فرزند مرده بر تو بگریند!آیا از راه آیین خدا وارد شده ای تا مرا بفریبی؟ آیا رشته عقل و ادراکت از هم گسیخته و مختبطی یا دیوانه وار هذیان می گویی؟ ...
این سخنان، تشبیهی شاعرانه و یا سخنی از سر اغراق و مبالغه نیست، بلکه تبیین حقیقتی است که امروز مشهود اولیای خدا و فردا مشهود همگان خواهد بود .
حدیث شریف معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز بخش دیگری از این حقایق را تبیین می کند. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در معراج گروهی را مشاهده کردند که با داشتن غذایی نیکو، گوشت مردار می خورند و در پاسخ سؤال آن حضرت، درباره آنان گفته شد: اینان کسانی هستند که در دنیا با امکان دستیابی به طعامی حلال، به غذای حرام آلوده شدند . (1050)
قرآن کریم در آیات فراوانی از جمله آیات سوره مبارکه واقعه، از این اسرار پرده بر می دارد و شایسته است اگر از همت و توفیق دستیابی به مرتبت رفیع مشاهده این حقایق بی بهره ایم، دست کم از اصل معارف قرآنی در این زمینه غافل نباشیم .

6- هدایت پیامبران و امامان (ع)

پیامبران و امامان (علیهم السلام ) هدایت به صراط مستقیم را از خدای سبحان طلب می کردند و هدایتی که بهره ایشان می شد به وسیله نزول فرشتگان خاص و وحی های تکوینی بود، نه تشریعی .
قرآن کریم با اشاره به هدایت پیامبران گذشته، به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرماید: أولئک الذین هدی فبهداهم اقتده (1051)؛ زیرا آنان بعد از اصل اهتدا و دریافت وحی تشریعی و اعتقاد به ره آورد فرشتگان و عمل به آن، از خداوند سبحان هدایت به راه راست را مسئلت می کردند؛ چون وسیله اهتدای آنان افراد بشر نیستند . از این رو آنان با دریافت فیض ویژه که امر تکوینی خداست به مقصد می رسیدند . البته اختیار آنان در همه احوال محفوظ بود .