فهرست کتاب


تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

آیت الله عبدالله جوادی آملی‏

3 - هدایت تکوینی در قرآن کریم

در بحث تفسیری گذشت که هدایت تشریعی همان راهنمایی از طریق وحی و قانونگذاری است و راه مشخص و محدود آن دریافت قانون از قرآن کریم و سنت معصومان (علیه السلام ) برای آگاهی به حلال و حرام الهی است و به آن ارائه طریق ، یعنی نشان دادن راه گفته می شود . اما هدایت تکوینی که از آن به ایصال به مطلوب ، یعنی رساندن به مقصود و مقصد تعبیر می شود مرز محدودی ندارد . اکنون به برخی از آیات قرآن کریم که ناظر به هدایت تکوینی است اشاره می شود:
الف: (و من یؤمن بالله یهد قلبه ) (1004) . از این آیه کریمه بر می آید که هدایت تکوینی آنگاه نصیب انسان می شود که بخشی از راه را پیموده باشد .
ب: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا (1005) . هدایتی که پس از ایمان به خدا و مجاهدت در راه او نصیب مؤمنان مجاهد می گردد همان هدایت تکوینی است .
ج: و الذین اهتدوا زادهم واتیهم تقویهم (1006) . خدای سبحان به هدایت یافتگانی که اهل سلوک و عمل باشند پاداش می دهد و پاداش آنان نیز هدایت است و این هدایت دوم هدایت تکوینی و پاداشی است که با آن، پیمودن بقیه راه آسان می شود و به صورت کشش و جذبه ای است که گاهی انسان آن را در درون خود می یابد و او را مجذوب کار نیک می کند .
گاهی نیز خداوند به هدایت تکوینی خود به عنوان پاداش مؤمن، دلهای دیگران را به او گرایش می دهد ان الذین امنوا و عملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودا (1007) و آنگاه او، هم محبوب خداست و هم محبوب خلق خدا و از این رو بندگان خدا که محب اویند برایش دعا می کنند و دعای دل علاقه مند مؤثر است .
در مقابل پاداشی که به صورت هدایت تکوینی به مهتدیان و مجاهدان داده می شود، اگر کسی پس از بینایی کوری را برگزید: فاستحبوا العمی علی الهدی (1008) و مستکبرانه با دین برخورد کرد و پس از مهلتی که برای توبه به او داده می شود بازنگشت، توفیق فهم آیات الهی و پذیرش حق از او گرفته می شود: سأصرف عن ایاتی الذین یتکبرون فی الأرض بغیر الحق (1009) و هم سفری ابدی برایش تعیین و به ولایت او سپرده می شود: و من یعش عن ذکر الرحمن نقیض له شیطانا فهو له قرین (1010)
د: قد جائکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام (1011) . این آیه کریمه به خوبی بیانگر تفاوت هدایت تکوینی و تشریعی است؛ زیرا از یک سو سخن از نور و کتاب مبینی دارد که برای هدایت همه انسانها از جانب خدای سبحان نازل شده است و در آیاتی مانند (هدی للناس ) (1012)، (لیکون للعالمین نذیرا ) (1013) و (ذکری للبشر) (1014) مطرح شده است و از سوی دیگر سخن از هدایت مؤمنان تابع و طالب رضوان دارد؛ آنان که هر کاری را برای خدا انجام می دهند و راهیان راه او هستند . خدای سبحان تکوینا در مرحله بقا از اینان دستگیری کرده، آنها را به سلامت و سهولت از گذرگاه پرخطر دنیا عبور می دهد .
(سبل السلام) همان سلامت در نشئه های سه گانه میلاد، موت و مبعث است که درباره حضرت مسیح (علیه السلام ) وارد شده و نیز در سخن حضرت یحیای شهید با اندک تفاوتی آمده است: و السلام علی یوم ولدت و یوم أموت و یوم أبعث حیا . (1015) کسی که با سلامت زیسته، با سلامت می میرد و کسی که با سلامت مرده باشد، در قیامت به سلامت برانگیخته می شود و این همان هدایت به صراط مستقیم است: و یهدیهم الی صراط مستقیم (1016)
هدایت به سبل السلام که با سلامت به مقصد رساندن است و ویژه طالبان رضوان الهی است، همان هدایت تکوینی است و گرنه هدایت تشریعی که فرستادن پیامبران و تبلیغ احکام به وسیله آنان است اختصاص به مؤمنان ندارد .
تذکر: هدایت تکوینی به معنای با سلامت به مقصد رساندن ویژه مؤمنان است و گرنه به معنای عام آن (ایصال به مطلوب) عمومی است و اختصاصی به مؤمنان ندارد؛ زیرا خدای سبحان با هدایت تکوینی خود همه را به مقصد می رساند، هدف سلک الهی باشد یا شیطانی . هدایت تکوینی کافران و فاسقان به سوی جهنم نیز به امر الهی و به وسیله فرشتگان است: فاهدوهم الی صراط الجحیم (1017)؛ زیرا یکی از عذابهای کافران در قیامت گم کردن راه مقصودشان (جهنم ) است و پس از حیرت و سرگشتگی، گروهی از فرشتگان آنان را به جهنم می رسانند . هدایت به جهنم بدون تردید هدایتی تکوینی است؛ زیرا در آن روز بسط تشریع، تکلیف و عمل اختیاری مکلفانه برچیده می شود؛ چنانکه هدایت بهشتیان به بهشت نیز به هدایت تکوینی است: (الحمدلله الذی هدانا لهذا) . (1018)
ه: و لقد مننا علی موسی و هرون و ونجیناهما و قومهما من الکرب العظیم و نصرناهم فکانوا هم الغالبین و اتیناهما الکتاب المستبین و هدیناهما الصراط المستقیم (1019)؛ بر موسی و هارون (علیهما السلام ) منت (1020) نهادیم و در جنگ پیروزشان کردیم و به آنان تورات دادیم و به راه راست هدایتشان کردیم . این هدایت تشریعی نیست، زیرا اگر هدایت تشریعی بود مخصوص موسی و هارون (علیهما السلام ) نبود، بلکه همه بنی اسرائیل را شامل می شد .
و: فمن یرد الله أن یهدیه یشرح صدره للأسلام و من یرد أن یضله یجعل صدره ضیقا حرجا کأنما یصعد فی السماء کذلک یجعل الله الرجس علی الذین لا یؤمنون (1021)؛ آنان که خدا هدایتشان را بخواهد، دلهاشان را می گشاید و قلب گشاده و مشروح توان درک معارف بلند را دارد: ان هذه القلوب أوعیة فخیرها أوعاها (1022) و هر که را بخواهد گمراه کند قلبش را تنگ می کند.هدایت گروه اول و اضلال گروه دوم هر دو تکوینی است؛ زیرا در نظام تشریع، راه برای همه باز است و سخن از هدایت جهانیان مطرح است و این هدایت تکوینی است که پس از هدایت عمومی و همگانی، برای راهیان راه راست به صورت گشادگی سینه و برای منحرفان به صورت تنگ جانی ظهور می کند .
سینه گشاده و جان مشروح همانند دریایی عظیم است که اگر چیزی بر آن وارد شود دگرگونش نمی کند و اگر چیزی از آن برگرفته شود از آن نمی کاهد . قلب مشروح نه با حادثه ای تلخ اندوهگین و نه با پدید آمدن نعمتی گوارا، شادمان می شود؛ زیرا هر دو را آزمون الهی می داند .
ز: نحن نقص علیک نبأهم بالحق انهم فتیة امنوا بربهم و زدناهم هدی ؛ (1023) اصحاب کهف رادمردان و جوانمردانی بودند که به خدا گرویدند و خداوند بر هدایتشان افزود . هدایتی که پس از هدایت آغازین افزوده می شود، تبیین احکام نیست، بلکه آسان کردن سلوک و رهپویی به سوی خداست که همان هدایت تکوینی است .
ح: و هدوا الی الطیب من القول و هدوا الی صراط الحمید (1024) . هدایت بهشتیان به سخن نیک و پاکیزه نیز هدایت تکوینی است و گرنه خدای سبحان در هدایت تشریعی به همه فرمان نیکو سخن گفتن و پرهیز از سخنان گزنده داده است .
ط: انک لا تهدی من أحببت و لکن الله یهدی من یشاء (1025) . از این آیه کریمه امتیاز هدایت تکوینی بر تشریعی به خوبی استفاده می شود . همین مضمون در آیه دیگر به این صورت آمده است و کذلک أوحینا الیک روحا من أمرنا ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به من نشاء من عبادنا . (1026)
هدایتی که شامل گروهی خاص ( من یشاء) می شود، هدایت تکوینی است و گرنه هدایت تشریعی برای همه انسانهاست . کار پیامبر تبلیغ احکام دین به همه انسانهاست: ( و ما علی الرسول الا البلاغ (1027) و تنها گروه خاص بر اثر پذیرش هدایت تشریعی دلهایشان نورانی و به صراط مستقیم هدایت می شوند. گروههای فراوانی نیز از پذیرش هدایت تشریعی سرباز می زنند؛ همان گونه که در غدیر خم، پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم بر اساس یا أیها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک (1028) خلافت و ولایت علی بن ابی طالب (علیه السلام) را به مردم ابلاغ کرد، ولی جز گروهی اندک همه از آن روی گردان شدند.
تذکر: همان گونه که خدای سبحان در پاسخ عبد مستعین: (ایاک نستعین )، راه برخورداری از استعانت را بیان کرده است: (استعینوا بالصبر و الصلوة) (1029)، در پاسخ عبد سالکی که طالب هدایت تکوینی است: (اهدنا الصراط المستقیم ) نیز راههای وصول و دستیابی به هدایت تکوینی را بیان کرده است که همان بهره بردن از هدایت تشریعی و گرویدن به آن و سپس اطاعت، عبادت، انابه و مانند آن است:
( و من یؤمن بالله یهد قلبه ) (1030)، (و ان تطیعوه تهتدوا) (1031)، (یهدی الیه من أناب ) (1032)، (یهدی الیه من ینیب ) (1033)، نورا نهدی به من نشاء من عبادنا (1034)

4 - هادی بالذات و شئون هدایتی او

همان گونه که دستور اطاعت از رسولان الهی و اولوالأمر با توحید عبادی و معبود بالذات بودن خدای سبحان منافاتی ندارد و دستور استعانت از صبر و نماز و مانند آنها با حصر استعانت در خدا هماهنگ است، (1035) اسناد هدایت به قرآن کریم یا پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نیز با هادی بالذات بودن خدای سبحان سازگار است؛ زیرا اسناد هدایت به قرآن یا پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم اسناد به وجهی از وجوه الهی است و غیر خدا هرگز در هدایت مستقل نیست .
توضیح این که، هدایت در قرآن کریم گاهی به خدای سبحان اسناد داده می شود: و الله یهدی من یشاء الی صراط مستقیم (1036) و گاهی به غیر خدا؛ مانند اسناد آن به قرآن: ان هذا القرآن یهدی للتی هی أقوم (1037)، یا به پیامبران: (و جعلناهم ائمد یهدون بأمرنا ) (1038)، یا به رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم انک لتهدی الی صراط المستقیم (1039) و یا به عالمان و شایستگان بشری: و من قوم موسی أمة یهدون بالحق و به یعدلون (1040)
اسناد هدایت به خدا، اسناد آن به هادی اصیل و بالذات است و اما اسنادش به دیگران اسناد به شئون هدایتی آن هادی بالذات است، نه اسناد به هادی دیگری از خدای سبحان؛ زیرا محال است خدا رب بالذات و معبود و مستعان بالذات و محض باشد، ولی دیگری هادی مستقل یا شریک هدایت الهی باشد .
بر اساس توحید افعالی، هر فاعلی (در هدایت یا غیر آن ) درجه ای از درجات و شأنی از شئون فاعلیت خدای سبحان است و قرآن کریم برای تبیین این حقیقت همان گونه که در آیاتی چند، هدایت را به هادیانی مانند پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نسبت می دهد، در برخی آیات نیز به صراحت هدایت را از غیر خدا نفی می کند و بر آن برهانی نیز اقامه می کند: قل هل من شرکائکم من یهدی الی الحق قل الله یهدی للحق أفمن یهدی الی الحق أحق أن یتبع أمن لا یهدی الا أن یهدی فما لکم کیف تحکمون (1041)؛ خداست که به حق هدایت می کند، نه دیگران . آیا کسی که به حق هدایت می کند او شایسته اطاعت و پیروی است یا آن که تا خود هدایت نشود، توان هدایت دیگران را ندارد .
تردید در ذیل این آیه کریمه بین دو هادی به حق است، نه بین هادی و مضل، ولی چون یکی از دو هادی به حق، یعنی خدای سبحان منشأ و سرچشمه هدایت و هادی بالذات است و دیگری از خود چیزی ندارد، ابتدا باید خود مهتدی شود تا توان هدایت دیگران را بیابد . از این رو هادی بالذات شایسته (1042)پیروی است .
بنابراین، هادی بالذات خداست و نمازگزاران هنگام قرائت کریمه (اهدنا الصراط المستقیم ) هدایت را از او که هادی بالذات است می طلبند و او که هادی بالذات است به وسیله قرآن، پیامبر و اولیایش که ابتدا خود مهتدی شده اند و سپس به اذن خدا هادیند، جامعه انسانی را هدایت می کند: قد جائکم من الله نور و کتاب مبین یهدی به الله من اتبع رضوانه سبل السلام (1043) .
کسی که مهتدی و بر محور حق نباشد نمی تواند هادی دیگران باشد، البته بین کسی که مهتدی، حق محور و مع الحق (با حق ) است، مانند اولیای الهی: علی مع الحق و الحق مع علی یدور حیثما دار (1044) و آن که حق از اوست و حق از او نشئت گرفته و فاعل و سبب ظهور آن است: (الحق من ربک) (1045) فرق روشنی است؛ امام حق محوری است که ابتدا خود مهتدی و سپس هادی غیر می شود، ولی خدای سبحان منشأ حق و هادی بالذات است و او که همه نظام آسمانها و زمین سربازان آماده اویند: لله جنود السموات و الأرض (1046) به خوبی می داند چگونه هدایت کند و چه کسانی را ابتدا مهتدی و سپس هادی دیگران قرار دهد.
تذکر: 1 - چنین نیست که هدایت الهی همواره از طریق مسجد و مدرسه و از طریق استاد به شاگرد باشد، بلکه گاهی از طریق همکار و همسایه و نیز گاهی از طریق شاگرد به استاد است . از این رو بسیاری از بزرگان علم، فیضهای فراوانی را به وسیله شاگردان و پرسشهای آنان دریافت می کنند و راه تحقیق در مسایل علمی با احتمالاتی که پرسشهای شاگردان القا می کند، بر ایشان گشوده می شود .
2 - خدای سبحان که هادی بالذات است، چنانکه قبلا بیان شد، گاهی با وحی و قانونگذاری که هدایت تشریعی است انسانها را از منافع پیمودن صراط مستقیم آگاه می کند و از خطرات سقوط از آن با خبر می سازد؛ گاهی نیز با هدایت تکوینی، دست انسان را گرفته او را به مقصد و مقصود می رساند .

5 - شهود ملکوت با نور هدایت

برخی از مراحل هدایت تکوینی که مطلوب ما در سوره حمد است، شهود اسرار و حقایقی است که بار یافتگان به پایگاه رفیع شهود ملکوت از آن بهره مند شده، خود را در برابر گناه مصونیت بخشیده اند . قرآن کریم و روایات اهل بیت (علیهم السلام ) از بخش ناچیزی از این حقایق پرده بر می دارد و معرفت آن را به انسانها ارزانی می دارد؛ مثلا درباره خوراک اهل جهنم می فرماید: فلیس له الیوم هیهنا حمیم و لا طعام لا من غسلین لا یأکله الا الخاطون (1047) و به کسانی که جز چرک پلید (غسلین ) خوراکی ندارند، خطاب می شود که این خوراکها ظهور همان تبهکاریهای شماست: هل تجزون الا ما کنتم تعملون . (1048)
اولیای الهی درون گناه را در دنیا این گونه می بینند و از این رو از آن منزجرند و هرگز به آن دست نمی آلایند؛ همان گونه که حضرت امیرالمؤمنین (علیه السلام ) رشوه را معجونی منفور که گویا با زهر افعی آمیخته شده می بیند و می فرماید: و أعجب من ذلک طارق طرقنا بملفوفة فی وعائها و معجونة شنئتها کأنما عجنت بریق حیة أو قیئها . فقلت: أصلة أم زکاة أم صدقة فذلک محرم علینا أهل البیت . فقال: لا ذا و لا ذاک و لکنها هدیة . فقلت: هبلتک الهبول أعن دین الله أتیتنی لتخدعنی أمختبط أنت أم ذوجنة أم تهجر ... (1049)؛ شگفت آورتر از این (داستان عقیل ) سرگذشت کسی است که نیمه شب ظرفی سرپوشیده نزد ما آورد، ولی در آن ظرف معجونی بود که من از آن متنفر شدم؛ گویا با آب دهان یا قی مار خمیر شده بود . به او گفتم: این صله است یا زکات یا صدقه؟ که اینها بر ما اهل بیت حرام است . گفت: نه این است و نه آن، بلکه هدیه است . به او گفتم: زنان فرزند مرده بر تو بگریند!آیا از راه آیین خدا وارد شده ای تا مرا بفریبی؟ آیا رشته عقل و ادراکت از هم گسیخته و مختبطی یا دیوانه وار هذیان می گویی؟ ...
این سخنان، تشبیهی شاعرانه و یا سخنی از سر اغراق و مبالغه نیست، بلکه تبیین حقیقتی است که امروز مشهود اولیای خدا و فردا مشهود همگان خواهد بود .
حدیث شریف معراج پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز بخش دیگری از این حقایق را تبیین می کند. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در معراج گروهی را مشاهده کردند که با داشتن غذایی نیکو، گوشت مردار می خورند و در پاسخ سؤال آن حضرت، درباره آنان گفته شد: اینان کسانی هستند که در دنیا با امکان دستیابی به طعامی حلال، به غذای حرام آلوده شدند . (1050)
قرآن کریم در آیات فراوانی از جمله آیات سوره مبارکه واقعه، از این اسرار پرده بر می دارد و شایسته است اگر از همت و توفیق دستیابی به مرتبت رفیع مشاهده این حقایق بی بهره ایم، دست کم از اصل معارف قرآنی در این زمینه غافل نباشیم .