تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

صراط مستقیم و سبل انحرافی

صراط و سبیل از نظر معنا به هم نزدیک است، اما در قرآن کریم کلمه صراط همه جا به صورت مفرد به کار رفته است، بر خلاف سبیل که هم به صورت مفرد و هم به صورت جمع سبل آمده است: و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل (994) . سر تعدد ناپذیری صراط آن است که به خدا استناد دارد و راه مستقیم الهی یکی بیش نیست و هر چه بر خلاف آن باشد، سبیل الغی است؛ اما راههای انحرافی سبل فراوان است . این بزرگراه محفوظ که یکی بیش نیست از یک سو به خدای سبحان مرتبط است و از سوی دیگر در فطرت یکایک انسانها قرار دارد و هر کس آن را طی کند به لقای مهر خدا می رسد .
صراط مستقیم، بزرگراهی است که ورود به آن، ورود به حوزه امنیت، سلامت و هدایت است و از این رو در روایات بر قرآن و امام معصوم (علیه السلام ) تطبیق شده است و همچنین در زبان عربی از بزرگراه به این جهت که رهرو در آن از گم شدن مصون است، به امام تعبیر می شود: ( و انهما لبامام مبین ) (995)حرکت به دنبال قرآن و امام معصوم (علیه السلام ) نیز گام نهادن در این بزرگراهی است که یقینا به مقصد منتهی می شود و صراط،
همین بزرگراه است .

صراط مستقیم و سبل الهی

قرآن کریم در برابر راههای انحرافی که از پیروی آنها نفی شده است: ( و لا تتبعوا السبل ) (996)، از سبل الله نیز یاد می کند و وعده هدایت هل مجاهدت به سبل مزبور را می دهد و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا (997) . سبل الله همان راههای کوچکی است که به بزرگراه (صراط ) می پیوندد و اگر سبیلی به صراط منتهی نشد، همان راههای ضلالتی است که انسانها از پیروی آن نهی شده اند؛ زیرا به پرتگاه منتهی می شود .
دستورهای صحیح اخلاقی، فقهی، حقوقی راههای فرعی است که به صراط مستقیم توحید مرتبط است؛ چنانکه راههای انحرافی اخلاقی و مانند آن سبیلهای فرعی است که به شرک مرتبط است .
سبل الله که کثیر است از صراط مستقیم که واحد است جدا نیست و رابطه سبل الله با صراط مستقیم به دو گونه قابل تصویر است:
الف: این که سبل راههایی فرعی باشد که به صراط می پیوندد؛ همانند نورهای ضعیف گوناگون که به خورشید منتهی می شود .
ب: این که صراط مستقیم با وحدت انبساطی و گسترده ای که دارد راههای فرعی (سبل ) را نیز زیر پوشش خود داشته باشد . بر اساس این تصویر راههای فرعی نیز در حقیقت متن صراط است و از مراحل اصلی آن محسوب می شود .

استقامت و استوای صراط

صراط الهی در این آیه کریمه به استقامت و در آیه فستعلمون من أصحاب الصراط السوی ... (998) به استواء وصف شده است و هر دو تعبیر ناظر به آن است که صراط الهی هیچ گونه اعوجاجی ندارد و هیچ شیطانی را بدان دسترسی نیست، تا در آن تخلف یا اختلافی پدید آورد. تخلف آن است که در یک سلسله، مثلا، حلقه ای مفقود باشد و اختلاف آن است که به جای حلقه اصلی، حقله ای کاذب و بدلی قرار گیرد . مقاطع و حلقات مستقیم از هر دو آسیب مصون است؛ یعنی نه حلقه های آن بریده و گسسته است و نه در جای حلقات اصیل آن، حلقه ای کاذب و بدلی نشسته است؛ ولی راههای انحرافی، مبتلای به هر دو آسیب یا دست کم یکی از آنهاست .
مصونیت صراط مستقیم از دستبرد شیطان، به روشنی در قرآن کریم آمده است . شیطان پس از رانده شدن، به خداوند گفت: رب بما أغویتنی لأزینن لهم فی الأرض و لأغوینهم أجمعین الا عبادک منهم المخلصین قال هذا صراط علی مستقیم (999)؛ خدایا چون مرا گمراه کردی زشتیها را در زمین برای انسانها می آرایم و همه را به کام گمراهی می کشانم، مگر بندگان مخلص تو را که نسبت به آنان تزیین و اغوا ندارم . انسان که زیباپسند و گرفتار خواسته های دل است، فریفته این زیباییها شده، از حرکت به سوی خدا باز می ماند . خداوند سبحان در پاسخ فرمود: خود عهده دار حفظ این راه بوده، به دست تو نمی سپارم .
ممکن است شیطان، سالکان صراط مستقیم را مجذوب کرده، از راه باز دارد، اما هرگز توان دسترسی به اصل راه را ندارد؛ زیرا مصادیق صراط مستقیم در جهان عینی همان دین ، قرآن و پیشوایان معصوم هستند و اینها از دسترس شیطان مصونند . در همین آیه کریمه نیز جمله ( الا عبادک منهم المخلصین ) اعتراف به عجز از دستبرد به صراط است؛ زیرا صراط مستقیم مسیر همان عباد مخلص است .
پس، از طرفی شیطان را به صراط مستقیم راهی نیست و از سوی دیگر پیامبر و خدا بر صراط مسقیمند . خدای سبحان به رسول خود می فرماید: تو بر صراط مستقیمی: (انک علی صراط مستقیم ) (1000) و کارهای خود را نیز بر صراط مستقیم معرفی می کند: ما من دابة الا هو اخذ بناصیتها ان ربی علی صراط مستقیم (1001) . بنابراین، انحراف مربوط به راهیان است، نه خود راه؛ آن هم راهیانی که به مرتبه اخلاص( الا عبادک منهم المخلصین ) نرسیده باشند و گرنه شیطان را به حریم پاک وجود مخلصان راهی نیست .
تذکر: مستقیم بودن صراط، گذشته از مضمون قبلی، مطلب دیگری را که همان استقامت و پایداری سالک باشد به همراه دارد: الذین قالوا ربنا الله ثم استقاموا (1002)
لطایف و اشارات