تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

راه نور و راهیان نورانی

انسان که موجودی پویا و سالک است، برای آن که مقصد و غایت سلوکش لقای مهر رب العالمین باشد، نیازمند مسلک و صراطی است که از آسیب اعوجاج مصون و از دستبرد اهریمن مأمون باشد و محتاج نور هدایتی است که راه را به وی نموده، او را قدم به قدم تا به مقصد راهنمایی کند .
خدای سبحان راه سلوک و وصول سالکان کویش را ترسیم کرده، همگان را به حرکت در آن برای وصول به اوصاف جمالی خود فرا خوانده است .
عبد سالک در این آیه کریمه، به تعلیم خدای سبحان، هدایت به صراط مستقیم را مسئلت می کند و هدایت بر دو گونه است: تشریعی و تکوینی . (963)
هدایت تشریعی عبارت است از ارائه قانون سعادت بخش، تعلیم معارف، تبلیغ احکام دین و امر به فضایل و نهی از رذایل از طریق وحی و رسالت که از آن به ارائه طریق یاد می شود؛ اما هدایت تکوینی آن است که پروردگار، نیروهای علمی انسان را از بینش خاص و نیروهای عملی او را از کشش و کوشش مخصوص برخوردار کند تا فهم یا مشاهده معارف الهی و پیمودن راه و نیل به هدف نهایی به وفق مراد حاصل شود و به عبارتی دیگر دستگیری قدم به قدم از عبد سالک و رساندن او به مقصد . از این رو به ایصال به مطلوب موسوم است .
هدایتی که در آیه کریمه (اهدنا الصراط المستقیم )، از خدای سبحان مسئلت می شود هدایت تکوینی است، (964)، نه تشریعی؛ زیرا گوینده آن (نمازگزار یا قاری قرآن ) پس از شناخت خدا، دریافت معارف و احکام دین و گرویدن به آن، از خداوند هدایت می طلبد . پس او در پی کسب و تحصیل حاصل نیست، بلکه او هدایتی نورانی می طلبد که در پرتو آن هم راه را به خوبی ببیند و هم پرتگاههای اطراف آن را بشناسد: الیمین و الشمال مضلة و الطریق الوسطی هی الجادة (965)
سر این که عبد سالک همواره باید هدایت به صراط مستقیم را از خدای سبحان بخواهد ( در نماز یا تلاوت قرآن )، این است که راه انسان به سوی خدا مقاطع و مراحل فراوانی دارد و انسان به هر مرحله از مراحل کمال که نایل شد، گرچه فعلا نسبت به آن مرحله نورانی و بیناست، لیکن دوام آن کمال و بقای آن حال نیازمند به دوام افاضه است؛ چنانکه نسبت به مراحل برتر، تاریک و نابیناست . حتی اولیای الهی که بسیاری از مراحل کمال را پیموده اند، باز ممکن است بسیاری از حقایق را ندیده، همچون موسای کلیم (علیه السلام ) سخن از (رب أرنی أنظر الیک) (966) داشته باشد . از این رو هر کس به مرتبه ای از کمال در معرفت و عمل دست یافت، از سویی باید ثبات قدم در آن مرتبه کمالی را از خدا بخواهد: (لا تنزع منا صالحا أعطیتنا) (967)، (فلا تسلب منی ما أنا فیه ) (968)، و از سوی دیگر برای رسیدن به مراتب برتر، نور هدایت بخواهد، تا حدوث کمال به بقای آن متصل گردد و مراحل ابتدایی آن به مقاطع نهایی بپیوندد؛ چنانکه در تطبیق حکم کلی بر مصداق و تشخیص وظیفه، نیاز به هدایت است .
هدایت تشریعی و آشنایی با معارف دین گرچه لازم و مایه تمامیت حجت است، لیکن گاهی به تنهایی برای رسیدن به مقصد کافی و کارساز نیست؛ چنانکه بسیاری از عالمان دین و دانایان احکام و حکم شریعت بر اثر حرمان از شهود باطن نفرت انگیز گناه، بدان دست آلودند . این هدایت تکوینی و نور بصیرت درونی است که به عبد سالک مصونیت می بخشد .
نمازگزار در این بخش از سوره حمد ضمن این که توفیق نگهبانی و نگهداری یافته های پیشین را می طلبد، وصول به مراتب برتر، از جمله شهود باطن عالم و حقیقت و درون گناه را می طلبد . این هدایت و شهود در برابر عمی و کوری باطن است . هدایت نه تنها دانش دل بلکه بینش دل است و مهتدی کسی است که نه تنها حق را بداند بلکه آن را ببیند . قرآن کریم دانشی را هدایت می داند که به بینش منتهی گردد و به بار عمل بنشیند و گرنه دانشمند فاقد بینش، مبتلای به نوعی کوری است .
خدای سبحان درباره قوم ثمود می فرماید: آنان را راهنمایی کردیم، ولی آنان کوری را بر هدایت ترجیح دادند و أما ثمود فهدیناهم فاستحبوا العمی علی الهدی (969) . بنابراین، کسی که تنها، حق را می داند اما نه آن را می بیند و نه راهی را طی می کند کور است و این، کوری دل و چشم سر است، نه نابینایی چشم سر: لا تعمی الأبصار و لکن تعمی القلوب التی فی الصدور (970) و آنان که کوری را بر هدایت ترجیح دادند به عذاب ذلت گرفتار می شوند: فأخذتهم صاعقة العذاب الهون بما کانوا یکسبون (971) و عذاب ذلت عذابی معنوی است که قلب روح را می گذارد و بدتر از عذاب جسمانی است که با بدن سرو کار دارد: کلما نضجت جلودهم بدلنا هم جلودا غیرها لیذقوا العذاب (972) .
پس هدایت، نور باطن و ضلالت کوری باطن است و (اهدنا الصراط المستقیم ) درخواست بینش از خدای سبحان است .
انسان در برابر اموری که حقیقت آنها برایش به خوبی مکشوف و آشکار است، مانند خودسوزی و خوردن سم، مصون نسبی است و اولیای الهی که همه گناهان را این گونه بی پرده می بینند، معصوم مطلقند. با چنین بینشی انسان هر گناهی را آتش سوزان و سم کشنده دیده، از آن می پرهیزد و جایگاه این بینش عمیق، قلب مجرد است، نه چشم مادی ظاهر . اگر انسان باطن گناه را که سخت نفرت انگیز است با بصیرت درون ببیند و به شهود دریابد، از گناه آن گونه منزجر می شود که از لجن گندیده و بدبو متنفر است .
مؤمنان و صالحانی که از نور هدایت تکوینی بهره مند شدند، هم در دنیا نورانی هستند و هم در آخرت؛ قرآن کریم درباره دنیایشان می فرماید: و جعلنا له نورا یمشی به فی الناس (973)، و کذلک أوحینا الیک روحا من أمرنا ما کنت تدری ما الکتاب و لا الایمان و لکن جعلناه نورا نهدی به من نشاء من عبادنا (974) و این نور ثمره علوم حصولی نیست؛ زیرا بسیاری از منحرفان نیز از علوم حصولی بهره مندند، ولی مؤمن با این نور هم خود به خوبی می بیند و هم به جامعه انسانی بینش می دهد . درباره آخرت آنان نیز می فرماید: نورهم یسعی بین أیدیهم و بأیمانهم (975)؛ نور مؤمنان بهشتی هم پیشاپیش آنان می دود و هم اطرافشان را روشن می کند .
تذکر: هدف نهایی و اصلی رسالت رسولان خارج کردن انسانها از تاریکیها و نورانی کردن آنان است: کتاب أنزلناه الیک لتخرج الناس من الظلمات الی النور باذن ربهم الی صراط العزیز الحمید (976)، و قیام به قسط که در آیه کریمه لقد أرسلنا رسلنا بالبینات و أنزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط (977) آمده است، هدفی است متوسط، نه نهایی . نوری که رسیدن به آن، هدف نهایی رسالت است، در آغاز، نور هدایت تشریعی و سپس نور هدایت تکوینی است .

معیت خدا با سالکان صراط

قرآن کریم درباره مجاهدان راه خدا، هم این حقیقت را بیان می کند که خداوند نیازی به مجاهدت آنان ندارد و این انسان است که از جهاد بهره می برد: و من جاهدنا فأنما یجاهد لنفسه ان الله لغنی عن العالمین (978) و هم به آنان وعده هدایت تکوینی و همراهی ویژه ای می دهد: و الذین جاهدوا فینا لنهدینهم سبلنا و ان الله لمع المحسنین (979) . خدای سبحان که صاحب راه است (سبلنا) لحظه به لحظه از راهیان دستگیری می کند؛ زیرا همواره با آنان است .
خدای سبحان دو گونه معیت دارد: یکی معیت قیومیه مطلق که همه کس و همه چیز را زیرپوشش دارد: ( و هو معکم أینما کنتم ) (980) و محصول آن نیز هدایتی عمومی و فراگیر است: ربنا الذی أعطی کل شی ء خلقه ثم هدی . (981) و دیگری معیت خاص که هدایت خاصی را به همراه دارد و هدایت خاص تکوینی مورد بحث همان هدایت ویژه ای است که محصول معیت خاص است: ان الله مع الذین اتقوا و الذین هم محسنون (982) . معیت مطلق اختصاص به مؤمنان ندارد، بلکه برای تبهکاران نیز به صورت (ان ربک لبالمرصاد) (983) ظهور می کند .
درخواست هدایت در آیه (اهدنا الصراط المستقیم ) مسئلت معیت و همراهی ویژه ای است که خدای سبحان با محسنان و صالحان دارد و محصول آن همین هدایت خاص تکوینی است .

ملاقات انسان با خدا

یکی از ویژگیهای سلوک الی الله این است که هدف و مقصد نهایی آن، خدای نامتناهی است و بنابراین، راه به سوی او نیز نامحدود خواهد بود و انسان در هر راهی گام بردارد به خدا می رسد، لیکن او اسمای حسنای فراوانی دارد؛ هم أرحم الراحمین است و هم أشد المعاقبین . برخی از انسانها به لقای مهر أرحم الراحمین وگروهی از راهیان به لقای قهر أشد المعاقبین می رسند .
قرآن کریم درباره ملاقات همه انسانها با خدا می گوید: یا أیها الانسان انک کادح الی ربک کدحا فملاقیه فأما من أوتی کتابه بیمینه فسوف یحاسب حسابا یسیرا و ینقلب الی أهله مسرورا و أما من أوتی کتابه وراء ظهره فسوف یدعوا ثبورا و یصلی سعیرا (984)؛ گروهی که نامه عملشان به دست راستشان سپرده شده با سهولت از موقف حساب گذشته، به سوی هم فکران خود باز می گردند و گروه دیگر که نامه عمل خود را از پشت سر دریافت می کنند، به آتشی افروخته افکنده می شوند. اینان همان تبهکارانی هستند که در دنیا قرآن را پشت سر انداختند: (نبذوه وراء ظهورهم ) (985) و دریافت کتاب از پشت سر، تمثل اعمال آنان در دنیاست . پس چنین نیست که انسان به لقای خدا نرسد؛ منتها باید بکوشد به لقای جمال خدای غفار و ستار برسد، نه به لقای جلال خدای قهار .
انسانها در رسیدن به لقای الهی همانند آبهایی هستند که به سوی دریا روانند؛ رودخانه های بزرگ تا به عمق دریا به پیش می روند ولی جویباران کوچک فقط به اوایل آن می رسند .
هیچ کس نمی تواند از لقای خدا سر باز زند و او را عاجز و ناتوان کند: و الذین یسعون فی ایاتنا معاجزین أولئک فی العذاب محضرون (986)، و لا یحسبن الذین کفروا سبقوا (987) کافران نیز به هر سو که رو کنند با عذابی مواجهند که از هر عذابی دردناکتر است: فیومئذ لا یعذب عذابه أحد و لا یوثق وثاقه أحد (988)؛اما در میان همه راههایی که به او منتهی می شود، یک راه، مستقیم و دیگر راهها انحرافی است: و أن هذا صراطی مستقیما فاتبعوه و لا تتبعوا السبل (989) جز راهی که انسان را به خدای رحمان می رساند و نمازگزار در این آیه کریمه هدایت به آن را می طلبد، دیگر راهها همه گمراهی و ضلالت است و به خدای منتقم منتهی می شود . انسان گمراه و گم شده نیز به مقصد نهایی خود (جهنم) هدایت می شود: (فاهدوهم الی صراط الجحیم ) . (990) گمراهان جمال خدا را ملاقات نمی کنند: کلا انهم عن ربهم یومئذ لمحجوبون (991)، اما جلال و قهر الهی را ملاقات می کنند؛ چون خود می گویند: (ربنا أبصرنا و سمعنا ) (992)