فهرست کتاب


تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

آیت الله عبدالله جوادی آملی‏

4 - یقین عبادی و آثار آن

در بحث گذشته با استناد به آیه کریمه و اعبد ربک حتی یأتیک الیقین (889) بیان شد که یقین، محصول و فایده عبادت است، نه مرز عدمی آن. اکنون باید به تبیین این حقیقت بپردازیم که یقین حاصل از عبادت با یقین فراهم آمده از کار علمی و یا مشاهده معجزه متفاوت است .
یقین از راههای گوناگون حاصل می شود و یقینهای حاصل از عوامل و اسباب مختلف یکسان نیست؛ مثلا یقینی که برای فرعون و اطرافیان وی با مشاهده معجزه عصای موسی حاصل شد، یقینی نبود که آنان را از ظلمتها به نور هدایت کند . وقتی عصای موسی به اژدهایی دمان تبدیل شد و سحر ساحران را به کام خود کشید، حقانیت حضرت موسی (علیه السلام ) برای فرعون و فرعونیان آشکار شد، اما آنان با داشتن چنین یقینی آیات روشن و روشنگر حق را انکار کردند: وجحدوا بها و استیقنتها أنفسهم ظلما و علوا فانظر کیف کان عاقبة المفسدین (890) . همچنین یقین علمی عالمان بی عمل،بی اثر است، اما نور یقینی که با چراغ عبادت پدید آید و بر جان عابد پرتو افکند، کارساز است و عابد را نجات می دهد .
منشأ و سر تبهکاری انسان و تن دادن وی به گناه این است که لعابی شیرین از لذتها بر روی گناهان کشیده شده است و انسان عادی و خام،لعاب بیرونی را می بیند، ولی از دیدن درون آن عاجز است و به شوق ظاهر شیرین آن پیش می رود و به دام درونش می افتد . آنان که با عبادت به نور یقین رسیدند، قدرت شهود درون و بیرون را دارند و هرگز به گناه که درونش سم کشنده و آتش سوزان است دست نمی آلایند .
آنان که با عبادت به علم الیقین دست یافتند، به تصریح قرآن کریم قدرت شهود آتش دوزخ را خواهند یافت: ألهیکم التکاثر ... کلا لو تعلمون علم الیقین الترون الجحیم (891)
آنان که از دام تکاثر رهیدند (892) و به علم الیقین که محصول عبادت است (و نه استدلال و برهان )، آراسته شدند، هم اکنون جهنم را می بینند؛ همان گونه که یاران سیدالشهداء (علیه السلام ) در شب عاشورا پس از آن که بر یاری آن حضرت مصمم شدند، با ارائه آن حضرت، قرارگاه خود را در بهشت مشاهده کردند (نه این که براثر شهود و برای رسیدن به آن جنگیده باشند).
پس یقین حاصل از عبادت همان شهود است و چون درجات آن نیز بی نهایت است، هدف نهایی عبادت نیز بی نهایت خواهد بود .

5- گسستره ضمیر جمع در نعبد

گستره ضمیر جمع در کلمه نعبد به مرتبه معرفت نمازگزار وابسته است؛ مراد نمازگزار متوسط از (ایاک نعبد)، خود اوست، با جمیع شئون ادراکی و تحریکی اش، آن هم در صورتی که همه حواس ظاهری و باطنی او، در عبادت حضور داشته باشند . برتر از او نمازگزاری است که مرادش از نعبد، اعم از خود و دیگر نمازگزاران است . اما نمازگزاری که همه عوالم هستی را مربوب خدای سبحان و همه را در حال عبادت او می داند، از دریچه ضمیر متکلم مع الغیر در نعبد گستره همه عوالم هستی را می نگرد .
قرآن کریم سراسر جهان را عبد خدای سبحان معرفی می کند ان کل من فی السموات و الأرض الا اتی الرحمن عبدا (893) . در قیامت که همه موجودات آسمانی و زمینی، بنده وار به پیشگاه خدای رحمان می آیند، عبد بودن آنان آشکار می شود .
اگر انسان این حقیقت را دریافت که هر موجودی مربوب خداست و رابطه اش با خدا رابطه عبد و مولاست، نه تنها خود و همه اعضا و جوارحش، بلکه همه عوالم هستی را در حال عبادت یافته و خود را هماهنگ با کاروان بزرگ عابدان می بیند . چنین نمازگزاری برای رسیدن به رفاهی خاص مانند بهره وری از بهشت و یا رهایی از رنجی مخصوص همانند آتش دوزخ، خدا را عبادت نمی کند؛ زیرا او بهشت و جهنم را نیز مربوب رب العالمین و عبد مولای مطلق می داند، که با کاروان بزرگ عابدان حق تعالی هماهنگ و همراهند . از این رو از خدا تنها لقای او را می خواهد و این همان دین خالصی است که ویژه خدای سبحان است: (لله الدین الخالص ) (894)، قل الله أعبد مخلصا له دینی (895)

6- توحید عبادی و اطاعت از رسول

همه پیامبران الهی انسانها را به توحید عبادی فرا می خواندند؛ چنانکه حضرت هود (علیه السلام ) به قوم خود فرمود: یا قوم اعبدوا الله ما لکم من اله غیره (896) . گرچه لسان جمله (اعبدوالله ) حصر نیست، اما جمله (ما لکم من اله غیره ) بیانگر حصر عبادت، در حق خدای سبحان و مفسر گویای لا اله الا الله است . (897)
حضرت صالح (علیه السلام ) نیز همین سخن را با قوم خود گفت: یا قوم اعبدوا ما لکم من اله غیره . (898) همچنین درباره شعیب (علیه السلام ) می فرماید: و الی مدین أخاهم شعیبا قال یا قوم اعبدوا ما لکم من اله غیره (899) و در دستوری جامع، خدای سبحان به رسولش می فرماید: (قل الله أعبد مخلصا له دینی ) (900) این جمله که با تقدیم مفعول بر فعل مفید حصر است، همان لسان (ایاک نعبد) را دارد و کلمه (مخلصا) مؤکد همان معنایی است که از حصر استفاده می شود .
تذکر: تقدیم مفعول بر فعل، همواره برای افاده حصر نیست؛ زیرا گاهی اهتمام و مانند آن مایه تقدیم می شود، لیکن در این گونه از موارد که شواهد لبی متصل از یک سو و خطوط کلی ره آورد وحی از سوی دیگر راهنمایی می کند، نکته اساسی تقدیم، همان افاده حصر است .
اثر توحید عبادی آن است که انسان در هیچ امری، مطیع غیر خدا نخواهد بود و دستور اطاعت از پدر و مادر یا رسول و أولوالأمر، هرگز با توحید عبادی خدای سبحان منافاتی ندارد؛ زیرا اطاعت از آنها در حقیقت، اطاعت از خدای سبحان و پاسخی به فرمان أطیعوا الله و أطیعوا الرسول و أولی الأمر منکم (901) است . اطاعت و عبادت خدا شریک بردار نیست تا انسان در برخی امور مطیع خدا و در بعضی دیگر مطیع قانون، أولوالأمر یا پدر و مادر باشد، بلکه لزوم اطاعت در همه این موارد محصول فرمان خداست .
اطاعت انسان از انسانهای دیگر، به وسیله اطاعت خدا مرزبندی شده است: لا طاعة لمخلوق فی معصیة الخالق (902) . هم اصل اطاعت از دیگران، مشروط به دستور خداست و هم مرز آن تا جایی است که به حدود الهی آسیبی نرسد و از این رو اطاعت از مخلوق در معصیت خالق جایز نیست . پس همه اطاعتها منحصر در اطاعت خدای سبحان است و حصر مستفاد از (ایاک نعبد) و همچنین اصل کلی (ان الحکم الا الله ) (903) بی تخصیص بر اطلاق خود باقی است .