فهرست کتاب


تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

آیت الله عبدالله جوادی آملی‏

برهانی دیگر بر اختصاص حمد

آیات دوم و سوم سوره مبارکه حمد مشتمل بر چهار برهان بر اختصاص حمد به خدای سبحان بود . آیه کریمه (مالک یوم الدین ) نیز با بیان اسمی دیگر از اسمای حسنای خداوند سبحان، برهانی دیگر بر ضرورت حمد و اختصاص به ذات اقدس الهی است . تقریر برهان بدین گونه است:
خدای سبحان مالک مطلق سراسر عوالم هستی است و مالکیت مطلق او در آن روز ظهور می کند و چون صاحب چنین سلطه و مالکیتی محمود و مشکور است، بنابراین خدای سبحان محمود و مشکور است .
توضیح این که، خدای سبحان مدبر و مربی انسانهاست و چون بدون حیات جاوید ابدی راه کمال انسانی مسدود خواهد بود، با برپا کردن قیامت، راه تکامل نهایی انسان را باز می کند و چون رها کردن انسانها به حال خود، عامل تباهی آنان خواهد شد، آنان را به خود وا نمی گذارد، بلکه با اعتقاد به قیامت و یاد معاد که بهترین عامل رهایی انسان از تباهی است (770)، آنان را می پروراند و سرانجام نیز در قیامت پاداش کار نیک آنان را می دهد .
بنابراین، خدای سبحان اولا: با برپا کردن قیامت، راه تکامل انسان را باز و هموار می کند . ثانیا، با اعتقاد به قیامت و یا معاد آنان را تطهیر می کند و ثالثا، در قیامت پاداش نیکوکاران را به آنان عطا می کند . از این رو خدای سبحان، محمود و مشکور است .
آیه کریمه (مالک یوم الدین ) افزون بر آن که برهانی بر ضرورت حمد خدای سبحان است و از این جهت با گذشته مرتبط است، سندی برای معبود و مستعان بودن خداوند نیز هست و از این جهت با آیه بعد ارتباط دارد .

اختلاف مفسران در لفظ و معنای آیه

در آیه کریمه (مالک یوم الدین ) دو مسئله مورد اختلاف است:
1 - مفسران اختلاف دارند که آیا کلمه مالک می تواند همچون رب العالمین ، الرحمن و الرحیم صفت برای اسم معرفه ای ماننند الله باشد یا نه (771) .برخی گفته اند: در کلمه مالک زمان حال یا استقبال مطرح نیست، بلکه استمراری است و اسم فاعل استمراری با اضافه شدن می توان صفت برای اسم معرفه ای مانند الله قرار گیرد. (772) برخی دیگر این سخن را ناتمام دانسته، گفته اند: چون قیامت هم اکنون موجود نیست، از این رو مالک در این آیه کریمه معنای استقبالی دارد و به معنای یملک است و چنین اسم فاعلی با اضافه، کسب تعریف نمی کند و از این رو صفت برای الله که معرفه است قرار نمی گیرد . (773)
در این اختلاف حق با گروه نخست است؛ زیرا مالک در این جا صفت مشبهه است و بر استمرار دلالت دارد؛ چون قیامت هم اکنون موجود است و با برچیده شدن نظام دنیا انسان وارد قیامت می شود . تفصیل و اثبات این مطلب در بخش لطایف و اشارات همین آیه خواهد آمد .
2 - کلمه مالک را بیشتر قاریان ملک قرائت کرده اند و بسیاری از مفسران نیز همین قرائت را ترجیح داده اند؛ گرچه قرائت مالک اکنون مشهورتر است . مالک از ملک، و ملک از ملک مشتق است و مالک بودن خداوند همان قیومیت او نسبت به موجودات و تقوم موجودات به اوست . ملک بودن خداوند نیز همان سلطنت، نفوذ و فرمانروایی او بر اشیاست .
هر یک از طرفداران قرائت ملک ) و مالک برای ترجیح قرائت مورد نظر خود ادله ای اقامه کرده اند:
دلیل قائلان به ترجیح قرائت ملک، اضافه آن به ظرف زمان (یوم ) است؛ مالک به زمان اضافه نمی شود؛ بر خلاف ملک که در تعبیراتی همچون ملک عصر ملک دهر و ... به زمان اضافه می شود؛ اما گفته نمی شود: مالک عصر .
پاسخی که به این استدلال داده شده، این است که فرق میان مالک و ملک در اضافه به زمان، در مالکیتهای اعتباری است . نه حقیقی؛ اما خدای سبحان که مبدأ و منشأ حقیقی اشیاست همان گونه که تعبیر ملک درباره او درست است تعبیر مالک نیز صحیح است و خدای سبحان منشأ هستی هر موجودی است؛ چه زمان و چه غیر زمان و همه معلول او هستند؛ پس ملک و ملک همه اشیا، زمان و غیر زمان، از آن اوست . او هم مالک زمان است و هم مالک غیر زمان .
طرفداران قرائت مالک می گویند: یکی از وجوه ترجیح قرائت مزبور وسعت مفهومی آن است، به گونه ای که ملک را نیز در بر می گیرد زیرا خدای سبحان هم مالک بدنه موجودات امکانی است و هم مالک نفوذ و سلطه بر آنها و هم مالک نفوذ و سلطه دیگران: لله ملک السموات و الأرض (774) قل اللهم مالک الملک (775) . سلطه صاحبان سلطه، حق باشد یا باطل، عطیه خداست ، با این تفاوت که سلطه حق پاداش است و سلطه باطل مهلت و استدراج خدای منتقم و قهار: و لا یحسبن الذین کفروا أنما نملی لهم خیر لأنفسهم انما نملی لهم لیزدادوا اثما و لهم عذاب مهین (776) پس هر نفوذی عطیه خداست و خدا بر این نفوذها نیز سلطه مالکی دارد .
قرآن کریم هم ملک آسمانها و زمین را از آن خدا دانسته، می گوید سلطنت به دست اوست: (تبارک الذی بیده الملک ) (777)، که این ملک نفوذ و فرمانروایی، بر بدنه اشیاست و هم ملکوت نفوذ و فرمانروایی را به دست خدای سبحان می داند، که بر ارواح و باطن اشیاست: فسبحان الذی بیده ملکوت کل شی ء (778) . با این امتیاز که آن جا سخن از ملک است از اسمای جمالیه به عنوان تبارک و آن جا که سخن از ملکوت است از اسمای جلالیه به نام سبحان یاد می کند .

ترجیح قرائت مالک

کلمه یوم و یومئذ در بیشتر استعمالهای قرآنی آن، مربوط به جهان آخرت (برزخ و قیامت ) است و در همه آن موارد به صورت ظرف مطرح شده است، نه مملوک و این زمینه ای است برای استیناسی قرآنی که بر اساس آن می توان در آیه کریمه (مالک یوم الدین ) نیز آن را ظرف دانست، نه مملوک؛ مانند این که گفته شود: قاضی یوم الدین ، شفیع یوم الدین ؛ پس سخن در این نیست که خدا مالک یوم الدین و یوم الدین مملوک خداوند است، بلکه سخن در این است که مالکیت مطلق خدای سبحان نسبت به همه اشیا در آن ظرف خاص ظهور می کند و این معنا با قرائت مالک سازگارتر است .
بنابراین، معنای آیه کریمه (مالک یوم الدین ) این است که در آن روز خدا مالک اشیاست و مالکیت او در آن روز بر همگان ظاهر می شود، نه به این معنا که خداوند مالک آن روز است . (779)
معنای مالک یوم الدین بنا بر ترجیح قرائت مالک، بیانگر چهره اثباتی همان حقیقتی است که آیه کریمه یوم لا تملک نفس لنفس شیئا و الأمر یومئذ لله (780) چهره سلبی آن را بیان می کند .
گرچه مالکیت مطلق خدای سبحان بر اشیا، اختصاصی به جهان آخرت ندارد، ولی چون این حقیقت در آن روز به خوبی بر همگان رخ می نماید و همه به آن اعتراف می کنند، یوم الدین به صورت ظرف مالکیت الهی در آیات قرآن کریم مطرح شده است .