تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

9- پایان سخن بهشتیان

عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم، الکلمة التی یقولها أهل الجنة اذا دخلوها و ینقطع الکلام الذی یقولونه فی الدنیا ما خلا الحمد لله و ذلک قوله: دعویهم فیها... و اخر دعویهم أن الحمد لله رب العالمین (727)
اشاره: بهشتیان هنگام ورود به بهشت و مشاهده تحقق وعد الهی خدا را حمد می کنند و هر چه را خواستند به صرف تسبیح خداوند برای آنها حاصل است و نیازی به اسباب و وسایل ندارند و بعد از بهره وری از نعمت بهشت، خدا را حمد می کنند و چون نعمتهای بهشت عطای غیر مجذوذ و غیر منقطع است، از این رو حمد بهشتیان نیز منقطع نخواهد شد و معنای آخر در آیه مزبور، نسبی است، نه نفسی .

10 - بازگشت ربوبیت به خالقیت

- عن الرضا (علیه السلام ): ... رب العالمین توحید له و تحمید و اقرار بأنه هو الخالق المالک لا غیر (728)
عن الصادق (علیه السلام ): ... رب العالمین، قال: خلق المخلوقین . (729)
اشاره: همان گونه که در بحث لطایف و اشارات آیه مورد بحث گذشت، ربوبیت با تحلیل به خالقیت بر می گردد و در این احادیث نیز به آن اشاره شده است .

11 - ویژگیها و آثار حمد

- عن السجاد (علیه السلام ): الحمد لله الأول بلا أول کان قبله و الآخر بلا آخر یکون بعده، الذی قصرت عن رؤیته أبصار الناظرین و عجزت عن نعته أوهام الواصفین ... و الحمد لله الذی لو حبس عن عباده معرفة حمده علی ما أبلاهم من مننه المتتابعة و أسبغ علیهم من نعمه المتظافرة لتصرفوا فی مننه، فلم یحمدوه و توسعوا فی رزقه، فلم یشکروه و لو کانوا کذلک لخرجوا من حدود الانسانیة الی حد البهیمیة فکانوا کما وصف فی محکم کتابه: (ان هم الا کالأنعام بل هم أضل سبیلا ) (730) و الحمدلله ...
حمدا نعمر به فیمن حمده من خلقه و نسبق به من سبق الی رضاه و عفوه،
حمدا یضی ء لنا به ظلمات البرزخ و یسهل علینا به سبیل المبعث و یشرف به منازلنا عند مواقف الأشهاد یوم تجزی کل نفس بما کسبت و هم لا یظلمون ... حمدا یرتفع منا الی أعلی علیین فی کتاب مرقوم یشهده المقربون، حمدا تقربه عیوننا اذا برقت الأبصار و تبیض به وجوهنا اذا اسودت الأبشار، حمدا نعتق به من ألیم نارالله الی کریم جوار الله، حمدا نزاحم به ملائکته المقربین و نضام به أنبیائه المرسلین فی دار المقامة التی لا تزول و محل کرامته التی التی لا تحول ... و الحمدلله ... فکیف نطیق حمده أم متی نؤدی شکره؟ لا متی؟ ...
و الحمدلله بکل ما حمده به أدنی ملائکته الیه و أکرم خلیقته علیه و أرضی حامدیه لدیه، حمدا یفضل سائر الحمد کفضل ربنا علی جمیع خلقه، ثم له الحمد مکان کل نعمة له علینا و علی جمیع عباده الماضین و الباقین عدد ما أحاط به علمه من جمیع الأشیاء و مکان کل واحدة منها عددها أضعافا مضاعفة أبدا سرمدا الی یوم القیامة، حمدا لا منتهی لحده و لا حساب لعدده و لا مبلغ لغایته و لا انقطاع لأمده، حمدا یکون وصلة الی طاعته و عفوه و سببا الی رضوانه و ذریعة الی مغفرته و طریقا الی جنته و خفیرا من نقمته و أمنا من عضبه و ظهیرا علی طاعته و حاجزا عن معصیته و عونا علی تأدیة حقه و وظائفه،، حمدا نسعد به فی السعداء من أولیائه و نصیر به فی نظم الشهداء بسیوف أعدائه انه ولی حمید (731)
اشاره: امام سجاد (علیه السلام ) می فرماید: حمد ویژه خدایی است که در اولیت بی آغاز و در آخریت بی انجام است؛ خدایی که دیده کوتاه بین اهل نظر توان رؤیت و مشاهده او را ندارند و اوهام و اندیشه های واصفان را یارای وصف او نیست .
ستایش از آن خدایی است که اگر توفیق شناخت حمد خود را از بندگانش دریغ می کرد و به انسانها نمی آموخت تا در برابر نعمتهای پیاپی او حمد کنند، در نعمتهایش تصرف کرده، از آن بهره مند می شدند و او را حمد نمی کردند و بدون هیچ گونه سپاسی، از رزق الهی به طور گسترده بهره برداری می کردند و با چنین کفرانی از حدود (732) انسانیت خارج و به مرز بهیمیت (733) می رسیدند؛ آنگاه همانند چهارپایان یا فروتر از آنها می شدند .
و حمد خدای را ...؛ حمدی که خدای سبحان با آن، ما را هم زیست حامدان و شاکران قرار دهد و با آن، به سوی رضایت و عفو ذات اقدس الهی از دیگران سبقت گیریم؛ حمدی که تاریکیهای برزخ (734) با آن زدوده شود و پیمودن راه برزخ به سوی قیامت کبرا و رستاخیز عمومی با آن آسان گردد و جایگاه ما در نزد شاهدان اعمال ( پیامبران، امامان و فرشتگان ) با آن شریف و گرامی شود؛ در روزی که هر کس برابر ره آوردش جزا داده شود و بر هیچ کس ستمی نرود؛ حمدی که ما را به برترین مقام علیین برساند؛ حمدی که در روز خیره شدن چشمها، دیده ما بدان روشن گردد (735) و در روز سیاه شدن سطح اندامها روی ما به آن سفید گردد؛ (736) حمدی که مایه رهایی از آتش دردناک الهی و عامل نیل به جوار کریمانه حق باشد؛ حمدی که با آن به عالم فرشتگان مقرب راه یافته با آنان رقابت کنیم (737) و با آن به پیامبران مرسل بپیوندیم، در جایگاه بی زوال ابدی و محل کریمانه و تحول ناپذیر (738) ... و ما چگونه می توانیم حمد او به جای آوریم و از عهده شکرش به در آییم؟ هرگز چنین توانی نداریم ...
حمد و سپاس خدای را به سان حمد نزدیکترین فرشتگان و کریمترین بندگان و پسندیده ترین حامدانش؛ حمدی که همانند برتری خدا بر همه آفریدگان، از همه سپاسها برتر است (739) (یعنی تفاوت حمدها مانند تفاوت محمودها باشد ) .
و سپاس خدای را در برابر نعمتهایی که به ما و گذشتگان عطا کرد و به آیندگان می بخشد؛ حمدی به گستردگی آنچه علم خدا به آن احاطه دارد و به میزان چندین برابر هر یک از آنها؛ حمدی جاویدان تا روز قیامت (740)؛ حمدی به آن گستردگی که نه مرزپذیر است و نه شمارش بردار؛ نه پایانی برای امتداد آن و نه تمامیتی برای زمان آن است؛ حمدی که عامل رسیدن به طاعت و عفو او باشد و سبب رضایتش و وسیله مغفرتش و راهی برای بهشتش و رهاننده از عذابش و مایه ایمنی از خشم او و پشتیبانی بر طاعت او و مانعی در برابر معصیت و دستیاری بر ادای حقش؛ حمدی که با آن در ردیف اولیای سعادتمند خدا و در سلک شهیدان (741) راه او قرار گیریم؛ زیرا او سرپرستی ستایش شده است . (742)
حضرت سجاد (علیه السلام ) در این دعا، حمد را با توحید خدای سبحان آغاز و پس از بیان رازقیت خدا، محاسبه اعمال و کیفر تبهکاران و پاداش نیکوکاران، به بیان ویژگیها و آثار حمد در دنیا، برزخ و قیامت و مقام و پایگاه رفیعی که با حمد می توان به آن دست یافت و همچنین برخی از آثار ترک حمد می پردازد که به برخی از آنها اشاره می کنیم:
الف: حمد فصل مقوم انسان است: فیلسوفان نطق را فصل مقوم و مرز انسانیت انسان می دانند . نطق، به معنای سخن گفتن باشد یا ادراک کلی ، بیانگر حد انسانیت نیست . در فرهنگ قرآن و عترت، انسان به معنای حیوان ناطق نیست، بلکه معنایش حیوان ناطق حامد است .
بنابراین، اگر کسی حامد نبود یا تنها در حد زبان اهل حمد بود نه در قلب و از روی ایمان، گرچه بر خلاف سایر حیوانات که ساکتند، او حیوان ناطق و گویاست اما از حدود انسانیت خارج شده، به مرز بهیمیت پیوسته است؛ زیرا چهارپایان از نعمتها بهره می برند، ولی معرفت حمد ندارند .
شایان ذکر است که، آنچه فارق بین انسان و سایر حیوانات است مرتبه کامل حمد است که امام سجاد (علیه السلام ) در این دعا و دعای پنجاه و یکم صحیفه بیان کرده اند و گرنه همه موجودات مسبح و حامد ذات اقدس الهی هستند: ان من شی ء الا یسبح بحمده و لکن لا تفقهون تسبیحهم (743)
سر این که خدای سبحان درباره برخی انسانها می فرماید: همانند چهارپایان، بلکه از آنها نیز پست ترند: (اولئک کالأنعام بل هم أضل ) (744)، این است که حیوانات نیز مرتبه ضعیف شکر را دارند، ولی چون از عقل بهره ای ندارند به کمال حمد معقول نمی رسند؛ اما انسان با داشتن کمال عقلی، اگر عقل خود را در خدمت شهوت و غضب درآورد ، از حیوان نیز پست تر خواهد بود . حیوان تنها در محدوده شعور حیوانی، در پی ارضای شهوت و غضب است؛ اما انسان عقل و اندیشه را نیز در خدمت شهوت و غضب به کار می گیرد و با داشتن چراغ، بیراهه می رود . چنین عقلی در اسارت هوسهاست: کم من عقل أسیر تحت هوی أمیر (745) .
ب: حمد عامل همزیستی با پیامبران و فرشتگان و ره توشه ای برای سرعت و سبقت به سوی رضایت و عفو الهی است .
ج: حمد روشنی بخش تاریکیهای عالم برزخ و هموار کننده راه انسان به سوی رستاخیز است؛ تاریکی برزخ بر اثر گناه است و نور آن با طاعت تأمین می شود . با روشن شدن برزخ، راه انسان به سوی قیامت کبرا هموار می شود و پیمودن این راه که برای برخی انسانها، همانند ورود از دنیا به برزخ بسیار دشوار است، آسان می گردد .
بیان مطلب این که، حقیقت مرگ از نظر دین، انتقال از عالمی به عالم دیگر است: لکنکم تنتقلون من دار الی دار (746) . اما مرگ به معنای قطع نفس و سرد شدن بدن ، مرگی است که در دانش زیست شناسی مطرح است . انتقال از دنیا به برزخ، برای برخی انسانها بسیار آسان و برای گروهی بسیار دشوار است .
رزمنده ای که صبحگاهان در میدان نبرد هدف تیر دشمن قرار می گیرد و تا شامگاه در خون خود می غلتد، گرچه پنداشته می شود که با فشار مرگ دست به گریبان است، اما او دیگر توجهی به دنیا ندارد و همانند تشنه بی تابی است که در هوای گرم و سوزان، چشمه ساری از آب خنک و زلال می یابد و تن به آن می سپارد . از این رو امام باقر (علیه السلام ) در پاسخ این پرسش که شهیدان کربلا در برابر رگبار تیرها چه احساسی داشتند؟ فرمودند: همان احساسی که شما از فشار دادن یکی از انگشتان خود با دو انگشت دیگر دارید (747)
مرگ سرخ و انتقال از دنیا به برزخ برای شهید لذت بخش است، نه رنج آور. اما تبهکاری که به سرعت جان می دهد، گرچه به ظاهر فشار جان دادن ندارد، لیکن جدا شدن روح او از تعلقات دنیا و انتقال به برزخ برایش بسیار دشوار است . قرآن کریم دشواری مرگ و انتقال تبهکاران به عالم برزخ را این گونه وصف می کند: و لو تری اذا یتوفی الذین کفروا الملائکة یضربون وجوههم و أدبارهم و ذوقوا عذاب الحریق (748) فکیف اذا توفتهم الملائکة یضربون وجوههم و أدبارهم (749)
سر زدن چهره و پشت آنان شاید این باشد که فرشتگان مأمور دنیا که انسان تبهکار را تهی دست در حال رفتن می بینند، با زدن بر پشت او، وی را از دنیا سوق داده، بیرون می رانند، مأموران برزخ نیز چون او را تهی دست در حال آمدن مشاهده می کنند بر صورتش می کوبند و این گونه از او استقبال می کنند و این خود گونه ای از عذاب و فشار قبر است و بر این اساس که عالم قبر همان عالم برزخ است، انسان تبهکار گرچه در فضای باز آسمان یا دریا بمیرد فشار قبر دارد . کسی که توانست به آسانی از دنیا به برزخ راه یابد، راه برزخ به سوی قیامت نیز هموار و آسان است .
سر این که حمد پیمودن راه برزخ به قیامت را آسان می کند، آن است که انسان حامد و شاکر، خدا را ولی نعمت خود می داند و کسی که ولی نعمت خود را به خوبی بشناسد، می تواند او را حمد کند و او هرگز تفکر قارونی ندارد تا بگوید: انما أوتیته علی علم عندی (750)
کسی که نعمت را از ناحیه غیر خدا می داند و طلبکارانه می گوید: با تلاش خود به آن رسیده ام ، گرچه به زبان الحمد لله رب العالمین بگوید، تنها حمد زبانی دارد و روح او حامد نیست . بنابراین، کسی که طلبکارانه نعمت را دسترنج خود می داند، به حقیقت حمد نرسیده و ولی نعمت خود را نشناخته است .
دنیا گرایان پس از مرگ، همانند حال خواب، یک سلسله خاطرات دارند و بسیاری از آنان از انتقال به جهانی دیگر آگاه نیستند و پس از شنیدن تلقین میت و مشاهده اموری، در می یابند که به عالم برزخ منتقل شده اند و چون حقیقت مرگ انتقال است و انسان وابستگیهای فراوانی به دنیا دارد، تا همه تعلقات خود را از دنیا قطع نکند وارد برزخ نمی شود . برای گسستن همه این پیوندها نیز زمانی طولانی لازم است .
انسان شیفته دنیا همانند معتادی است که در بازداشتگاه به سر می برد، که اعتیادش باقی است، ولی مواد مورد اعتیادش در دسترس او نیست و از این رو به عذابی دردناک گرفتار است . انسان دنیاگرا با قلبی آکنده از تعلق با دنیا وداع می کند و این علاقه تا مدتها او را می سوزاند تا به تدریج و بر اثر اشتغال به عقبات برزخ، علاقه اش از دنیا بریده شود؛ زیرا آن جا راه درمانی وجود ندارد .
د: حمد جایگاهی شرافتمندانه نزد گواهان قیامت به انسان می بخشد .
ه: حمد عامل ترفیع انسان به اعلی علیین، مایه روشنی چشم و روسفیدی در قیامت است .
از این کلام بر می آید که حمد، تنها گفتن الحمدلله و مانند آن نیست، بلکه حمد عقیده و اخلاق و عملی است که اگر کسی به آن آراسته شد، به آن مقام رفیع می رسد . حامد باید هم با قلب و هم با زبان، خدا را ستایش کند و هم نعمتهای الهی را شناخته، همه آنها را از خدا بداند و سپس آنها را در جای خود صرف کند .
و: حمد عامل رهایی از عذاب دردناک آتش و رهیابی به جوار کریمانه حق است .
ز: حمد وسیله ای برای رقابت با فرشتگان و پیوستن به پیامبران در بهشت است .
ح: حمد عامل دستیابی انسان به طاعت، عفو، رضوان، و مغفرت حق است .
ط: حمد راهی به سوی بهشت لقای حق، و نگهبانی در برابر انتقامها و عقوبتهای الهی و مایه ایمنی از خشم خداوند است .
ی: حمد حاجز و مانعی در برابر عصیان و دستیاری بر ادای حق خداست . ک: حمد عامل عروج به اوج سعادت اولیا و پیوستن به سلک شهیدان راه خداست .
نکته: از لطایف دعای حمد حضرت سید الساجدین (علیه السلام ) این است که با حمد آغاز و با حمد پایان می پذیرد .