تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

4- عجز متنعم از شکر نعمت

عن السجاد (علیه السلام ): اللهم ان أحدا لا یبلغ من شکرک غایة الا حصل علیه من احسانک ما یلزمه شکرا و لا یبلغ مبلغا من طاعتک و ان اجتهد الا کان مقصرا دون استحقاقک بفضلک ... و تثیب علی قلیل ما تطاع فیه حتی کأن شکر عبادک الذی أوجبت علیه ثوابهم و أعظمت عنه جزائهم، أمر ملکوا استطاعة الامتناع منه دونک فکافیتهم . أولم یکن سببه بیدک فجازیتهم بل ملکت یا الهی أمرهم قبل أن یملکوا عبادتک و أعددت ثوابهم قبل أن یفیضوا فی طاعتک و ذلک أن سنتک الافضال و عادتک الاحسان و سبیلک العفو، فکل البریة معترفة بأنک غیر ظالم لمن عاقبت و ... (715)
امام سجاد (علیه السلام ) به خدای سبحان عرض می کند: بارالها!هیچ کسی به درجاتی از شکر تو دست نمی یابد، مگر این که نعمت توفیق عرض ادب، وی را به شکر دیگری بر می گمارد و احدی در فرمانبرداریت، هر چند بکوشد، به جایی نمی رسد، مگر این که در برابر استحقاق تو، با آن همه احسانت، عاجز و ناتوان است ...؛ به گونه ای بر طاعت کم و ناچیز پاداش می دهی که گویی شکر بندگان - که در برابر آن ثواب مقدار داشتی و جزایشان را بزرگ داشتی - امری است که آنان می توانند از آن سرباز زنند .
آیا زمام کار به دست تو نبود و اینان از خود چیزی داشتند؟ بلکه پیش از آن که توفیق عبادتت را بیابند و به درگاه تو بار یابند، زمان کارشان به دست تو بود و تو مالک آنها و همه شئون هستیشان بودی و پیش از آن که کاری کنند، ثوابشان را آماده کردی و برای این که آنان را به ثوابی برسانی بهانه ای به نام عبادت به دست آنان دادی و این همه، بر اثر آن است که سنت تو تفضل و عادت تو احسان و راه تو راه عفو و گذشت است . همگان معترفند که اگر تبهکاران را کیفر کنی ستمکار نیستی و ...
- عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): الحمد لله الذی یبلغ مدحته القائلون و لا یحصی نعمائه العادون و لا یؤدی حقه المجتهدون، الذی لا یدرکه بعد الهمم و لا یناله غوص الفطن (716)
اشاره: حمد از آن خدایی است که نه حمد و مدح او از عهده کسی بر می آید، نه نعمتهایش قابل شمارش است و نه حق او را تلاشگران می توانند ادا کنند . نه شاهین بلند پرواز اندیشه و همت حکیمان را توان رسیدن به اوج قله شناخت اوست و نه عارف غواص دریای دل را یارای استخراج گوهر شناخت اکتناهی آن ذات متعالی است .
چون حمد حقیقی ذات اقدس خداوند مبتنی بر شناخت عمیق و دقیق ولی نعمت و همه نعمتهای اوست و چنین شناختی برای غیر خداوند حاصل نیست، بنابراین، هیچ متنعمی قادر بر ادای شکر و حمد او نخواهد بود و تنها حامد حقیقی خدای سبحان، خود آن ذات مقدس است .

5- حمد در برابر جمال و جلال خدا

- عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): نحمده علی آلائه کما نحمده علی بلائه (717) نحمده علی ما أخذ و أعطی و علی ما أبلی و ابتلی . (718)
اشاره: ابتلا و آزمون الهی نیز از نعمتها و رحمتهای اوست که به پاس آن نیز باید او را ستود . از این رو در برخی از دعاهای ایام هفته آمده است: اللهم لک الحمد أن خلقت فسویت و قدرت و قضیت و أمت و أحییت و أمرضت و شفیت و عافیت و أبلیت و ... (719) بارخدایا تو را بر همه کارهایت می ستاییم؛ بر ... میراندن و زنده کردن، بیمار کردن و شفا بخشیدن و عافیت دادن و مبتلا ساختن. همه کارهای خدا خیر است و چون حمد در برابر کار خیر است، همه کارهای خدا محمود است .

6- اختصاص حمد به خدا

عن السجاد (علیه السلام ): و لو دل مخلوق مخلوقا من نفسه علی مثل الذی دللت علیه عبادک منک کان محمودا فلک الحمد (720)
: عن الباقر (علیه السلام ): ... و أنت جمال السماوات و الأرض فلک الحمد و أنت زین السماوات و الأرض فلک الحمد (721)
عن أبی الحسن الأول (علیه السلام ): اذا فرغت من صلاة اللیل فقل: اللهم ما عملت من خیر فهو منک لا حمد لی فیه و ما عملت من سوء فقد حذرتنیه، لا عذر لی فیه. اللهم انی أعوذبک أن أتکل علی ما لا حمد لی فیه. (722)
... و لک الحمد ... و استخلصت الحمد لنفسک و جعلت الحمد من خاصتک و رضیت بالحمد من عبادک و فتحت بالحمد کتابک و ختمت بالحمد قضائک و لم یعدل الی غیرک و لم یقصر الحمد دونک، فلا مدفع للحمد عنک و لا مستقر للحمد الا عندک و لا ینبغی الحمد الا لک (723)
اشاره: هر یک از این کلمات نورانی حاوی برهانی بر اختصاص حمد به خدای سبحان است . در حدیث اول امام سجاد (علیه السلام ) پس از برشمردن نعمت هدایت الهی و علوم ارزشمندی که بدون تعلیم الهی، بشر را یارای رسیدن به آن نیست، به خدای سبحان عرض می کند: بارخدایا گر مخلوقی بتواند از جانب خود چنین هدایتها و معارفی را در اختیار دیگران بگذارد، آن گونه که تو خلق خود را هدایت و تعلیم می کنی، او نیز سزاوار حمد خواهد بود، لیکن چون همه نعمتها و علوم از جانب توست، پس ستایش نیز ویژه توست . در جمله فلک الحمد با تقدیم لک بر الحمد، حمد در خدای سبحان حصر شده است . این حدیث ناظر به برهانی است که حد واسط آن انعام الهی است .
حدیث دوم اشاره به برهانی دارد که حد وسط آن جمال است و در براهین اختصاص حمد بدین شرح بیان شد: سراسر عوالم هستی امکانی از آن جهت که مخلوق خدای سبحان است، زیبا و نیکوست و چون حمد در برابر جمال و کار زیباست، حمد ویژه جمیل جمال آفرین است .
در حدیث سوم بر اساس توحید افعالی همه کارهای نیک آدمی را از خدای سبحان و هر حمدی بر هر کار نیکی را از او می داند . بر اساس توحید افعالی و ربوبیت مطلق خدای سبحان، کارهای نیک صالحان نیز جز ظهور و تجلی فیض و فعل او نیست و از این رو محمود حقیقی تنها ذات اقدس الهی است.
چهارمین حدیث نیز با تصریح به این که حمد جز حریم و ساحت قدس خدای سبحان هیچ قرارگاهی ندارد و حمد جز برای او سزاوار نیست، به روشنی بر انحصار حمد در خدای سبحان دلالت دارد.
تذکر: اگر بعضی از نصوص دینی ظهور دارد که حمد غیر خدا رواست، ولی حمد خدا بهتر است، این گونه ظواهر را باید به معنای تعیین حمد خدا تفسیر کرد، نه تفضیل حمد وی؛ مانند آنچه در طلیعه دعای سحر امام سجاد (علیه السلام ) به نقل ثابت بن دینار (ابوحمزه ثمالی ) آمده است: ... فربی أحمد شی ء عندی و أحق بحمدی (724)