تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

3- جامعترین تعبیر در حمد و شکر

عن الصادق (علیه السلام ): ما أنعم علی عبد بنعمة صغرت أو کبرت فقال: الحمدلله الا أدی شکرها (711)
عن حماد بن عثمان قال: خرج أبوعبدالله (علیه السلام ) من المسجد و قد ضاعت دابته فقال: لئن ردها علی لأشکرن الله حق شکره . قال: فما لبث أن أتی بها فقال: الحمدلله . فقال قائل له: جعلت فداک ألیس قلت: لأشکرن الله حق شکره؟ فقال أبوعبدالله: ألم تسمعنی قلت: الحمدلله . (712)
- عن الصادق (علیه السلام ): الشکر للنعم اجتناب المحارم و تمام الشکر قول الحمد لله رب العالمین (713)
... ان رجلا جاء الی أمیرالمؤمنین (علیه السلام ) فقال أخبرنی عن قول الله تعالی: (الحمد لله رب العالمین ) ما تفسیره؟ فقال: الحمد لله هو أن عرف عباده بعض نعمه علیهم جملا اذ لا یقدرون علی معرفة جمیعها بالتفصیل لأنها أکثر من أن تحصی أو تعرف . فقال لهم الحمدلله علی ما أنعم به علینا رب العالمین ... (714)
اشاره: برخی کلمات از لحاظ شمول، جزو جوامع الکلم به شمار می آید و حمد مزبور از این قبیل است . حصر جنس حمد یا حصر همه افراد حمد برای خداوند ادای حق تحمید بوده، فراگیر است .

4- عجز متنعم از شکر نعمت

عن السجاد (علیه السلام ): اللهم ان أحدا لا یبلغ من شکرک غایة الا حصل علیه من احسانک ما یلزمه شکرا و لا یبلغ مبلغا من طاعتک و ان اجتهد الا کان مقصرا دون استحقاقک بفضلک ... و تثیب علی قلیل ما تطاع فیه حتی کأن شکر عبادک الذی أوجبت علیه ثوابهم و أعظمت عنه جزائهم، أمر ملکوا استطاعة الامتناع منه دونک فکافیتهم . أولم یکن سببه بیدک فجازیتهم بل ملکت یا الهی أمرهم قبل أن یملکوا عبادتک و أعددت ثوابهم قبل أن یفیضوا فی طاعتک و ذلک أن سنتک الافضال و عادتک الاحسان و سبیلک العفو، فکل البریة معترفة بأنک غیر ظالم لمن عاقبت و ... (715)
امام سجاد (علیه السلام ) به خدای سبحان عرض می کند: بارالها!هیچ کسی به درجاتی از شکر تو دست نمی یابد، مگر این که نعمت توفیق عرض ادب، وی را به شکر دیگری بر می گمارد و احدی در فرمانبرداریت، هر چند بکوشد، به جایی نمی رسد، مگر این که در برابر استحقاق تو، با آن همه احسانت، عاجز و ناتوان است ...؛ به گونه ای بر طاعت کم و ناچیز پاداش می دهی که گویی شکر بندگان - که در برابر آن ثواب مقدار داشتی و جزایشان را بزرگ داشتی - امری است که آنان می توانند از آن سرباز زنند .
آیا زمام کار به دست تو نبود و اینان از خود چیزی داشتند؟ بلکه پیش از آن که توفیق عبادتت را بیابند و به درگاه تو بار یابند، زمان کارشان به دست تو بود و تو مالک آنها و همه شئون هستیشان بودی و پیش از آن که کاری کنند، ثوابشان را آماده کردی و برای این که آنان را به ثوابی برسانی بهانه ای به نام عبادت به دست آنان دادی و این همه، بر اثر آن است که سنت تو تفضل و عادت تو احسان و راه تو راه عفو و گذشت است . همگان معترفند که اگر تبهکاران را کیفر کنی ستمکار نیستی و ...
- عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): الحمد لله الذی یبلغ مدحته القائلون و لا یحصی نعمائه العادون و لا یؤدی حقه المجتهدون، الذی لا یدرکه بعد الهمم و لا یناله غوص الفطن (716)
اشاره: حمد از آن خدایی است که نه حمد و مدح او از عهده کسی بر می آید، نه نعمتهایش قابل شمارش است و نه حق او را تلاشگران می توانند ادا کنند . نه شاهین بلند پرواز اندیشه و همت حکیمان را توان رسیدن به اوج قله شناخت اوست و نه عارف غواص دریای دل را یارای استخراج گوهر شناخت اکتناهی آن ذات متعالی است .
چون حمد حقیقی ذات اقدس خداوند مبتنی بر شناخت عمیق و دقیق ولی نعمت و همه نعمتهای اوست و چنین شناختی برای غیر خداوند حاصل نیست، بنابراین، هیچ متنعمی قادر بر ادای شکر و حمد او نخواهد بود و تنها حامد حقیقی خدای سبحان، خود آن ذات مقدس است .

5- حمد در برابر جمال و جلال خدا

- عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): نحمده علی آلائه کما نحمده علی بلائه (717) نحمده علی ما أخذ و أعطی و علی ما أبلی و ابتلی . (718)
اشاره: ابتلا و آزمون الهی نیز از نعمتها و رحمتهای اوست که به پاس آن نیز باید او را ستود . از این رو در برخی از دعاهای ایام هفته آمده است: اللهم لک الحمد أن خلقت فسویت و قدرت و قضیت و أمت و أحییت و أمرضت و شفیت و عافیت و أبلیت و ... (719) بارخدایا تو را بر همه کارهایت می ستاییم؛ بر ... میراندن و زنده کردن، بیمار کردن و شفا بخشیدن و عافیت دادن و مبتلا ساختن. همه کارهای خدا خیر است و چون حمد در برابر کار خیر است، همه کارهای خدا محمود است .