فهرست کتاب


تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

آیت الله عبدالله جوادی آملی‏

8- جایگاه توحید ربوبی و براهین آن

مدار تبلیغ پیامبران و محور درگیری آنان با دشمنان توحید ربوبی است برخی از معارف دینی که از مقوله جهان بینی است، تنها ثمره علمی دارد، اما برخی دیگر دارای ثمره عملی است . اعتقاد به وجود واجب الوجود و توحید خالقیت از قسم اول است . از این رو وثنیین حجاز از پذیرش توحید خالقی ابایی نداشتند . آنان می گفتند: جهان را الله آفریده، ولی پس از آفرینش، با آن کاری ندارد و انسان نیز در مقابل او پاسخگو نیست . آنان گرچه ربوبیت مطلق خدا را نسبت به مجموع جهان می پذیرفتند (702)، اما ربوبیت جزئی، مانند رب الانسان و رب الأرض را نمی پذیرفتند و آن را به بتها، ستارگان و یا قدیسان بشر نسبت می دادند و برای آنها مظاهر و مجسمه هایی می ساختند و برای دستیابی به شفاعتشان، مظاهر آنها را می پرستیدند .
بنابراین، پذیرش خالقیت و ربوبیت مطلق خدای سبحان نسبت به جهان هستی آسان است، اما پذیرش ربوبیت جزئی است که انسان را در برابر رب خود مسئول می کند و سخن پیامبران این بود که انسان در برابر خدای خالق مسئول است و باید از او اطاعت کند و آن که خالق است، همو می پروراند .
قرآن کریم نیز توحید ربوبی را با دو برهان ثابت می کند:
برهان یکم: بر اساس تحلیلی عقلی، ربوبیت گونه ای از خلقت است و پذیرش خالقیت خدا در حقیقت همان قبول ربوبیت اوست .
بیان مطلب این که، ربوبیت در واقع همان ایجاد روابط بین مستکمل و کمال است؛ پروراندن، چیزی جز اعطای کمال و وصف به موصوف نیست؛ مثلا، پروراندن درخت، چیزی جز رشد دادن و به بارنشاندن آن نیست . همان طور که پروراندن انسان از نظر جسمی همان اعطای کمالات بدنی به اوست و رب کسی که روابط بین کمالات و مستکملها را می آفریند و کمال را به مستکمل و مستعد عطا می کند و چون خالق فقط الله است پس رب نیز تنها اوست .
از این رو قرآن به شیوه احسن، برای احتجاج بر ربوبیت، درباره خالقیت خدای سبحان از مشرکان اقرار می گیرد . مشرکان که ربوبیت جزئی را منکر بودند، می گفتند خداوند به ما چیزی نمی دهد تا او را عبادت کنیم و در برابر او مسئول باشیم و تنها خود را در برابر بتها، که آنها را ارباب جزئی می پنداشتند، مسئول می دانستند و آنها را می پرستیدند . (703)
برهان دوم این که بین خالقیت و ربوبیت تلازم است؛ یعنی لزوما آفریدگار است که می تواند پروردگار باشد . آن که خالق چیزی نیست از سازمان هستی آن بی خبر است و قدرت تدبیر و پرورش آن را نیز ندارد؛ پس تنها خالق جهان هستی رب آن است .
پرورش دهنده هر چیز باید به همه اسرار درونی آن آگاه باشد، آنچه این شی ء با آن مرتبط است را بشناسد و توان ایجاد پیوندهای لازم را نیز داشته باشد و چنین آگاهی با خالقیت ملازم است؛ زیرا تنها خالق است که مطلوب هر شی ء و ارتباط و هماهنگی یا ناسازگاری آن را با سایر موجودات می داند. از این رو قرآن کریم می فرماید: تدبیر و پرورش جهان فقط صفت آفریدگار است: ربنا الذی أعطی کل شی ء خلقه ثم هدی (704)
قرآن کریم به شیوه جدال احسن با تکیه بر خالقیت خدای سبحان، که مورد پذیرش مشرکان بود، ربوبیت خداوند را اثبات می کند .
بنابراین، ربوبیت با دو تحلیل به خالقیت بر می گردد و آیات خلقت با همین دو تقریر سند اثبات ربوبیت است .
با اثبات توحید ربوبی، توحید عبادی نیز ثابت می شود؛ اگر جز خدا ربی برای عالم نیست، جز او معبودی هم وجود ندارد؛ زیرا اگر منشأ عبادت، هراس از ضرر و ترک تدبیر و انعام، یا طمع و شوق دریافت عطا باشد، تنها نسبت به پرورنده و مبدأ تدبیر رواست؛ چنانکه اگر منشأ آن، شوق دیدار معبود باشد، باز درباره منعم و مبدأ کمال، صادق است .
بحث روایی

1- جایگاه تحمید خدای سبحان

- عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: أول من یدعی الی الجنة الحمادون الذین یحمدون الله فی السراء و الضراء (705)
- لو أن الدنیا کلها لقمة واحدة فأکلها العبد المسلم، ثم قال: الحمد لله لکان قوله ذلک، خیرا من الدنیا و ما فیها (706)
اشاره: سر برتری تحمید از دنیا و متاع آن، این است که تحمید راستین از کلم طیب محسوب می گردد و هر چه کلم طیب بود به طرف خدای منزه از جهت و حیز صعود می کند و هر چه به طرف خداوند بالا رفت، عنداللهی می شود و هر چه عنداللهی شد از گزند زوال مصون است: ما عندکم ینفد و ما عند الله باق (707) در نتیجه چیزی که باقی و ابدی است از چیزی که محدود و زودگذر است حتما بهتر خواهد بود . از این رو حمد مؤمن بهتر از دنیای زودگذری است که محبت آن رأس هر خطیئه است .

2- ادب شروع کلام و سیره پیامبر صلی الله علیه و آله و سلم در تحمید

- عن النبی صلی الله علیه و آله و سلم: کل کلام لا یبدأ فیه بالحمد فهو أقطع (708)
- عن الصادق (علیه السلام ): کان رسول الله صلی الله علیه و آله و سلم اذا أصبح قال: الحمد لله رب العالمین کثیرا علی کل حال، ثلاثمأة و ستین مرة و اذا أمسی قال مثل ذلک (709)
... و کان النبی صلی الله علیه و آله و سلم اذا أصبح و طلعت الشمس یقول: الحمد لله رب العالمین حمدا کثرا طیبا علی کل حال، یقولها ثلاثمأة و ستین مرة شکرا (710)
اشاره: گرچه اثبات عدد مذکور آسان نیست، ولی شاید نکته آن بر فرض ثبوت عدد، این باشد که در هر بامداد و شامگان به عدد روزهای سال تقریبا خدا را سپاس می کرد و شاید عناصر محوری بدن انسان یا نظام کیهانی به رقم مزبور باشد؛ که در برابر هر کدام از آنها، که نعمتی از نعمتهای بیکران الهی است، یک بار حمد و شکر به عمل می آمد؛ و العلم عندالله .