فهرست کتاب


تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

آیت الله عبدالله جوادی آملی‏

2- ناتوانی متنعمان از ادای حق شکر

توفیق حمد و شکر ذات اقدس الهی از بزرگترین نعمتهای خداوندی و به بیان امام سجاد (علیه السلام ) فوز و فلاح است: یا من ذکره شرف للذاکرین و یا من شکره فوز للشاکرین (657) و متنعمان از شکر و سپاس این فوز و نعمت عاجزند؛ زیرا هر حمدی حمد دیگر می طلبد و هر شکری لزوم شکر دیگر را در پی دارد:
... فکیف لی بتحصیل الشکر و شکری ایاک یفتقر الی شکر فکلما قلت لک الحمد وجب علی لذلک أن أقول لک الحمد (658) بنابراین، شکر شاکر، خود بهره مندی از نعمت است، نه ادای حق .
از این رو قرآن کریم در تبیین حکمت لقمان حکیم می فرماید: شکر خدا نعمتی است که نصیب شاکر می شود؛ همان گونه که زیان کفر کافران، تنها دامنگیر خود آنان است: و لقد اتینا لقمان الحکمة أن اشکر لله و من یشکر فانما یشکر لنفسه و من کفر فان الله غنی حمید (659)
جمله (فان الله غنی حمید ) در ذیل آیه به منزله تعلیل برای هر دو مدعاست؛ نه شکر شاکران برای خدا سودمند و نه کفر کافران برای او زیانبار است؛ زیرا خدا از هر چیزی بی نیاز و محمود بالذات است و محمود بالذات نه نیازمند شکر حامد است و نه کفر کافر به او آسیبی می رساند و لازم است به نکته عنایت کامل شود که چون خداوند هستی محض و غنی صرف است از هر چیزی، حتی از خودش بی نیاز است؛ زیرا اگر محتاج به خود باشد و با کوشش خود، نیاز خود را برطرف کند، غنی بالذات نخواهد بود . از این رو حضرت سیدالشهداء (علیه السلام ) در دعای عرفه به خدا عرض می کند: الهی ... أنت الغنی بذاتک أن یصل الیک النفع منک فکیف لا تکون غنیا عنی (660)
تذکر: عجز متنعم از ادای شکر نعمت با برهانی دیگر نیز قابل اثبات است که در بحث اختصاص حامدیت به خداوند و بحث روایی خواهد آمد .

3 - تغایر و وحدت حمد و تسبیح

در مباحث گذشته اشاره شد که حمد تنها در برابر منعم بودن خدا نیست، بلکه همه اسماء و صفات و کلمات تکوینی و تدوینی او را نیز شامل می شود؛ خواه اثر و مقتضای آن اوصاف به غیر برسد یا نرسد و بازگشت این مطلب به آن است که حمد تنها در برابر جمال خدا نیست، بلکه شامل جلال او نیز می شود . از این رو در قرآن کریم می فرماید: ستایش از آن خدایی است که از فرزند، شریک و مددکار منزه و مبراست: و قل الحمد لله الذی لم یتخذ ولدا و لم یکن له شریک فی الملک و لم یکن له ولی من الذل و کبره تکبیرا (661) . به بیان دیگر، افزون بر آن که کمال و جمال خدای سبحان قابل ستایش است، مقدس و منزه بودن او نیز جای حمد دارد .
تحمید نه تنها از چنین گستره ای برخوردار است، بلکه همه مصادیق تسبیح، تهلیل و تکبیر را نیز شامل می شود . پس تسبیح، تهلیل و تکبیر خدای سبحان، همه از مصادیق تحمید و ستایش اوست؛ چنانکه در مقابل تحمید، تهلیل و تکبیر، همه از مصادیق تسبیح ذات اقدس خداوند است .
توضیح این که، تسبیح، تحمید، تهلیل و تکبیر گرچه با هم اختلاف مفهومی دارد، ولی از وحدت مصداقی برخوردار است . یکی از شواهد این وحدت مصداقی آن است که به مجموع اینها در اذکار نماز به تسبیحات أربعه موسوم است . شاهد دیگر، اقتران حمد و تسبیح در قرآن کریم است: و ان من شی ء الا یسبح بحمده (662) . سومین شاهد، روایاتی است که در تبیین الله أکبر ، آن را به تسبیح بازگردانده است: عن أبی عبدالله (علیه السلام ) قال: قال رجل عنده: الله اکبر . فقال: الله اکبر من أی شی ء؟ . فقال: من کل شی ء . فقال أبوعبدالله (علیه السلام ): حددته . فقال الرجل: و کیف أقول؟ فقال: الله أکبر من أن یوصف (663)
نکته دیگر این که، چون محمود حقیقی هم مبدأ کمال و فیض است و هم منزه از نقص و عیب، پس اگر در موردی عنوان محمود به طور مطلق ذکر شد و قید خاصی نداشت، می توان آن را بر معنای جامعی حمل کرد . از این رو ممکن است از آیه و من اللیل فتهجد به نافلة لک عسی أن یبعثک ربک مقاما محمودا (664) استفاده شود که انسان با تهجد و نماز شب نه تنها بالعرض مبدأ فیض می شود و خیر او به دیگران می رسد، بلکه بالعرض از نقص نیز می رهد و در نزاهت از عیب نیز مظهر هو الحمید می شود. البته وصول انسان به کمال و رهایی او از نقص و عیب، بالعرض است، نه بالذات و محدود است، نه مطلق و به عنوان آیت کمال و نزاهت الهی است، نه جز آن .

4- راز اختصاص حمد به خدا

خدای سبحان در آیاتی چند از قرآن کریم خود را به عنوان حمید می ستاید . حمید هم به معنای محمود به کار می رود و هم به معنای حامد . بر این اساس هم تمامی حمد و ستایشهای موجودات از آن اوست و هم حامد حقیقی فقط ذات اقدس اوست و تنها اوست که می تواند حق ستایش خود را ادا کند و در الحمدلله احتمال هر دو معنا (انحصار محمودیت و انحصار حامدیت در خدا) هست و در دو بخش باید بیان شود: