تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

فرق حمد و شکر

شکر که در مقابل کفران است به معنای سپاس در برابر کاری است که اثر آن به غیر برسد و دریافت کننده اثر نیز همان شخص شاکر باشد و به عبارتی دیگر: شکر، سپاس بر نعمتی است که از منعم به شاکر می رسد، نه بر کمالاتی که اثرش به دیگران نمی رسد یا به غیر شاکر می رسد . بنابراین در شکر، هم وصول اثر به غیر نقش دارد و هم اتحاد متنعم و شاکر؛ در صورتی که هیچ یک از این دو قید در حمد مطرح نیست و از این رو شکر از دو جهت اخص از حمد است و هر شکری حمد است، ولی چنین نیست که هر حمدی شکر باشد .
آنچه در فرق میان حمد و شکر گفته شد، ویژگیهایی است که اهل لغت برای فرق گذاری میان این دو واژه گفته اند؛ اما با عنایت به کاربردهای قرآنی واژه شکر باید گفت: وصول اثر نعمت و کمال به غیر، مقوم شکر نیست و گرنه اطلاق شکر بر خدای سبحان مجاز خواهد بود .
توضیح این که، شاکر بودن گاهی به برخی از اسمای حق اسناد داده می شود و مراد از آن تأثیر اسمای الهی در یکدیگر است . در این صورت قید وصول اثر به غیر می تواند در قوام شکر نقش داشته باشد؛ اما اگر شاکر بودن به ذات اقدس خداوند که کامل محض و غنی صرف است اسناد داده شد، وصول اثر نقشی در گوهر شکر ندارد؛ زیرا ذات خدای سبحان نه تنها به غیر خود نیازمند و از او متأثر نیست، که به خود نیز نیازمند نیست و از خود نیز اثر نمی پذیرد . او غنی محض است، نه مستغنی و خودکفا، تا با فیض خود نیاز خویش را تأمین کند: الهی تقدس رضاک أن تکون له علة منک فکیف تکون له علة منی . الهی أنت الغنی بذاتک أن یصل الیک النفع منک فکیف لا تکون غنیا عنی (646)
بنابراین، وصول اثر به غیر ویژگی برخی از مصادیق شکر است و نه مقوم گوهر شکر و اگر در تعریف شکر مطرح می شود از باب زیادت حد بر محدود است .
حاصل این که، بر اساس این تحلیل در فرق حمد و شکر باید گفت: اگر مقصود امتیاز حمد از شکر در مورد موجودهای امکانی باشد، فرق آن است که در حمد، وصول اثر کمال محمود به حامد شرط نیست، ولی در شکر وصول اثر مشکور به شاکر معتبر است و اگر مقصود اعم از موارد وجوب و امکان باشد به طوری که شاکر بودن خداوند هم منظور باشد، شاید از این جهت، شکر به لحاظ مصداق همان حمد باشد، بدون تفاوت .
لام در الحمد: برای استغراق یا جنس است و مفادش آن است که هر حمدی از هر حامدی و برای هر محمودی واقع شود، در واقع حمد خدای سبحان است و جز او هیچ کس مالک حمد نیست . بنابراین، او حمید محض و محمود صرف است .
احتمال دیگر در الف و لام آن است که برای عهد باشد و مراد از حمد معهود، حمد کاملی است که خدای سبحان از خود دارد . (647)
لام در الله : یا برای مالکیت است و یا اختصاص. خداوند مالک هر حمدی است، یا هر حمدی ویژه اوست .
رب: ربوبیت، سوق دادن شی ء به سمت کمال آن است و رب کسی است که شأن او سوق دادن اشیا به سوی کمال و تربیت آنها باشد و این صفت به صورتی ثابت در او باشد .
مفاهیمی همچون: مالکیت، مصاحبت، سیادت، قیمومت، ملازمت، تداوم بخشیدن، برآوردن حاجت، تعلیم یا تغذیه، همه از لوازم و آثار ربوبیت و هر یک در موردی و به اقتضای موارد گوناگون است و هر یک مصداقی از مصادیق متفاوت تربیت است، نه معنای آن و اخذ هر کدام از آنها در معنای رب از باب زیادت حد( به معنای عام ) بر محدود، و نشانه این زیادت آن است که در سوره ناس کلمه ملک و کلمه اله هر دو بعد از کلمه رب ذکر شده است و اگر تعبیر (رب الناس ) مفهوم ملک و اله را به همراه داشت، لازم نبود که (ملک الناس اله الناس ) جداگانه ذکر شود، و چون معنای ملک با معنای مالک در عین تفاوت، مباین نیست، از این رو نکته مزبور به عنوان شاهد یاد شد .
کلمه رب بدون قید و به طور مطلق، جز بر ذات مقدس خداوند اطلاق نمی شود، ولی به صورت مضاف و مقید بر غیر خداوند نیز اطلاق می شود؛ مانند: رب الدار و رب الابل و اگر کلمه ارباب به طور جمع استعمال شده است، مانند (ءأرباب متفرقون ) (648) به لحاظ باورهای باطل و ثنیین است و گرنه در جهان هستی بیش از یک رب نیست .
تذکر: در مصدر باب تفعیل از رب نباید به جای تربیت ، تربیت به کار برد؛ زیرا رب از نظر صرفی مضاعف و مربی ناقص واوی است و مربی از ریشه ربو به معنای رشد و زیادت است .
عالمین: این کلمه جمع عالم است و غالبا الفاظی که بر وزن فاعل است، بر ابزار و آلت دلالت می کند؛ مانند: خاتم، طابع و قالب که به معنای ما یختم به ، ما یطبع به و ما یقلب به است . عالم نیز به معنای ما یعلم به است؛ یعنی آنچه به وسیله آن علم حاصل می شود و سر تسمیه عالم بدین نام آن است که هر عالمی آیت و نشانه خدای سبحان است و به وسیله آن علم به خداوند حاصل می شود و چون در نظام هستی هر موجودی از موجودات آیت و نشانه خداوند است و هر ذره ای از ذرات هستی علامت آن ذات اقدس است، هر موجودی یک عالم است و بر این اساس درباره اطلاق عالم بر مجموع موجودات یا بر مجموعه ای خاص از موجودات باید گفت: اگر مجموع (افزون بر جمیع واحدهای آن )، وجود مستقلی داشته باشد، اطلاق عالم بر آن حقیقی است و آن نیز مانند هر یک از واحدهایش یک عالم است و تحت تدبیر رب العالمین خواهد بود و اما اگر وجود مستقلی نداشته باشد، اطلاق عالم بر مجموع اشیا یا مجموعه ای خاص از اشیا، مجاز است و تنها اطلاق عالم بر هر یک از واحدها حقیقت خواهد بود .
عالم و علامت همان کلمه علم (اسم خاص) است که در کلمه اول بعد از حرف عین الفی به آن افزوده شده و در واژه دوم الفی بعد از حرف لام آمده و به تاء مختوم شده است .
عالم همه بر تمامی موجودات اطلاق می شود، مانند: عالم وجود و هم بر ماسوی الله؛ مانند: حدوث عالم و فنای عالم و هم بر هر نوعی از انواع موجودات؛ مانند: عالم جماد و عالم انسان و هم بر هر صنفی از اصناف؛ مانند: عالم عرب و عالم غیر عرب .
کلمه العالمین شامل همه عوالم پیش از دنیا، عالم دنیا و عوالم پس از دنیا (برزخ و قیامت ) و همچنین عالم انسان، عالم فرشتگان و سایر عوالم هستی خواهد شد .
کلمه عالمین در قرآن کریم گاهی به معنای همه جوامع انسانی است؛ مانند: ان أول بیت وضع للناس للذی ببکة مبارکا و هدی للعالمین (649) (لیکون للعالمین نذیرا ) (650) ما سبقکم بها من أحد من العالمین (651) و گاهی به معنای همه عوالم امکانی است؛ مانند: قال فرعون و ما رب العالمین قال رب السموات و الأرض و ما بینهما ... ربکم و رب ابائکم الأولین ... رب المشرق و المغرب و ما بینهما ان کنتم تعقلون (652) . مراد از کلمه عالمین در آیه حمد همه نظام هستی امکانی است، نه خصوص جوامع انسانی که با قرینه هدایت یا انذار در آیه آل عمران و آیه فرقان اراده شده است؛ از این رو معادل فارسی عالمین ، جهانها است، نه جهانیان .
تذکر: کلمه جهانها نیز معادل مناسبی برای واژه عالمین نیست؛ زیرا واژه عالم، چنانکه گذشت، به معنای نشانه و علامت است؛ در حالی که واژه جهان به معنای جهنده است و اطلاق آن بر عالم، بر اثر اشتمال عالم بر حرکت و جهش است و از این رو باید گفت اطلاق واژه جهان بر عوالمی که در آن نشانی از حرکت و جهش نیست، نادرست است .

اختصاص حمد به خدای سبحان

قرآن کریم سراسر عوالم هستی امکانی را مخلوق خداوند سبحان می داند و همه را نیکو و زیبا می شمارد: (قل الله خالق کل شی ء) (653) الذی أحسن کل شی ء خلقه (654) . بنابراین، هر چه مصداق شی ء است، یعنی سراسر عوالم وجود امکانی، نیکو و زیباست و چون حمد در برابر کمال، جمال و نعمت بخشی است، پس حمد مطلق ازلی و ابدی از آن خداست: (الحمدلله ) و هیچ کس مالک حمد نیست . علل وسطیه نیز مجاری فیض الهی است و سرآغاز سلسله فیض تنها ذات اقدس الهی است.
آیه کریمه (الحمد لله رب العالمین ) مشتمل بر دو برهان بر اثبات و اختصاص حمد برای خدای سبحان است:
برهان اول که از نام مقدس الله استفاده می شود (655) این است که الله جامع همه کمالات وجودی است (ذات مستجمع جمیع کمالات ) و چون حمد در برابر کمال بوده و هر کاملی محمود است، پس خدای سبحان محمود است . آیه کریمه (الحمدلله ...) با تعلیق حکم بر وصف که مشعر به علیت است مفید چنین برهانی است .
توضیح این که، اگر گفته می شد: الحمدله (حمد برای اوست ) مدعایی بودند که برهانی به همراه نداشت و برهان می طلبید و برهانش نیز این بود که خداوند سبحان بر اثر جامعیت کمالاتش شایسته حمد است . اما در الحمدلله حکم (ثبوت حمد) بر وصف (الله ) تعلیق شده که موضوع، خود دلیل را به همراه دارد و در مواردی که متعلق حکم، خود در بردارنده سبب و علت ثبوت محمول برای موضوع باشد، نیاز به استدلال نیست؛ همان طور که در جمله الجنة للمطیعین و النار للملحدین وصف خود محمول (اطاعت و الحاد ) بیانگر علت ثبوت بهشت برای اهل طاعت و آتش برای ملحدان است . در الحمدلله نیز جامعیت کمال که سبب ثبوت و اختصاص حمد است در موضوعالله قرار دارد .
برهان دوم که حد واسط آن ربوبیت خدای سبحان است و از تعبیر (رب العالمین ) استفاده می شود، بدین تقریر است: خداوند رب سراسر عوالم هستی امکانی است و هیچ شریکی در ربوبیت ندارد ( و از این رو کلمه عالمین به صورت جمع آمده است ) و چون حمد در برابر نعمت ربوبیت (سوق دادن هر موجود به کمال لایق آن ) است، پس حمد مخصوص ذات اقدس اوست و هیچ شریکی در حمد ندارد . از این رو در بحث ادبی گذشت که الف و لام در کلمه الحمد برای استغراق و یا جنس است و مفادش این است که هر حمدی از هر حامدی برای هر محمودی در واقع حمد خداست . براهینی چند بر انحصار و اختصاص حمد به خدای سبحان اقامه شده است که برخی از آنها در بخش لطایف و اشارات این آیه بیان می شود .
لطایف و اشارات

1- جامعترین تعبیر از حمد

حمد خدای سبحان در آغاز پنج سوره قرآن آمده است:
الف: سوره حمد: (الحمد لله رب العالمین )
ب: سوره انعام: الحمد لله الذی خلق السموات و الأرض و جعل الظلمات و النور ... .
ج: سوره کهف: الحمد لله الذی أنزل علی عبده الکتاب ...
د: سوره سبأ: الحمد لله الذی له ما فی السموات و ما فی الارض ...
ه: سوره فاطر: الحمد لله فاطر السموات و الأرض ... .
آنچه در طلیعه سوره مبارکه حمد آمده جامعترین آنهاست؛ زیرا کلمه العالمین شامل عالم تکوین ( اعم از آسمانها و زمین و عالم مجردات و مادیات ) و عالم تشریع و تدوین می شود . (656)