تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

9- احکام فقهی نام خدا

قداست و برکت نام خدا منشأ اعتبار احکامی فقهی برای اسمای لفظی خدای سبحان شده است . برخی از این احکام عبارت است از:
الف: حرمت تنجیس و آلوده کردن آن .
ب: وجوب تطهیر آن، در صورت آلوده شدن .
ج: حرمت هتک آن، به هر نحو .
د: حرمت مس آن بدون طهارت .
ه. ممنوع بودن جدال با آن ( سوگند به صورت لا و الله و بلی و الله ) در احرام عمره و حج .
و: لزوم ذکر و تسبیح آن در رکوع و سجود نماز .
ز: اشتراط ذبح و تذکیه حیوان به آن .
ح: مشروط بودن حلیت صید به ذکر آن .
ط: احکام سوگند .
ی: استحباب شروع کار با ذکر آن .
برخی از این احکام از سنت معصومان (علیهم السلام ) و برخی از قرآن کریم استفاده می شود؛ مثلا قرآن کریم هم ذکر نام خدا به هنگام ذبح حیوان را توصیه می کند: (فاذکروا اسم الله علیها) (587) و هم از خوردن گوشت حیوانی که بدون ذکر نام خدا صید یا ذبح یا نحر شده است، منع می کند و لا تأکلوا مما لم یذکر اسم الله علیه (588) اثر اسمای لفظی خدای سبحان به پایه ای است که حیوان پاک و حلال، اگر بدون ذکر نام او کشته شود، مردار، حرام و آلوده می شود . پس نام خدا با نامهای دیگر یکسان نیست تا ذکر و عدم ذکرش تفاوتی نداشته باشد و یا تنها نیت و خطور ذهنی آنها کافی و کارساز باشد .
تذکر: برخی برای فرق بین یمین که فقط به الله حاصل می شود و بین تیمن که به اسم الله تحقق می یابد، نکته تبرک به نام خدا را ذکر کرده اند؛ یعنی سوگند بر اساس حکم فقه، به الله حاصل می شود، نه به اسم الله ، لیکن تبرک به اسم الله حاصل می شود، چه رسد به ذات الله (589)
بحث روایی

1- معنای بسم الله

عن الرضا (علیه السلام ): معنی قول القائل بسم الله أی أسم نفسی بسمة من سمات الله عزوجل و هی العبادة . قال: فقلت له: ما السمة؟ قال: العلامة . (590)
اشاره: همان طور که در نظام تکوینی انسان مانند دیگر پدیده ها نشانه خالق خویش است، در نظام تشریع نیز لازم است، انسان سالک وسمه و علامت عبادت خدا را در جهان خود بنهد تا روح او در عبادت آفریدگار خویش موسوم و نشاندار گردد . چنین انسان سالکی به خوبی آیة الله خواهد بود؛ زیرا علامت معبود، یعنی عبادت در جان او ظهور کرده است .

2- مبدأ اشتقاق الله و معنای مألوه

- عن الصادق (علیه السلام ): و الله اله کل شی ء (591)
- عن هشام بن الحکم أنه سأل أبا عبدالله (علیه السلام ) عن أسماء الله عزوجل و اشتقاقها، فقال: الله هو مشتق من اله و اله یقتضی مألوها ... (592)
- عن أمیرالمؤمنین (علیه السلام ): الله ... هو الذی یتأله الیه عند الحوائج و الشدائد کل مخلوق عند انقطاع الرجاء من جمیع من دونه ... (593)
اشاره: ربط تکوینی موجودی که عین فقر است، تنها به خدایی است که عین غناست و این پیوند گرچه در حال عادی محجوب و مستور است، لیکن در حالت اضطرار مکشوف و مشهود خواهد بود و در همه احوال تنها ملجأ هر مخلوق فقط خداوند است و در حال عادی که فیض به وسیله اسباب و علل ظاهری به مخلوق نیازمند می رسد، همه آن وسایط، مجاری فیض است، نه فیاض .
خلاصه آن که، توحید رجاء و توحید التجاء به این معناست که تنها مرجو و ملجأ خداست و اگر تفاوتی هست به لحاظ مقام اثبات است، نه ثبوت . همان طور که به مقتضای بطلان تسلسل، یک متفکر به سرآغاز سلسله علل، که همان خداست، پی می برد و آنگاه معلوم می گردد که سبب حقیقی هر مسببی خداوند است و علل دیگر، آیات اوست، در مورد رجاء و التجاء نیز این چنین است که گرچه در صورت قطع امید از ماسوی الله آنگاه به خداوند التجا می کنند، لیکن در حقیقت تکیه گاه اصلی همه رجاها و التجاها خداست .