تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

7 - نزاهت صفات الهی از حدود

اوصافی که به خدای سبحان اسناد داده می شود منزه از حدود نقص آمیز است . بنابراین، لوازم امکانی که صفات انسانی را همراهی می کند، به حریم پاک او راه ندارد و تنها اصل این کمالات برای خداوند ثابت است، بدون لوازم و حدود نقص آمیز آن؛ مثلا رحمت در انسان همراه با تأثر قلبی و انفعال درونی در برابر امور رقت بار است . انسان در پی چنین انفعال و تأثری به یاری دردمند و محرومی می شتابد، ولی آنچه مایه کمال آدمی است، همان رسیدگی به بیچارگان است و تأثر و انفعال درونی، ناشی از کاستیهای وجودی خود انسان است که نباید کمال پنداشته شود .
یاری محروم در روابط بشری، نقص دیگری نیز دارد و آن این که بیشتر دستگیران درصدد رفع تأثر قلبی خویشند، نه در پی امتثال تکلیف دینی و به تعبیر دیگر کمک آنها بر اساس ترحم به درمانده است، نه بر پایه احترام به همنوع. زدودن تأثر قلبی با یاری کردن محروم نیز جزو حقیقت و گوهر رحمت نیست، بلکه ناشی از نقص آدمی است و معنای مبرات بودن رحمت الهی از لوازم نقص آمیز، آن است که خداوند بدون انفعال، تأثر و تحول، نیاز نیازمندان را برطرف می کند .
علم خدای سبحان نیز از نظر نزاهت همین گونه است؛ زیرا علم بشری هم سابقه جهل دارد: و الله أخرجکم من بطون أمهاتکم لا تعلمون شیئا (581) و هم لاحقه نسیان لکیلا یعلم من بعد علم شیئا (582) و جهل و نسیان از نقصهای علم بشری است و علم الهی از آنها منزه است، ولی گوهر کمالی علم که همان ظهور و حضور و کشف و شهود معلوم است به خدای سبحان اسناد دارد .
در رحمت رحمانیه و رحیمیه نیز اصل گوهر کمالی رحمت برای خداوند ثابت است، بدون لوازم نقص آمیز مانند دلسوزی، انعطاف و تأثر و این نقایص در گوهر رحمت و در معنای آن مأخوذ نیست تا اطلاق رحیم بر خدای سبحان، فرشتگان و انسانهای کامل، که رحمت آنان نیز از این نقصها مبراست، مجاز یا از باب اشتراک لفظی باشد .
انسان کامل که قلبش متیم به حب و مالامال از عشق خداست، در یاری مسکین سخن از انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا (583) دارد و یاری او نه ناشی از ترحم و تأثر است و نه برای پاداش و تشکر . چنین قلبی غیر خدا را به خود راه نمی دهد و احسان به مسکین و یتیم و اسیر تنها به خاطر امتثال امر خداست، نه از سر دلسوزی به آنان . او خود گرسنه می ماند، ولی مسکین را اطعام می کند و کارش تنها برای وجه خدا است، نه برای ارضای غریزه ترحم .

8- معیار تفکیک صفات ذات و فعل

صفات خدای سبحان برخی ذاتی و برخی فعلی است . صفات ذاتی عین ذات و همچون ذات، نامحدود بوده، در مقابل آنها هیچ وصف کمالی قرار ندارد؛ مانند: علم و حیات و قدرت و چون مقابلهای این صفات ( نادانی، مرگ، ناتوانی ) برای خداوند ممتنع است، خدای سبحان به آنها متصف نمی شود .
اما صفات فعل صفاتی است که از مقام فعل خداوند انتزاع می شود و در برخی موارد مقابل دارد و با داشتن مقابل خداوند به مقابلهای آنها نیز متصف می شود؛ مانند اراده، رضا، احیاء و بسط که مقابلهای آنها ( کراهت، سخط، اماته، قبض ) نیز صفات فعل خدای سبحان است .
بر اساس همین فرق بین صفات ذات و صفات فعل، حضرت امام رضا (علیه السلام ) به شخصی که در محضر ایشان گفت: خدا را حمد می کنم تا آن جا که مرز علم اوست: الحمد لله منتهی علمه ، فرمودند: این گونه تعبیر نکن؛ زیرا علم خدا که عین ذات نامحدود اوست، حدی ندارد . گوینده پرسید: خدا را چگونه حمد کنم؟ آن حضرت فرمودند: بگو الحمد الله منتهی رضاه (584) . چون رضای خدا محدود است . او از ایمان و مؤمن راضی است، ولی از کفر و کافر ناخشنود است: ( و لا یرضی لعباده الکفر ) (585) در جهان آخرت نیز بهشت و نعیم آن گستره رضای خدا و جهنم و عذابهایش محدوده غضب اوست . (586)
تذکر: کارهای خداوند، تنها به اوصاف کمالی فعل متصف خواهد شد و هرگز به اوصاف نقصی آن متصف نمی شود؛ مثلا اگر کاری از خداوند صادر شد حتما عدل و وفاست و هیچ گاه ظلم و جفا نخواهد بود . پس اتصاف به دو طرف مقابل به معنای موصوف شدن ذات اقدس الهی به اوصاف نقصی آن نیست .

9- احکام فقهی نام خدا

قداست و برکت نام خدا منشأ اعتبار احکامی فقهی برای اسمای لفظی خدای سبحان شده است . برخی از این احکام عبارت است از:
الف: حرمت تنجیس و آلوده کردن آن .
ب: وجوب تطهیر آن، در صورت آلوده شدن .
ج: حرمت هتک آن، به هر نحو .
د: حرمت مس آن بدون طهارت .
ه. ممنوع بودن جدال با آن ( سوگند به صورت لا و الله و بلی و الله ) در احرام عمره و حج .
و: لزوم ذکر و تسبیح آن در رکوع و سجود نماز .
ز: اشتراط ذبح و تذکیه حیوان به آن .
ح: مشروط بودن حلیت صید به ذکر آن .
ط: احکام سوگند .
ی: استحباب شروع کار با ذکر آن .
برخی از این احکام از سنت معصومان (علیهم السلام ) و برخی از قرآن کریم استفاده می شود؛ مثلا قرآن کریم هم ذکر نام خدا به هنگام ذبح حیوان را توصیه می کند: (فاذکروا اسم الله علیها) (587) و هم از خوردن گوشت حیوانی که بدون ذکر نام خدا صید یا ذبح یا نحر شده است، منع می کند و لا تأکلوا مما لم یذکر اسم الله علیه (588) اثر اسمای لفظی خدای سبحان به پایه ای است که حیوان پاک و حلال، اگر بدون ذکر نام او کشته شود، مردار، حرام و آلوده می شود . پس نام خدا با نامهای دیگر یکسان نیست تا ذکر و عدم ذکرش تفاوتی نداشته باشد و یا تنها نیت و خطور ذهنی آنها کافی و کارساز باشد .
تذکر: برخی برای فرق بین یمین که فقط به الله حاصل می شود و بین تیمن که به اسم الله تحقق می یابد، نکته تبرک به نام خدا را ذکر کرده اند؛ یعنی سوگند بر اساس حکم فقه، به الله حاصل می شود، نه به اسم الله ، لیکن تبرک به اسم الله حاصل می شود، چه رسد به ذات الله (589)
بحث روایی