تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

6- تحیری شور افکن و ممدوح

چنانکه گذشت، نام مقدس الله در اصل اله بوده و اله به معنای مألوه یعنی معبود یا متحیر فیه است . مألوه بودن خدای سبحان از آن روست که همه عقلها و دلها درباره آن ذات اقدس متحیر و سرگردانند .
حضرت امام سجاد (علیه السلام ) در زیارت امین الله به خدای سبحان عرض می کند: بار خدایا، دلهای خاشعان و خداترسان واله و حیران توست: اللهم ان قلوب المخبتین الیک والهة (580) . تحیر در ذات حق تعالی، تحیری ممدوح و زیباست . تحیر و سرگشتگی برای انسان راه نپیمودده، رنج آور و برای سالک به مقصد رسیده شیرین و لذت بخش است .
تحیر انسان به مقصد نرسیده مانند تحیر رهگذر تشنه ای است که در دامنه کوه سرگردان است و به چشمه های آب کوهستان دسترسی ندارد، اما تحیر سالک و اصل همانند تحیر رهپویی است که با راهنمایی راه بلدی آشنا، چشمه ساران کوهستان را یافته، با مشاهده چشمه های فراوان، اکنون متحیر است از کدامین چشمه بنوشد و تن تب زده از عطش خود را به کدامین چشمه بسپارد .
این تحیر شورانگیز، ویژه ره یافتگان و واصلان است و از این رو رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم در مناجات خود با خدای سبحان عرضه می داشت: بارخدایا، تحیرم را درباره ذات خودت افزون کن: رب زدنی فیک تحیرا و این همان تحیر ره یافتگان و واصلان است که در حیرتند که از کدام نام خدای سبحان تبرک جویند و از کدامین چشمه سار زلال فیض الهی بنوشند .

7 - نزاهت صفات الهی از حدود

اوصافی که به خدای سبحان اسناد داده می شود منزه از حدود نقص آمیز است . بنابراین، لوازم امکانی که صفات انسانی را همراهی می کند، به حریم پاک او راه ندارد و تنها اصل این کمالات برای خداوند ثابت است، بدون لوازم و حدود نقص آمیز آن؛ مثلا رحمت در انسان همراه با تأثر قلبی و انفعال درونی در برابر امور رقت بار است . انسان در پی چنین انفعال و تأثری به یاری دردمند و محرومی می شتابد، ولی آنچه مایه کمال آدمی است، همان رسیدگی به بیچارگان است و تأثر و انفعال درونی، ناشی از کاستیهای وجودی خود انسان است که نباید کمال پنداشته شود .
یاری محروم در روابط بشری، نقص دیگری نیز دارد و آن این که بیشتر دستگیران درصدد رفع تأثر قلبی خویشند، نه در پی امتثال تکلیف دینی و به تعبیر دیگر کمک آنها بر اساس ترحم به درمانده است، نه بر پایه احترام به همنوع. زدودن تأثر قلبی با یاری کردن محروم نیز جزو حقیقت و گوهر رحمت نیست، بلکه ناشی از نقص آدمی است و معنای مبرات بودن رحمت الهی از لوازم نقص آمیز، آن است که خداوند بدون انفعال، تأثر و تحول، نیاز نیازمندان را برطرف می کند .
علم خدای سبحان نیز از نظر نزاهت همین گونه است؛ زیرا علم بشری هم سابقه جهل دارد: و الله أخرجکم من بطون أمهاتکم لا تعلمون شیئا (581) و هم لاحقه نسیان لکیلا یعلم من بعد علم شیئا (582) و جهل و نسیان از نقصهای علم بشری است و علم الهی از آنها منزه است، ولی گوهر کمالی علم که همان ظهور و حضور و کشف و شهود معلوم است به خدای سبحان اسناد دارد .
در رحمت رحمانیه و رحیمیه نیز اصل گوهر کمالی رحمت برای خداوند ثابت است، بدون لوازم نقص آمیز مانند دلسوزی، انعطاف و تأثر و این نقایص در گوهر رحمت و در معنای آن مأخوذ نیست تا اطلاق رحیم بر خدای سبحان، فرشتگان و انسانهای کامل، که رحمت آنان نیز از این نقصها مبراست، مجاز یا از باب اشتراک لفظی باشد .
انسان کامل که قلبش متیم به حب و مالامال از عشق خداست، در یاری مسکین سخن از انما نطعمکم لوجه الله لا نرید منکم جزاء و لا شکورا (583) دارد و یاری او نه ناشی از ترحم و تأثر است و نه برای پاداش و تشکر . چنین قلبی غیر خدا را به خود راه نمی دهد و احسان به مسکین و یتیم و اسیر تنها به خاطر امتثال امر خداست، نه از سر دلسوزی به آنان . او خود گرسنه می ماند، ولی مسکین را اطعام می کند و کارش تنها برای وجه خدا است، نه برای ارضای غریزه ترحم .

8- معیار تفکیک صفات ذات و فعل

صفات خدای سبحان برخی ذاتی و برخی فعلی است . صفات ذاتی عین ذات و همچون ذات، نامحدود بوده، در مقابل آنها هیچ وصف کمالی قرار ندارد؛ مانند: علم و حیات و قدرت و چون مقابلهای این صفات ( نادانی، مرگ، ناتوانی ) برای خداوند ممتنع است، خدای سبحان به آنها متصف نمی شود .
اما صفات فعل صفاتی است که از مقام فعل خداوند انتزاع می شود و در برخی موارد مقابل دارد و با داشتن مقابل خداوند به مقابلهای آنها نیز متصف می شود؛ مانند اراده، رضا، احیاء و بسط که مقابلهای آنها ( کراهت، سخط، اماته، قبض ) نیز صفات فعل خدای سبحان است .
بر اساس همین فرق بین صفات ذات و صفات فعل، حضرت امام رضا (علیه السلام ) به شخصی که در محضر ایشان گفت: خدا را حمد می کنم تا آن جا که مرز علم اوست: الحمد لله منتهی علمه ، فرمودند: این گونه تعبیر نکن؛ زیرا علم خدا که عین ذات نامحدود اوست، حدی ندارد . گوینده پرسید: خدا را چگونه حمد کنم؟ آن حضرت فرمودند: بگو الحمد الله منتهی رضاه (584) . چون رضای خدا محدود است . او از ایمان و مؤمن راضی است، ولی از کفر و کافر ناخشنود است: ( و لا یرضی لعباده الکفر ) (585) در جهان آخرت نیز بهشت و نعیم آن گستره رضای خدا و جهنم و عذابهایش محدوده غضب اوست . (586)
تذکر: کارهای خداوند، تنها به اوصاف کمالی فعل متصف خواهد شد و هرگز به اوصاف نقصی آن متصف نمی شود؛ مثلا اگر کاری از خداوند صادر شد حتما عدل و وفاست و هیچ گاه ظلم و جفا نخواهد بود . پس اتصاف به دو طرف مقابل به معنای موصوف شدن ذات اقدس الهی به اوصاف نقصی آن نیست .