تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

موقعیت تفسیر

تفسیر که کشف حجاب است، آن حقیقتی را سرزد که محجوب و مستور است و قرآن که خود نائره نور و بیضاء هر ضوء است نه تنها تفسیر را بر نمی تابد، بلکه توضیح هر تفسیری و کشف هر تأویلی با اشراق آن میسور است. آیا سزد که خورشید را محجوب بدانیم و داعیه پرده براندازی از آن را در سر بپرورانیم؟ غافل از آن که مفسر، تفسیر و بساط اندیشه اش اگر بارقه حق در او باشد جلوه قرآنی است که دلربایی می کند.
آری همان گونه که فرط نور الهی جلوه های حضور او را به غیب و ظهور او را به بطون می کشاند، قرآن نیز که تجلی اعظم اوست به حکم متکلم خویش در آمده و از شدت حضور و ظهور، حکم غیب و بطونی یافته است، همان گونه که امام عصر (علیه السلام) همواره در حضور است و غیب او به انسانها بر می گردد.
تفسیر تنها در جایی رخ می نماید که حجابی باشد و چون این حجاب جز بر خویشتن انسانها نیست، این انسان محجوب است که یک یک اعمال، و تک تک اخلاق او بسان غشاوه های آهنین سویدای وجودش را می پوشاند؛ آنسان که انبوه ظلمت یکی پس از دیگری فائق آمده و آیه (ظلمات بعضها فوق بعض) (5) را مصداق شده، شایسته است با رکوب بر فلک جاریه تفسیر او را از حضیض لجج غامره در آورده و به اوج انوار آسمانی قرآن رهنمون شد.
از این رو اولین مفسران حقیقی صحائف الهی، انبیای عظام و اوصیای کرام آنها هستند که در ضوء هدایت الهی، امتهای فتاده در جیحون ظلمت را به ساحل نجات هادی بودند و با گستراندن سفره هدایت بساط غوایت را بر چیده و حجابهای انسانی را به کناری زدند.
در طول تاریخ اسلام بسیار بودند فرزانگانی که با استضائه از فروغ وحی و استفاده از گوهر کلام ائمه (علیهم السلام) توانستند راه سعادت را بنمایانند و با کشف غطا از سرا پرده دیدگان قلبها، نمایشی دلپذیر ایجاد کنند و مردم را بر کنار این مائده الهی دعوت کرده و در نهایت، لمعه قرآنی بر جانشان بفشانند. گوارایشان باد حشر قرآنی و مبارک باد لبیک رحمانی.
یاد کنیم از چهره تابناک عرصه تفسیر، حضرت آیة الله علامه طباطبایی، که با اثر جاودانه خود زرین ورقی در دفتر تفسیر نهاده، تا هم برای گذشتگان با تکمیل و تتمیم اندیشه هایشان فخری باشد و هم برای آیندگان با جهت دادن و افق روشن در جلوی دیدگان آنها نهادن، ذخیره ای بوده و بزرگی و عزت بیافریند.
به راستی تفسیر المیزان توانست زلال معارف قرآنی را در ساغر پیراسته خود بریزد و از خس و خاشاک اندیشه های حیران و توهمات سرگردان منزه بدارد تا به کام تشنه کامان رسانیده، صفحه زرین حقیقت را در جان آنان ورق بزند.
المیزان با ارائه مسیری مستقیم و با پیمودن ناهمواریهای آن طریقی بدیع و راهی رفتنی در مقابل قرآن پژوهان و مفسران گشوده است. منهجی با بهره گیری از ذخائر فراوان عقل صراح و نقل قراح افق روشن قرآن را نمایانده تا ابواب جنان را با آیات فرقان بگشاید. او اکنون طایر جنت لقای الهی است که بر شاخسار آیات الهی ثمره معرفت و بهره محبت می برد. گوارا باد بر او شراب طهور قرآنی و پر سرور باد آن نفس رحمانی.
اکنون بشارت است آنان را که بر ساحل هدایت نشسته و تشنه کامان حقایق نوین که برهان فرقانی را در پرتو عرفان قرآنی فرا سوی خود می نگرند. اکنون نوید سرور است کسانی را که برای گشودن عرصه های مختلف اجتماع ناامید کنجی گزیده و یا به سراب اندیشه های واهی پناه برده اند.
اکنون چه گواراست سنام معرفت الهی و زلال حقیقت قرآنی را در ساغر تفسیر تسنیم مشاهده کردن و از دست ساقی جواد نوشیدن. اکنون این آب زندگانی و رباط حیات انسانی است که از سحاب سمایی و مطر سماوی جاری است.
تفسیر دهاق تسنیم با خصیصه ای تازه و روشی نو که از ابداعات مؤلف مفسر است به خیل عظیم تفاسیر قرآنی پیوست، لیکن بررسی بلندای شاهق و دامنه وسیع آن در گرو پرواز در ملکوت معنا و غوص در معارف و غور در ارزشهای آن است؛ با مروری اجمالی می توان به برخی از شاخصهای روشن آن اشاره کرد.
یکم: گر چه این تفسیر هم از نظر اسلوب و هم از نظر ساختار اصلی، مشرب تفسیری قیم المیزان را پی می گیرد، لیکن تفاوتهای چشمگیری در هر دو جهت آن مشاهده می شود:
الف: مؤلفه اولی و اصلی آن این است که جز از منظر قرآن به آیات نگریسته نشود و تار و پود همه علوم و دست مایه های مقدمی آن در نظام فکری قرآن طراحی و معماری شده است و تفسیری قرآنی محض عرضه شده است. مصنف فرزانه آن مبنای حاکمیت مطلقه قرآن بر قرآن و نفی هر نوع حاکمیت و ولایت علمی بر قرآن را همواره مد نظر داشته و نور بصر دانسته، با تمام اعتقاد و باور بر این اسلوب قرآنی حرکت کرده است و اصرار ورزیدن و طرح هیچ علمی از علوم را مستقلا در کنار وحی پسندیده ندانسته ضمن اینکه ارزشهای دانشی را فروغ روشن وحی منور کرده است تا هم شمس مضی ء وحی نمایانده شود و هم قمر منیر سایر علوم که در پرتو وحی ضوئی یافته اند را به رخ بکشاند. از این رهگذر قالبهای فقهی، کلامی، عرفانی و حکمی آن از قلب قرآنی بهره دارد و هرگز نه تنها محدوده های تنگ این علوم وسعت دریای معارف آیات الهی را تحدید نکرده، بلکه خود نیز از این قلزم فسیح وسعت یافته و صبغه قرآنی گرفته است.
ب: جامع نگری قرآن در همه عرصه های انسانی حقیقت بارز دیگری است که در این تفسیر به گونه ای شفاف نمایانده شده است. هنر قرآن نه تنها این است که قداست ارتباط عبد با مولا را در میدان عبادت ترسیم می کند، بلکه می خواهد تمامی روابط انسانی را عبادی کرده و عبودیت محضه را بر سراسر وجود انسانی حاکم گرداند و این جز با نفوذ آیات در زنجیره های رشته انسانی اعم از عقیده، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و سایر شاخه های آن امکان پذیر نیست و در این تفسیر این بنیان مستحکم قرآنی ظاهر می شود. قطعا جامعه امروز اسلام با فرهنگ و بینشی فراتر از همه دوران گذشته متوجه خویشتن خویش شده و اسلام آزاد شده از قیدها، بدعتها، تحریفها و نیرنگها را باز شناخته و به دنبال آن است تا حضور محسوس دین را از خاور اندیشه تا باختر عمل بازیابد.
ج: یکی از ممیزه های اصلی این تفسیر تدوین و نگارش آن در زمان تحقق نظام اسلامی و آزادی دین است؛ فرصتی که علامه طباطبایی (رحمه الله) در زمان تألیف تفسیر قیم خود نداشته و اهل نظر، نیزه های توهم و تیرهای تخیل نشان رفته به حقائق علوی معارف عرفانی آن را مشاهده می کنند. حصارهای کشیده شده و دیوارهای ساخته شده قبل از انقلاب تا حدود قابل توجهی حوزه های علمیه را نیز در بر گرفته و اندیشه های آسمانی امام خمینی (رحمه الله) که فرا حوزه آن زمان بود این حصرها را شکست و علوم و معارف غنی اسلامی را از کنج زندان بدعت و انزوای حبس تحریف، رهانیده و یک فرصت بی بدیل برای مؤلف مفسر رخ نمود و استاد گرانمایه نیز با ارائه بهترین اسلوب بدون کمترین اضطراب، معارف مخفی شده المیزان را یکی پس از دیگری تبیین کرده که امروزه حوزه علمیه با مشاهده بهترین معارف و زیباترین اسلوب، مشی اصیل خود را بعد از حدود بیست سال تدریس آن استاد فرزانه بازیافته و در آن گام نهاده است؛ ضمن آن که المیزان از این بعد در مسیر تکمیل و تتمیم خود قرار گرفته، می رود تا نصاب جایگاه خویش را به دست آورد.
د: از خصایص ارزشمند این کتاب که می تواند از این رهگذر نیز تکمله ای بر المیزان محسوب شود این که، طرح مباحث فقهی و تفسیر آیاتی که متضمن احکام و حدود الهی است و در آن تفسیر شریف تعرضی بدان نشده در دهاق تسنیم به صورت جامع و مبسوط مورد پردازش قرار گرفته که دو بهره اساسی را به همراه دارد. که یکی از آن دو مهم و دیگری اهم اس، نکته مهم آن که، با زبان و مشرب تفسیری علامه (قدس سره) به این گونه آیات پرداخته شده که به حق می تواند فضای خالی آن را پر کند و نکته اهم آن که، فقه نیز در خدمت قرآن در آید. امروزه حوزه های فقهی اسلام بدون توجه ای به آیاتی که متضمن احکام و حدود الهی است به بهانه این که غالب آیات در صدد اصل تشریع است و عموم یا اطلاق ندارد، مسیر خود را تنها از منابع سنت ، عقل و اجماع می پیماید و از آغاز تا انجام فقه آن طور که شایسته بود از منبع اصیل دینی که تأمین کننده سایر منابع است، یعنی قرآن طرفی نبسته است و بدون شک این ضعف عمده ای است که حوزه های فقهی شیعه از آن در غفلت است. از طرفی ایجاد این فضا و راهبرد قرآن در ارکان فقه قطعا فقیه را به افق دیگری آشنا کرده و آن را به حقیقت کتاب نزدیکتر می کند و این ویژگی مهم نقطه آغازی است که می تواند منشأ تحولی در آینده فقاهت شیعی بوده، نفوذ و رسوخ قرآن در این عرصه را نیز به همراه داشته باشد.
دوم: از نشانه های بارز این تفسیر گشودن ابواب سپهر معارف و اسرار الهی است، که در قالب نکات و لطایف بدیع آورده شده است، که از مهمترین ذخایر قرآنی اشتمال بر بطون معانی و خبایای نهایی است که طبق آن روایت معروف بر چهار مرحله وصف شده که البته هر یک از مراحل آن موافق عدیده ای دارد: کتاب الله علی أربعة اشیاء: علی العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق... (6) این کتاب نیز با تأسی به این سخن معصوم (علیه السلام) سه مرحله ظاهر دارد و تنها مرحله چهارم آن که مختص به انبیا و صاحبان اولی دفتر تشریع است به حضرات اقدس آنها احاله شده و سایر موارد نیز از بهره گیری کلمات همواره بدیع آنان به رشته تحریر در آمده است.
یکی از جلوه های زیبای گذر و تحول زمان شفاف کردن وقایع پیشین است. المیزان صامت گر چه به نوبه خود بسیاری از حقایق را آشکار ساخته و بر مشکلات فراوان علمی فائق آمده اما به اقتضای محدودی که دارد پاسخ به تمامی شبهات بعد از خود را به صورت بالفعل و گویا ندارد و این المیزان ناطق است که می تواند با فراهم آوردن زمینه ها و شکوفا کردن آن، وی را استنطاق کند و آن را به سخن وا دارد تا از حق خود دفاع کرده و اسرار درون را ظاهر نماید و بر اوهام باطل بشورد. مؤلف معظم این کتاب که تألیف نانوشته دیگری از آن علامه کبیر است به خوبی توانسته این رسالت را به پایان ببرد و سخنگوی آن باشد و این نوشته شاهد این مدعاست.
سوم: با مروری بر تفاسیر و تاریخ آن، این واقعیت آشکار می شود که هر مفسری با ارائه مشرب خاص به آستان قرآن می رود و مطابق ظرف خود از آن طرف می بندد؛ اگر کاسه اندیشه با کجی و اعوجاج همراه باشد، گر چه قرآن خود صراط مستقیم است، لیکن نصیبت او جز کجی و امت نخواهد بود: (یبغونها عوجا...) (7) و اگر وعاء اندیشه مستقیم باشد، استقامت فکری و عقیدتی ارمغان آن مفسر خواهد بود. امتیاز و تفکیک این دو واقعیت هنگامی میسور است که اندیشه غیر مستقیم شناسایی شود تا انحراف برداشت آن از قرآن نیز معلوم گردد.
از خصایص زنده تفسیر دهان تسنیم تبیین مشربهای مختلف تفسیری اعم از کلامی، حکمی و عرفانی و نظایر آن است که با بر شماری نقصهای جدی برخی از آنها، راه صحیح و مسلک مستقیم فکری عرضه می شود تا در سایه آن، برداشت مستقیم قرآنی نیز عائد گردد. البته این معنا در تفسیر دهاق تسنیم تنها برای خواص اهل نظر و اوحدی اهل بصر روشن می شود.
چهارم: از نکات برجسته این تفسیر تبیین جایگاه هر یک از ثقل اکبر (قرآن) و ثقل اصغر (روایات) و نحوه ارتباط آن دو با یکدیگر در تفسیر قرآن است؛ مسلکی که در نوع تفاسیر شیعی از این منظر به آن پرداخته نشده است.
استاد مفسر معتقد است هر یک از ثقلین به نوبه خود کامل است؛ نه در قرآن نقصی است و نه در عترت منقصتی، بلکه هر یک به نوبه خود تام و صادق و مصدق دیگری است؛ زیرا هر دو از یک حقیقت جوشیده و از منبع فیض الهی تراوش کرده است. بنابراین، توجه به هر کدام دیگری را به همراه دارد و بی عنایت به یکی هجر آن دیگر را به دنبال می آورد. لیکن این بدان معنا نیست که عترت نقص قرآن و یا قرآن قصور عترت را ترمیم می کند. از این رو هماهنگی کامل و تصدیق و تأیید متقابل در ثقلین مشهود است. بایستی قرآن را که تبیان هر چیزی است ابتدا با قطع نظر از هر کلام دیگر حتی روایات بازیابی کرد و همه قرآن را در یک آیه خاص دید و آنگاه تفسیر قرآنی محض عرضه شود. البته در این مرحله به هیچ وجه برای عقیده، اخلاق، احکام، حجت نخواهد بود؛ زیرا تا عترت و عقل ضمیمه قرآن نگردد، نصاب حجیت دینی کامل نمی شود. بر این اساس، در این کتاب قبل از توجه به هر علمی و کلامی حتی سخن معصوم (علیه السلام) مستقیما تنها به آیات الهی نگریسته می شود تا تفسیر قرآن به قرآن محقق گردد سپس به کلام عترت و روایات ائمه (علیهم السلام) مستقلا در کنار آیات توجه می شود تا اولا هم در فهم معنای تفسیری، مفسر راسختر بیندیشد و هم هماهنگی و تصدیق دو جانبه را احساس کند. نه آنگونه که روایات تحمیل بر آیات شود و ضمن محدود کردن مفاهیم قرآنی راه را اندیشه ببندد.
لذا بخش قابل توجهی از روایات که در جهت تعیین مصداق و جری و تطبیق صادر شده است. نباید فکر مفسر را به خود در پیچد و از کاوش در مفاهیم بلند آن باز بماند. این شیوه تفسیری ضمن تثبیت پایگاه اول معرفتی دینی و ثقل اکبر، یعنی قرآن پاسخ صحیح به آن دسته از روایاتی است که حجیت روایات را در گرو عدم مبانیت با قرآن دانسته و عرضه روایات به قرآن را بدین منظور توصیه می کند.
از این رهگذر در ذیل مباحث روایی برای ارایه آمیختگی و امتزاج اندیشه قرآنی و روایی مباحث ارزشمندی با عنوان اشاره به قلم حضرت استاد (دام ظله) نگارش شده که بر غنای این تفسیر نیز افزوده است.
بدیهی است آنچه در پایان ملاک اعتقاد و عمل قرار می گیرد پیام هماهنگ حقایق قرآنی با معارف روایی و براهین عقلی است که این محصول جدایی ناپذیری ثقل اکبر و اصغر است که در حدیث شریف ثقلین آمده و تفصیل این قصه در مقدمه و زین مؤلف حکیم بر این کتاب در پیش روی خواننده است و همچنین در مباحث علوم قرآنی تبیین شده است. (8)
مناسب است در همین گذر اضافه شود که یکی از امتیازات بارز این کتاب اجتماع و طایفه بندی تقریبا همه روایاتی است که در معنا و فهم آیه مورد بحث کمک می کند و می تواند در جهت بر افروختن و گداختن موضوع آیه هدایتی باشند و این امتیاز و برتری، حتی بر تفاسیر روایی، از نظر اهل نظر دور نیست.
پنجم: از برجستگیهای آموزنده این تفسیر روش اخلاقی طرح مباحث آن است. بدون شک از نکات مهم قرآنی، ظهور ادب و اخلاق الهی است که در کلام و گفتار او تجلی کرده و قرآن از این رهگذر مأدبه و جایگاه ادب است. از این رو از آنجا که ادب کلام نمایانگر ادب و اخلاق متکلم است استاد فرزانه نیز با تخلق به اخلاق قرآن اثر گرانسنگ خود تفسیر دهاق تسنیم را مظهر ادب قرآنی قرار داده و با آهنگ ادبی و نزاهتی آن در همه زمینه ها سخن گفته و قلم زده است. لذا به رغم تعرض صریح به مشربها، اقوال و اندیشه های مختلف عرضه شده و نفی و طرد برخی از آنها با رعایت حریم علم و حرمت عالم حرکت کرده که این خود نمونه ای بارز از تفسیر عملی قرآن است. و برای رهپویان و قرآن پژوهان قطعا نمونه رفتاری بسیار مناسبی خواهد بود.
ششم: از جمله امتیازات شایسته این تفسیر آن است که گرچه این کتاب محصول تراوشات اندیشه بلند و افکار ناب مؤلف حکیم آن است، لیکن از این جهت که غالب مباحث آن در حوزه های درسی و در جمع وسیعی از فضلای سخت کوش حوزه بوده از اتقان علمی ویژه برخوردار و قابلیتهای فراوانی را در خود فراهم آورده تا بتواند پاسخگوی نظرات، شبهات و سئوالات مختلف باشد. از سوی دیگر نیز جمع خاصی از حاضران درس استاد و محققان ارزشمند با تلاش علمی جدی خود همه مباحث آن را مورد مداقه ویژه قرار داده و با حضور در جلسات خصوصی متعدد در محضر استاد (دام ظله) هم از نظر محتوا و هم از نظر ساختار ظاهر، غالب مسیرهای قرآنی و تفسیری را پیموده اند. لذا این اثر از این نظر به نوبه خود در خور توجه شایان است و خوانندگان گرانقدر باید با نگرش عمیق به آن نگریسته، با تأمل در الفاظ، مفاهیم و جملات آن در فراگیری و استفاده از آن بکوشند.
در همین جا مرکز نشر اسراء از همه کسانی که در تعالی و شکوفایی این اثر جاویدان و صالح باقی تلاش کرده اند، به ویژه محققان، دانش پژوهان و صاحب نظران گروه تفسیر مرکز تحقیقاتی اسراء کمال تقدیر و سپاس را دارد و بهترین عطیه الهی، یعنی حشر با قرآن در همه نشئات هستی را برای آنها آرزو می کند.
هفتم: ویژگیهای دیگر این تفسیر قویم در این مقالت مجمل نمی گنجد. تنها ذهن وقاد و ژرف نگر است که با غواصی در بحر معارف آن، مرجان جان و لؤلؤ دل می یابد؛ اما به عنوان تذکر چند مورد را یادآوری می کند:
الف: این کتاب واجد دو ضمیمه ارزشمند در صنعت تدوین است اول این که: متن این کتاب به رغم اتقان و استحکام مطالب سعی شده به زبان فارسی روان با واژگان آشنا نگاشته شود تا زمینه بهره وری بیشتر از آن فراهم آید. دوم این که عبارات، معانی و مضامین آن از ثقل و وزانت خاصی برخوردار است بنابراین، نه سادگی و روان بودن عبارت موجب آن می شود که گمان شود این کتاب در سطح ابتدایی یا متوسط نگارش یافته و نه صلابت و برهانی بودن محتوا موجب این توهم می گردد که سنگینی مطلب مانع از دستیابی به مضامین والای تفسیری آن است.
ب: در این تفسیر سیره بر آن است که برای هر یک از آیات قرآنی، فصل جدایی از بحث تدوین شود تا هم جایگاه علمی و عملی آن آیه در قرآن امتیاز یابد و هم سهولت دسترسی به مضمون آیه خاص امکان پذیر باشد. البته در مواردی که پیوستگی دو یا چند آیه مانع تفکیک باشد آیات مزبور با هم ذکر و تفسیر می شود.
ج: گر چه بحثهای دامنه دار ادبی و لغوی منشأ نکات بدیع و مبدأ لطایف دلپذیری است، لیکن شرح و بسط وسیع آن خارج از طور بحث بوده و جز حد لازم و ضروری که راهگشا بوده، از آن احتراز شده است.
د: قرآن که مشتمل بر الفاظ پر مغز و عبارات سراسر نغز است، هر یک از کلمات و جملات آن حامل بار معنوی فراوان و هر یک از آیات آن حاوی توانهای وافر معرفتی است و چه بسیار است واژگان قرآنی که در هیچ یک از فرهنگهای رایج جهان معادل ندارد و حتی زبان فارسی که نزدیکی فراوانی نسبت به فرهنگ عربی دارد نیز قدرت معادل سازی برای واژگان قرآنی ندارد. از این جهت بود که استاد مفسر (دام ظله) گزیده تفسیر را به جای ترجمه انتخاب فرموده که قبل از تفسیر آیه، خلاصه مباحث تفسیری به صورت فشرده فراهم آمده و نشانه جهت گیری و ساختار تفسیری و اندیشه آن مفسر است.

سر نامگذاری به دهاق تسنیم

خدای سبحان که عالم و آدم را آفریده و می پروراند و هر مربوبی را به کمال لایق آن سوق می دهد، برای انسان نیز که آمیزه زیبایی از خاک تیره و روح خداست، افزون بر ارزاق مادی، بهره های روحی و معنوی قرار داده و برای سیر معنوی و سلوک روحانی وی صراط مستقیم دین را ترسیم کرده و سلوک صراط را راه دستیابی به بهشت تن (جنات تجری من تحتها الانهار) (9) و جنت جان (فی مقعد صدق عند ملیک مقتدر) (10) قرار داده است و چون آدمیان در سیر و سلوک خویش متفاوتند بهره های بهشتی آنان نیز گوناگون است؛ برخی همانند ابرار از شراب گوارای رحیق مختوم سیراب می شوند که مهر مشکین صیانت از باطل بر آن نهاده شده و از گزند هر آلودگی منزه است و بهره مقربان، شراب چشمه تسنیم که قراح محض و صراحی ناب است می باشد و این حدیث از رسول ختمی مرتبت نقل است که فرمود: تسنیم أشرف شراب فی الجنة یشربه محمد و آل محمد و یمزج لأصحاب الیمین و لسائر أهل الجنة (11) که ساقی آن ذات اقدس اله است: (و سقاهم ربهم شرابا طهورا) (12) و ساغر آن حقیقت نفیس معرفت و محبت به اوست: ان الأبرار لفی نعیم... یسقون من رحیق مختوم ختامه مسک و فی ذلک فلینافس المتنافسون و من مزاجه من تسنیم عینا یشرب بها المقربون (13)
چشمه تسنیم ینبوع اعلایی است که شراب طهور ویژه مقربان الهی از آن می جوشد و همه ارزشرحیق مختوم (شراب ابرار) بر اثر آمیزه ای است که از چشمه تسنیم دارد و از آن جا که اعتبار همه دانشها و از جمله حکمت، ره آورد هماهنگی با قرآن کریم است، مفسر حکیم (مد ظله العالی) با الهام از این معرفت قرآنی، اثر فلسفی خود، شرح حکمت متعالیه را رحیق مختوم و اثر پر بهای تفسیر خویش را دهاق تسنیم نام نهاده است. گرچه برای سهولت در تعبیر، به تسنیم نامیده می شود.
دهاق تسنیم جام مالامال و پیاپی شراب خالص تولید و وحدت ناب است و آن را از ساقی جواد خواستن و از ولای الوهی سرمست شدن گواراست.
از آن جا که این تفسیر تشنگان چشمه توحید را با قدحهای لبریز و پیاپی معرفتی خود سیراب می کند و شراب مشابه و اکل متشابه آن جنت عدن را به یاد می آورد به حق شایسته است آن را دهاق تسنیم بنامیم که اسم ظهور مسما و تجلی حقیقت آن است.
اللهم اسقنی من الرحیق المختوم الذی ختامه مسک و فی ذلک فلیتنافس المتنافسون اللهم اسقنی من تسنیم عینا یشرب بها المقربون. (14)
مرکز نشر اسراء بزرگترین فخر خود را انتشار این اثر جاودانه و بی بدیل دانسته، خداوند متعالی را شاکر است که توفیق انتشار چنین تفسیری را از ولی توفیق کسب کرده است. این مرکز امید وافر و رجاء واثق از درگاه بی چون و منت الهی دارد که با استمرار، دوام و پایداری حیات و صحت آن مفسر بزرگ این دوره عظیم تفسیر قرآنی کامل شود و این حقیقت ارزشمند را به جهانیان اعلام کند که سالکان کوی قرآن و واصلان به حقیقت ناب آن، تنها کسانی هستند که در پرتو ولایت عترت (علیهم السلام) و تمسک به حبل متین و عروه وثقای امامت فاتحان قله رفیع معارف سامی آن باشند.
آری در تاریخ سراسر افتخار تشیع، حکیمان، فقیهان، مفسران، محدثان شیعی با تحمل شدیدترین دشواریها، اسلام عزیز را با همه وجود خود حفظ کرده تا نوبت به شخصیت منحصر به فرد عصر خود و یکتای میدان ولایت، حضرت آیة الله العظمی امام خمینی (قدس سره) رسید که او با ایثار و نثار صدها هزار شهید و جانباز و آزاده، نظام جمهوری اسلامی ایران را بنیان نهاد و می رود تا سروش آسمانی و ندای غیبی اسلام عزیز را به گوش جهانیان و کوثر زلال آن را به لبان تشنه و جمال دلپذیر آن را به چشمان منتظر آنها برساند.
اکنون این تفسیر در شرایطی به طبع و نشر می رسد که نظام مقدس اسلامی در سایه رهبری حکیمانه و داهیانه مقام معظم رهبری جمهوری اسلامی ایران، حضرت آیة الله خامنه ای (دام ظله) به حیات پربار و بالنده خود ادامه می دهد؛ رهبری که خود پرچمدار حرکت عظیم قرآنی در بین امت اسلامی است. این مرکز از ولی عزیز، ایام عزت و پایداری آن رهبر خردمند و این نظام مقدس الهی و موفقیت دولت و ملت بزرگوار را مسئلت دارد.
بارالها! بهترین درودها و تحیات خود را بر ارواح تابناک انبیا و اوصیای آنان مخصوصا نبی خاتم و اوصیای کرام آن حضرت نازل بفرما.
بارالها! برترین رحمت و غفران خود را بر ارواح همه نامداران و بی نشانهای خطه علم و شهادت به ویژه امام راحل خمینی کبیر (رحمه الله) نازل بفرما.
بارالها! به ملت و امت وفادار اسلام و ایران عزیز سیاست و سعادت و حشر با اولیای الهی و قرآن کریم را مرحمت بفرما.
بارالها! همه برکات آسمانی و زمینی در پرتو ذات مقدس صاحب الزمان (عجل الله تعالی فرجه الشریف) است؛ تشنگان حضور و شیفتگان ظهورش مشتاقانه با فراگیری فرهنگ قرآن و عترت و عمل به آنها و انتشار آن، طلعت رویش را انتظار می کشند.
بارالها! همه امت اسلام و نظام مقدس و همچنین رهبری معظم آن را مشمول دعاهای خیر آن حضرت قرار داده و وعده ظهورش را منجز بفرما.
ناشر
پیشگفتار مفسر
بسم الله الرحمن الرحیم
فصل یکم: زبان قرآن کریم
قرآن کریم کتاب هدایت همه انسانها در همه اعصار است؛ پهنه زمین و گستره زمان حوزه نورافشانی خورشید هماره تابان قرآن کریم است. نور هدایت قرآن تا آن جا که مرز بشریت است می تابد: (و ما هی الا ذکری للبشر) (15)، (و ما هو الا ذکر للعالمین) (16) و اختصاصی به عصری یا اقلیمی مخصوص و یا نژادی ویژه ندارد.
خدای سبحان در تبیین قلمرو رسالت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله می فرماید: (و ما أرسلناک الا کافة للناس) (17). بنابراین، رسالت آن حضرت جهان شمول و ابدی، و کتاب او جهانی و جاودانه و قوم او نیز همه افراد بشرند، نه گروهی از مردم حجاز. قلمرو انذار پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم نیز، گستره عالمین و همه افراد بشر معرفی شده است: تبارک الذی نزل الفرقان علی عبده لیکون للعالمین نذیرا ، (18) (نذیرا للبشر) (19)
کتابی که برای هدایت همگان تنزل یافته و از نظر وسعت حوزه رهنمود جهان شمول است، باید از دو ویژگی برخوردار باشد:
1- به زبانی جهانی سخن بگوید تا همگان از معارف آن بهره مند باشند و هیچ کس بهانه نارسایی زبان و بیگانگی با فرهنگ آن را خار راه خود نبیند و از پیمودن صراط سعادت بخش آن باز نایستد.
2- محتوایش برای همگان مفید و سودمند بوده، احدی از آن بی نیاز نباشد؛ همانند آبی که عامل حیات همه زندگان است و هیچ موجود زنده ای در هیچ عصر و مصری از آن بی نیاز نیست.

زبان جهانی فطرت

در این مقال، سخن درباره ویژگی نخست، یعنی جهانی بودن زبان قرآن است. در فهم معارف قرآن کریم نه بهره مندی از فرهنگی خاص شرط است، تا بدون آن نیل به اسرار قرآنی میسور نباشد و نه تمدن ویژه ای مانع، تا انسانها با داشتن آن مدنیت مخصوص از لطایف قرآنی محروم باشند و یگانه زبانی که عامل هماهنگی جهان گسترده بشری است، زبان فطرت است که فرهنگ عمومی و مشترک همه انسانها در همه اعصار و امصار است و هر انسانی به آن آشنا و از آن بهره مند است و هیچ فردی نمی تواند بهانه بیگانگی با آن را در سر بپروراند و دست تطاول تاریخ به دامان پاک و پایه های استوار آن نمی رسد، که خدای فطرت آفرین آن را از هر گزندی مصون داشته است: فأقم وجهک للدین حنیفا فطرت الله التی فطر الناس علیها لا تبدیل لخلق الله ذلک الدین القیم (20)
مراد ما از زبان قرآن در این مقال، لغت و ادبیات نیست؛ زیرا روشن است که معارف قرآن کریم در چهره لغت و ادبیات عربی بر انسانها نمودار گشته است و غیر عرب زبانان، پیش از فراگیری زبان و ادبیات عربی با لغت قرآن کریم نا آشنایند.
مراد ما از زبان قرآن و مردمی بودن آن، سخن گفتن به فرهنگ مشترک مردم است. انسانها گرچه در لغت و ادبیات از یکدیگر بیگانه اند و در فرهنگهای قومی و اقلیمی نیز با هم اشتراکی ندارند، اما در فرهنگ انسانی که همان فرهنگ فطرت پایدار و تغییرناپذیر است، با هم مشترکند و قرآن کریم با همین فرهنگ با انسانها سخن می گوید، مخاطب آن فطرت انسانهاست و رسالت آن شکوفا کردن فطرتهاست و از این رو زبانش برای همگان آشنا و فهمش میسور عموم بشر است.
جهانی بودن زبان قرآن کریم و اشتراک فرهنگ آن، در چهره اجتماع دلپذیر سلمان فارسی، صهیب رومی، بلال حبشی، اویس قرنی و عمار و ابوذر حجازی در ساحت قدس پیامبر جهانی حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علیه و آله و سلم که شعار أرسلت الی الأبیض و الأسود و الأحمر (21) او شهره آفاق شد، متجلی است؛ زیرا در پیشگاه وحی و رسالت که ظهور تام وحدت خدای سبحان است، کثرت صورت محکوم وحدت سیرت است و تعدد زبان، نژاد، اقلیم، عادات و آداب و دیگر عوامل گوناگون بیرونی مقهور اتحاد فطرت درونی است.
عمومی بودن فهم قرآن و میسور بودن ادراک معارفش برای همگان در آیاتی چند تبیین شده است؛ مانند:
1- یا أهل الکتاب قد جاء کم رسولنا یبین لکم کثیرا مما کنتم تخفون من الکتاب و یعفو عن کثیر قد جاءکم من الله نور و کتاب مبین (22)
2 - یا أیها الناس قد جاءکم برهان من ربکم و أنزلنا الیکم نورا مبینا
(23)
3- فامنوا بالله و رسوله و النور الذی أنزلنا (24)
4- فالذین امنوا به و عزروه و نصروه و اتبعوا النور الذی أنزل معه أولئک هم المفلحون (25)
در این آیات، از قرآن کریم به نور، کتاب مبین (روشن و روشنگر)(26) برهان (نور سپید و درخشان) تعبیر شده است. گرچه نور درجات و مراتب مختلفی دارد و برخی چشمها از دیدن درجات شدید آن محروم است، اما هیچ کس نمی تواند تیره بودن نور یا عجز از شهود اصل آن را ادعا کند.
خدای سبحان که نور آسمانها و زمین است: (الله نور السموات و الأرض) (27)، برای هدایت انسانها نوری ویژه آفریده که هم خود روشن است و در سراسر آن هیچ نقطه مبهم و زاویه تاریکی یافت نمی شود و برای دیدن آن نیازی به نوری دیگر نیست و هم روشنگر زندگی انسانها در بخشهای گوناگون عقیده، اخلاق و عمل است. از ویژگیهای ممتاز نور آن است که هم ذاتا روشن است و هم روشنگر چیزهای دیگر (الظاهر بذاته و المظهر لغیره) و هم بی نیاز از غیر است؛ زیرا هر چیز را باید در پرتو نور دید، اما نور با چیزی دیگر دیده نمی شود، بلکه خودش دیده می شود.
قرآن کریم نیز نه در محدوده خود مشتمل بر مطلبی پیچیده، تیره و معما گونه است و نه در تبیین حقایق جهان هستی و ترسیم صراط سعادت انسانها گنگ، مبهم، تاریک و نیازمند به غیر است.
5 - و نزلنا علیک الکتاب تبیانا لکل شی ء و هدی و رحمة و بشری للمسلمین (28). قرآن کریم تبیان (بیانگر) همه معارف ضروری و سودمند برای بشر و عهده دار بیان همه معارف و احکام هدایتگر، سعادت بخش و سیادت آفرین جوامع انسانی است و چنین کتابی حتما در تبیین ره آورد خود بین و روشن است، نه مبهم و مجمل و نیازمند به روشنگر؛ زیرا کتاب مبهم که قادر بر حل معانی و تفسیر مطالب خود نیست، هرگز توان تبیین معارف سعادت بخش را ندارد. از این جهت قرآن کریم نسبت به محدوده داخلی خود بین و نسبت به بیرون از خویش مبین است.
6 - أفلا یتدبرون القران أم علی قلوب أقفالها (29). دعوت و ترغیب همه انسانها به تدبر در قرآن کریم و توبیخ آنها بر نیندیشیدن در آیات قرآنی، شاهد گویایی است بر جهانی بودن زبان قرآن و فراگیر بودن فهم معارف آن؛ زیرا اگر قرآن با فرهنگ ویژه برخی انسانها سخن می گفت، دعوت همگان به تدبر در آیات آن لغو بود.
7 - قل لئن اجتمعت الانس و الجن علی أن یأتوا بمثل هذا القران لا یأتون بمثله ولو کان بعضهم لبعض ظهیرا (30). تحدی (مبارزه طلبی) قرآن کریم، هم جهانی است، چنانکه از این آیه کریمه بر می آید، و هم جاودانه، و لازمه جهانی بودن تحدی قرآن کریم آن است که فهمش در توان همگان باشد؛ زیرا این تحدی تنها در محور لغت، ادبیات، فصاحت و بلاغت نیست تا مخاطبان آن، تنها عرب زبانان و آشنایان به ادب عربی باشند، بلکه ناظر به محتوا و فرهنگ خاص آن نیز هست.
اعتراف جهانیان به عجز از آفریدن اثری همانند قرآن، در صورتی سودمند است که محتوای قرآن برای آنان قابل فهم باشد و گرنه دعوت به آوردن همانند، برای کتابی که گروه کثیری از انسانها زبان ویژه آن را نمی فهمند، کاری لغو و غیر حکیمانه است.
تذکر: 1 - سخن گفتن قرآن کریم به زبان فطرت انسانها و عمومی بودن فهم آن بدن معنا نیست که بهره همگان از این کتاب الهی یکسان است. معارف قرآنی مراتب فراوانی دارد و هر مرتبه آن، بهره گروهی خاص است: کتاب الله عزو جل علی أربعة أشیاء: علی العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق. فالعبارة للعوام و الاشارة للخواص و اللطائف للأولیاء و الحقائق للأنبیاء (31). هر کس به میزان استعداد خود از قرآن بهره می برد تا به مقام مکنون آن منتهی شود که تنها پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم و اهل بیت آن حضرت (علیهم السلام) به آن راه دارند.
2 - قرآن کریم گرچه کتابی جهانی و جاودانه است و اختصاصی به عصر یا منطقه یاگروهی خاص ندارد؛ اما همگان توفیق بهره گیری از آن را ندارند.
گناه و تبهکاری، الحاد و تقلید باطل از گذشتگان قفل قلب آدمی است و انسان را از تدبر در معارف و اسرار قرآن باز می دارد: أفلا یتدبرون القران أم علی قلوب أقفالها (32)؛ معارف قرآنی در دل بسته نفوذ نمی کند؛ اما کسانی که فطرت خویش را حفظ کرده باشند، چه مانند صهیب از روم آمده باشند و یا مانند سلمان از ایران و یا مانند بلال از حبشه و یا همانند عمار و ابوذر از سرزمین حجاز برخاسته باشند، همه در برابر این کتاب الهی یکسانند؛ زیرا قرآن کریم اختصاصی به اقلیم یا نژاد خاصی ندارد، بلکه شفای دردهای روحی و عامل هدایت و رحمت برای همه انسانهاست: یا أیها الناس قد جاء تکم موعظة من ربکم و شفاء لما فی الصدور و هدی و رحمة للمؤمنین (33)
غرض آن که، هدایت قرآن بالاصاله عمومی است و آیاتی مانند: ذلک الکتاب لا ریب فیه هدی للمتقین (34)، (انما أنت منذر من یخشیها) (35)،(لینذر من کان حیا) (36) نیز ناظر به اختصاص دعوت قرآن به پارسایان، اهل خشیت و زنده دلان نیست؛ بلکه ناظر به بهره وری از قرآن و مانند آن است؛ پس در عین آن که قرآن برای هدایت همگان است، تنها انسانهای پارسا و بیدار دل از آن بیمناک می شوند و از این رو در کنار (انما أنت منذر من یخشیها) (37) سخن از (و تنذر به قوما لدا) (38) و جهانی بودن اصل انذار دارد؛ زیرا قرآن به عنوان (للعالمین نذیرا) (39) نازل شد و کسانی که از انذار بهره می برند بیدار دلان خدا ترسند و کسانی که از آن پند نمی گیرند و به سوء عاقبت گرفتار و مشمول وعیدهای الهی می شوند افراد لدود و لجوجند و مطالب فوق از آیاتی که به نمونه های آنها اشاره شد استفاده می شود.
یکی از دستمایه های لازم برای استفاده از قرآن، فطرتی است که به تیرگی گناه آلوده نشده باشد. حتی یک دانشمند مادی نیز اگر فطرت توحیدی خود را با تبهکاری نیالوده باشد، می تواند از هدایت قرآن بهره مند شود؛ اما اگر نور فطرت خود را با عناد ملحدانه خاموش کرده باشد از قرآن بهره نمی برد؛ زیرا با اسطوره پنداشتن قرآن درباره آن نمی اندیشد.
3 - چون قرآن نسبت به تفهیم فرهنگ فطرت رسالت ویژه دارد، پس هیچ یک از داوریهای افراطی ها یا تفریطی ها درباره آن راست نیست؛ گروهی برای انحصار حجیت در روایت و روی گردانی از قرآن، آن را بی زبان و ابکم پنداشتند و جز الغار و معماهای غیر مفهوم چیزی برای آن قائل نبودند، عده ای زبان آن را رمز محض به معارف باطنی پنداشتند که غیر از اوحدی مرتاض احدی به آن دسترسی ندارد و گروهی نیز به ابتذال گراییده، صرف دانستن عربی را برای فهم قرآن کافی انگاشتند و افرادی عادی را برای فهم معانی قرآن صالح پنداشتند و نیاز به علم تفسیر را انکار کردند؛ همه این اوهام منسوج، منسوخ است.
4- عمومی بودن فهم قرآن و میسور بودن درک معارفش برای همگان، بدین معنا نیست که هر کس، گر چه با قواعد ادبیات عرب آشنا نباشد و گر چه از علوم پایه دیگر که در فهم قرآن دخیل است، آگاه نباشد، حق تدبر در مفاهیم قرآنی و استنباط از قرآن را دارد و سرانجام به نتیجه استنباط خویش می تواند استناد و