تسنیم تفسیر قرآن کریم جلد 1

نویسنده : آیت الله عبدالله جوادی آملی

سخن ناشر

بسمه تعالی شانه

موقعیت قرآن

قرآن که کلید باب کنز مخفی است، بر شهپر مرغ هستی با ترنم ترانه توحید نسیم دل فزایش را در آسمان پر ستاره دلها و زمین پر ز لاله قلبها می گستراند و بانگ رسای (ان هو الا وحی یوحی) (1) ی آن آغاز و انجام هستی را صلا می دهد.
طلوع هور الهی در طور وجود قرآنی از سرادقات خاص رحمانی آغازیدن گرفته و چهره پر جلایش از پس هاله های تجرد و غمام مادیت، به روشنی آفتاب و به وضوح مهتاب نمایان شده است.
طنین تعلیم آن (شدید القوی) (2)، بر آستان آن افق اعلی در هیئت (ذومرة فاستوی) (3) با صد شوق و نوا خوش می سراید که (ان هذا القران یهدی للتی هی أقوم) (4)
طایر ناطق قدس که آینه دار عالم وحی است شاهبال هدایتش را کران تا کران گسترانیده و عرش و فرش را در نوردیده و ملک و ملکوت را زیر نور پرر فروغ خود در آورده است.
خداوند عالم که از خزانه هدایت و مخزن سعادت، قبسی به طور موسی و طلعتی از آن به جان عیسی و بارقه ای به جودی نوح و نوری به قلب ابراهیم و اشراقی به همه صحف آسمانی داشته، اکنون همه درهای هدایت و رحمت را گشوده است. اکنون تمامی کوهها طور است، بر همه سفینه ها نوح است، همه نارها نور است و جمیع صحف کتاب مسطور .
آنچه بیضاء تورات موسی و فروغ انجیل عیسی و روشنی و جلای صحیفه ابراهیمی و حدیث نور زبور داود بود و آنچه طلعت جلوه الهی در همه کتب بود از پرده غیب بدر آمد. آری بارقه بی بدیل وحی از بارگاه قداست درخشیدن گرفته، با شهاب ثاقب خود، ایثار وجود و نثار نور دارد. نوری که خود فروزان است و فروغ جوامع را نیز به همراه دارد.
صد مژده بهار دل، صد خنده سرای جان - صد قهقهه بر کویش صد شوق به هر سویش
خانه دل بروبید، جام صفا بنوشید - تن به ورع بپوشید، کوثر جان در آمد

موقعیت تفسیر

تفسیر که کشف حجاب است، آن حقیقتی را سرزد که محجوب و مستور است و قرآن که خود نائره نور و بیضاء هر ضوء است نه تنها تفسیر را بر نمی تابد، بلکه توضیح هر تفسیری و کشف هر تأویلی با اشراق آن میسور است. آیا سزد که خورشید را محجوب بدانیم و داعیه پرده براندازی از آن را در سر بپرورانیم؟ غافل از آن که مفسر، تفسیر و بساط اندیشه اش اگر بارقه حق در او باشد جلوه قرآنی است که دلربایی می کند.
آری همان گونه که فرط نور الهی جلوه های حضور او را به غیب و ظهور او را به بطون می کشاند، قرآن نیز که تجلی اعظم اوست به حکم متکلم خویش در آمده و از شدت حضور و ظهور، حکم غیب و بطونی یافته است، همان گونه که امام عصر (علیه السلام) همواره در حضور است و غیب او به انسانها بر می گردد.
تفسیر تنها در جایی رخ می نماید که حجابی باشد و چون این حجاب جز بر خویشتن انسانها نیست، این انسان محجوب است که یک یک اعمال، و تک تک اخلاق او بسان غشاوه های آهنین سویدای وجودش را می پوشاند؛ آنسان که انبوه ظلمت یکی پس از دیگری فائق آمده و آیه (ظلمات بعضها فوق بعض) (5) را مصداق شده، شایسته است با رکوب بر فلک جاریه تفسیر او را از حضیض لجج غامره در آورده و به اوج انوار آسمانی قرآن رهنمون شد.
از این رو اولین مفسران حقیقی صحائف الهی، انبیای عظام و اوصیای کرام آنها هستند که در ضوء هدایت الهی، امتهای فتاده در جیحون ظلمت را به ساحل نجات هادی بودند و با گستراندن سفره هدایت بساط غوایت را بر چیده و حجابهای انسانی را به کناری زدند.
در طول تاریخ اسلام بسیار بودند فرزانگانی که با استضائه از فروغ وحی و استفاده از گوهر کلام ائمه (علیهم السلام) توانستند راه سعادت را بنمایانند و با کشف غطا از سرا پرده دیدگان قلبها، نمایشی دلپذیر ایجاد کنند و مردم را بر کنار این مائده الهی دعوت کرده و در نهایت، لمعه قرآنی بر جانشان بفشانند. گوارایشان باد حشر قرآنی و مبارک باد لبیک رحمانی.
یاد کنیم از چهره تابناک عرصه تفسیر، حضرت آیة الله علامه طباطبایی، که با اثر جاودانه خود زرین ورقی در دفتر تفسیر نهاده، تا هم برای گذشتگان با تکمیل و تتمیم اندیشه هایشان فخری باشد و هم برای آیندگان با جهت دادن و افق روشن در جلوی دیدگان آنها نهادن، ذخیره ای بوده و بزرگی و عزت بیافریند.
به راستی تفسیر المیزان توانست زلال معارف قرآنی را در ساغر پیراسته خود بریزد و از خس و خاشاک اندیشه های حیران و توهمات سرگردان منزه بدارد تا به کام تشنه کامان رسانیده، صفحه زرین حقیقت را در جان آنان ورق بزند.
المیزان با ارائه مسیری مستقیم و با پیمودن ناهمواریهای آن طریقی بدیع و راهی رفتنی در مقابل قرآن پژوهان و مفسران گشوده است. منهجی با بهره گیری از ذخائر فراوان عقل صراح و نقل قراح افق روشن قرآن را نمایانده تا ابواب جنان را با آیات فرقان بگشاید. او اکنون طایر جنت لقای الهی است که بر شاخسار آیات الهی ثمره معرفت و بهره محبت می برد. گوارا باد بر او شراب طهور قرآنی و پر سرور باد آن نفس رحمانی.
اکنون بشارت است آنان را که بر ساحل هدایت نشسته و تشنه کامان حقایق نوین که برهان فرقانی را در پرتو عرفان قرآنی فرا سوی خود می نگرند. اکنون نوید سرور است کسانی را که برای گشودن عرصه های مختلف اجتماع ناامید کنجی گزیده و یا به سراب اندیشه های واهی پناه برده اند.
اکنون چه گواراست سنام معرفت الهی و زلال حقیقت قرآنی را در ساغر تفسیر تسنیم مشاهده کردن و از دست ساقی جواد نوشیدن. اکنون این آب زندگانی و رباط حیات انسانی است که از سحاب سمایی و مطر سماوی جاری است.
تفسیر دهاق تسنیم با خصیصه ای تازه و روشی نو که از ابداعات مؤلف مفسر است به خیل عظیم تفاسیر قرآنی پیوست، لیکن بررسی بلندای شاهق و دامنه وسیع آن در گرو پرواز در ملکوت معنا و غوص در معارف و غور در ارزشهای آن است؛ با مروری اجمالی می توان به برخی از شاخصهای روشن آن اشاره کرد.
یکم: گر چه این تفسیر هم از نظر اسلوب و هم از نظر ساختار اصلی، مشرب تفسیری قیم المیزان را پی می گیرد، لیکن تفاوتهای چشمگیری در هر دو جهت آن مشاهده می شود:
الف: مؤلفه اولی و اصلی آن این است که جز از منظر قرآن به آیات نگریسته نشود و تار و پود همه علوم و دست مایه های مقدمی آن در نظام فکری قرآن طراحی و معماری شده است و تفسیری قرآنی محض عرضه شده است. مصنف فرزانه آن مبنای حاکمیت مطلقه قرآن بر قرآن و نفی هر نوع حاکمیت و ولایت علمی بر قرآن را همواره مد نظر داشته و نور بصر دانسته، با تمام اعتقاد و باور بر این اسلوب قرآنی حرکت کرده است و اصرار ورزیدن و طرح هیچ علمی از علوم را مستقلا در کنار وحی پسندیده ندانسته ضمن اینکه ارزشهای دانشی را فروغ روشن وحی منور کرده است تا هم شمس مضی ء وحی نمایانده شود و هم قمر منیر سایر علوم که در پرتو وحی ضوئی یافته اند را به رخ بکشاند. از این رهگذر قالبهای فقهی، کلامی، عرفانی و حکمی آن از قلب قرآنی بهره دارد و هرگز نه تنها محدوده های تنگ این علوم وسعت دریای معارف آیات الهی را تحدید نکرده، بلکه خود نیز از این قلزم فسیح وسعت یافته و صبغه قرآنی گرفته است.
ب: جامع نگری قرآن در همه عرصه های انسانی حقیقت بارز دیگری است که در این تفسیر به گونه ای شفاف نمایانده شده است. هنر قرآن نه تنها این است که قداست ارتباط عبد با مولا را در میدان عبادت ترسیم می کند، بلکه می خواهد تمامی روابط انسانی را عبادی کرده و عبودیت محضه را بر سراسر وجود انسانی حاکم گرداند و این جز با نفوذ آیات در زنجیره های رشته انسانی اعم از عقیده، فرهنگ، اقتصاد، سیاست و سایر شاخه های آن امکان پذیر نیست و در این تفسیر این بنیان مستحکم قرآنی ظاهر می شود. قطعا جامعه امروز اسلام با فرهنگ و بینشی فراتر از همه دوران گذشته متوجه خویشتن خویش شده و اسلام آزاد شده از قیدها، بدعتها، تحریفها و نیرنگها را باز شناخته و به دنبال آن است تا حضور محسوس دین را از خاور اندیشه تا باختر عمل بازیابد.
ج: یکی از ممیزه های اصلی این تفسیر تدوین و نگارش آن در زمان تحقق نظام اسلامی و آزادی دین است؛ فرصتی که علامه طباطبایی (رحمه الله) در زمان تألیف تفسیر قیم خود نداشته و اهل نظر، نیزه های توهم و تیرهای تخیل نشان رفته به حقائق علوی معارف عرفانی آن را مشاهده می کنند. حصارهای کشیده شده و دیوارهای ساخته شده قبل از انقلاب تا حدود قابل توجهی حوزه های علمیه را نیز در بر گرفته و اندیشه های آسمانی امام خمینی (رحمه الله) که فرا حوزه آن زمان بود این حصرها را شکست و علوم و معارف غنی اسلامی را از کنج زندان بدعت و انزوای حبس تحریف، رهانیده و یک فرصت بی بدیل برای مؤلف مفسر رخ نمود و استاد گرانمایه نیز با ارائه بهترین اسلوب بدون کمترین اضطراب، معارف مخفی شده المیزان را یکی پس از دیگری تبیین کرده که امروزه حوزه علمیه با مشاهده بهترین معارف و زیباترین اسلوب، مشی اصیل خود را بعد از حدود بیست سال تدریس آن استاد فرزانه بازیافته و در آن گام نهاده است؛ ضمن آن که المیزان از این بعد در مسیر تکمیل و تتمیم خود قرار گرفته، می رود تا نصاب جایگاه خویش را به دست آورد.
د: از خصایص ارزشمند این کتاب که می تواند از این رهگذر نیز تکمله ای بر المیزان محسوب شود این که، طرح مباحث فقهی و تفسیر آیاتی که متضمن احکام و حدود الهی است و در آن تفسیر شریف تعرضی بدان نشده در دهاق تسنیم به صورت جامع و مبسوط مورد پردازش قرار گرفته که دو بهره اساسی را به همراه دارد. که یکی از آن دو مهم و دیگری اهم اس، نکته مهم آن که، با زبان و مشرب تفسیری علامه (قدس سره) به این گونه آیات پرداخته شده که به حق می تواند فضای خالی آن را پر کند و نکته اهم آن که، فقه نیز در خدمت قرآن در آید. امروزه حوزه های فقهی اسلام بدون توجه ای به آیاتی که متضمن احکام و حدود الهی است به بهانه این که غالب آیات در صدد اصل تشریع است و عموم یا اطلاق ندارد، مسیر خود را تنها از منابع سنت ، عقل و اجماع می پیماید و از آغاز تا انجام فقه آن طور که شایسته بود از منبع اصیل دینی که تأمین کننده سایر منابع است، یعنی قرآن طرفی نبسته است و بدون شک این ضعف عمده ای است که حوزه های فقهی شیعه از آن در غفلت است. از طرفی ایجاد این فضا و راهبرد قرآن در ارکان فقه قطعا فقیه را به افق دیگری آشنا کرده و آن را به حقیقت کتاب نزدیکتر می کند و این ویژگی مهم نقطه آغازی است که می تواند منشأ تحولی در آینده فقاهت شیعی بوده، نفوذ و رسوخ قرآن در این عرصه را نیز به همراه داشته باشد.
دوم: از نشانه های بارز این تفسیر گشودن ابواب سپهر معارف و اسرار الهی است، که در قالب نکات و لطایف بدیع آورده شده است، که از مهمترین ذخایر قرآنی اشتمال بر بطون معانی و خبایای نهایی است که طبق آن روایت معروف بر چهار مرحله وصف شده که البته هر یک از مراحل آن موافق عدیده ای دارد: کتاب الله علی أربعة اشیاء: علی العبارة و الاشارة و اللطائف و الحقائق... (6) این کتاب نیز با تأسی به این سخن معصوم (علیه السلام) سه مرحله ظاهر دارد و تنها مرحله چهارم آن که مختص به انبیا و صاحبان اولی دفتر تشریع است به حضرات اقدس آنها احاله شده و سایر موارد نیز از بهره گیری کلمات همواره بدیع آنان به رشته تحریر در آمده است.
یکی از جلوه های زیبای گذر و تحول زمان شفاف کردن وقایع پیشین است. المیزان صامت گر چه به نوبه خود بسیاری از حقایق را آشکار ساخته و بر مشکلات فراوان علمی فائق آمده اما به اقتضای محدودی که دارد پاسخ به تمامی شبهات بعد از خود را به صورت بالفعل و گویا ندارد و این المیزان ناطق است که می تواند با فراهم آوردن زمینه ها و شکوفا کردن آن، وی را استنطاق کند و آن را به سخن وا دارد تا از حق خود دفاع کرده و اسرار درون را ظاهر نماید و بر اوهام باطل بشورد. مؤلف معظم این کتاب که تألیف نانوشته دیگری از آن علامه کبیر است به خوبی توانسته این رسالت را به پایان ببرد و سخنگوی آن باشد و این نوشته شاهد این مدعاست.
سوم: با مروری بر تفاسیر و تاریخ آن، این واقعیت آشکار می شود که هر مفسری با ارائه مشرب خاص به آستان قرآن می رود و مطابق ظرف خود از آن طرف می بندد؛ اگر کاسه اندیشه با کجی و اعوجاج همراه باشد، گر چه قرآن خود صراط مستقیم است، لیکن نصیبت او جز کجی و امت نخواهد بود: (یبغونها عوجا...) (7) و اگر وعاء اندیشه مستقیم باشد، استقامت فکری و عقیدتی ارمغان آن مفسر خواهد بود. امتیاز و تفکیک این دو واقعیت هنگامی میسور است که اندیشه غیر مستقیم شناسایی شود تا انحراف برداشت آن از قرآن نیز معلوم گردد.
از خصایص زنده تفسیر دهان تسنیم تبیین مشربهای مختلف تفسیری اعم از کلامی، حکمی و عرفانی و نظایر آن است که با بر شماری نقصهای جدی برخی از آنها، راه صحیح و مسلک مستقیم فکری عرضه می شود تا در سایه آن، برداشت مستقیم قرآنی نیز عائد گردد. البته این معنا در تفسیر دهاق تسنیم تنها برای خواص اهل نظر و اوحدی اهل بصر روشن می شود.
چهارم: از نکات برجسته این تفسیر تبیین جایگاه هر یک از ثقل اکبر (قرآن) و ثقل اصغر (روایات) و نحوه ارتباط آن دو با یکدیگر در تفسیر قرآن است؛ مسلکی که در نوع تفاسیر شیعی از این منظر به آن پرداخته نشده است.
استاد مفسر معتقد است هر یک از ثقلین به نوبه خود کامل است؛ نه در قرآن نقصی است و نه در عترت منقصتی، بلکه هر یک به نوبه خود تام و صادق و مصدق دیگری است؛ زیرا هر دو از یک حقیقت جوشیده و از منبع فیض الهی تراوش کرده است. بنابراین، توجه به هر کدام دیگری را به همراه دارد و بی عنایت به یکی هجر آن دیگر را به دنبال می آورد. لیکن این بدان معنا نیست که عترت نقص قرآن و یا قرآن قصور عترت را ترمیم می کند. از این رو هماهنگی کامل و تصدیق و تأیید متقابل در ثقلین مشهود است. بایستی قرآن را که تبیان هر چیزی است ابتدا با قطع نظر از هر کلام دیگر حتی روایات بازیابی کرد و همه قرآن را در یک آیه خاص دید و آنگاه تفسیر قرآنی محض عرضه شود. البته در این مرحله به هیچ وجه برای عقیده، اخلاق، احکام، حجت نخواهد بود؛ زیرا تا عترت و عقل ضمیمه قرآن نگردد، نصاب حجیت دینی کامل نمی شود. بر این اساس، در این کتاب قبل از توجه به هر علمی و کلامی حتی سخن معصوم (علیه السلام) مستقیما تنها به آیات الهی نگریسته می شود تا تفسیر قرآن به قرآن محقق گردد سپس به کلام عترت و روایات ائمه (علیهم السلام) مستقلا در کنار آیات توجه می شود تا اولا هم در فهم معنای تفسیری، مفسر راسختر بیندیشد و هم هماهنگی و تصدیق دو جانبه را احساس کند. نه آنگونه که روایات تحمیل بر آیات شود و ضمن محدود کردن مفاهیم قرآنی راه را اندیشه ببندد.
لذا بخش قابل توجهی از روایات که در جهت تعیین مصداق و جری و تطبیق صادر شده است. نباید فکر مفسر را به خود در پیچد و از کاوش در مفاهیم بلند آن باز بماند. این شیوه تفسیری ضمن تثبیت پایگاه اول معرفتی دینی و ثقل اکبر، یعنی قرآن پاسخ صحیح به آن دسته از روایاتی است که حجیت روایات را در گرو عدم مبانیت با قرآن دانسته و عرضه روایات به قرآن را بدین منظور توصیه می کند.
از این رهگذر در ذیل مباحث روایی برای ارایه آمیختگی و امتزاج اندیشه قرآنی و روایی مباحث ارزشمندی با عنوان اشاره به قلم حضرت استاد (دام ظله) نگارش شده که بر غنای این تفسیر نیز افزوده است.
بدیهی است آنچه در پایان ملاک اعتقاد و عمل قرار می گیرد پیام هماهنگ حقایق قرآنی با معارف روایی و براهین عقلی است که این محصول جدایی ناپذیری ثقل اکبر و اصغر است که در حدیث شریف ثقلین آمده و تفصیل این قصه در مقدمه و زین مؤلف حکیم بر این کتاب در پیش روی خواننده است و همچنین در مباحث علوم قرآنی تبیین شده است. (8)
مناسب است در همین گذر اضافه شود که یکی از امتیازات بارز این کتاب اجتماع و طایفه بندی تقریبا همه روایاتی است که در معنا و فهم آیه مورد بحث کمک می کند و می تواند در جهت بر افروختن و گداختن موضوع آیه هدایتی باشند و این امتیاز و برتری، حتی بر تفاسیر روایی، از نظر اهل نظر دور نیست.
پنجم: از برجستگیهای آموزنده این تفسیر روش اخلاقی طرح مباحث آن است. بدون شک از نکات مهم قرآنی، ظهور ادب و اخلاق الهی است که در کلام و گفتار او تجلی کرده و قرآن از این رهگذر مأدبه و جایگاه ادب است. از این رو از آنجا که ادب کلام نمایانگر ادب و اخلاق متکلم است استاد فرزانه نیز با تخلق به اخلاق قرآن اثر گرانسنگ خود تفسیر دهاق تسنیم را مظهر ادب قرآنی قرار داده و با آهنگ ادبی و نزاهتی آن در همه زمینه ها سخن گفته و قلم زده است. لذا به رغم تعرض صریح به مشربها، اقوال و اندیشه های مختلف عرضه شده و نفی و طرد برخی از آنها با رعایت حریم علم و حرمت عالم حرکت کرده که این خود نمونه ای بارز از تفسیر عملی قرآن است. و برای رهپویان و قرآن پژوهان قطعا نمونه رفتاری بسیار مناسبی خواهد بود.
ششم: از جمله امتیازات شایسته این تفسیر آن است که گرچه این کتاب محصول تراوشات اندیشه بلند و افکار ناب مؤلف حکیم آن است، لیکن از این جهت که غالب مباحث آن در حوزه های درسی و در جمع وسیعی از فضلای سخت کوش حوزه بوده از اتقان علمی ویژه برخوردار و قابلیتهای فراوانی را در خود فراهم آورده تا بتواند پاسخگوی نظرات، شبهات و سئوالات مختلف باشد. از سوی دیگر نیز جمع خاصی از حاضران درس استاد و محققان ارزشمند با تلاش علمی جدی خود همه مباحث آن را مورد مداقه ویژه قرار داده و با حضور در جلسات خصوصی متعدد در محضر استاد (دام ظله) هم از نظر محتوا و هم از نظر ساختار ظاهر، غالب مسیرهای قرآنی و تفسیری را پیموده اند. لذا این اثر از این نظر به نوبه خود در خور توجه شایان است و خوانندگان گرانقدر باید با نگرش عمیق به آن نگریسته، با تأمل در الفاظ، مفاهیم و جملات آن در فراگیری و استفاده از آن بکوشند.
در همین جا مرکز نشر اسراء از همه کسانی که در تعالی و شکوفایی این اثر جاویدان و صالح باقی تلاش کرده اند، به ویژه محققان، دانش پژوهان و صاحب نظران گروه تفسیر مرکز تحقیقاتی اسراء کمال تقدیر و سپاس را دارد و بهترین عطیه الهی، یعنی حشر با قرآن در همه نشئات هستی را برای آنها آرزو می کند.
هفتم: ویژگیهای دیگر این تفسیر قویم در این مقالت مجمل نمی گنجد. تنها ذهن وقاد و ژرف نگر است که با غواصی در بحر معارف آن، مرجان جان و لؤلؤ دل می یابد؛ اما به عنوان تذکر چند مورد را یادآوری می کند:
الف: این کتاب واجد دو ضمیمه ارزشمند در صنعت تدوین است اول این که: متن این کتاب به رغم اتقان و استحکام مطالب سعی شده به زبان فارسی روان با واژگان آشنا نگاشته شود تا زمینه بهره وری بیشتر از آن فراهم آید. دوم این که عبارات، معانی و مضامین آن از ثقل و وزانت خاصی برخوردار است بنابراین، نه سادگی و روان بودن عبارت موجب آن می شود که گمان شود این کتاب در سطح ابتدایی یا متوسط نگارش یافته و نه صلابت و برهانی بودن محتوا موجب این توهم می گردد که سنگینی مطلب مانع از دستیابی به مضامین والای تفسیری آن است.
ب: در این تفسیر سیره بر آن است که برای هر یک از آیات قرآنی، فصل جدایی از بحث تدوین شود تا هم جایگاه علمی و عملی آن آیه در قرآن امتیاز یابد و هم سهولت دسترسی به مضمون آیه خاص امکان پذیر باشد. البته در مواردی که پیوستگی دو یا چند آیه مانع تفکیک باشد آیات مزبور با هم ذکر و تفسیر می شود.
ج: گر چه بحثهای دامنه دار ادبی و لغوی منشأ نکات بدیع و مبدأ لطایف دلپذیری است، لیکن شرح و بسط وسیع آن خارج از طور بحث بوده و جز حد لازم و ضروری که راهگشا بوده، از آن احتراز شده است.
د: قرآن که مشتمل بر الفاظ پر مغز و عبارات سراسر نغز است، هر یک از کلمات و جملات آن حامل بار معنوی فراوان و هر یک از آیات آن حاوی توانهای وافر معرفتی است و چه بسیار است واژگان قرآنی که در هیچ یک از فرهنگهای رایج جهان معادل ندارد و حتی زبان فارسی که نزدیکی فراوانی نسبت به فرهنگ عربی دارد نیز قدرت معادل سازی برای واژگان قرآنی ندارد. از این جهت بود که استاد مفسر (دام ظله) گزیده تفسیر را به جای ترجمه انتخاب فرموده که قبل از تفسیر آیه، خلاصه مباحث تفسیری به صورت فشرده فراهم آمده و نشانه جهت گیری و ساختار تفسیری و اندیشه آن مفسر است.