فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

12-4) از نقد گریزی تا نقد پذیری

- یادش به خیر زمان دانشجویی! چه عالم داشت
- چه استادهایی داشتیم، دکتر مجیدی یادت است؟ چقدر تواضع و فروتنی داشت؟
- آری بهتر است جنبه شخصیتی اش که همه را به ستایش می خواند، هنر نقد پذیری اش بود.
- استاد واقعاً فرد با اخلاق و دانشمندی بود. نمونه کامل متخصص و متعهد
- به نظر من او با داشتن اخلاق انتقاد پذیری، موفقیت غیر قابل مقایسه ای نسبت به دیگران داشت. محبوبیت توصیف ناپذیر وی نزد دانشجویان و استادان مولود نقدپذیری بود.
راستی ما چه اندازه نقدپذیر هستیم.
- می توانی دلایل نقد پذیری خود و شرکت و تحت مدیریت را بیان کنی؟ چرا خودت و شرکت را نقدپذیر می دانی؟
- برای این که می خواهم در عرصه رقابت پیروزی مطلق داشته باشیم.
اگر به خلوص و صمیمیت تو تردید داشتم از این حرف عصبانی می شدم اما چون نقدپذیر هستم با حوصله به سخنانت گوش می دهم تا توضیح دهی که چرا آینده را نقد پذیری می دانی؟ دلایل تو برای نقد پذیری من چیست؟
آیا قول می دهی رفیق نیمه راه نشوی و در میانه بحث عصبانی نگردی؟ آری دوست بدبین من!
راستش را بخواهی اولین بار این این مکاتبه با خود را در کتاب مهندسی رفتار ارتباطی دیدم. از بحث خوشم می آید. عالی بود؟ مکاتبه با خود؟ همان لحظه تصمیم گرفتم برای خود نامه ای بنویسم.!
من واقعاً گرفتار هستم، تو مسائل و مشکلات من را می دانی. اخیراً هم که مجبور به تعدیل نیروی انسانی شده ایم و می دانی چه بحرانی داریم! مسئله بازار هم مثل خوره داره مرا از پای در می آورد.
اما من فکر می کنم که عامل دیگری هم در میان است.
چه عاملی؟
قد پذیری!
حرف مرد یکی است!
اجازه بده دلیل دیگری هم برای ادعای خود بیاورم! تا حالا شده است که در پی درخواست، بلکه اصرار تو برای نقد پذیری کردن تو، کسی شروع به نقد کند؟ بسیار زیاد!
- وقتی بده دلیل دیگری هم برای ادعای خود بیاورم! تا حالا شده است که در این درخواست، بلکه اصرار تو برای نقد کردن تو، کسی شروع به نقد کند!
بسیار زیاد!
نه دوست عزیز نقد ناپذیری!
برگشتی به جای اول. در اقرار کردن متبحری! راستش یک بار داشتم کار دست خودم می دادم.
- لابد می خواستی دخل بنده خدا را بیاوری!
حالا که صادقانه حرف می زنم باید بدانی که واقعاً ترغیب به نقد می کنم و نه این که بخواهم ریا کنم
استاد همه فن حریف هستی برو تو کار روان کاوی!
چاره ای جر قبول کردن نقد ندارم اما فهمیدم که نقد پذیری هنر است و هم بالاخره با پذیرش این نقد، سخن تو را هم که مرا نقدپذیر می انگارد، نقد و رد کردم!
نه نقد پذیری شرط لازم شنیدن نقدها و دیدن فرازها و نشیب ها، کام ها و ناکامی ها و خوب و بد است. اما گام دوم عبور از دیدن رخنه ها و پر کردن رخنه هاست. واقعاً نمی فهمم. آدمی که نقدپذیر نشده عیب ها را می بیند و آنها را رفع می کند به همین دلیل بر عدم تجربه ها مفید از نفوذ پذیری است. نقدها تنها می تواند مشکلات را نشان دهند. اما فرار از مشکل به حل آن کار ساده انگاران و عافیت طلبان است!
این همان است که عوام الناس می گویند قسم به حرفهای ناشنیده!
عبور از مشکل راه حل، مستلزم صورت بندی مساله بود! دیدن مشکل از هر کسی بر می آید، اما دیدن مساله کار متخصصان است. داشتن فریضه نظریه و تئوری هم برای عبور از مساله به راه حل لازم است. پس می بینی وقتی که می گوید استاد مجیدی هنر نقد پذیری داشت یعنی چه؟ او به حد نقدها را ارج می نهاد و آنها را تجزیه و تحلیل می کرد، سپس با روش های متقن به رفع معایب و تکمیل نواقص می پرداخت.
به شرطی که این طراحی به سرگرمی و راهی برای فرار از دیدن مشکلات تبدیل نشود، در این صورت است که مشکل کارخانه از حیث منابع انسانی تولید و بازار حل می شود.
- من فکر نمی کنم که هیچ شرکتی و یا بنگاهی نظام تعریف شده داشته باشد.
- من این مساله را بررسی می کنم، ولی به فرض این که چنین باشد، بهانه ای برای توجه فقدان نظام نقادی در شرکت شما نیست. دوست نقدپذیر من! بلکه زمینه ای است برای اقدام نخستین در این امر مهم.
- به شرط آنکه نقد ناپذیری اصیل و پایدار باشد و الانقد ناپذیری نقابدار بدترین پرده پندار بر دیدگان آدمی است که او را هم از خود غافل می کند و هم سبب می شود غفلت فرد از دیگر امور شود.




...................) Anotates (.................
1) مولوی، مثنوی، دفتر اول بیت 215 در بیت 2188 دفتر دوم نیز همین مضمون آورده است
این جهان کوه است و گفت و گوی تو از صدا هم باز آید سوی تو
2) همان 1، 214
3) سوره طه (20) آیه (124)
4) همان 1: 193 و 194.
5) مولوی؛ مثنوی، دفتر سوم، بیت 4398.
6) مثنوی؛ 1، 1309
7) مراد از آسیب پذیری در اینجا آفات عارض بر کل ساختار روانشناختی انسان است و صرفا بر اصطلاح اختلال شخصیت در وانشناسی نابهنجار، محدود نمی گردد.
8) مراد از ساز و کارهای روانی نزدیک به اصطلاح روان تحلیل گری، مکانیسم دفاعی است اما برخلاف فروید، نظریه افراط گرایانه در مرضی انگاشتن همه مکانیسم های دفاعی اخذ نشده است. فروید بر حسب آنچه در اصطلاح منطقی تعمیم ناروا نامید می شود، گمان برده است که همه مکانیسم های دفاعی جنبه مرضی پاتولوژیک دارند.
9) مراد از بعد جوانی، حالات نفسانی و درونی انسان است و مراد از بعد جوارحی رفتارهای بیرونی و عینی است.
10) عطار نیشابوری، اسرار نامه، بیت 2637 و 2638
11) برای توضیح این مفاهیم به گفتار ششم همین نوشتار مراجعه کنید.
12) مثنوی؛ 1: 333.
13) عطار نیشابوری، منطق الطیر، بیت 2049
14) منطق الطیر، بیت 79
15) خوانساری، جمال الدین محمد. شرح غرر الحکم و درراالکلم (آمدی، تصحیح میر جلال الدین ارموی محدث، انتشارات دانشگاه تهران، 1366، ج 2 ص 297
16) تفصیل سخن را به گفتار پنجم نوشتار حاضر مراجعه کنید.
17) فرامرز قراملکی، احد، اسوه سا ه زیستی، انتشارات وثقی، تهران، 1376
18) امام خمینی، دیوان، ص 52
19) چنان پندارد که همیشه دراین نعمت است.(مترجم)
20) ز جمله رحوع کنید به: مصطفوی، الکاشف در ماده غفل ص 367 و معادیخواه، فرهنگ آفتاب ص 3845-3837.
21) چنین تصور می شود که تمثیل، در ترازوی منطق فاقد اعتبار است و غلبا از این نکته غفلت می گردد که تمثیل دو نقش متمایز دارد. تمثیل به عنوان روشی در تعریف و ترسیم یک مفهوم، و تمثیل به منزله شیوه استدلال، آنچه در منطق فاقد اعتبار منطقی است مقام دوم است.
22) حد واسط اصطلاح منطقی است و بر امری اطلاق می شود که در مقام استدلال ه منزله دلیل برای اسناد محمول به موضوع ادعا به کار می رود.
23) فرافکنی اصطلاح منطقی روان شناختی است و مراد از آن این است که انسانها، غالبا دوست دارند تصویری که از خود واقعی و یا خود ایده آل دارند به امور دیگری بیرون از خود نسبت دهند.
24) علامه طباطبائی المیزان فی تفسیر القرآن، ترجمه سید محمد باقر موسوی همدانی ( دفتر انتشارات اسلامی وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، 1366) ج 15، ص 28
25) هاشمی رفسنجانی علی اکبر، تفسیر راهنما دفتر تبلیغات اسلامی حوزه علمیه قم، 1371، ج 1 ص 365.
26) آیات دهگانه عبارتند از: سوره بقره / 74، 75، 14، 144، 149، سوره آل عمران 99، سوره انعام 133، سوره هود 123، سوره نحل 93، و ابراهیم 42.
27) اآیات دهگانه عبارتتند از سوره بقره 74 و 75
28) -
29) -
30) -
31) -
32) علامعه مجلسی: بحار الانوار، ج 74 ص 13
33) جیمز، ویلیام، دین و روان، ترجمه قائنی، تهران امیر کبیر، 1372، ص 177 و 178.
34) هاشمی، خویی، منهاج البراعه فی شرح النهج البلاغه، تهران المطبعه الاسلامه بی تا، ج 10، ص 179
35) مثنوی، ج 1، 205 و 206
36) مثنوی، 1: 220 تا 218
37) مغنیه، محمد جواد، فی ظلال نهج البلاغه، (دار العلم بین، بیروت، 1972 م، ج 2، ص 522.
38) مثنوی، 5: 719و 720
39) کاشانی، ترجمه و شرح نهج البلاغه، تصحصح منصور پهلوان، ج 2 ص 308
40) تفصیل سخن در باب عهد الهی و بینش امانت انگاری در آموزه های اخلاقی نهج البلاغه را در بار امانت، تحلیلی از خطبه 199 نهج البلاغه آورده ام که امید نشر آن را دارم.
41) ترجمه خرمشاهی.
42) دیوان امام خمینی ص 131
43) ترجمه دکتر شیدی، ص 181
44) التستری، الشیخ محمد تقی، نهج الصباغه فی شرح نهج البلاغه، تهران 1376 ج 1 ص 531
45) مجد، امید، قرآن نامه، ص 578
46) تفصیل این تمثیل را به فصل آخر همین نوشتار مراجعه کنید.
47) سخن بابا طاهر معنای عرفانی ژرف دیگری نیز هست که در اینجا مورد استشهاد نیست.
48) دینوری، اخبار الطوال (چاپ اول قاهره) ص 331
49) مثنوی، 3، 269 تا 272 - 275.
50) مثنوی، 3، 269 تا 272 - 275.
51) نهج البلاغه ترجمه فیض؛ ص 504 تفصیل بحث مراجعه کنید به فرامرز قراملکی احد اسوه ساده زیستی (در پرتو خطبه 160 مهج البلاغه)، ( انتسارات وثقی، تهران، 1376)ص 153-163
52) نهج البلاغه، حکمت 316
53) نعمت شیرازی، حدیقه الشعراء، ج 3 ص 4120
54) خوارزمی، کمال الدین حسین، ینبوع الاسرار فی تصائح الابرار، به اهتمام دکتر مهدی درخشان، تهران 1360 ص 349.
55) از میرزا حبیب خراسانی.
56) پیام پیامبر، تدوین و تحشیه بهاءالدین خرمشاهی و مسعود انصاری، جام، تهران، 1376، ص 238
57) فرامرز قراملکی، احد مسئولیتهای اخلاقی هیات مدیره، توسعه مدیریت، اسفند 1380 ص 1.
58) نهج البلاغه با ترجمه منظوم، امید مجد، تهران، انتشارات مجد، 1380 ص 267 و 268
59) این منظور، لسان العرب، ذیل بن غ ف ل
60) جرجانی میر سید شریف، التعریفات، المطلبه الخبریه، مصر، 1306ه.ق
61) مراد از تصور روشن و متمایز که بیش و کم به معنای دکارتی به کار می رود، این است که بدانیم غفلت چه هست و چه نیست. هر آنچه غفلت است به آن نسبت دهیم و هر آنچه غفلت نیست از آن متمایز کنیم.
62) قرشی سید علی اکبر، قاموس قرآن، ج 5 ( دار الکتاب الاسلامیه، قم، 1372)ص 111
63) التبیان فی التفسیر القرآن، ج 1 ص 312؛ ج 4 ص 28؛ ج 5 ص 340؛ ج 6 ص 70؛ ج 8، ص 405؛ ج 9، ص 266
64) راغب اصفهانی، المفردات فی غرائب القرآن، مصر 1324 ص 362.
65) التبیان فی تفسیر القرآن ج 1، ص 312؛ ج 4، ص 28؛ ج 5، ص 340؛ ج 6 ص 70
66) بحث در خصوص این تمثیل را در فصل قبل آوردیم.
67) ذاکر الله فی الغافلین کالحی یسن الاموات.

68) همان
69) مولوی؛ مثنوی، 5: 719، 720
70) همان 724-721
7-721
71) همان، 5: 729-730
72) مثنوی، 1: 190تا 193
73) مثنوی، 3: 269-271
74) همان 1: 1136-1134
75) فراتر دانستن قاعده تعرف اشیا با اضداد و سریان حکم به اغیار را یکی از استادان فرزانه،سلمه الله تعالی وامدار هستم.

76) شرح غررالحکم، ج 4، ص 232
77) همان، ج 1، ص 37
78) همان ج 1 ص 37
79) همان ج 1، ص 50 (الیقظه استبصار )
80) مثنوی، 3: 2845-2841
81) مثنوی، 3: 229-214
82) ابن القفاعی، ترک الاطناب فی الشارح الشهاب، به اهتمام محمد شیروانی، دانشگاه تهران، 1377، ج 1 ج 1 ص 13
83) مثنوی، 1: 316
84) مثنوی، 3: 835
85) چنین مفاهیمی را اصطلاحا مفاهیم مشکک و دارای مراتب و درجات گوناگون می نامند.
86) مراتب غفلت حسد را در نوشنتار زندان روح به تفصیل مورد بحث قرار گرفته است
87) امهات جمع ام به معنی اصل و اساس هر امری.
88) مثنوی، 3: 3562-3566
89) شرح غررالحکم، ج 5 ص 111
90) مثنوی: 4: 2609
91) همان، 1: 2070-2071
92) جعفری، محمد تقی. نقد و تحلیل مثنوی جلال الدین بلخی، ج 8 ص 440-439
93) لی لک: برای من و تو
94) مثنوی، 3: 3566-3568
95) جعفری محمد تقی، نقد مثنوی: ج 8 ص 440
96) جعفری، محمد تقی، تفسیر، نقد و تحلیل مقنوی، ج 8، ص 440
97) فرشی، سید علی اکبر، قاموس قرآن ج 5 ص 112
98) الرازی، فخرالدین، التفسیر اکبیر، ج 13، ص 197
99) ترجمه خرمشاهی
100) الطباطبائی، علامه سید محمد حسین. المیزان فی التفسیر القران، ج 8 ص 572
101) درباب اینکه غفلت زیان آورترین دشمن است درگقتار پنجم بحث خواهد شد.
102) ترجمه خرمشاهی
103) مولوی این داستان را در ادبیات 514-584 دفتر آورده است. خلاصه داستان را وامدار شرح جامع مثنوی تالیف کریم زمانی(ج 2، ص 170-169) هستم.
104) مولوی، مثنوی،6: 227-224
105) سروش، عبدالکریم، مثنوی همسایه دریای طهور.
106) مثنوی، 3: 1000-1001
107) مثنوی، 1: 1295
108) همان. 1: 1039-1040
109) مثنوی، 3: 2648-2649
110) همان، 3:2650 -2653
111) همان، 2654
112) عطار نیشابوری، دیوان، غزالی باهمین مطلع
113) عزار نیشابوری، مختارنامه 145-2 انتساب مختارنامه به شیخ عطار محل بحث و نظر است .

114) مولوی، دیوان شمس
115) مولوی، دیوان شمس
116) سهراب سپهری. صدای پای آب
117) نهج البلاغه، فرازی از خطبه 28
118) نهج البلاغه حکمت 122
119) زمانی، کریم، شرح جامع مثنوی، ج 1: 974
120) همان بیتها، 3924-3941
121) مثنوی 1: 3967-3968-3970-3971
122) شرح غررالحکم، ج 2 ص 210
123) ابن ابی الحدید، ج 20، ص 292
124) اسرار البلاغه 88، ابن ابی الحدید ج 20، ص 292
125) سید علی همدانی، مشارب الذواق
126) شیخ بهایی، دیوان، ص 159
127) مثنوی، 3: 2-3781
128) همان، 1: 2064
129) همان، 3: 1269-1271
130) همان، 3: 1272-1275
131) ایزوتسو، توشی هیکو، خدا و انسان در قرآن، ترجمه احمد آرام دفتر نشر فرهنگ اسلامی، 1368، ص 157
132) همان
133) اشاره به تعبیر سهراب سپهری در قطعه بلند صدای پای آب دارد: زندگی چیزی نیست که لب طاقچه عادت از یاد من تو برود.
134) غررالحکم، ج 1 ص 29
135) مثنوی، 6: 1756-1757
136) مثنوی، 1: 1034-1040
137) مثنوی، 3: 988-1002
138) همان، 3: 1033
139) غررالحکم، ج 2 ص 648
140) همان، ج 3، ص 21
141) مثنوی، 2: 881
142) میزان الحکمه، ج 7، ص 257
143) ترجمه خرمشاهی.
144) مجد، امید، ترجمه منظوم قرآن، ص 174
145) نهج البلاغه، گزارش فارسی این تعبیر را وامدار، معادیخواه، تفسیر آفتاب، ص 3842 هستیم.
146) تعبیر منطقی، قضیه توفیق و جهد هست رفیق دوام ذاتی ندارد بلکه تنها به نحو دوام ذاتی وصفی صادق است.
147) سداد: راستی، درستی
148) تفتیق: شکافتن
149) مثنوی، 3: 840-839
150) شرح غررالحکم، ج 2، ص 312
151) همان، ج 4، ص 585
152) همان
153) عطار نیشابوری، منطق الطیر، ص 109
154) نهج البلاغه، حکمت 208
155) مثنوی، 2: 822
156) در خصوص غفلت از لب لب درگفتار چهارم 2-4 به تفصیل سخن گفته ایم.
157) مثنوی، 5: 1941-1949
158) تحف العقول، ص 327، و بحارالانوار، ج 75، ص 164
159) میزان الحکمه، ج 7، ص 367
160) غفلت مستقر و تمایز آن از سایر غفلت؛ رگفتار سوم آمده است.
161) 2. case study
162) میزان الحکمه، ج 7 ص 267
163) علت: بیماری
164) ذو دلال: داروی ناز و کرشمه.
165) انا خیری: من بهترین هستم
166) مثنوی، 3: 3575-3577
167) تفسیر آفتاب، ص 3841
168) تفسیر آفتاب، ص 3842
169) تفصیل سخن در این مقام را مراجعه کنید به: فرامرز قراملکی، احمد؛ روش شناسی مطالعات دینی؛ مشهد دانشگاه علوم اسلامی رضوی، 1380 گفتار دوازدهم.
170) مغالطه کنه و وجه از مغالطه مربوط به منطق تعریف است
171) سروش، عبدالکریم، علم چیست؟ فلسفه چیست؟ تهران موسسه صراط 1371ت ص 40
172) همان، ص 39
173) بحث تفصیلی از ابعاد گوناگون انسان بیرون می ماند را مراجعه کنید به: جعفری، محمد تقی، ترجمه تفسیر نهج البلاغه، ج 1، بخش اول پ
174) مثنوی: 2: 277
175) نزاع ملا محمد مهدی، مثنوی طاقدیس، تهران، امیر کبیر، 1362ت ص 183
176) تعریف الاشجار باثمارها
177) یکی از رساله های موثر نیجه در نقد همین مواجهه های افراط گرایانه و تفریط جویانه با شناخت تاریخی است. رساله وی فایده و ضرر تاریخ در زندگی نام دارد که در چهار رساله تاملات نابهنگام در فاصله سالهای 1873-1876 م منتشر شد.
178) استور، انتونی، فروید، ترجمه حسن مرندی، تهران، انتشارات طرح نو 1357 ص 17
179) نحن ابناء الدلیل نمیل حیث یمیل.
180) مولوی، مثنوی، 1: 71
181) اندیشه های بنیادین اسلام، جمعی از نویسندگان مرکز نشر دانشگاهی، 1362 ص 141
182) همان
183) مثنوی، 3: 1558
184) اندیشه های بنیادین اسلام، 1362
185) مثنوی، 2: 569
186) همان، 579
187) همان، 580
188) مثنوی، 3: 584
189) نهج البلاغه، خطبه 109
190) عطار نیشابوری، خسرو نامه، بیت 83
191) نهج البلاغه، حطبه 109
192) منطق الطیر، بیت 64
193) مثنوی، 4: 3611
194) همان، 1: 33
195) همان، 5: 4095-4098
196) سعدی.
197) منهتک: بی پروا

198) مثنوی، 3 : 1555 تا 1557.
199) مثنوی، 3: 1252-1253
200) مثنوی، 3: 230-231
1
201) مثنوی، 1: 1648-1644
202) اندیشه های بنیادین اسلام، ص 142
203) لاهیجی، دیوان، ص 328
204) همان
205) مقابله در برابر اصلاح روان شناختی و به جای اصلاح رایج درمان در منابع اخلاقی به کار می رود. مفاهیمی چون بیماری و درمان آن تا حدودی موهم عدم اختیار آدمی در مواجهه با آن است: مراد از مقابله در این اصطلاح رویارویی موثر با محرکی است که به صورت بالقوه تعادل انسان را به هم م یزند.
206) مجمع البیان، ج 8 ص 278
207) فخر رازی، المطالب العالیه
208) صحیفه نور، ج 1 ص 238
209) تفسیلی ابوالفضل حبیش ابراهیم. وجوه القرآن، مهدی محقق، بنیاد قرآن تهران 1360 ص 5
210) راغب اصفهانی، مقردات، ص 25
211) علامه طباطبائی، المیزان، ج 16، ص 527
212) خوانساری، جمال الدین، شرح غرر و درر، ج 2 ص 164
213) فیاض لاهیجی، دیوان، ص 328.
214) مولانا بیدل دهلوی.
215) مثنوی، 3: 1019-1021
216) مثنوی، 3: 836-838
217) مثنوی، 3: 2201
218) مثنوی، 3: 2204 تا 2202
219) الهی قمشه ای: ارباب صفا پرده دریدند - در آینه، جز حسن رخ یار ندیدند

220) مثنوی، 4: 3740-3743
221) الرازی، التفسیر الکبیر، ج 15 ص 157.
222) اثر پراوج رفتار ارتباطی دکتر قربانی از روی آورد روانشناختی به اخلاق در ادبیات فارسی است. این اثر راه و روش علمی رفتار ارتباط با خویش و با دیگران است. تهران، انتشارات سینه سرخ، 1380
223) ontology
224) Epistemology
225) ibid
226) problem of being
227) problem Solving
228) ترتیبی که در بیان مبانی یاد شده آمده است، ترتیب منطقی است، به عنوان مثال تجربه من هستم منطقا به خود آگاهی مبتنی است و چنین اختیار و مسئولیت نسبت به تجربه من هستم و یا اضطراب نسبت به اختیار و مسئولیت. (اف)
229) بنابراین شادابی فردی و اجتماعی و خلاقیت منوط به تجربه شخصی و لحظه ای افراد از بودن خود است. مراد از بودن خود، هستی عام متافیزیکی نیست بلکه به این معنا است که اولا زنده ام و ثانیادر زندگی هستم؛ به معنا اینکه می توانم جهت گیری زندگی خویش را به دست گیرم. (اف)
230) -
231) مختار و مسئول انگاری انسان، هرگز به معنای نفی قانومندی رفتار نیست. بی تردید رفتار انسان تابع قوانین و عللی است که روانشناسان در تکاپوی ترسیم آنها است. اما این امر دلیل بر این نیست که انسان توانایی انتخاب ندارد.
232) Inauthenticity
233) Ibid . p . 971
234) ROLLO MAY
235) MAY R . 1891
236) Ibid . P . 381
237) به تعبیر عطار نیشابوری. چون از اول تا به آخر غفلیست - حاصل ما لاجرم بی حاصلیست (اف )
238) مراد از الگوی رفتاری گذشته همان است که در بحث عوامل پیدایی و ماندگاری غفلت به عنوان سن زدگی مورد بحث قرار دادیم ( اف )
239) بسیاری از روانشناسان و متالهان اگزیستانسیالیستی بر نقش موثر و بر مبنای عده ای انحصاری از روانشناسان - در تعالیم آسمانی انبیا در شنوا بودن نسبت به پیامهای ظریف اضطراب وجودی تاکید دارند و توانا ساختن آدمی در رودرویی وجودی را یکی از اهداف پیامبران آسمانی دانسته اند و غفلت زدایی انبیا را بر چنین مبانی استوار ساخته اند. (اف )
240) با توجه به مفهوم جهان پدیدای است که باسید گفت: ما هگی اگر چه رد یک جهان با جغرافیا و تاریخ و انسانهای معین آن زندگی می کنیم اما با تعداد انسانها، جهان وجود دارد.
241) تاکید بر معنای زمان در فلسفه اگزیستانسیالیستی، اهمیت فراوان دارد. یمکی از مهمترین آثار متعلق به فلسفه وجودی هست و زمان هابدگر البته مراد هادگر از زمان بیشتر زمان آینده و مفهوم تکاپوی وجودی است (اف)
242) Rogerse
243) Fully functioning person
244) Rogerse C on Becomming a Person Boston : houghton Mifflin 1691
245) تفصیل سخن در این مقام را مراجعه کنید به : قربانی نیما، مهندسی رتار ارتباطی، تهران، انتشارات سینه سرخ، 1380 فصل آخر (اف)
246) مثنوی، 2: 264-263
247) تمایز دو جمله از نظر یاد شده از نظر منطقی، تمایز حمل مواطاه و حمل اشتقاقی بر مبنا منطق دانایی چون فخر رازی است. مناط حقیقت بودن، حمل مواطاتی است و حمل اشتقاقی حقیقت نیست.
248) مثنوی، 1: 973.
249) مثنوی، 2: 265
250) مثنوی، 1 : 299
251) مثنوی، 6: 3793
252) همان، 3794
253) مثنوی، 3: 230
254) وسعه مدیریت، شماره 33، دی ماه ا