فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

10-4) اضطراب

توانایی خود آگاهی و به دنبال آن انتخاب و ناگریزی انسان از پذیرش مسئولیت پیامدها اعمالشان به طور طبیعی دغدغه درستی انتخابها و پیامدهای آنها را بر می انگیزد. رولومی (234) معتقد است که آزادی و اضطراب دو روی سکه اند. (235) اضطراب با هیجان همراه با ظهور و اندیشه جدید در ما، همبسته است. بنابراین، وقتی که ما آزادی خود را برای حرکت از شناخته ها به سوی ناشناخته ها به کار بریم، با اضطراب روبرو می شویم. (236)
اضطراب از نیاز شخصی ما برای بقا حفاظت از بدن و اظهار نمودن خویش، ناشی می شود و در سطح بدنی و جسمانی اضطراب خود را در قالب افزایش ضربات قلب، افزایش فشار خون، آمادگی عضلات برای جنگ و گریز و احساس دلهره و دلشوره، نمایان می شود. رولومی اضطراب را به عنوان تهدیدی به هستی ارزشهایی تعریف می کند که از طریق آنها وجود خود را مشخص می سازیم. روان شناسان اگزیستانسیالیست، اضطراب را به دو نوع طبیعی و ناسالم تقسیم می کنند .اضطراب طبیعی سه مشخصه دارد: اولاً: با موقعیت برانگیزده آن متناسب است، ثانیاً، نیازی به سرکوبی آن وجود ندارد و مامی توانیم آن را بپذیریم و با آن روبرو شویم، همانطور که با واقعیت مرگ روبرو می شویم، ثالثاً چنین اضطرابی می تواند سرچشمه خلاقیت باشد و به عنوان محرکی در تعین و رویارویی با مسائل غامض زندگی که این اضطراب از آنها ناشی می شود، رهگشا باشد.
اضطراب ناسالم، متقابلاً دارای سه ویژگی متخالف با خصیصه های اضطراب طبیعی است. اولاً با خواستگاه موقعیتی خود متناسب نیست
به عنوان مثال، اضطراب والدین از تصادف کردن کودکشان و در نتیجه ممانعت همیشگی از خارج شدن وی از منزل، به دلیل آن اضطراب، اضطراب نا سالم است. ثانیاً: چنین اضطرابی معمولاً سرکوب می شود و ثالثاً ماهیتی ویرانگر و غیر سازنده دارد. از این روی نمی تواند سرچشمه خلاقیت باشد. فرد سالم، بر اساس تحلیل این روان شناسان، کسی است که از اضطراب ناسالم رهاست و قادر است اضطراب وجودی (طبیعی ) غیر قابل اجتنابی را تحمل کند. اضطراب وجودی رنجی است ناشی از هشیاری ما به مسئولیت خویش در قبال آنچه از وجود خود ساخته ایم. از آنجا که اضطراب وجودی رنج آور است از این اضطراب و غافل شدن از مسئولیت شخصی، شایع است. اما غفلت از ریشه های چنین اضطرابی در زندگی، در نهایت به یک زندگی فاقد اصالت منجر می شود. افرادی که به اضطراب وجودی هشیار نیستند، گذشته از اینکه در شرایط حساس و بحرانی زندگی خود ضربه می خوردند، فاقد انگیزه لازم برای تغییر و حرکت و زندگی خود هستند. این اضطراب می تواند به نیرویی برای حرکت، تغییر و آزمایش سبکهای جدیدی از زندگی منجر شود. (237)بر همین اساس که دست کشیدن از الگوی رفتاری گذشته (238)و اتخاذ سبک جدیدی اگر چه به تشدید اضطراب منجر می شود، اما در بلند مدت به خشنودی و رضایت بیشتر فرد از شیوه نوین بودنش می انجامد هر اندازه که اختیار و مسئولیت خویش کمتر غافل باشیم، اضطراب و رنج وجودی، که سرچشمه زندگی و خلاقیت است و بیشتر کاهش می یابد. در واقع، تصمیم نشانه ای از آمادگی ما برای تغییراست. چنین نشانه ای ماهیت سازنده دارد، چرا که به ما می گوید همه چیز به خوبی پیش نرفته است. از ما یاد بگیریم که پیامهای ظریف اضطرابهای وجودی گوش کنیم و از آنها غافل نباشیم، قدمهای لازم برای تغیر سازنده در زندگی خود را برداشته ایم. (239)

10-5) احساس گناه

احساس گناه نیز همچون اضطراب به دو نوع است: طبیعی و ناسالم. احساس گناه ناسالم از پندار تخلف از معیارهایی اخلاقی ناشی می شود. اما احساس گناه طبیعی، حساسیت ما به اخلاقی بودن رفتارمان را بر می انگیزاند. نوع سومی از احساس گناه نیز وجود دارد که ما اکثراً از آن غافل هستیم: این احساس گناه از غفلت ما نسبت به رشد استعداد ناشی می شود. اگر ما نسبت به خودمان غافل باشیم و استعدادهای خود را عقیم بگذاریم، احساس گناه می کنیم. غفلت از چنین تعهدی که ما نسبت به خود داریم، نوعی گناه محسوب می شود. به عنوان مثال اگر شما استعداد فراوان در یک زمینه های هنری در خود احساس کنید، اما در زندگی به دنبال یادگیری آن هنر نروید و استعداد خود را عقیم بگذارید، از چنین کاری احساس پشیمانی و گناه می کنید.

10-6) سه نوع جهان

بر اساس این مفهوم سازیهای روانشناسان وجودی، نباید جهان را صرفاً بر اساس محیط عینی توصیف کرد. بلکه باید جهان پدیداری که در واقع فرد در آن زندگی می کند، مورد توجه قرار گیرد. محیط عینی تنها یک شکل از جهان است. در این دیدگاه سه نوع جهان وجود دارد. جهان زیست شناختی که همان عینی است. برای انسان و حیوان، این جهان از نیازها و غرایز زیست شناسی تشکیل شده است. بر این جهان، قوانین طبیعی و چرخه های طبیعی مثل خواب و بیداری و تولد و مرگ و محدودیتها و ضرورتهای زیست شناختی که هر یک از ما بایستی با آنها سازش پیدا کنیم، حاکم است. جهان دوم، جهانی است که فرد به همراه دیگر انسانها که فرد را احاطه کرده است در آن زندگی می کنند و جهان خود آگاهی و ارتباطی که فرد با خود برقرار می کند، دلالت دارد، جهان پدیداری و یا معنای شخصی رویدادها در زمان و مکان خاص نیز در گستره جهان سوم جای می گیرد. (240)