فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

9-5)دیده عبرت بر تاریخ

روش دیگر غفلت زدایی پیامبران، دعوت به تدبر در سنتهای گذشتگان است. تاریخ بشریت فراز و نشیب فراوانی دارد و حوادث تلخ و شیرین بسیاری در آن وجود دارد، حوادث نکته آموزی و عبرت آموز، قرآن همه مردم را دعوت می کند با دیده عبرت بین به آنها بنگرند و حوادث را نقد حال خود بدانند. قرآن در تحلیل تمدنها به عنصر غفلت اشاره می کند تا مایه پند غافلان گردد. به همین دلیل پس از بیان قصه حضرت موسی (ع)و فرعون مصر می فرماید:
و ان کثیرا من الناس عن ایاتنا لغافلون
بسیاری از مردم از نشانه های ما در غفلت هستند
همانگونه که مولف تفسیر کبیر تذکر می دهد مراد از بیان این داستانها، به دست آمدن پند، عبرت و تذکر است. (221) عبرت آموزی از قصص، اصل مهمی در بیان قصه های قرآنی است.
لقد کان فی قصصهم عبرة لاولی الالباب (یوسف / 111)
همانا در حکایت آنان برای صاحبان عقل، عبرت خواهد بود.
بنابراین، قرآن از طریق بیان قصص انبیا و دعوت به مردم به تأمل و تدبر در این قصص به غفلت زدایی می پردازد:
نحن نقص علیک احسن القصص بما اوحینا الیک هذا القرآن و ان کنت من قبله لمن الغافلین (یوسف / 3)
ما بهترین حکایات را به وحی دین قرآن بر تو میگوییم هر چند پیش از این وحی، آگاه نبودی.

گفتار دهم تأملات وجودی (روانشناسی اگزیستانسیالیستی و مساله غفلت) - گفتار حاضر به قلم دوست فاضل دکتر نیما قربانی نگارش شده است (222) نویسنده مقاله ابتدا زمینه های تاریخی ظهور روی آورد

اگزیستانسیالیستی در روانشناسی را به طور مختصر میان آورده و آنگاه به طرح مبانی رویکرد و مفهوم سازیهای روانشناسان پرداخته است، بازخورد این روانشناسان با مساله غفلت در تکمیل و تدقیق گرفتارهای سابق، نقش موثری دارد. تاملات فلسفی اگزیستانسیالیسم دو مزرعه مستعد در تفکر مغرب زمین را بارور ساخت: مسائل مهم است که تحلیل آن در گسترده دوم در گفتار حاضر آمده است و طرح تحلیل متألهان جدید اگزیستانسیالیست در باب غفلت محتاج نوشتار مبسوط دیگری است. از برادر عزیزم دکتر قربانی که در خواست بنده را با کرامت اجابت و گفتار حاضر را با سخاوت تمام ارائه کردند و اجازت ویراستاری مختصر بر آن را نیز مزید بر لطف خویش ساختند، سپاسگزارم. ملاحظات تکمیلی و توضیحی که در پاورقی از این جانب است با علامت (اف) مشخص شده است.
اقتضای جان چون ای دل آگهی است - هر چه آگه تر بود جانش قوی است

چکیده

فرآیند تحول فلسفه غرب در دو رشته هستی شناسی و شناخت شناسی حرکت کرده است که اگزیستانسیالیستم در اثر انتقاد به مباحث مجرد و انتزاعی هستی شناسی متولد شده است و سعی دارد مباحث فکری، علمی کاربردی در خصوص خود تک تک انسانها را در فلسفه طرح کند. برخی از روانشاناسان با استفاده از این روی آورد فلسفی نوعی روانشناسی بوجود آوردند که در آن مسائل بنیادی هستی فرد، بدونه ارائه مفهوم سازیهای تئوریک و انتزاعی، مورد توجه قرار می گیرد. مادی روانشانسی اگزیستانسیالیستی با طرح ماهیت واقعی زندگی ما انسانها به جای مساله گشایی ما را به مساله بودن روبرو می سازد و. بر اساس مبادی این روی آورد؛ شخص قادر به هشیاری به افکار، احساسات، انگیزه ها و اعمال، و همچنین ساختار زندگی - محدودیت زندگی، تنهایی، مرگ، غایت زندگی، و توانایی انتخاب - است که بتواند انتخاب کند، تصمیم بگیرد و چگونگی سرنوشت خویش را رقم بزند. بنابر این مسئول انتخابها و تصمیم گیریها و اعمالش روبر ست. پس در معرض احساس گناه نیز قرار دارد. این فرد در جهانی با سه بعد زیست شناختی، اجتماعی و پدیداری زندگی می کند. وی با دریافت و هشیاری به لحظه های زندگی، وجود خویش را می یابد. گشودگی با تجربه او را به لحظه لحظه های در حال گذر هستی هشیار می سازد و او را ناظر و تجزیه کننده این لحظات می کند. این هشیاری ها اعتماد وی را به صورتی فراینده نسبت به انتخابها و رفتارهایش افزایش می دهد. اعتمادی در آمیخته با دلهره وجودی. در این خصوص، ما مراقبه راهگشای عرفان مشرق زمین را به عنوان یکی از راهبردهای موثر در اتخاذ بازخورد گشوده به تجربه معرفی می کنیم.