فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

گفتار هفتم عوامل معرفتی غفلت

چشم حس همچون کف دستت و بس - نیست کف را بر همه اودست رس

چکیده

شناخت عوامل و زمینه های پیدایی و پایداری غفلت، در پیشگیری و درمان آن ضرورت دارد. عوامل غفلت آور بر دو قسم است: عوامل معرفتی یا خطاهای شناختی و عوامل فرامعرفتی قابل تقسیم است. از عوامل فرامعرفتی تنها به بیان عوامل روانی بسنده می کنیم. خطاهای شناختی عبارتند از: مغالطه کنه و وجه که فرد را به نگرشی یک بعدی می رساند و مغالطه تعمیم ناروا، خطای استنباط نفی ماعدا از اثبات شی، در آمیختن مشاهده امر و واقع و برداشت فرد از آن و مطلق پنداری عقل.

مقدمه

غفلت چنان که در گفتارهای پیشین بیان شد، مراتب و ابعاد گوناگونی دارد. هر مرتبه از غفلت، معلول عوامل خاصی است و هر بعدی از آن برخاسته از زمینه های معینی است. شناخت دقیق این عوامل و زمینه ها، شرط پیشگیری و درمان غفلت است زیرا تغییر رفتار فرد غافل به دو طریق میسر است: رفع عوامل و زمینه های پیدایی غفلت - اگر آن عوامل قابل زدودن باشد - و مهار کردن آنها در صورت اینکه قابل رفع نباشند. روز آورد ما به شناخت عوامل و علل پیدایش غفلت، روی آورد درمانگرانه است و لذا به بررسی عوامل همه مراتب غفلت نمی پردازیم. دو مرتبه از غفلت گریزناپذیر و غفلت معذور، به همین دلیل، مورد بحث گفتار حاضر نیستند. سوال عمده در شناخت عوامل پیدایی و زمینه های ماندگاری بیماری غفلت این است که چه عواملی موجب روی گردانی انسان از امور مهم و سرنوشت ساز زندگی می شود؟ اموری که علی اصول باید مورد توجه مدام واقع شود. به ویژه پس از هشدارهای آسمانی توسط پیامبران الهی بر انسان ارزانی می شود، غفلت انسان چه توجیهی دارد؟
پرسش دیگر، این است که شدت پذیری غفلت و اشتداد آن از مراتب ضعیف به مراتب شدید، مرهون چه عاملی است؟ گرفتاری به غفلت، چگونه به مرتبه غفلت مستقر می انجامد و در دل چنان رسوخ می کند که رهایی از آن به آسانی مقدور نمی شود؟
غفلت بر خلاف رفتارهایی چون ؛ درغگویی، اختلاس و... از امور جوارحی و رفتارهای ظاهری بیرونی نیست بلکه از حالات جوانحی و امور درونی است. موطن غفلت، قوه شناخت آدمی است، آنچه شناخت را زا هشیاری مانع می شود، عامل غفلت است. عوامل ناهشیاریی و بی خبری بر دو قسم است: عوامل معرفتی و فرامعرفتی.
مراد از عوامل معرفتی در اینجا قسم خاصی از خطاهای شناختی است که هشیاری انسان را مختل ساخته و او را از توجه به حقیقت و دیدن همه حقیقت باز می دارد. مراد از عوامل فرامعرفتی، عوامل بیرون از قوه شناخت است که مانع شناخت می شود. عوامل شخصیتی، تربیتی، اجتماعی...در شناخت آدمی دخیل هستند و در موارد پرده ای بر دیدگان او می نهند. بحث از عوامل فرامعرفتی را در گفتار آینده طرح می کنیم.
خطاهای شناختی؛ قوه شناخت آدمی، ارتباط معرفتی او را نسبت به خود و محیط خود برقرار می کند. انسان به وسیله چنین نیروی موهبتی، به جهان هستی علم پیدا می کند، اما در به کار بردن قوه شناخت، همیشه موفق نیستم بلکه در مواقعی، بدون تردید خطا می کنیم. چیزی را نمی بینیم و یا چیزی را وارونه می یابیم. بنابراین، انسان در کسب آگاهی مصون از خطا نیست. خطای ادراک از جهت عوامل و چگونگی وقوع، تنوع دارند. گاهی خطا، خسی است و گاهی فکری. خطای حسی به نحوه کارکرد حواس مربوط است و خطای فکری به نحوه ترتیب معلومات پیشین در استنباط آگاهی جدید برمی گردد. خطا از حیث دیگر بر دو قسم است: خطاهای پرهیزناپذیر، و خطاهای درمان پذیر. خطاهای پرهیزناپذیر که ناشی از محدودیت قوه شناخت آدمی است. منشأ غفلت گریزناپذیر است. چنین خطاهایی موضوع بحث نوشتار حاضر نیست. خطاهای درمان پذیر ناشی از عدم استفاده صحیح و دقیق ابزارهای شناختی است. خطاهای درمان پذیر بر دو قسم است: قسم اول، خطاهای است که در مقام تفکر پیچیده راه می یابد همچون مغالطه هایی که در استدلالهای منطقی رخ می دهد. قسم دوم، خطاهایی است که در داوریها و تصمیم گیریهای عمومی راه می یابد . عموم مردم در مقام داوری بدون آنکه به استدلالهای پیچیده منطقی بپردازند، استنباطهایی دارند که ممکن است از خلل و رخنه برخوردار باشند. چنین خطاهایی منشاء غفلت درمان پذیر است. عوامل غفلت، در واقع به یکی از خطاهای ادراکی بر می گردد که یا ناشی از عوامل معرفتی خطا است و یا ناشی از عوامل غیرمعرفتی.