فهرست کتاب


پرده پندار (تحلیلی از غفلت در پرتو خطبه 174 نهج البلاغه)

احد فرامرز قراملکی

6-9) عذاب اخروی

سزای غفلت ورزانی که پس از اتمام حجت و آگاهی یافتن از راه سعادت، همچنان از آیات الهی و انذار آسمانی اعراض می کنند و بی خبری خود را تداوم می بخشند، آتش جهنم و عذاب الهی است. اینکه غفلت از یاد خدا از عوامل گرفتاری آدمی به آتش دوزخ است، مورد تاکید قرآن مجید است: ولقد ذرانا لجهنم کثیرا من الجن و الانس لهم قلوب لا یفقهون بها و لهم اعین لا یبصرون بها و لهم اذان لا یسمعون بها، اولئک کالانعام بل هم اضل اولئک هم الغافلون ( اعراف - 179)
و محققاً بسیاری از جن و انس را برابر جهنم واگذاردیم چه آنکه آنها را دلهائیست بی ادراک و معرفت و دیددگان بی نور و بصیرت، و گوش های ناشنوای حقیقت، آنها مانند چهارپایانند بلکه بسی گمراهترند.
بسیاری از مفسران بر مبنای این آیه شریفه گفته اند: عامل وارد شدن آنها در جهنم، همان غفلت از یاد خداوند است و آنچه انسان را زا عذاب الهی می رهاند، فقط ذکر خدا است. مفسران بزرگی چون شیخ طوسی در ذیل همین آیه، پرسشی کلامی را طرح کرده اند و پاسخ داده اند که گزارش مختصر آن مفید است: در پاسخ می توان گفت: مراد از غفلت در اینجا، اعراض از آیات و عدم التفات به آنها است. اعراض و روی گردانی، رفتار اختیاری است و همین رویگردانی اختیاری سبب می شود که فرد در زمره غافلان در آید. بر اساس آنچه در گفتار سوم در خصوص مراتب غفلت بیان شد، می توان گفت، عذاب اخروی مانند عذاب دنیوی، نتیجه طبیعی غفلت ورزی کسانی است که دچار غفلت مذموم شده اند و دو قسم غفلت گریزناپذیر و غفلت معذور، از این حکم بیرون هستند. غفلت مذموم، غفلت بعد از هشدارهای آسمانی، در مراتب سه گانه آن، غفلت مستقر، غفلت مضاعف، و غفلت جمعی، موجب عذاب الهی است که در دنیا به صورت فتنه و انحطاط پدیدار می شود و در آخرت به شکل آتش دوزخ تجسم می یابد. در چنین روز است که پرده پندار می افتد و انسان، غفلت خود را درک می کند اما جز حسادت و اندوه ثمری ندارد.

گفتار هفتم عوامل معرفتی غفلت

چشم حس همچون کف دستت و بس - نیست کف را بر همه اودست رس

چکیده

شناخت عوامل و زمینه های پیدایی و پایداری غفلت، در پیشگیری و درمان آن ضرورت دارد. عوامل غفلت آور بر دو قسم است: عوامل معرفتی یا خطاهای شناختی و عوامل فرامعرفتی قابل تقسیم است. از عوامل فرامعرفتی تنها به بیان عوامل روانی بسنده می کنیم. خطاهای شناختی عبارتند از: مغالطه کنه و وجه که فرد را به نگرشی یک بعدی می رساند و مغالطه تعمیم ناروا، خطای استنباط نفی ماعدا از اثبات شی، در آمیختن مشاهده امر و واقع و برداشت فرد از آن و مطلق پنداری عقل.